The first 200 lines.
زن خندان
این دفعه واقعاً بهم آسیب زدی.
باشه، پس جمعه بعدی همین موقع میبینمت!
خداحافظ!
مدارس دیگهای هم هستن که خیلی بیشتر شایستگی دریافت کمکهزینه رو دارن
مثل اون چیزی که من در نظر داشتم.
درسته. - نه! این یه انتخاب منطقیه.
کاملاً درسته.
متاسفانه باید بگم تصمیم کمیته اجرایی
به نفع شما نبوده.
اما...
مگه موقعیت منو توی شرکت در نظر نگرفتن؟
من میتونم کمتر از یک سال به بنیاد برگردونم. همون مبلغی که برداشته بودم.
اصلاً بحث بازپرداخت پولی که برداشت کردید، مطرح نشد.
این یه مسئله اصولیه.
یک بنیاد خیریه مثل ما، به سختی میتونه درهاش رو به روی مدیری باز کنه
که ۱۰۰ هزار دلار از سرمایهاش رو به جیب زده.
حتماً اینو درک میکنید؟
عذر میخوام آقا، آیا ممکنه من در مورد این پرونده به هیئت مدیره اعتراض کنم؟
خودتون هم مثل من میدونید که تصمیم کمیته اجرایی
غیرقابل بازگشته.
باید خیلی شکرگزار باشید که این موضوع
به مراجع قانونی کشیده نشده.
آخرین چیزی که میخوایم، یه رسواییه.
من فکر بهتری در مورد شما میکردم...
حالا، با اجازه شما.
نه، نه، نه، نه واقعاً نمیتونم.
خب، میدونی اگه میتونستم، حتماً اونجا بودم.
واقعاً متاسفم، درست لحظه آخر گذاشتمت سر کار...
مگه نه؟
اوه صبر کن! یه لحظه وایسا.
وایسا!
اما عزیزم، تقصیر من نیست. هست؟
من... من تب شدیدی دارم.
همینجوری یهو...
این از کبدِ منه، آره همینطوره.
چی؟
دکترم. فکر میکنی کجا باشم؟
نه!
اوه نه، البته که اصلاً بحث پول نیست!
احساس میکنم سرم داره میترکه
و همش دارم عرق میکنم.
اوه، میدونم...
بندازیمش برای جمعه بعد؟
خداحافظ!
میخوام با آقای مدیر صحبت کنم.
خانم ارگستروم اینجا هستن. - کی؟
خانم ارگستروم، ایشون از دفتر مطبوعات هستن. - بگید بیان تو.
همین الان میبیننتون.
خانم ارگستروم...
میفهمم که از روابط عمومی هستید؟ - بله.
اسم شما رو به خاطر نمیارم. - اوه، من تازه یه ماهه اینجا کار میکنم.
این همه قضیه چیه؟
متاسفم که مجبورم مزاحمتون بشم
اما باید مطالب بهتری برای اون داستان در مورد عقیمسازی مردان
در هند داشته باشم.
من به دسترسی به چند ژورنال تخصصی نیاز دارم.
من با کمال میل اونها رو به شما میدم
اما اونها رو خونه دارم.
اوه، میتونم بیام و برشون دارم؟ - نگران نباشید
من دوشنبه میارمشون. - اوه!
نمیخوام اصرار کنم اما امیدوار بودم مقاله رو در طول آخر هفته تموم کنم.
شما یه روش خیلی عجیب برای گذروندن آخرهفتههاتون دارید.
من انگار توی اون دو روز خیلی بیشتر تمرکز میکنم.
دوست دارم از مردم فاصله بگیرم، حواسم پرت نشه.
شما شخصاً موافق یا مخالف عقیمسازی هستید؟
من کاملاً موافقم...
مردی که از قبل ۲ یا ۳ فرزند داره
کاملاً در برنامه عقیمسازی جا میگیره.
چرا همیشه زنان باید کسایی باشن که مجبورن پیشگیری کنن، قرص بخورن و غیره؟
قرص هیچ اثر ماندگاری نداره، در حالی که عقیمسازی یعنی ناباروری دائمی.
این وحشیانه است، فجیعه!
البته من موافقم که افزایش زیاد جمعیت باید کنترل بشه
اما فقط با روشهایی که به قوه باروری مرد آسیب نرسونه.
این کار میتونه از طریق برنامههای آموزشی صحیح انجام بشه.
یک... درخواست عملی برای مسئولیتپذیری
انتشار و تعریف روشهای مختلف
و اگه اون هم فایدهای نداشت، اون وقت استفاده صحیح از قرص.
ضروریه که باروری مرد
کاملاً دستنخورده باقی بمونه.
متوجه شدید؟ - با وجود نظر شخصی من
شما گزارشی خواهید داشت که رضایت شما رو جلب کنه.
صمیمانه امیدوارم. - پس میتونم اون انتشارات رو داشته باشم؟
خب، اگه واقعاً اصرار دارید.
پیدا کردن خونه اونقدرها هم آسون نیست، لطفاً ساعت ۸:۳۰ اونجا باشید.
ممنون، حتماً.
واقعاً نمیفهمم اینا در مورد چی هستن اما به طرز دلنشینی تزئینی هستن.
اونها رو یک مبلغ مذهبی نقاشی کرده
اون از بزرگنمایی اسلایدهای میکروسکوپی کپی میکرده از
انواع مختلف باکتریها و تکسلولیها.
طاعون
جذام
تیفوس
وبا
کورَک
کزاز
دیفتری
هاری
این یکی چیه؟
تایمروس پریوروپاته
مغز رو متلاشی میکنه.
اوه، چقدر وحشتناک!
اسکاچ میل دارید؟ - بله، ممنون.
بدون یخ.
از کلکسیون کوچیکم خوشتون میاد؟ - واقعاً خیلی جالبه.
هیچوقت تصور نمیکردم شما به سراغ همچین چیزایی برید.
ما مدت زیادی نیست که همدیگه رو میشناسیم.
تنها چیزی که راجع به شما میدونم اینه که خب...
شما یه روزنامهنگار جوان و خیلی مشتاق هستید.
من یه خورده بیشتر راجع به شما میدونم.
شما خیّر هستید، مجردید،
و یه کلکسیون خیلی چشمگیر از خنجر دارید.
واقعاً خیلی منحصر به فرد نیستن
به جز یکی دو تا قطعه.
مثلاً این یکی
فلورانسی، قرن پونزدهم.
میگن متعلق به جولیانو د مدیچی بوده
یه شیار برای سم داخلش داره
لطفاً منو باز کن!
از نظر زیباییشناسی، موقعیتت عالیه.
تو یک خط بلند، نرم و منحنی رو در برابر چند تا خط راست تشکیل میدی.
همینجوری زنونهای!
تو... تو دیوانهای!
نه، عزیزم
من دیوانه نیستم
این... تویی.
و همه زنهای دیگه.
شماها میخواین دنیا رو اداره کنین!
شماها برنامهریزی کردین که خودتون رو خودکفا کنین
از نظر اجتماعی و جنسی خودکفا.
یک کلمه از حرفاتو نمیفهمم!
بس کن، تو عقلتو از دست دادی!
اونا از همین حالا آمادهان که اسپرم جمع کنن
از سالمترین و باهوشترین مردها
و حسابی منجمدش کنن.
تا اینکه تو ۱۰، ۲۰...
۵۰ سال دیگه، یه زن بتونه بچهای رو که میخواد انتخاب کنه.
بلوند یا تیره
چشم آبی یا قهوهای، نابغه، ورزشکار،
طرفدار فوتبال، دوستدار موسیقی.
چه اهمیتی داره که پدرش مرده؟
مردهای زندهی دیگه
اونایی که تو اوج غلیان جنسیان... اونا چی؟
اون به اونا اهمیت میده؟
عمراً.
تنها چیزی که میخواد
یه لوله آزمایش اسپرمه که مرتب برچسبگذاری شده باشه
که از یه قفسه، مثل یه جفت دستکش نو، انتخابش کنه.
خواهش میکنم، آخ خواهش میکنم، به خودت بیا، ولم کن!
و حتی مجبور نیستی این ناخوشایندی رو تحمل کنی
که شکمت رو باردار و متورم ببینی.
چهار هفته بعد از لقاح،
میتونن اون چیز رو توی یه دستگاه مخصوص بذارن.
بله، روی اون هم دارن کار میکنن.
و بعد هشت ماه دیگه برمیگردی
و وقتی رسید، برش میداری.
بس کن... بس کن...
دردم میاد!
خرگوشهای ماده قبلاً یاد گرفتن که با بکرزایی تولید مثل کنن.
کاملاً به تنهایی.
بدون هیچ کمکی از مرد
و فقط فرزندان ماده تولید میکنند.
و شما، زنها، یاد خواهید گرفت اینطوری تولید مثل کنید.
چیزی جز زنها. دنیایی که فقط زنها توش زندگی میکنن!
برج حمل، با مریخ در طالع
گرایش به همجنسگرایی ایجاد میکنه.
اگه تو یکی از روزهای آخر ماه به دنیا اومده باشی
این تمایلات به انحراف
به ناخودآگاهت محدود میماند.
برج ثور، با زهره در طالع
باعث خودشیفتگی و خودارضایی میشه
تأثیر آرامبخش ماه کامل
در لحظه تولد، غریزه اونانیستی رو هدایت میکنه
به سمت برونگرایی.
برج جوزا، با عطارد در طالع، مازوخیسم و سادیسم رو تشدید میکنه.
اگه در ساعات اولیه صبح به دنیا اومده باشی
گرایش تو به سمت مازوخیسم خواهد بود
با تصعید میل سادیستی.
برج سرطان، با ماه در طالع، نَکروفیلیا رو برجسته میکنه
اما از اونجایی که سوژه به ندرت فرصت انجام این عمل رو پیدا میکنه
اکثر متولدین سرطان، به چشمچرانی به عنوان یک جایگزین رضایتبخش کشیده میشوند.
اگه ماه در زمان تولد در تربیع اول بوده باشه...
این تمایلات به شکلی کاملا رک و راست نمایان خواهند شد.
شما شنونده برنامه "انحرافات جنسی و ستارگان" بودید.
خب، صبح بخیر.
صبح بخیر.
چطور دوست داری باهاش عشقبازی کنی؟
خواهی دید که ازش لذت میبری.
میتونی از اون زنانگیت استفاده کنی.
حالا!
دستاتو دورش حلقه کن!
بغلش کن. - نه.
میگم بغلش کن!
محکمتر!
ببوسش.
لباشو... لباشو!
با شهوت بیشتر.
با هوس بیشتر، میشنوی؟
کری؟
و حالا... باهاش عشقبازی کن.
No comments yet. Be the first to leave one.