The first 200 lines.
خب، چه فکری میکنی؟
.اولین نسخه است
کمی شراب بنوش، کریستوف
ظاحر شما چنین است گویی در چند قدمی مرگ هستید
نتیجه ی نوشتن کتابی که کلماتش آغشته به خون است
.از بویی که به مشام میرسه
این صفحات از پوست شما هستند؟
.من و کسانی دیگر
.صحیح
ویلیام وسلز
وظیفه ی به وجود آوردن این کتاب قدرتمند رو دارا بود
علاوه بر این، پوست و خون در دنیای بعدی چه استفاده ای دارد
...چند نسخه از کتاب موجوده
نسخه ی دیگری؟
امکان ندارد برای این کتاب نسخه ای دیگر باشد
تنها یک کتاب برای فروش؟
تنها یک پرایکپتا مورتیوروم وجود خواهد داشت "قوانین مرگ"
ارزشش از هزاران کتاب نوشته شده توسط میلتون بیشتر است
هر کس که نگاهدار این کتاب باشد ...جادویی در دست خواهد داشت
یه لحظه صبر کن
بله؟
خوشحال میشی اگر بدونی شخص علاقه مندی رو شناسايی كردم
خواهش میکنم، بله
به سختی متعجب شدم
.خواهیم دید
اینجاست، کشیش اعظم
نه، تو چه کردی!؟
...خب
کتاب رو خواندی؟
همه اش رو؟
چشمی انداختم من یک ناشر هستم
...نه آنتوان، تو یک ناشر بودی
متاسفانه برای شما پایان آن چنان ملایم نخواهد بود
دعا کن قدری پوست برای پوسیدن بر استخوانت بماند
.ببریدش
نه، نه !التماس میکنم
!نه
جویندگان حقیقت
میتونین به من کمک کنین؟
...آسترید
احساسی که فکر میکنی ارواح دنبالت هستن
بهش میگن سندروم کاسپر
میتونه در جواب به ضربه روانی شدید باشه
اتفاق ناگواری برات افتاده؟
خونم آتیش گرفت و دیدم مادرم تو آتیش میسوزه
بعد به یه بیمارستان برده شدم
ولی به جای دکتر همه جا پر بود از
سایه هایی که منو دنبال میکردن
و بعد دوباره مامانم رو دیدم
ولی اینبار اون یه روح بود
...آره، خب، میدونی
پس معلوم شد داری درست میگی- آره احتمالاً سندروم کاسپر نیست-
!همون روحه
خوبه؟
.باشه
.همه یه نفس عمیق
.باشه
قراره یکم تکنیکی حرف بزنم پس عذرخواهی میکنم
ازت میخوام بیایی جلوی مغزت
که من با اون عقبیا حرف بزنم
باشه؟- باشه-
خوبه
سریال موردعلاقه؟
سریال دوستان- منم اون سریال رو دوست دارم-
ساکت
خیلی خب، عزیزم
.حالا چشماتو ببند
تو رو نمیگم خره چیکار میکنی؟
...فقط
فکر کن داری یه قسمت سریال دوستان می بینی
چندلر یه جوک میگه
مونیکا تیکه میندازه
گانترم اونجاست
.اون میمون بامزه هم هست
گانتر، میمون بامزه
.آروم باش
صدای بعدی که باهاش حرف میزنم ناخودآگاه آسترید خواهد بود
سلام ناخودآگاهه آسترید
.سلام، گاس
اولین بار کِی این ارواح رو دیدی؟
.تو بیمارستان
میدونی اون بیمارستان کجاست؟
نزدیک جایی که اولین بار منو دیدی
.کنار جاده
.من الان اونجام
.تاریکه
...اونا اینجان
این نشونه ی خوبیه یا بد؟
بابا، چیکار میکنی!؟
خدای من، ترسوندیم
میخوام برم اینترنت که یه پیام ویدیویی بفرستم
!خب گوشی برات خریدم اینترنت داره که
تو این؟- آره-
خودش یه کامپیوتره
خودم میدونستم
آره، یه کتری بزار چایی دم کنیم
هی، باید بریم سر کار
و تو هم میتونی تا موقع ناهار باهامون بیایی
چرا مگه موقع ناهار چی میشه؟
.قراره بریم پیش جنی فترز
.چیزی نمیشه
تو کی هستی؟
ایشون آسترید هستن
سلام- سلام، آسترید-
این دوتا رو از کجا میشناسی؟
اون دختر خواهرمه- اون دوست دخترمه-
تو که همین هفته گاس رو دیدی
.آره
ولی، شام رفتم خونشون و اونم اونجا بود
!میدونی بعد یهو چشمم به چشمش افتاد
گفتم ازش بخوام باهام بیاد قرار مدار و اینا
و معلومه دیگه اونم جواب داد آره که میام
...و
واسه تجربه ی کاری باهاشون میرم- !ما هم میخواستیم همینو بگیم-
گاس رابرتز یه همکارم نمیخواست
حالا شدن دوتا
.همچین نمیشه گفت همکار
آسترید قراره حسابی بهت خوش بگذره
دایی که اینجا نشسته بهترین نصاب ما ـست
پوششمون رو به صد درصد رسوند
و با ارائه ی اینترنت شیش جی
قراره برنامه ی نصب ـمون خیلی شلوغ شه پس زمان خوبی رو انتخاب کردی
که بیای تو گروهه بر و بچه های لبخند- خوبه-
خیلی ممنون، رئیس ما دیگه بزنیم به جاده
البته- بریم-
عالیه- روز خوش-
دیو صحبت میکنه چطور میتونم لبخند رو لبتون بیارم؟
الو؟
الو؟ الو؟
محض رضای خدا
بیورن این دوباره خراب شد !کسی پشت خط نیست، امروز پنجمین باره
!گاس
سلام، جنی
سلام، چطوری؟ خوب به نظر میرسی
.ممنون
ممنون
اونی که میگفتی ایشونه؟
نه این التون همکارمه
هاله های عجیبی دورشه
کسی که درباره ـش میگفتم اونه، آسترید
ناراحت نشی ولی باید قبل از اینکه بزارم رد شی شرایط فراهم باشه
.یه لحظه صبر کن
.از این طرف
حالت چطوره؟- فرش جدید گرفتی؟-
آره، خوشت میاد؟
اون یکی قدیمی شده بود
.هی
.اون آماده ـست
.بیا دیگه
به چی نگاه میکردی؟
پس، تو همون دختره ای که کلی روح دنبالشه
آره، یا اینه یا اینکه دارم دیوونه میشم
اتفاقاتی که اینجا می افته دیوانگی نیست، عزیزم
گمون میکنم گاس درباره ی زمانی که سعی کردیم با امیلی ارتباط بگیریم، گفته
امیلی کیه؟
...اینجاییم تا درباره ی آسترید حرف بزنیم نه من، پس
میشه شروع کنیم؟
قانون ـش رو میدونی اول پول
چقدر نرخا رفته بالا؟
معمولاً پنجاه میگیرم ولی حالا که شمایی چهل بده خیرشو ببینی
خیلی خب- ...گاس من-
مشکلی نیست، من حساب میکنم
بی خیال
زود باش، میدونی چطوریه دیگه
.البته
.همونجا
خیلی خب، برم چن تا شمع روشن کنم
وسایل رو آماده کنم
کتاب، پرایکپتا مورتیوروم
رو پوست انسان نقش بسته
و با خون شیطان پرستی نوشته شده
تو گلاستر از یه یارویی خریدم
چون یکی از صفحه ها نبود ارزون ازش گرفتم
فکر میکنی این اصله؟
سعی کردم ازش استفاده کنم، پرده ها آتیش گرفت
امیلی درباره ی این کتاب مقاله نوشت
فکر میکنی کتاب رو از کی گرفته بوده؟- هی، فکر میکنی میشه، که-
حرفشم نزن
اگه میدونستم چیکار میتونه بکنه کتاب رو به امیلی نمیدادم
میشه بگین امیلی کیه؟
همسر گاس
متاسفم .همسر مرحوم ـش
خیلی خب، دیگه کافیه
.ببینیم میتونیم با این ارواح حرف بزنیم یا نه
با روشن کردن این شمع روح
موانع میان بُعد ها رو شفاف میکنیم
ما رو ببینید، با ما حرف بزنید
.خوش آمد میگیم
.متاسفم
اگه اونایی که میخوان منو شکار کنن بیان باید چیکار کنیم؟
نمیتونن کاملاً وارد دنیای ما بشن
جادوی خیلی قوی برای باز کردن در لازمه
آخه تو فیلم جن گیر یه طور دیگه بود- ما جن گیری نمیکنیم، عزیزم-
و اگه سرت اونطوری چرخید
و سعی کردی یه سلیب از اونجا که نباید وارد کنی
من شمع رو خاموش میکنم، باشه؟
ارتباط قطع میشه
باشه
میشه شروع کنیم؟
نوری که روشن میسازد راه
No comments yet. Be the first to leave one.