Release info

The Heirs E08 2013-LIMO-HANrel-SODiHD
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهره ~shohreh~

Tags

HD
Published on: 2013-11-01
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت هشتم سريال وارثـــآن

چرا به تلفنهام جواب ندادي ؟

. نمي توني ببيني ؟ دارم کار مي کنم

به هتلِ يونگ دو نرفته بودي ؟

! يو راچل، جداً

رفتــه بودي ؟

اون هتل متعلق به خانوادهِ يونگ دو ئــِه ؟

ديوونه شدي ؟

فکر کردي اونجا کجاست که رفتي ؟

هي! توي امريکا من حتي با تو همراه شدم با ! اينحال که فکر مي کردم يه فروشنده مواد مخدري و اومدم خونت

. من حتي گرايش به انجامِ کارهايِ احمقانه ام ندارم

! همين کارت يعني ديوونگي

! احمق، چطوري تونستي بهم اعتماد کني و دنبالم بياي

اگه اتفاقي مي افتاد مي خواستي چيکار کني ؟

. تو چنين آدمي نبودي چطوري منُ مي شناختي ؟ -

که من چنين آدمي بودم يا نه ؟

چرا به هتلِ يونگ دو رفته بودي ؟

. به خاطرِ جون يونگ

بهم گفت که چويي يونگ دو بهش گفته اگه منُ . ببره ، اونم بيخيالِ شکايتش مي شه

داره از دبيرستان منتقل ميشه پس چرا انقدر برات مهمــِه ؟

چند بارِ ديگه بايد بهت بگم که تويِ کارِ مردم دخالت نکن، هان ؟

بهرحال چرا چويي يونگ دو از همون اول شروع به اذيت و آزارم کرد ؟

همش به خاطرِ تو بود - ! به همين خاطره که اينطوري رفتار مي کنم -

! که به خاطرِ من اتفاقِ بدي برات نيوفته

. خواهش مي کنم، بهت التماس مي کنم

. مي توني کاري کني که منُ نگران نکني

! نمي توني فقط يه جا آروم بشيني

تو هم نمي توني منُ تنها بزاري ؟

. زندگيِ من به اندازه کافي سخت و پيچيده هست

اما حس مي کنم که چويي يونگ دو هر روز بيشتر . باهام بدرفتاري ميکنه و تو هم هرروز ناراحتتر ميشي

. من آرزويِ خيلي بزرگي ندارم

، فقط مي خوام بدونِ مشکل از اون دبيرستان فارغ التحصيل شم

و وقتي بيست سالم شد، بتونم حداقل يک . سنت بيشتر پول در بيارم

. اما واقعاً نمي دونم بايد چيکار کنم

من بايد بهت بگم بايد چيکار کني ؟

. فردا از خونه مون نقل مکان کن

چــي ؟ نمي توني اينکارُ کني ؟

بازم مي خواي بياي مدرسه ؟

. پس از حالا به بعد، سعي کن ازم خوشت بياد

. اگه تونستي هم، صادق باش

. من ازت خوشم اومـــده

? عشق يک لحظه است ?

? روزي، لحظه اي که اومــدي ?

? ، تو چشمامو پر کردي و قلبم رو هم پر کردي ?

از حالا به بعد تويِ مدرسه، مي خواي تويِ . کارات دخالت کنم و وارد حريمِ خصوصي ت بشم

واقعاً کارِ بهتري برايِ انجام دادن، نداري ؟

. تظاهر مي کنم چيزي نشنيدم . همشــو شنيدي -

. نمي توني تظاهر کني که نشنيدي

. ديگه بايد برم ! بهم جواب بده و بــرو -

پــــدر

مادام

. جواب نـــده

. مادرتــِه . بهت گفتم که جواب نده -

، شايد تو بتوني تلفنهاشو ناديده بگيري . اما من بايد به تلفنهاش جواب بده

، اين تفاوت بينِ من و توئــِه . و اينم جوابمــِه

. مامان، منم

. دارم يه صحبتِ خيلي مهم باهاش مي کنم

. بعداً بهت زنگ مي زنــِه

! هي . فاصله ميتونه کم بشه.دوباره، بهم جواب بده -

. تلفنم رو بهم برگردون ! جوابت رو بده -

. حتي يه کلمه از حرفاييو که ميگي رو نمي فهمم

. از حالا به بعد، عاشقم شو

من ازت خوشم اومده . کدوم قسمتش انقدر سخته ؟

. تلفنمــو بهم برگردون . فقط برايِ يه بار جوابت رو بهم بده -

! تلفنم رو بهم برگردون. بهت گفتم برش گردون

هنوزم مدتِ قرارداد تموم نشده، و اين . برايِ من خيلي گرون تموم ميشه

... با اون تلفن

، برايِ مامانم اس ام اس ميفرستم

. و تلفنهايِ کارهايِ پاره وقتمو جواب ميدم

! بهت گفتم تلفنم رو بهم برگردون

اگه همين الان بخوام تو رو در آغوش بگيرم پســـرِ ديوونه اي هستم ؟

! ميميـــري

? عشق يه لحظه است ?

? روزي، لحظه اي که تو اومدي ?

? چشمام با ديدنت پر شدن ?

? و قلبم رو هم از عشقت پر کردي ?

? همش دارم به تو فکر مي کنم ?

. گريه نکن

. بهم نگو که ازم خوشت نمي ياد

. حداقل بگو بهش فکر مي کني

. ازت خواهش مي کنم اينکارُ برام بکن

? عشق يه لحظه است ?

? روزي، لحظه اي که تو منُ ترک کردي ?

? ، قلبم وايستـــاد ?

? و هنـــوزم داره درد ميکشه ?

بهم بگو، جريان چي بوده؟

چرا تو به تلفنش جواب دادي ؟

. به خاطرِ اينکه باهم بوديم

با هم بودين ؟ چـرا ؟

چي باعث شده بود که تو پيشش باشي ؟

. به ديدنش رفتم . ازش يه درخواستي داشتم

چه درخواستي ؟

تو مي توني از اون دختر چه درخواستي داشته باشي ؟

، يه نفرُ توي مدرسه کتک زدم

. به همين خاطر ازش خواستم بهت گزارش نده

چــي ؟

کي رو کتک زدي ؟

از ما ثروتمندتــره ؟

کنجکاو نيستي چرا کتکش زدم ؟

بايد اول اين سئوالو مي پرسيدم ؟

. به نظر ميرسه پدر همين الانم قضيه رو مي دونه . زنگ زده

. البته، که مي دونه

رئيس مدرسه همش دنبال اشتباه ها و نقصاته فکر مي کني به همين راحتي چنين فرصتي رو از دست ميده؟

... پس چرا تو بهش اجازه مي دي نقصاتو ببينــِه

. بايد برم اتاقِ مطالعهِ پدر

! مهم نيست چي ميشه، فقط بگو اشتباه کردي و التماس کن

الان کجايي ؟

چه مشکلي برات پيش اومده ؟

داري تمرين مي کني که ساکت باشي ؟

. بهت گفتم بگو کي رو کتک زده، همين

. متاسفم، اما بايد از خودش بشنوين

، به خاطر اينکه نمي تونم از زيرِ زبونش بکشم . واسهِ همينه که اينجام و دارم از تو مي پرسم

بهت گفته بودم يا نگفته بودم که گزارشِ کاراشو و هر اتفاقي که برايِ تان ميوفته رو بهم بدي ؟

کي رو کتک زده ؟ بچه کدوم خانواده بوده ؟

. فراموشش کن. فهميدم

، اما تو

ماجرايِ اون تلفن چي بود ؟

چطوري جرات کردي کاري کني که تانم بياد و دنبالت بگرده ؟

اصلاً معني مي ده که تو تانم رو تويِ هر جايي بيرون از اين خونه ببيني ؟

، اگه به اين کارات ادامه بدي

تو و مادرت ديگه نمي تونين تويِ . اين خونه زندگي کنين

فهميــدي ؟

. واقعاً متاسفم

شنيدم که پسرِ رئيس چويي رو زدي ؟

. بلــه

چـرا ؟

... پدر تو هميشه يه قدم عقب تري

. براي اينکه نگرانم باشي و به مسائل توجه نشون بدي

، قبل از اينکه برم امريکا و بعدش . کارهايِ خيلي بدتر از اين هم انجام دادم

. اما برات اصلاً اهميتي نداشت

هربار که بهتون زنگ مي زدم، با گفتنِ جملهِ . من خيلي سرم شلوغه، تلفنو قطع مي کردي

. بايد سرم شلوغ مي شد تا شرکت راه بيوفته

، با تشکر از شما، هيونگ و من

. بيشتر از اونچيزي که فکر مي کرديم ارث مي بريم

... اگه همين بود

. مادرت، رئيس اون مدرسه است

دوباره هرگز کاري نکن که باعث . بشه ديگران در موردت صحبت کنن

... مادرم ، رئيسِ اون مدرسه نيست

. فقط شريکِ زندگيِ شماست

. خواهش مي کنم استراحت کنين

چرا داري از اينجا مياي بيرون ؟

مامانم بهت چيزي گفت ؟

. در اين شرايط مي تونه بهم هرچيزي بگه

بهت چي گفت ؟ ، دارم ازت مي خوام -

مي توني تويِ اين خونه با من حرف نزني ؟

. نمي خوام بيشتر از اين خسته بشم

. چا ايون سانگ

! هـــي

مامانم بهت چي گفت ؟

اگه من به جاش عذرخواهي کنم، قبول مي کني ؟

. فقط برو

. نگرانم مادرت بياد

مطمئني که به خاطرِ اون استرس داري و نگراني ؟

به خاطرِ اين نيست که من و تو با هميم ؟

. اصلاً حوصلهِ شوخي ندارم

. فقط بيا با هم شوخي کنيم

. مي خوام کاري کنم حسِ بهتري داشته باشي

. فقط بـــرو چرا همش داري بهم مي گي، برم ؟ -

. اين خونهِ منــِه

. باشه، پس من ميرم

فکر نمي کني که اونجا هم جزئيِ از خونمــِه ؟

. هرجايي که بري، همش خونــهِ منه

مي دوني که چقدر دوست دارم تو اينجا باشي ؟

. شبت بخير

? من مخفيانه لبم رو گاز مي گيرم و آروم چشمامو مي بندم ?

? دارم همهِ سعيمو مي کنم که لرزشي که تويِ بدنم افتاده رو ازت مخفي کنم ?

? وقتي بهت فکر مي کنم ، غلغلکم مي گيره ?

? کم کم دارم با خودم حرف مي زنم ?

? يه روزِ عالي و کاملو بهم بده ?

? اوه، من برايِ هميشه کنارت مي مونم ?

? من همين الانم نيمي از قلبمو بهت نشون دادم ?

? يه روزِ خوب ، روزي که بتوني به آرزوهايِ بزرگت برسي، به زودي مياد ?

? فقط اتفاقاتِ خوب برات مي يوفتــِه ?

از حالا به بعد سعي کن ازم خوشت بياد . اگه تونستي هم باهام صادق باش

. ازت خوشم اومـــده

? ميخوام تو رو از آنِ خودم بکنم ?

? بالاخره يه آدمِ خوبُ ملاقات کردم ?

? فقط اتفاقاتِ خوب رخ ميده ?

. انگار که واقعاً با هم خوابيديم

. شبت بخيـــر

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....

خوب خوابيـــدي ؟

... تو، صبحِ به اين زودي اينجا چيکار مي کني

مگه بهت نگفته بودم ؟ تويِ . حريمِ شخصي ت وارد ميشم

وقتي که بهت گفتم تويِ مسائلِ مربوط به . تو دخالت مي کنم، باهات شوخي نکردم

فکر کنم منم بهت گفته باشم . که تو کارِ . بهتري برايِ انجام دادن نداري

چيزي نشنيدم . البته، که شنيدي -

. يادم نمياد

اين صبحانتــِه ؟ فکر نکنم . يکيش برات کافي باشه

. از اونجايي که ديدم اومدي، ديگه ميتونم برم

چــرا ؟

فکر کردي، نميام مدرسه ؟

. تمومِ ديشب، به خيلي چيزا فکر کردم

. بيا وقتي زنگ تفريح شد همديگرُ ببينيم . و مطمئن شو به حرفايِ معلم خوب گوش ميدي

اين ساعت، اينجا چيکار مي کني ؟

، يه اتفاقِ خيلي مهم رخ داده . اما شما شبِ گذشته خارج از دسترس بودين

. به تلفنِ اتاقتون هم زنگ زدم، اما جواب ندادين

. به ديدنِ يه نفر رفته بودم . و يادم رفته بود، تلفنمو با خودم ببرم

چي انقدر مهم بوده ؟

رئيس هتلِ زئوس آقاي چويي ديشب زنگ زده بودن . و خواستن بپرسن واسه صبحانه وقت دارين

More Farsi Persian subtitles for The Heirs (The Inheritors / Sangsokjadeul / 상속자들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left