Release info

Let's Eat Season 2 E17
A Commentary by H5Lmyangels
Translated By B2ST Iranian Fans: b2stmyangels.com

Tags

other
Published on: 2015-06-10
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی تند تر

خیلی جویدنی تر

خیلی ، خیلی جویدنی بهشت خوردنی ها

بیا بخوریم فصل دوم

خوشمزه ست

ده یونگم اینجا بود، نگاه کن. نگاه کن

وقتی حرف از ده یونگ میشه ، خیلی ذوق زده میشه

احتمالا اون دوست دختری که گفتی، تو نیستی؟

اون با من قرار میزاره من و نویسنده بک باهم قرار میزاریم

خدای من، چطور خودشونو از بقیه مخفی کردن

شنیدی میگن مدیر لی داره با یه نویسنده قرار میزاره؟

چطور جذبش کرده؟ معلومه دیگه از بدنش استفاده کرده

هی، قیافت چرا اینطوریه؟ گریه کردی؟ هان؟

اگه اینقدر تلاش کنی که جلوی هیونگ خوب به نظر بیای اونوقت مریض میشی غذاتو به موقع بخور

فهمیدم که مخفی کردن احساساتمون خسته کننده ترین چیز واسه جفتمون بود

متاسفم سانگ وو

باید اینجا تمومش کنیم

دلیلش

اگه دوباره چاق شم

اگه وزن قلبم زیاد شه

کمتر درد میگیره؟

از این به بعد که قرار میزاریم باید باهام خوب رفتار کنی

سوجی

بدون اینکه بهم زنگ بزنی اینجا چیکار میکنی؟

منظورت چیه که میگی اینجا چیکار میکنی؟ اومدم باهم بریم سر کار

اوه، امروز آخرین روز کار روی پروژمونه

حالا که بهش فکر میکنم بابت خیلی چیزا پشیمونم

اگه زودتر به همه میگفتم که باهم قرار میزاریم میتونستیم راحت باهم بریم سر کارو باهم برگردیم

...سانگ وو

داری چیکار میکنی؟ سوار شو دیرمون میشه

بیا بریم سوجی

آره ، راجع بهش فکر کردم

پیشنهادتو قبول میکنم

بعد از کار چیکار کنیم؟ بریم فیلم ببینیم؟

...اول میریم غذا میخوریم، دلت میخواد چی بخوری

سانگ وو

اوه...من...میتونیمم بریم کلیسا و بعد یه چیزی بخوریم

و یه هوایی هم بخوریم

متاسفم

من واقعا تنهام

بعد از اینکه اومدم"سه جونگ" جایی که توش هیچکسو نمیشناختم

همیشه تنها بودم

ولی...وقتی با تو قرار میذاشتم

به چیزای دیگه فکر نمیکردم

الان دوباره برگشتم به خودِ خودم

من درکت میکنم

ده یونگ پسر باحالیه

قلبت لرزیده چون بهش نزدیک بودی

...ولی جفتمون میتونیم سخت تر تلاش کنیم

...نه، اگه من سخت تر تلاش کنم

سوجی نه

بیا همینجا تمومش کنیم

میدونم چقدر من بدم

خوب میدونم

واسه همین...فقط ازم متنفر باش

و نفرینم کن

وای، حالا خیالم راحته

من اینو اینجا درست کردم و میخواستم ازش پول دربیارم

خیلی نگران بودم که لو نرم

اوه، راستی دیروز جوسون..منظورم چان سوئه اولین جلسه محاکمه اش برگذار شد

اوه درسته، گفتی یه وکیلی که میشناسیش وکالتشو قبول کرده درسته؟ آره

جوسونگ واقعی دستگیر شده

واسه همین چان سو فقط پول دزدیده و از هویت جعلی استفاده کرده

پس باید واسه همینا مجازات شه

اما اونا میگفتن که لی جوسونگ واقعی حافظه اشو از دست داده

آقای لو جو سونگ! چیزی به یاد نمیاری سعی کن یادت بیاد

ولی کارگرا شهادت دادن که

لی جوسونگ خیلی چان سو رو اذیت میکرده

با این شهادتا

اگه خوش شانس باشه میتونه آزادی مشروط بگیره

اوه، واقعا؟ عالیه

میشه اینارو بندازی دور؟

بله

هی، هی، هی. پارک جو وون

تو پسر آجومایی؟

چقدر بامزه ای

هی تو! مگه موقع اش نیست که بری آموزشگاه ریاضی

چرا اینطوری نگاه میکنی...وای نمیتونم زندگی کنم

...واقعا میخوای

!بجنب

زودباش، برو، چرا داری میخندی؟

نه وایسا باهم بریم. باید رفتنتو ببینم

به آکواریوم هه ریم، یه ماهی دیگه اضافه شد

چی؟

در هرحال مهم نیست که کوچک باش یا بزرگ مردا همه مثل همن

امروز چرا اینقدر جّو بین شما دوتا سنگینه

به خاطر اینه که آخرین روزیه که باهم کار میکنید، درسته؟

حیف شد

مگه نه؟ مگه نه؟ بله

میتونیم اینطوری ادامه بدیم

خانوم هونگ، لطفا حواستون به چاپ، کپیه نمونه باشه

باشه

خانوم نویسنده، کارت تموم شد مگه نه؟

خوش به حالت. ما باید بریم سراغ تکمیل کارو نوشتن گزارش

هنوز نصف کار مونده تا تموم شه

باید خیلی خوشحال باشی

حالا که کارت تموم شده، بیا یه ذره دیگه بنویس

نویسنده مستقل بودن عالیه

تو این مدت خیلی تلاش کردی پس من

اوه نویسنده کجا داری میری؟ باید مهمونیه خداحافظی بگیریم

چون امروز مراسم داریم. میشه زودتر بریم. مگه نه؟

مگه نه؟ مگه نه؟ ...من

من قرار قبلی دارم دفعه های پیشم که میگفتی قرار قبلی داری میرفتی سر قرار مگه نه؟

واقعا که، فکر میکردی من نمیدونم

گفتی صبح باهم اومدید سر کار چی؟

میدونید چند تا چشم دنبالتونه؟ مردم راجع بهتون حرف میزنن

ولش کن، از اونجایی که صبح باهم قرار داشتید

برای شام، بیاین با من جشن خداحافظی بگیریم

فقط به خاطر اینکه دارید قرار میذارید دارید منو کنار میزارید؟

ایش، واقعا که. دارم ناراحت میشم

باشه از اونجایی که این آخرین باره. شامو باهم بخوریم

مهمون من

آه، واقعا؟

هی، اینجایی

هی، گفتن که دوباره پرونده کلاهبرداری از بیمه رو واسه لی جوسونگ به جریان انداختن

و چون حافظه اش برگشته، بازجویی ازش به جریان افتاده

اوه واقعا؟ عالیه. منم باید مشکلاتمو با چان سو حل کنم

با این هوشی که من به عنوان یه کارآگاه دارم معلومه که جواب میده

این رفیق پشت بومی، آدمی نیست که چنین کارایی انجام بده

خودت گفتی بو داره

آه، من کی گفتم؟ در هر حال که من حلش کردم پس واسم مشروب بخر ده یونگ

به خاطر تو حل نشد ولی من برات مشروب میخرم

باید دور اول، دور دوم، دور سوم، دور چهارم تا دور پنجم رو تو بخری باشه قبول

وای، گو ده یونگ واسه من مشروب میخره داره مشروب میخره

هی، ده یونگ

میشه واسمون انواع پنکیک با شراب برنج بلوط رو بیارین

چون تا اینجا اومدیم باید شراب برنج بلوط رو هم بخوریم

وقتی گفتی دور دوم و سوم و تا آخرشو حساب مبکنی حس کردم یه ذره عجیبه

اونوقت آخرش، فقط پنکیک کُره ای؟

چی؟"فقط پنکیک کره ای"؟

پنکیک کره ای غذای شرافتمندانه ای بوده که قدیما جلوی مهمون میذاشتن

واسه مردم ما که میزان چربیشون پایین بوده

روغن کنجد و روغن پریلا بهترین منبع چربیه

پنکیک کره ای که با تخم مرغ درست میشه سرشار از پروتئینه

واسه مردم عادی هم خوشمزه است هم مقوی

و یه غذای اشرافی بوده که فقط توی تعطیلات ملّی میخوردن

فهمیدی هیونگ؟ پنکیک کره ای از اون غذاهایی نیست که کلمه"فقط"رو بهش بچسبونی

تو ذهنم احترامی رو که واسه اجدامون قائلم واسه توام قائل میشم

با این تفکر که دارم یه آدم عزیزو مهمون میکنم آوردمت که پنکیک کره ای بخوریم

متوجه ام

چرا به جاش تلاش نمیکنی که بیمه بفروشی؟ میخوای بمیری

این روزا روغن و تخم مرغ زیاده

این روزا به خاطر پروتئین و این جور چیزا دردای پیری داره میاد سراغم

...چی فکر کردی

اصلا هرچی، هرچی من همه چی سفارش میدم

سفارش بده

من ژله نشاسته برنجم سفارش میدم

میشه واسمون ژله بلوط و ژله نشاسته برنجم بیارید

باشه

عجیبه، امروز چه حرف گوش کن شدی

چیزای عجیب و غریب زیادن زودباش و غذاتو بخور

گناه سرد شدن پنکیک به بزرگیه، گناه ریختن مشروبه

به خاطر همینه توی تعطیلات از ظرف روغن که درش میارن میخورنش مگه نه؟

بیا بخوریم

بیا

عالیه

این پنکیکارو نگاه کن

خوشمزه ست مگه نه؟ آره

چی توش گذاشتن، مواد؟

وای، پنکیک کیمچی

اینم از پنکیک کیمچی

خوشمزه ست، خوشمزه ست

باید پنکیکارو به محض اینکه سرخ شدن خورد

نیمرو با روکش برگ پریلا

بدون شک خوشمزه ست

این یه رستوران معروفه هیونگ

چطوریه که تو همیشه رستورانای معروفو میشناسی

واسه اینکه من همه نوع بیمه ای میفروشم، واسه همینه

اوه این خوشمزه ست

هیونگ زیاد بخور

باشه زیاد میخورم

ولی چرا یهو باهام اینقدر خوب شدی؟

میدونی....پیش میاد دیگه

عجیبه

معمولا از اون تیپا نیستی که با آدم خوب باشی

هی، توام باید زیاد بخوری، بخور

راستشو بگم، غذایی که تو برام میخری خوشمزه ترینه

خوشمزه ست مگه نه؟ آره

خوشمزه ست هیونگ

وای خیلی خوردم خیلی خوشمزه بود

آره

واسه دور دوم کجا بریم؟

چون دیگه سیریم اگه بریم بازم بخوریم، خوب نیست

بریم نوره بانگ؟

نوره بانگ؟

نوره بانگ؟ آره

باشه بریم

آدمو سر حال میاره

میدونی بیشتر از آب جو چی آدمو سر حال میاره؟

طلاق

حق با تو بود، بالاخره برگه های طلاقو امضا کردم

حالا خیلی سر حالم، نمیدونم چرا داشتم تحمل میکردم

حالا که بهش فکر میکنم میبینم حق با تو بود طلاق همچینم چیز بزرگی نیست

داشتم خودمو تلف میکردم خیلی ام بیهوده بود

واسه همین اینقدر اصرار داشتم جشن بگیریم

در حالی که داریم واسه تموم شدن ازدواج منم جشن میگیریم

به خاطر همین باید واسه اینکه مزاحم قرارتون شدم منو درک کنید

درکم میکنید؟ درکم میکنید؟ درکم میکنید؟

ولی خانوم نویسنده چرا امروز صورتت اینطوریه؟ انگار دیشب نخوابیدی

صورتت باد کرده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left