Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Loot S01E09 1080p x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-04
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫خب، اینا میره توی دهن مری کیت، ‫و اینا میره توی باسن اشلی.

‫اگه اینو اشتباه بزنی، مریسول، هردوشون میمیرن.

‫دیوید چانگ، کیفیت کارت واقعاً ‫توی این شش ماه اخیر افت کرده.

‫متاسفم.

‫امشب یه رستوران توی ماکائو باز میکنم، ‫و خیلی دستپاچه‌م.

‫اوم. به نظر میاد مشکل منه یا مشکل تو؟

‫حق با شماست. دوباره شروع میکنم.

‫همین فکر رو میکردم.

‫اوم. صبح بخیر، نیکلاس. کی رسیدی؟

‫اوه، فقط چند دقیقه پیش.

‫برات چند تا سوسن آتشین ژاپنی پیدا کردم.

‫آسیایی هستن، خوشگل و یکم سمی.

‫- درست مثل من. ‫- اوه، چه بامزه.

‫خیلی با فکری.

‫وای. این آبی خوشگل رو ببین.

‫آره. فکر کردم یکم الکساندر مک‌ کوئین برای ملکه‌م.

‫این برای افتتاحیه بزرگت امشب عالی میشه.

‫اوه، خدای من. اصلاً به عنوان افتتاحیه حساب نمیشه.

‫فقط یه نقش کوچیک توی یه نمایشنامه کوچیک ‫توی یه تئاتر کوچیک توی نورث هالیووده.

‫نورث هالیوود؟ ‫مگه همه اونجا توی دهه ۷۰ آتیش نگرفت؟

‫آره، منم همین فکر رو میکردم. ‫ولی ظاهراً هنوزم هست.

‫خب، من میرم به این به اصطلاح نورث هالیوود،

‫فقط برای اینکه تو رو توی کاهوگا لیک ببینم.

‫چه اسم عالی ای برای یه نمایشنامه.

‫امیدوارم اسمش رو توی دیالوگ بگن. ‫من عاشق اینم که این اتفاق بیفته.

‫لو نمیدم که میگیم یا نه.

‫اوم. و من دارم یه بطری بزرگ شامپاین میارم،

‫که بعدش باهاش مست کنیم.

‫وای خدای من. کریستال لویی رودرر ۲۰۰۷؟

‫- ام، ام. ۲۰۰۶. ‫- نه...

‫نه. تو داری اون رو نگه میداری ‫برای وقتی که برد و جنیفر...

‫بالاخره عقلشون سر جاش میاد و دوباره با هم میشن.

‫ما... ما نمیتونیم.

‫این از اون مهم تره.

‫صبح بخیر به همه. امروز روز بزرگیه. ‫یه سورپرایز بزرگ دارم!

‫من به عنوان فرزند طلاق، از سورپرایز خوشم نمیاد.

‫من دیگه نمیتونم مدرسه عوض کنم.

‫این یه سورپرایز خوبه، هاوارد. واقعاً خوب.

‫هیئت نظارت داره به پیشنهاد منطقه بندی ما رای میده.

‫باشه. منظورم اینه، کی میخوای به سورپرایز برسی؟

‫اوه، ولی این خود سورپرایزه. ‫اونا میخوان رای مثبت بدن!

‫پروژه مسکن خیابان آلامدا رسماً شروع میشه!

‫- اوه! ‫- اوه، چه عالی. خیلی خوبه.

‫و در واقع، اونا میخوان ما هم به رای گیری بیایم ‫تا کار سختمون رو جشن بگیریم.

‫- اوه، خدای من. پس مثل یه مهمونیه؟ ‫- یه جورایی.

‫غذا یا نوشیدنی یا اجازه صحبت کردن وجود نداره.

‫ولی چند ثانیه براتون دست میزنن.

‫خب، این فوق العاده‌ست، سوفیا. تبریک میگم.

‫- مگه نه؟ به تو. ‫- آره.

‫- و به همه ما. ‫- آره.

‫و باور کنید یا نه، منم یه سورپرایز دارم.

‫ژان پیر، بیا تو!

‫- هی. ‫- آو.

‫من داشتم توی آشپزخونه قایم میشدم.

‫خیلی خنده داره که آمریکایی ها ‫فکر میکنن طعم کروسان چطوریه.

‫اصلاً نزدیک هم نیست.

‫من امروز از ژان پیر خواستم اینجا باشه ‫تا به من کمک کنه یه اعلامیه خیلی ویژه بدم.

‫فقر. قحطی. تغییرات آب و هوایی.

‫مشکلات جهان همچنان رو به افزایشه.

‫ولی به عنوان انسان، بزرگ ترین ‫قدرت ما توانایی ما در همکاریه.

‫بزرگ ترین دارایی ما همدیگه ایم.

‫در اجلاس ماه نقره ای، واقع در کورسیکا، فرانسه،

‫برجسته ترین رهبران جهان در تجارت، سیاست و اندیشه...

‫برای بسیج سیاست های جدید و به چالش ‫کشیدن فرضیات قدیمی گرد هم میان.

‫با هم، میتونیم بر هر مانعی غلبه کنیم.

‫با هم، میتونیم دنیا رو تغییر بدیم.

‫اوه، لعنتی! ما توی اجلاس ماه نقره ای شرکت میکنیم؟

‫سال گذشته ریحانا یه اجرای دو صدایی ‫با هولوگرام جان لنون داشت.

‫بچه‌ ها، همه‌مون داریم میریم.

‫با همه هزینه‌ ها. خیلی عالی میشه.

‫اوه. همون روز عروسی منه.

‫اشکالی نداره. میتونم به تعویقش بندازم.

‫فقط ۶۰۰ نفره.

‫به علاوه، من و ژان پیر امسال ‫یه چیز خیلی ویژه اونجا ارائه میدیم.

‫هنوز بهتون نگفتم.

‫اسمش دستگاه تصفیه آب آرویوئه.

‫از من نپرسید چطوری کار میکنه.

‫ولی ژان پیر و اون دانشمندهای خرخونش ‫خیلی براش هیجان زده‌ن.

‫اساساً آب کثیف رو میگیره و قابل شرب میکنه.

‫- هوم. ‫- ما میتونیم یه تغییر بزرگ ایجاد کنیم.

‫عاشق اینم که میگی… "تغییر."

‫باشه. ممنون، هاوارد.

‫اوه، اینم خوبه. دوباره اسمم رو بگو.

‫هاوارد.

‫و منظورم اینه... آره. نه، نه. این یه فرصت باورنکردنیه.

‫من... من خیلی دوست دارم. ام...

‫نه. نه. ممنون. اوه...

‫آره. آره. به زودی باهات صحبت میکنم.

‫خب، اون کی بود پشت تلفن؟

‫اوه، حالا داریم حرف میزنیم؟ ‫فکر کردم داشتیم دعوا میکردیم.

‫داریم دعوا میکنیم. بیخیال. ‫اصلاً نمیخوام بدونم. بهم نگو.

‫بهت میگم چون نمیخوای بدونی. ‫اون کارگردان نمایش بود.

‫بازیگری که نقش دیلن رو بازی میکنه داره انصراف میده ‫چون یه نقش توی سریال "شلدون جوان" گرفته.

‫"شلدون جوان"؟

‫منظورم اینه، کمدی، درام، اون سریال همه چی داره.

‫و، ام، حالا اونا میخوان من نقش دیلن رو بازی کنم.

‫ولی دیلن نقش اصلیه.

‫منظورم اینه، این خیلی بزرگه.

‫این به طور بالقوه زندگی رو تغییر میده!

‫نه اینکه برام مهم باشه.

‫موفق باشی.

‫با هیچی.

‫هی. فقط میخواستم یه صحبتی داشته باشم.

‫اونا بمب‌ های خیلی بزرگی بودن که امروز صبح انداختی.

‫کورسیکا. یه دستگاه آب جادویی.

‫و سورپرایز دست زدنت، که اونم باحال بود.

‫ولی نیازی نیست با هم مقایسه‌شون کنیم.

‫خب، فقط آرزو میکردم قبلش ‫در موردش صحبت میکردیم.

‫ما قرار بود شریک باشیم.

‫خب، ژان پیر میخواست مخفی نگهش داره.

‫- ژان پیر. ‫- میدونم رازها میتونن بد باشن.

‫ولی بعضی وقتا یه جورایی جذابن، اینطور فکر نمیکنی؟

‫من ایده یه کنفرانس رو دوست ندارم...

‫که توش ده تا میلیاردر برن توی یه اتاق ‫تا تصمیم بگیرن دنیا چطوری باید درست بشه.

‫خب، نُه تا. ایلان نمیتونه بیاد. ‫از اسکیت‌ بوردش افتاد.

‫تو ماموریت ما رو میدونی. محلی بمونید.

‫به آدم‌ های توی جوامع پول بدید ‫که دارن کار رو انجام میدن.

‫و ما به انجام دادنش ادامه میدیم. ‫ولی میتونیم بزرگ تر هم فکر کنیم.

‫میتونیم همش رو انجام بدیم. هیچ اشکالی نداره ‫که جاه‌ طلبی‌مون رو بیشتر کنیم.

‫باشه.

‫اگه به این باور داری، ببینیم چطور پیش میره.

‫عالیه. پس من برای امروز میرم.

‫فردا می‌بینمت.

‫یه جلسه منطقه بندی داریم. یه سورپرایز هم دارم.

‫آره، البته. میشینم و منتظر میمونم.

‫هر دو به یه اندازه عالی.

‫هورا!

‫یادم رفت.

‫داری به من گوش میدی؟

‫آره، البته که گوش میدم.

‫باید بری رایت اید توی ون نویس.

‫اونجاست که میگوی منجمدی که دوست دارم رو دارن.

‫و توی راهروی آب نبات ها پرسه نزن.

‫اوه... آره عزیزم، ون نویس. فهمیدم.

‫بعد باید بری فرودگاه دنبال ‫دختر عموم توی اورنج کانتی.

‫بعد برگرد اینجا، شام درست کن، ‫آشغالا رو ببر بیرون...

هی، ‫عزیزم، یه لحظه صبر میکنی؟ ‫یه جور مشکل فناوری پیش اومده.

‫چی؟ کسی پایگاه داده رو هک کرده؟

‫احتمالاً دوباره کار چینه. ‫ببین، من... باید بعداً بهت زنگ بزنم، باشه؟

‫گوش کن، خیلی دوست دارم الان باهات بد رفتاری کنم، ‫ولی یه جورایی دارم با یه چیزی دست و پنجه نرم میکنم.

‫نه. من اینجا نیومدم که دعوا کنم.

‫فقط، من قبلاً یه بلیط برای نمایش خریدم،

‫پس باید بدونم ارزش اون ۸ دلار رو داره یا نه.

‫خب، چه خبره؟

‫نمیدونم. این قسمت واقعاً پرهیجانه.

‫خیلی دیالوگ داره.

‫و بعدش این همه کار فیزیکی هست ‫وقتی دارم یه قایق رو سمباده میزنم.

‫اوه، میدونم که میتونی سمباده بزنی. ‫شونه‌ های مناسبش رو داری.

‫مشکل اصلی اینه که دیلن آخر نمایش گریه میکنه،

‫و من نمیتونم به موقع گریه کنم.

‫کل عمرم دارم تلاش میکنم. ‫هیچ وقت نتونستم انجامش بدم.

‫که واقعاً گیج‌ کننده‌ست چون من میتونم ‫به معنای واقعی کلمه به هر شکل دیگه‌ ای دروغ بگم.

‫منظورم اینه، خب، مشکلی نیست. ‫ما میتونیم... میتونیم با هم روش کار کنیم.

‫نه، خوبه. فقط بهشون میگم ‫یکی دیگه رو برای این نقش پیدا کنن.

‫نه. نمیذارم این کارو بکنی.

‫وِجیتا و گوکو.

‫یه دور آخر.

‫بعدش دوباره دشمن خونی میشیم.

‫خیلی خب. از کجا شروع کنیم؟

‫با پرسیدن از شارون که ببینیم میتونیم این ‫اتاق کنفرانس رو برای بقیه روز رزرو کنیم.

‫به امید خدا، اون میگه آره.

‫مصوبه تغییر کاربری ۱۴ بی با نتیجه ۶ به ۳ تصویب شد.

‫طرح مسکن خیابون آلامدا میتونه پیش بره.

‫تشکر ویژه از مالی ولز و تیمش برای همه زحماتشون.

‫اوه.

‫ما مشتاقانه منتظر آغاز به کار در سال ۲۰۲۶ هستیم.

‫واقعاً؟ ۲۰۲۶؟

‫آره. قبلاً ۲۰۲۸ بود، ولی ما اون رو تسریع کردیم.

‫خب. حالا در رو برای نظرات عمومی باز میکنیم.

‫سلام. من یه سوال از خانم ولز دارم.

‫بله، البته. هر چیزی میخواید بپرسید.

‫چرا شما تصمیم میگیرید ‫چه اتفاقی برای محله ما بیفته؟

‫به این دلیله که شما پول بیشتری دارید؟

‫چرا یکی از اون عمارت ها رو خراب نمیکنید ‫و مسکن رو اونجا نمیسازید؟

.این حال به هم زنه

‫و شما هم همینطور.

‫از وقتتون متشکرم.

‫- این بیشتر از یه سوال بود. ‫- هی، نگرانش نباش.

‫آره. همیشه یه نانسی منفی‌ باف توی جمع هست.

‫منم فکر میکنم خانم ولز حال به هم زنه. ‫اینم یه لیستی از دلایلش.

‫چی؟

‫شما دارین ارزش خونه‌ هامون رو پایین میارین.

‫اصلاً به تاثیرات زیست‌ محیطی این برج فکر کردین؟

‫اسمش رو گذاشتین مسکن مقرون به صرفه؟ ‫شما حتی معنی این کلمه رو هم نمیدونین.

‫شما هیچ جوابی برای اینا ندارین؟

‫شما دارین لس آنجلس رو خراب میکنین.

‫این خانم دلیل کچل شدن منه.

‫تو فاشیستی!

‫بهش نگاه کنین، داره از بالا بهمون نگاه میکنه.

‫فهمیدم چرا شوهرت ترکت کرد.

‫خیلی خب، دیگه گندش رو در نیارین.

‫من دارم سعی میکنم به تیکه های... کمک کنم

‫مالی. فقط…

‫تیکه هایی از لس آنجلس.

‫تیکه های زیبای لس آنجلس زیبا. خونه ما.

‫خونه سواحل و هالیوود.

‫پر از آفتاب و آهنگ های راکینگ…

‫توی رادیو.

‫- کافیه؟ ‫- فکر کنم آره. من...

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left