The first 200 lines.
تو هیپنوتیزم خونآشامی رو بیشازحد به کار میبری
چی؟ و تو این کار رو نمیکنی؟ - من نیازی به اون کار ندارم -
من میتونم به هوشوْ ذکاوت و درایت خودم اتکا کنم، نه به کلکها و حقههای مبتذل
ضبط صوت الکتریکی
...امتحان میکنیم. یک، دو و
منظور من اینه که من میتونم بدون اینکه مجبور باشم به هیپنوتیزم متوسل بشم، با این انسانها دمخور بشم
،من شاگرد شرایط انسانیام
حتی میشه گفت آفتابپرستِ روحیروانی
خب، این رو هم میشه گفت که تو بهترین دوستت شان رو بارها هیپنوتیزم کردهای
آره، برای پاککردن گندکاریهای تو، ولی من چیزی نمیگم که هیچ نوع هراسی برای شان به بار بیاره
درحقیقت، اگه با شان صحبت کنی بهت میگه که من یکی از بروْبچههام
خب، اون دوست من هم هست
،اون بهخاطر اینه که مرد نازنینیه
که خجالتآوریش رو دوبرابر میکنه :وقتی زرهای احمقانهای مثل این میزنی
.من یک خونآشامام، 2هزار سال عمر کردهام»
.خوشم میاد خون بمکم
.اوه، تُف. بهگایی دادم
«حالا مجبورم کُل جهان بیصحاب رو هیپنوتیزم کنم
من اونجوری نمیکنم - (همونجوری میکنی (یو دو دو دت -
(تو الآن گفتی «دو-دو» (پیپی
خوب اومدی
میشه قال این قضیه رو بکّنیم؟
من خیالاتی نشدهام
« منزل خونآشامها »
بد بهگاییای داره توی زندگیم پیش میاد
از چه لحاظ؟ - نمیدونم، کالین رابینسون -
این چطوره که کابارهم با آتش نابود شد؟
که خودت راهش انداختی - ماهها بود که هر روز داشتم خون الکلی مینوشیدم -
میدونم، عزیز من، ولی ما همه بهت گفتیم که یواشتر - یواشتر -
ولی ما همه بهت گفتیم که یواشتر - !و هیچکس، هیچکدومتون بهم نگفتید که یواشتر -
...آ - و حالا، عروسککوچولوی عزیز بینوام -
بدنش رو بهکل له وْ قیمهقیمه کرده
تو اون کار رو کردی، با نشستن به روی من
همزمان با اینکه مستِ خون الکلی بودی
بعد از اینکه بهت گفتیم یواشتر
بله - این تمومی نداره -
غصه نخور، ناجا. عیب نداره. تموم میشه
و من همون چیزی رو دارم که قراره کمکت کنه
بهم نگو، نندور. هیپنوتیزم
...آ
ظاهراً هیپنوتیزم راهحل نندور برای تمام مشکلاته
« لازلو »
،و بهعنوان یک همخونآشام، این از نظر من خامدستانهست
و حتی خجالتآور
برنامه داری همسر من رو هیپنوتیزم کنی تا عاری از تمام اندوههاش بشه؟
نه راستش - واقعاً؟ -
پس چی؟
...میدونی چیه؟ جوّ این اتاق واقعاً مساعدِ - ...آره -
همیاریهای مثبت نیست، پس فقط فراموشش کنید
!سورپرایز
من برگشتم
مگه رفته بودی؟ - بله -
من مدتی بود که نبودم
«نشسته بودم توی ادارۀ کُل «شورای خونآشامی
برام سؤال شده بود که برمیگردید یا نه
:بعد از مدتی، به این نتیجه رسیدم که «!شاید یادشون رفته من اصلاً وجود دارم»
اینجا نوشته که این ماه در مسیر سطحِ بارش بالاتر از حالت معمول قرار داریم
بیشک - هوم -
خب، چی رو از دست دادم؟
داروْدستۀ قدیمی مشغول چه کارهایی بوده، هان؟
راستش، من تا چند دقیقۀ دیگه روی اون صندلی میشینم
مشکلی نیست. اینور راحتتره
فعالیتهای مفرحی برای امشب برنامهریزی نکردید؟
چرا، ما با شان و دوستهاش میریم توی شهر شبگردی - !هاها -
این از اون مواردیه که قدم همه رو چشمه؟
آ... مطمئن نیستم
برسم اونجا، یه زنگ بهت میزنم
خیلیخب
ولی تو که تلفن نداری
اون عجیبغریب بود، نه؟
میدونم ورود به اکیپ خونآشامی سخته
« راهنما »
اوه، نه. بدن کوچولوی تو چی شد؟
اون نشست روـم - نه -
اونها هیچوقت از من دعوت نکردهان که توی خونهشون زندگی کنم
،ظاهراً، اجازه ندارن خونآشام پنجمی اینجا داشته باشن
بهخاطر یه مقررات پهنهبندی که تابهحال به گوش من نخورده
من جوونیهام
« کافهرستوران گر دولست »
هیچوقت زیاد اهل شراب نبودم
من هم - ولی اون بهخاطر اینه که ما الکل رو بهقصد مستکردن میخوردیم -
،حالا که سنمون رفته بالاتر
میدونی، میشه از مفهوم میانهروی لذت برد
یا شارمین بهت گفت که اگه دلت نمیخواد ،هی روی یه تختخواب نظامی توی گاراژ بخوابی
به نفعته شروع کنی قدرش رو بدونی
بیخیال - وایسا. چرا باید اون بحث رو بکِشی وسط؟ -
،شراب تواند سازد منحرف هوشوْذکاوت از حکیمان کند سرخوش فرزانگان را، و به تبسم وا دارد جدیان را
وای! یه شاعر وامونده داریم اینجا. لاز همیشگی
،بااینکه دوست دارم اون رو ازآنِ خودم بدونم
درحقیقت مدتها پیش بهدست «هومر» نوشته شده
اوه. «هومر» حرف نداره
!آره. دوه - آره. دوه -
تکیهکلام «هومر سیمپسون» از مجموعۀ :D'oh ] [ سیمپسونها» در هنگام ابراز ناخرسندی از مشکلات»
!بله
شراب خیلی باحاله
...آم
اون از... نندور بود
هوم - ای وای -
ولی بیشوخی، چطوره که شما هیچوقت نمینوشید؟
منظورم اینه، فکر نکنم هیچوقت دیده باشم که شما یه جرعه از چیزی نوشیده باشید
...آ - هیچوقت؟ -
نه؟ - نه -
چه وضعشه؟
راستش، آ... من مایعات زیادی مینوشم
اوه - مایعات قرمز -
،اگه نندور فقط یک بار مغزش رو قبل از حرفزدن درگیر کنه
دستبهدامن هیپنوتیزم نمیشه
خیلی شبیه به شراب شما
با این تفاوت که شراب نیست - هوم -
باشه
چیه پس؟ - ...آم... - آم -
نمیدونم چرا همچین حرفی زدم
یک خونآشام واقعی
هوشوْذکاوت، درایت و جذبه به کار میبره
...چیزی که سعی داره بگه، اینه که، آم
بیشتر اهل «رد بول» و «وُدکا»ـه
!اوه - !اوه -
آره - بله، بله -
دلیل اینکه نوشیدن ما رو نمیبینید، اینه که چون قبل از اینکه بیایم، سنگین برنامه کردیم
بفرما. حواسشون به جیبشون هست
،و هیچوقت نمیبینید چیزی بخوریم
،چون نمیخوام چیزی که میره اون پایین برگرده بالا بپاشه توی صورت احمقانهتون
!آره
دیدی؟ یهخرده جذبه تأثیر بسزایی داره
نزدیک بود ها
،و علاوهبر این اتفاقات عنی که هی برام میوفته
هیچکس رو ندارم دربارهش باهاش حرف بزنم
من اینجام
بله، بله، ولی میدونی منظورم چیه
دیگه هیچ دوست مؤنث واقعاً صمیمیای ندارم
هیچ؟
نُچ. فکرش رو بکن
فقط احساس میکردم
...که با هم صمیمی شدیم، با کاباره وْ همهچی و
« راهنما »
پس داری بهم میگی
که هیچ دوست مؤنث صمیمیای نداری؟
اصلاً
چیکار باید بکنم؟
قدّ خر «تروآر» داره - تو چی از «تروآر» سرت میشه؟ -
واژهای فرانسوی که اشاره به مجموعۀ :Terroir ] [ کاملی از شرایط محیطی برای بهوجودآمدن شراب دارد
منظورت چیه؟
،نندور، آ... نمیدونم دقت کردی یا نه، ولی گیزمو اخیراً کمی غیرعادی به نظر میرسه
،آره، منظورم اینه، اخیراً کمی سرد شده
ولی، بهنظرم بهخاطر اینه که بهقدر کافی خرحمالی بهش محول نکردهام
مستخدمها رو که میشناسی
،اگه بهقدر کافی خرحمالی بهشون ندی
اونوقت کُلی وقت دارن تا دربارۀ موجودیتهای رقتانگیز خودشون اندیشه کنن
فکر کنم ممکنه چیز دیگهای باشه
یه نظریه دارم، ولی ممکنه فقط خیالاتی شده باشم
نمیفهمم چرا اینقدر داره طول میکشه
زمانی که تو خونآشام شدی، چقدر طول کشید تا کامل، میدونی، تبدیل به خونآشام بشی؟
،برای من حدود شش تا هشت ساعت طول کشید
ولی با درنظرگرفتن تمام جوانب، ممکنه شرایط تو فرق کنه
سه هفته شده. چرا من خونآشام نیستم؟
تا الآن باید خونآشام باشم - شاید هستی، ولی گرمای حالیت نیست -
باشه، صبر کن. این کار رو امتحان کردی؟
«شکلِ... «مایکروکایراپترا
نه
نمیتونم. اگه میتونستم که اینجا نبودم
امتحان کردی؟ - بله، معلومه که امتحان کردهام -
الآن امتحان کن
باشه
خفاش
وای! از اون پُخهای عجیبغریبه
هی، درِک؟ - !توالتها -
لبریز شدن - ...آره، آم... من باید -
اون فکر رو نگه دار
!درِک - !اومدم -
اَه - خیلیخب -
فکر کنم تمام چیزهایی که لازم داریم رو دارم
برای چی؟
...تمام این مشکلاتی که داری
...متنفرم به زبونش بیارم، ولی فکر کنم ممکنه که
طلسم باشه
منظورت مثلاً نفرینه؟
نه، نه، نفرین فقط یه بهونۀ فراطبیعیه که مردم بهخاطر بیعرضهبودن میارن
اما طلسم از طرف دیگه؛ اون واقعیه
آزار هدفمندیه که توسط اعمال گذشتۀ خودت به وجود میاد
صحیح - بیا فقط احتمالش رو رد کنیم -
کسی توی زندگیت هست، درحالحاضر یا در گذشته، که باهاش نامهربونی کرده باشی؟
نُچ - هیچکس؟ -
نه - هیچوقت؟ -
نه - هیچکس؟ -
نُچ
اوه، همینه - لطفاً دست از اون کار بکِش -
چرا؟ چرا؟ - چته؟ -
هی، هی، هی، هی، بچهها
چرا درست رفتار نکنیم؟
نه، شِروْوِره
،اون یه شیشۀ شراب هشتدلاری واموندهست
!و اون یخ میریزه توش
!توی «فرانسه» همین کار رو میکنن
«بیخیال. «مارون - آروم باشید، آقایون -
مایکی راست میگه. توی «فرانسه» همین کار رو میکنن
تو چی از «فرانسه»ی وامونده حالیت میشه؟
اوه! پسرخالۀ من اهل «فرانسه»ست
!پسرخالۀ تو اهل «کبک» واموندهست
چطور جرئت میکنی - ولی دروغ که نمیگم، میگم؟ -
میگم؟ هان؟ - اون کار چونهای رو انجام نده -
No comments yet. Be the first to leave one.