Release info

왕은 사랑한다 The King Loves EP 21 (barcode)
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2017-08-22
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تيم ترجمه بارکد

زيرنويس و زمان بندي : بارکد

فکر ميکردم که وليعهد طبق دستور در حبس باشه

(پادشاه به وليعهد دستور داده بود که از اقامتگاه خودش خارج نشه)

سرورم

خيلي عجيبه که ميشنوم

منو اينجوري صدا ميکني

شبيه لباس هاي رينه

خب

اون اينارو به من داد تا بتونم فرار کنم

شنيدم که رين قبل از من

از هويت واقعي تو مطلع شده بوده

بله

....تو کي فهميدي که من

کي هستم؟

همون روزي که

قرار بود هداياي عروسي رو تقديم کنيم و شما به خونه ما اومدين

اين عروسي بايد متوقف بشه

بانويي که ماسک به چهره ش زده بود

من بودم

تو همون زني هستي که پدرم همراه وانگ جون دعوت کرده بود؟

بله

بايد همه چيزو ديده باشي

منو ديدي که چجوري زانو زدم و تحقير شدم

بله

با اين حال بازم پيش من برگشتي

و

به جاي اون دست بند شکسته بهم يک گردنبند دادي

و روي زخم هام يخ گزاشتي؟

دلت برام ميسوخت؟

و ازم خواستي

که تورو به عنوان همسرم انتخاب نکنم

التماس ميکنم منو ببخشيد

التماس ميکني که ببخشمت؟؟

خيلي عجيبه که ميشنوم تو با من اينجوري صحبت ميکني

قبلا هم اينجا بودم

وقتي رين زنداني شد

اينجا نشسته بوديم و درباره تو حرف ميزديم

بيا ، نزديک من بشين

چي شده؟

فکر نکنم کار درستي باشه

چون من وليعهدم؟

يا چون قراره با دختر ديگه اي ازدواج کنم؟

چرا اينکارو کردي؟

چرا ازم خواستي تورو به عنوان همسرم انتخاب نکنم؟

به خاطر اينه که کسي ديگه اي تو قلبت هست؟

...فهميدم که

تنها راهي که ميشه ارباب رين اينجا بمونن اينه که بانو دان با شما ازدواج کنن

حتي اگر قرار باشه به يوآن فرستاده بشي؟

....خب ، من فقط ميرم و

ميدوني وقتي برسي اونجا چه بلايي سرت مياد؟

در بهترين حالت ممکن همسر پنجم يا ششم يکي از مقامات ميشي

چيزي که تو ميخواي اينه؟ ميتوني اينکارو بکني؟

...من

نميتونم اجازه بدم همچين اتفاقي بيوفته

من نگران پدرمم

...اگر چيزي درباره ش شنيدين

دارم سعي ميکنم ازش خبري بدست بيارم

ميتونم ازتون درخواست کنم مراقب پدرم باشين؟

حواسم به اين قضيه هست

ارباب رين به خاطر من

....با سربازان پادشاه درگير شده ، پس

حواسم به اينم هست

ديگه چي؟

چيزي هست که بخواي به هان چون بگي؟

اگر ديدينش

لطفا بهش بگين سوهوا ازش خيلي ممنونه

بدون اينکه بدونه من کيم

خيلي کارا برام انجام داد

که بعدا فهميدم

هميشه اونجا بود و از من محافظت ميکرد

و من تازه الان اينو فهميدم

...و

بهش بگين با والدينش به خوبي رفتار کنه دوستشون داشته باشه

و هميشه در صلح و آرامش باشه

لطفا اينارو بهش بگين

نميگم

سرورم

سعي که فقط روي يه قضيه تمرکز کني

که چطوري بشي به همون دختري که قبلا بودي

برگرد به همون دختري که من ميشناختم

و خودت بهش بگو

به بقيه ش خودم رسيدگي ميکنم

وليعهد کجاست؟ اينجارو ترک کردن

کدوم طرف؟ اينطرف

وزير دارايي؟

اون به ساختمان دولت برده نشه

شخصي اونو ديده که به اقامتگاه خصوصي برده شده

اون تاجري بوده که ارباب ايون رو ميشناخته

کدوم خونه؟

قسمت جالبش همينجاست

دقيقا پشت چيوولو ئه

دوتا ورودي جداگانه دارن

اما خونه ها دقيقا پشت به پشت همن

تحقيق کن ببين صاحب اون خونه کيه بله

يه حدسايي ميزنم خودم

بايد بررسي کنم

اون طبق دستور مقامات دولت دستگير نشده

و به اقامتگاه خصوصي برده شده

به نظر مياد يکنفر اعتماد به نفسش خيلي بالاست

سرورم

مادرم کاري کرده؟

ملکه الان به اقامتگاه پادشاه رفتن

انقدر عبوس و جدي بودن که کسي نتونست جلوشونو بگيره

اعلي حضرت ، ملکه

هرچقدر پيرتر ميشي بدتر ميشي

هميشه يه درگيري به وجود مياري

الانم که اي وقت شب اومدي اينجا

به نظر سرتون شلوغه پس ميرم سره اصل مطلب

شماهايي که بيرون وايستادين نميتونين جلوش رو بگيرين؟

وقتي ملکه اينجاست هرکس اونجا باشه بايد بهش احترام بزاره

اگر اومدي اينجا حرفي بزني بهتره که منم اماده بشم

يکم شراب خوبه

اونقدارم کار ضروري نيست که به خاطرش اخطار قبلي تون رو ناديده بگيرين

اين وقت شب با سروصدا اومدي تو و حالا ميگي کار ضروري نيست؟

قراره از مهماني پذيرايي کنم که ميخواد فرستاده هارو برگردونه

هرکار دوست داري بکن

افرادي رو ميخوام تا در آماده سازي بهم کمک کنن

از کي تاحالا از من اجازه ميگيري؟

پس بايد اينجا رو ترک کنم

برو هرکاري ميخواي بکن

....اعلي حضرت هميشه درباره

سلامتي ملکه نگرانن

من چيز هاي زيادي ياد ندارم

اما کمي از پزشکي ميدونم

....اگر اجازه بدين وضعيتتون رو بررسي کنم

اگر بفهمي که مشکلي دارم

برام دارو تجويز ميکني؟

....با نهايت تلاش و دانشم ، من

دختر جان

بله سرورم

خيلي عجله داري

ميخواي داروي منو مسموم کني

جرات چنين کاري رو ندارم

اول ببين که شاه تورو به عنوان يکي از همسرانش قبول ميکنه

بعد از اون به فکر اين بيوفت که جايگاه منو تصاحب کني

ميدونم چه احساسي داره

چي؟

اينکه به کسي احساساتي داشته باشي که اون نتونه برات جبرانش کنه

هرروز

قلبت هزار تيکه ميشه

هميشه اين حسو تجربه ميکنم

کدومش سخت تره؟

اينکه اونو نزديک خودم نگه دارم

هرروز قلبم شکسته تر بشه

يا اينکه اصلا ديگه اونو نبينم؟

و اميدوارم باشم که فراموشش ميکنم

فقط اميدوارم باشم

مطمئني که سوهوا اسمش توي ليست باج هاست؟

بله

اون ليست تا الان به دست فرستاده ها رسيده

کي قراراه برگردونده بشن؟

در 36 ساعت اينده

صبح زود اينجا رو ترک ميکنن

وقتي نمونده بايد استاد لي رو ببينم

هنوز پيداش نکردين؟

بيا بنوش

زود باش ارومتر

بفرماييد خداي من

بنوش يکي ديگه

دارم ميارم

سوپ تون رو اوردم

بيارش اينجا

زود باش

اومدم اومدم

تو نه

خودم همونجا ديدمش

امکان نداره خالي نبند

اشتباه ميکني باور کنين

بايد براتون نوشيدني بريزم

نه خودم ميريزم

خب قراره بعدش چيکار کنم؟

مزه خوبي داره؟

خيلي زود رسيد توي اين کارا خيلي وارده

چي؟

هنوز چندتا شراب مونده که مزه شون نکردم

ميشه فقط يک ذره از هرکدوم رو مزه کنم؟

فرستاده ها يک روز بعدش برميگردن

بايد مدارک ارباب ايون رو قبل از اون پيدا کنيم

افراد من دارن اطراف پايتخت رو ميگردن

اگر سان قبلا اونارو فرستاده باشه

بايد مجبورش کنيم اونارو براي ما بياره اوضاع داره پيچيده ميشه

به خودش جرات داده و با افراد پادشاه جنگيده

دارم از الان بهتون ميگم

روزي ميرسه که اون کل اين خونه و زندگي رو بهم ميريزه

بفرستينش بره

گفتنش که به يوآن ميره

مواظب حرفايي که ميزني باش

ملکه خودشون شخصا اينو گفتن؟

بله

پسرتون رين ، بانو سان رو همراهي ميکردن

همونطور که ملکه دستور داده بودن

وقتي ايشون داشتن به دستور ملکه عمل ميکردن سروصدايي به پا شد

که تمام اين اتفاقات طبق دستور ملکه و براي به چالش کشيدن خودشون بوده

به همين خاطر نيازي نيست نگران

درگيري اخير ارباب رين با افراد پادشاه باشين

لطفا بهشون بگين از اينکه اين مسئله رو درک ميکنن سپاسگذارم

بهشون خواهم گفت ، پس با اجازه تون

ميتوني بري

رين

More Farsi Persian subtitles for The King in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left