The first 193 lines.
♥ به سامدالری خوش آمدید ♥
،تمامی شخصیتها، مکانها سازمانها و اتفاقاتِ
این سریال ساختگی هستند
...مسابقه
!خوانندگی - !خوانندگی -
مسابقه خوانندگی
در جزیره جِجو
!غرور سامدالری !چو یونگپیل اومده
مسابقه خوانندگی جزیره جِجو
،از همه بینندگان در سراسر کشور
،از همه اهالی ججو که امروز اینجا حضور دارند
و از همه گردشگرانی که ،به ججو آمدهاند
سپاسگزارم
،من مجری یکشنبهها، سونگ هه
،از جزیره ججو، این موهبت طبیعت به شما سلام میکنم
!سلام به همه
!سلام - !سلام -
=سال 1994= =چو سامدال و چو یونگپیلِ 9 ساله=
هنوز استرس داری؟ آره -
برای چی؟
یعنی چی برای چی؟
برای این که کلی آدم اومده
آره خب، ولی چرا تو استرس داری؟
شرکتکننده بعدی رو همه به نام "غرور جِجو" میشناسن
!چو یونگپیل
!غرور سامدالری !چو یونگپیل اومده
!پاشو بریم
آیگو، فکر میکردم شرکتکنندهمون یه نفره
شرکتکننده کدومتونه؟
!غرور جِجو
!چو یونگپیلِ سامدالری اومده
!من چو یونگ پیلم، 9 سالمه. سلام
پس ایشون چو یونگپیلـه
پس شما کی هستی، خانم کوچولو؟
من؟
من مدیر برنامهشـم
این چو سامدالـه. باهام اومد روی سِن مبادا یه وقت استرس بگیرم
آیگو، تا حالا ندیده بودم مدیر برنامه برای روحیه دادن بیاد روی سِن
و خودش بیشتر از خواننده استرس داشته باشه
خب اهالی جوون سامدالری
،خانم چو سامدال و آقای چو یونگپیل
وقتی بزرگ بشن میخوان چیکاره بشن؟
من؟ - بله -
من میخوام یه اژدها بشم که از یه جوی کوچیک بلند میشه
اژدها؟
بله. شنیدم اژدها از جویهای کوچیک بلند میشه
وقتی بزرگ بشم میرم سئول و یه مروارید جادویی پیدا میکنم
!آفرین - ...پس خلاصهش میشه این که -
،ججو یه جوی کوچیکه
و رویای تو اینه که وقتی بزرگ شدی بری سئول و موفق بشی؟
بله
خیلهخب. پس چو یونگپیل وقتی بزرگ شه میخواد چیکاره بشه؟
یه اژدها که از یه جوی کوچیک بلند میشه؟
نه
من این جوی رو دوست دارم
نمیشه همینجا زندگی کنم؟
خیلهخب پس
با صدای دستهای شما میریم به استقبال اجراشون
!به افتخارشون
،اون موقعها که هنوز بچه بودیم و خام
اون دختر میخواست از جوی کوچیکش اوج بگیره و اژدها بشه
اون پسر رویای اینُ داشت که برای اون دختر همون جوی کوچیک باشه
یعنی وقتی خامی و بچگی
،از سر اون دختر و پسر بپره
اون موقع متوجهش میشن؟
شاید رویا تا وقتی قشنگه که
یه رویا باقی بمونه
=قسمت 1= =اشکهای اژدها=
خرچنگ تند اونجا رو نخوردید؟
خوشمزه است؟ - نخوردید؟ -
.باهاش کیمچیِ آب تربچه هم میدن من که عاشقشم
اول یه گاز به خرچنگ میزنی
بعد یه کاسه برنج سفارش میدی
،روش سس میریزی ورقههای جلبک خشکشده و روغن کنجد
بعد باهم قاطیشون میکنی
...بعد یه لقمه گنده برمی
...خانم چو
...تو الان چه غلـ - این کیمچیِ کولرابیِ مامانمه -
باید اینم دوست داشته باشی
معلومه چی داری میگی؟
ببخشید میشه تنهامون بذارید؟
باید باهاش حرف بزنم - بله -
ممنون
خوش به حالت که این همه چیز دوست داری
آب کیمچی مامان منم دوست داری
خرچنگ تند هم دوست داری
دیوونه شدی؟ این چه کاری بود کردی؟
...منم دوست داری
دخترای دیگه رو هم دوست داری
...خب
...خانم چو - نه -
.باز شروع نکن بذار همه فکر کنن یه بدبختی
که دوستدخترش ردش کرده و سر تا پاشُ کیمچی گرفته
از این که یه آشغال باشی که حین خیانت مچشو گرفتن که بهتره، نه؟
تا میتونی بخور
انقدر رسیده که کپک زده
بهبه مشتاق دیدار
سلام
=پانزده ساعت قبل=
.کارم تموم شد میخوای همدیگه رو ببینیم؟
چه زود تموم شد
چون گفتی کارِت دیر تموم میشه منم امروز اضافهکار وایستادم
اوکی پس من میرم خونه
منم بپیچونم؟
بپیچونم اخراج میشم نه؟
چارهای نیست
دلم برات تنگ شده
=چون چونگگی=
...اون عوضی
برم یه جوری بزنمش که صدای سگ بده؟
خیانت؟
...شیطونه میگه برم بزنم دهنشو
!میکُشمت، کثافت
حالا دیگه به من خیانت میکنی؟
وای خدا
وای دهنم باز مونده
کُشتمت، آشغال عوضی
...باید جفتشونو
نه
باید بکشمشون
...باید چون چونگگی رو بکشم
...الو - !هی، چو سامدال -
!ترسوندیم
ایش
بلندگو قورت دادی؟
،یا صداتو بیار پایین یا چو اونهیه صدام کن
!اونهیه چیه؟ کیمچی کولرابی مامانُ تو برداشتی؟
هوم - اون کپک زده بود -
گذاشته بودمش کنار که بریزمش دور
خوردیش؟
نه، ریختمش دور
کجا؟
آشغال رو کجا میریزن؟ تو سطل آشغال دیگه
!هی چو سامدال. هی
اگه میخواسته بریزه دور چرا با خودش برده پس؟
بعدشم چو سامدال، چو سامدالـه
!وقتی اسمتو عوض نکردی چرا بگم اونهیه؟
خاله سامدال کیمچیها رو برای دوستپسرش
ولی اونا که خراب شده بود
هوم ،ازم پرسید چطوری میتونه بکشدش
منم گفتم از اون کیمچیها بهش بده آخه کپک زده
مامان
پاشو دیگه
لنگ ظهره - فقط ده دقیقه دیگه -
دیشب ساعت چند اومدی خونه؟
راستشو بگو
پا میشم. خواب دیگه بسه
گفتم دیشب ساعت چند اومدی خونه؟
دیشب؟
...دیشب، حدود ساعت 11
ساعت 11:10 دقیقه بود
من ساعت 11:30 خوابیدم
.ساعت 11:45. ساعت 11:45 اومدم خونه
برام مهم نیست که نوشیدنی میخوری یا میری کلوب
،چون هنوز جوونی ...ولی شبها قبل از ساعت 12 بیا خونه
آدامس سیارهای میخوای؟ - آره -
!مامان - چا هایول، تو رو خدا -
باشه بابا. قول میدم دیگه تا نصف شب بیرون نمونم
من 9 سالمه، تو 29
امسال باید مواظب باشیم نحسیِ 9 دامنگیرمون نشه
از من گفتن بود
.باشه، راست میگی هر دومون نحسی 9 داریم
منم مواظبم، چشمای قشنگتو ازم بردار
خاله قربونش بره که این همه چیز میدونه
همهش 9 سالشهها ولی اندازه یه آدم 29 ساله میفهمه
.معلومه از کجا یاد گرفته دیگه از سردستهی هِنیوی سامدالری
مامان چرا باید یه همچین چیزایی رو به یه بچه یاد بده؟
آها
فکر کنم چو سامدال به هم زده
دوباره؟
فکر کنم سرنوشتش اینه که تا آخر عمرش فقط کار کنه
چرا یه بار نمیتونه یه رابطه درست داشته باشه؟
نه این که نتونه
یه بار یه رابطه درست و حسابی داشت
!آبجی - آخ -
اون که مال خیلی وقت پیشـه
آره، من خیانت کردم گناه کبیره کردم
ولی به نظرت زیادهروی نکردی؟ - زیادهروی؟ -
بذار برای بار آخر یه چیزی ازت بپرسم
چیه؟ چیه؟ چی بپرسی؟ چی؟
چیه؟ به غلط کردن افتادی؟
مگه خر شده باشم که ببخشمت
از کجا فهمیدی؟
خاک تو سرت
الان این مهمه؟
اقلاً اول یه معذرتخواهی نمیکنه
آهنگ بعدی رو باهم میشنویم
آهنگ "موی کوتاه" از چو یونگپیل
=!غرور سامدالری=
هی، کیونگته
کیونگته
!کیونگته
بله؟ چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.