The first 200 lines.
عشق بی پایان
میدونستم اینجایی
حسِ ششمِ زن ها خیلی ترسناکه، نه؟
تمامِ شب کابوس میدیدم
هه جین
حتی اگه دستورِ بابا هم باشه نمیتونم ببخشمت
...زن داداش
زن داداش؟
!من دیگه زن داداشت نیستم
هه جین سو این ائه
تقصیرِ توئه
!سو این ائه
آروم بگیر، داری چیکار میکنی؟
...هان کوانگ هون، سو این ائه
کاری میکنم شما دو نفر رو به جرم خیانت دستگیر کنن
این ائه، برو تو
متأسفم
کی ماشینمُ تعمیر کرد؟
مطمئن نیستم
دختر بد
هر چی هم که بشه تو یه دختر بد میمونی
انقدر دختر شل و وارفته ای هستی که عاشق یه راننده شدی
عاشقِ پسرِ مستأجر شدن چی؟
اون واقعاً منُ دوست داشت
وقتی مریض شدم
با کمال میل هزار مایل راهُ اومد تا به من برسه
...کسی که تو رو برد ژاپن
اون بود...
کارِ نخست وزیر کیم نبود
اون مرد کیه؟
میخواستی کی باشه؟
پارک یونگ ته
چرا اون منُ برد ژاپن؟
دخترش به خاطرِ بیماری داشت میمرد
چطور میتونست بشینه و تماشا کنه؟
اون مرد عاشقِ تو بود
تمامِ عمرشُ فقط به خاطرِ تو زندگی کرد
...عشقِ نخست وزیر کیم
به دخترش فقط حرف بود
فقط حرف
حرف، حرف، حرف
اون فقط بلده حرف بزنه
...چطور زنِ نخست وزیر کیم تونست
دخترِ پارک یونگ ته رو به دنیا بیاره؟
اون اول به من خیانت کرد
عوضیِ روانی
دیوانه
...چطور تونست زنی مثلِ منُ بذاره بره
و با یه عشقِ کثیف قلبِ منُ پاره پاره کنه
منم میخواستم قلبِ اونُ پاره پاره کنم
باید عشقمُ زیر پا میذاشتم
همین که مجبور شدم با اون ازدواج کنم به اندازه ی کافی بد بود
پس، عاشقِ کسی مثل پارک یونگ ته شدی؟
کسی نمیتونه عشقِ ما رو تقلید کنه
نخست وزیر کیم هم میدونست
...برای همینه که
عاشقِ من نبود
...ما
میخوایم یه جزیره بخریم
...قسم خوردیم
بریم اونجا با هم زندگی کنیم
عشقِ ما هنوز تموم نشده
عشقِ ما هنوز تموم نشده
عشق ما تموم نشده
...وقتی نخست وزیر کیم
به قدرت برسه
من یه رؤیام میرسم
!بسه دیگه
این حرفهای دیوانه وارُ تموم کن
!اوپا، اوپا
بیا داروهای مامانُ بهش بده
!لطفاً کاری کن دیگه این مزخرفاتُ ادامه نده
!اوپا
!اوپا، اوپا
!ساکت باش
...به جز شرکتِ دائه ریوک، همه ی چهار شرکتِ دیگه هم
به پارک یونگ ته مربوطن؟
برای اینکه به شواهدِ قطعی برسیم
داریم تحقیق میکنیم
خب؟
این فقط فرضیه ی منه
...ساختنِ پادشاهی در جزیره ی سون یو
...ممکنه رؤیای شما نباشه
ممکنه خیلی راحت تبدیل بشه به رؤیای پارک یونگ ته
چی؟
...شما هم
خیلی آینده نگر نبودین
فکر میکنم خیال میکردین این رژیم تا آخر سر پا میمونه
اینُ دوباره چک کنین
کمک های مالی برای دهکده ی جدید همه اش رسیده به دست کلاهبردار ها
منظورتُ میفهمم
دیگه از این چیزا نشونم نده
زبونتُ به کار بگیر و حرف بزن
تا بتونم راحت بفهمم
اون کمک های مالی که درخواست داده بودین
فقط با یه تلفن میتونستن به حساب شما واریز بشن
آره
...ولی
...یه کلاهبردارِ بزرگتر هم بود
که همون کمک های مالی رو درخواست کرده بود
....اون
پارک یونگ ته اس؟ درسته؟
بله
باید خودتونُ کنار بکشین
...چون به خاطرِ من این همه دردسر برات پیش اومده، من
....آه
میخوام یه رازِ رو بهت بگم
....یه چند وقتیه که
...پارک یونگ ته
داره سرمایه های پنهانیِ نخست وزیر رو از کشور خارج میکنه
موقعِ حادثه ی نخست وزیر کیم
نگهبان های امنیتیش هم دستگیر شدن ...و اون موقعی که رفت زندان
پارک یونگ ته خیلی سریع همه چی رو برای خودش برداشت
فقط نخست وزیر و بانوی اول اینُ میدونن
زنِ من هم چند وقت پیش فهمید
تا زمانی که قدرت دست رئیس جمهوره
پارک یونگ ته قدرتِ مطلق رو در اختیار داره
به زودی
مقامِ ریاست رو به دست میاره
باید بری کاخ آبی
و بگی پیشرفت ساخت و ساز جزیره ی سون یو کاملاً کلاهبرداری نیست
لطفاً به رئیس جمهور بگو
من؟
اینطوری شرکت هانسو و من میتونیم زنده بمونیم
...من
....ازت محافظت میکنم
به عنوان وکیلِ من برو
...فرض میکنم
پرونده ی منُ قبول کردی...
بیا تو
نماینده
جای اشتباهی نیومدین؟
اینجا برای ملاقات با رئیس جمهوره
بعد از جلسه ی صبحگاهیش با شما صحبت میکنه
لطفاً منتظر بمون
...وقتی بهش گفتم با وکیل سو میام
هر دوشون خیلی خوشحال شدن
لطفاً بشین
فقط یه لحظه
شما جسورانه خبرنگارها رو خبر کردی تا برای مصاحبه بیان ولی هیچی در موردش نوشته نشده بود
کنفرانس خبری رو بهونه کردی
و یکی دیگه رو به جای خودت برای ملاقات با من فرستادی
چی؟
...که اینطور
اون یه اخطار یه طرفه نبود؟
آه...برای همین نادیده اش گرفتی؟
رؤیای ساختنِ یه پادشاهی در جزیره ی سون یو
خیلی جاه طلبانه بود
با استفاده از نماینده
میخواستی پادشاهیِ خودت رو بسازی
یه مرد شیطان صفت مثلِ پارک یونگ ته در طول عمرِ آدم فقط یه بار پیدا میشه
میخوام رسماً اسم "مظهر شرارت" رو روی شما بذارم
...آه
...پس منم باید بگم
در ظاهر از رهبر حزب مخالف استفاده کردی
و در باطن دستِ هان کوانگ هون و ژنرال چون رو گرفتی
پس چطوره منم رسماً اسمِ شما رو بذارم "ماتا هاری"؟ ماتا هاری یک مأمور مخفی که در طول جنگ جهانی اول به طور همزمان) (برای آلمان و فرانسه جاسوسی میکرد و در سال 1917 در فرانسه اعدام شد
نه، نه
قبل از اون
باید پولی که از حلقومم بیرون کشیدی رو پس بگیرم
فقط سگها چیزی رو که بالا آوردن دوباره میخورن
سو این ائه، دیگه نمیخوای وکیل باشی؟
چطوره این پولُ بگیری و تمومش کنی؟
سو این ائه، داری میگی ارزش تو فقط همینقدره؟
بعد از این همه دور چرخیدن داری از حال میری
خوشحال باش که همین یه سکه گیرت میاد
فکر میکردم خیلی باهوشی
این همه راهُ با استفاده از حمایتِ اون نماینده ی احمق اومدی
به زودی
ژنرال چون به دستای نماینده دستبند میزنه
....من کسیم که
به دستای تو دستبند میزنه
....سو این ائه
بانوی اول هم داره میاد
...به نظر میاد
....جدیداً تسِ کره ای رو تماشا کرده
میخواد به عنوان یه طرفدار شخصاً باهات ملاقات کنه
...اون یجورایی
حامی هنرمندهاس
....جرأت نداری
روی سه کیونگ اثر بذاری...
...اون دختر
باید زندگی خوبی داشته باشه
اگه برادرشی، روحشُ خراب نکن
...چطور زنِ نخست وزیر کیم تونست
دخترِ پارک یونگ ته رو به دنیا بیاره؟
بانو
امروز وقت دکتر دارین
من میبرمش
نه
یکم طول میکشه
بیمارستان یه ماشین میفرسته
من همراهش میرم
همونطور که میدونین
شرایط روانی مادر خیلی شکننده اس
نمیتونه هر چی دلت خواست بگه میدونم
بار اولم نیست که از مریضها مراقبت میکنم
حرفه ایم
...میدونم
نگران چی هستین
No comments yet. Be the first to leave one.