The first 200 lines.
ما اینجاییم، در تایپهی زیبای تایوان، فقط به یک دلیل: اون مَرد
الکس هانولد به عنوان بزرگترین «فری سولوئیست» تاریخ شناخته میشه
و امروز اون قصد داره
کاری رو انجام بده که هیچ انسانی تا به حال نکرده
صعود از ارتفاعی نزدیک به ۵۰۰ متر
از یکی از بلندترین ساختمونهای جهان، اون هم کاملاً بدون طناب
میدونم، دیروز هوا یاری نکرد
اما امروز شرایط مهیاست. به برنامهی زنده «بر فراز آسمانخراش» خوش اومدید
عجب عظمتی داره این ساختمون
بالا رفتن از یه آسمانخراش، رویای همیشگی زندگی من بوده
هیچچیز خیرهکنندهتر از «تایپه ۱۰۱» نیست
بیش از یک دههست که
الکس هانولد این رویا رو در سر داشته
که بدون تجهیزات از یکی از بلندترین ساختمونهای زمین بالا بره
یه صعود مستقیم تا نوک برج، بدون طناب و بدون تور نجات
۱۰۱ تا قلهی تایپه
و امروز
قراره شاهد تلاشش باشیم، اون هم به صورت زنده، لحظه به لحظه
که اون رو به لحظهای که یه عمر دنبالش بوده نزدیکتر میکنه
فکر کنم تا جایی که یادم میآد، همیشه دلم میخواسته از چیزها بالا برم
بچه که بودم خجالتی بودم، یه جورایی گوشهگیر بودم
حدوداً ده سالم بود که صخرهنوردی رو شروع کردم
مثلاً وقتی تمام چیزی که میخوای صعود کردنه و هیچ دوستی هم نداری
با خودت میگی: «خب، فری سولو مخصوص خودته.»
من از هزاران صخره بدون تجهیزات بالا رفتم
در قطب، جنگل و کویر صعود کردم
اما تا حالا بدون تجهیزات از یه آسمانخراش بالا نرفتم
و فکر کنم اغراق نباشه اگه بگم این رویای همیشگی من بوده
وقتی تایپه ۱۰۱ رو دیدم، با خودم گفتم: «عجب ساختمونیه.»
همیشه دلم میخواسته از خفنترین چیزی که میتونم پیدا کنم بالا برم
اگه الکس از تایپه ۱۰۱ صعود کنه، خیلی هیجانزده میشم که میبینم به آرزوی دیرینهش رسیده
من همیشه به آسمانخراشها نگاه میکردم و فکر میکردم
که صعود ازشون چه حسی میتونه داشته باشه
واسه همین واقعاً احساس خوششانسی میکنم
که این فرصت رو دارم تا واقعاً از یکی بالا برم
اون هم یکی از الهامبخشترین ساختمونهای دنیا
و نگاه کنید به جمعیتی که اینجا در تایپه جمع شدن؛
میلیونها نفر در سراسر جهان و هزاران نفر اینجا
همونطور که میگیم، رویای به تعویق افتاده، رویای بربادرفته نیست
از پای برج تایپه ۱۰۱، من «اِل دانکن» هستم
در کنار کسایی که امروز اسمشون رو میذاریم «تیم الکس»، چطوره؟
سوپراستار دبلیودبلیوئی، «سث فریکین رالینز» اینجاست
یه سنگنورد حرفهای و دوست صمیمی الکس
«امیلی هرینگتون» هم در کنار ماست
چند تا عضو دیگه هم در تیم داریم
که کمی جلوتر معرفیشون میکنیم
چون حسابی دستمون پُره. اما میدونید، اکثر ما اولین بار
اسم الکس رو وقتی شنیدیم که بدون طناب از صخره «ال کاپیتانِ» یوسمیتی بالا رفت
که اون حرکت موندگار شد
در مستند برندهی اسکار به اسم «فری سولو»
حالا، این ماموریت ویژه برای صعود آزاد از یه آسمانخراش
اون رو به اون سر دنیا، به تایپه در تایوان کشونده؛
یه کلانشهر مدرن که با حضورِ چشمگیرِ
برج تایپه ۱۰۱ شناخته میشه
و ما فقط چند دقیقه با شروع صعود الکس فاصله داریم
الکس رو اونجا میبینید، به صورت زنده، که کنار وناش کاملاً احساس راحتی میکنه
اگه «فری سولو» رو دیده باشید، میدونید که اون ده سال توی ون زندگی کرده
اون کنار همسر زیباش، «سانی» هست؛ همین چند دقیقه پیش از سانی پرسیدم
که: «قبل از یه هدف بزرگ صعود آزاد، به الکس چی میگی؟»
و اون گفت: «باید واقعاً از آرامش ذهنیش محافظت کنی.»
باید خنثی باشی، درسته؟
مثلاً اگه خیلی منفی باشی و بگی «مطمئنی؟ حالت خوبه؟»
ممکنه بذر تردید رو تو دلش بکاری. اگه خیلی هم هیجانی بگی «تو میتونی»
این هم دقیقاً چیزی نیست که دنبالش باشی
اون حجم از آدرنالین رو نمیخوای
اون گفت، فقط باید آروم باشی
آروم؟ من اجازه دارم هیجانزده باشم؟
صد در صد. مگه نیستم؟
چون من خیلی هیجان دارم. همین الانشم داشتی از هیجان فریاد میزدی
قبل از اینکه بیایم روی آنتن داشتم داد میزدم. این فوقالعادهست
همونطور که الکس گفت، عجب ساختمونیه. ما در سراسر جهان به صورت زنده برنامه داریم
نمیتونم صبر کنم. آره
تو تا حالا صعود آزادِ واقعیِ دوستت رو از نزدیک ندیده بودی
اوضاع چطوره؟ یه آمار از حال امیلی بگیریم
انگار سوار ترن هواییام. خوبم
اینطوری بگم که قطعاً استرس دارم. آره
ولی هیجانزدهم. آره
میشه درک کرد چرا استرس داره، نه؟
چون این یه معرفی کوتاه از غولیه که به اسم «تایپه ۱۰۱» شناخته میشه
تایپه ۱۰۱ یکی از بلندترین ساختمونهای دنیاست
واقعاً عظیمه
مسیر سه مرحلهایِ اون چالشهای زیادی خواهد داشت
اول از همه، بخشهای شیبدار
متر فولاد و شیشهی شیبدار ۱۱۵
بعد، هشت بخش دلهرهآورِ جعبهمانند که مثل ساقهی بامبو روی هم قرار گرفتن
که هر کدومشون یه بخش برآمده دارن که انرژی آدم رو تحلیل میبره
متر صعود کاملاً عمودی ۲۷۵
مرحلهی نهایی و خطرناکترین بخش کلِ صعود: برج
متشکل از برآمدگیهایی که قدرت بازوی اون توشون نقش حیاتی داره
حلقههایی با گیرههای بسیار محدود
و منارهای با یه سقوطِ مرگبار و دلهرهآور
این خطرناکترین بخش کاره
آیا الکس که از لحاظ جسمی و ذهنی خسته شده، میتونه به قله برسه؟
یه گوی فولادی کوچک
آیا از پسِ این چالش برمیآد؟
همین الان تمام موهای تنم سیخ شده
سث، تو الان یه جورایی نمایندهی کل دنیا اینجا هستی
مثل یه آدم معمولی. یه کم گیج شدی
و به طرز عجیبی روی کسی که خیلی نمیشناسیش، متمرکز شدی
چه حسی داری
که میبینی کسی که طرفدارشی داره این کار رو به صورت زنده و از نزدیک انجام میده؟
آره، راست میگی. من یه آدم معمولیام و یه آدم معمولی هم استرس داره
هم ترسیده، هم هیجانزدهست. موهای تنم سیخ شده
حس میکنم میخوام مثل «دِ راک» به بازوم ضربه بزنم
کاملاً حسش میکنم، اما بیشتر از همه هیجان دارم
انگار کل این هفته پر از انتظار بوده
شهر آمادهست. ما هم آمادهایم که شروع کارش رو ببینیم
آره، فکر کنم همه حس میکنن الکس همه چیز رو تحت کنترل داره، نه؟
اینکه آمادهست و اعتمادبهنفس داره
اما امروز یه سری عوامل بیرونی هم دخیل هستن
پس میخوام عضو بعدی تیممون، «مارک روبر» رو معرفی کنم
مهندس سابق ناسا، یوتیوبر و متخصص در توضیحِ همه چیز
هی مارک، داری چی رو چک میکنی؟
ممنون، اِل. آره، من در ورودی جنوبیِ
ساختمون هستم و داریم اینجا
یه سری شرایط مختلف آبوهوایی رو بررسی میکنیم
تا مطمئن بشیم امروز صعود برای الکس ایمنه
اولیش، مسلماً بارونه
همونطور که همه میدونن، قبلاً یک بار مجبور شدیم به خاطر وضعیت هوا
صعود رو عقب بندازیم. همینجا میتونید رادار زندهی هواشناسی رو ببینید
یه توده بزرگ بارشی اون سمت راسته
الان در تایپه بارون نمیآد، اما اینجا یه «میکرو کلیمیت» داریم
پس هر لحظه ممکنه تغییر کنه. داریم به دقت زیر نظرش میگیریم
مورد دوم باده. من اینجا یه بادسنج دارم
روی زمین سرعت باد حدود ۷-۸ کیلومتر بر ساعته
اما همونطور که تصور میکنید، هر چی بالاتر بریم، شدت باد بیشتر میشه
و اگه در نقطهای باد خیلی شدید بشه و از حد مجاز بگذره
باید عملیات رو متوقف کنیم چون برای الکس ایمن نیست
و در نهایت، باور کنید یا نه، داریم زلزلهها رو هم رصد میکنیم
تایپه روی «حلقه آتش» قرار داره
یعنی از نظر لرزهخیزی خیلی فعاله. در واقع همین هفته
ما سه تا زلزله بالای ۴ ریشتر رو حس کردیم
میبینید که در ماه گذشته
بیش از ده مورد زلزله با این شدت ثبت شده
با همهی این تفاسیر، اون زمانی که توی ناسا کار میکردم
و وقت پرتاب موشک میرسید
همه چیز به یه تصمیم نهاییِ «انجام یا لغو» ختم میشد
حالا در مورد بارون، باد و زلزله
اوضاع خوب به نظر میرسه
پس حالا همه چیز فقط به خودِ اون مَرد بستگی داره
الکس هیچوقت جلوی هزاران نفر صعود آزاد نداشته
چه برسه به میلیونها نفری که دارن از نتفلیکس تماشا میکنن
پس اِل، تا زمانی که اون اعتمادبهنفس داشته باشه، چراغ سبز برای صعود روشنه. برمیگردیم به تو
بسیار خب، به نظر میرسه چراغ سبز صعود رو داریم؛ فعلاً همه چیز آرومه
خونسردیمون رو حفظ میکنیم، درسته؟
امیلی، همونطور که الکس میگه؛ اونجا که داره حرف میزنه
با سانی، و دارن آمادهی یه خداحافظیِ کوتاه میشن
از طرف سانی هم همینطور
اون به من گفت که شروع صعود همیشه سختترین بخش برای اونه، مگه نه؟
چون اصلاً نمیدونه قراره چطور پیش بره
هنوز ریتمِ حرکتش رو ندیده
و بله، داره آماده میشه که بره
داره به سمت مسیر پیادهروی میکنه
الکس گفت آدابِ قبل از صعودش واقعاً اونقدرها هم تشریفاتی نیست
فقط یه کم حرکات کششی انجام میده؛
نه موزیکِ هیجانیای هست، نه ادعایی و نه سخنرانیِ بزرگی
اون احساس آمادگی میکنه و تمام مراحل رو توی ذهنش چیده
واقعاً درکش میکنم
نه، دقیقاً نقطهی مقابلِ کشتیگرفتنه
نه کاملاً متضاد
اون هم از آغوش آخر، دیگه راه افتاد
نه کاملاً برعکس
اما آره، باید تمرکز کنی و آماده باشی
این همون چیزیه که براش تلاش کرده؛ لحظهی موعود رسید
فقط چند ثانیه مونده تا کفشهاش رو بپوشه
و اولین قدمهاش رو به سمت آسمانخراش برداره
خب، تو کاملاً غرق در کاری، تمرکز کردی و داری آماده میشی
وقتی بحث تمرکز میشه، یه نکتهی خیلی جالب وجود داره
امیلی، من اونجا ایستاده بودم وقتی الکس از ساختمون اومد بیرون
و اون هزاران نفر رو اونجا دید
و فقط گفت: «واو، واو!»
امروز برای اون یه تجربهی متفاوته، مگه نه؟
صعود آزاد معمولاً یه ورزش خیلی انفرادیه
و حالا اون قراره این کار رو جلوی هزاران نفر انجام بده
اون هم وقتی که تمرکز، کلیدِ کاره
آره، دقیقاً. منظورم اینه که این یه کارِ خیلی انفرادیه
اون قطعاً به این فضا عادت نداره
همین الان یه هلیکوپتر داره بالای سرمون پرواز میکنه
پس سر و صدا خیلی زیاده
اما میدونی، فکر کنم الکس استادِ کنترلِ ذهن خودشه
و به خوبی میتونه روی خودش متمرکز بشه
و کاری رو که توش مهارت داره انجام بده
خب، حالا که داره برای اولین قدمها آماده میشه
میبینید که داره کیسهی پودرش رو میبنده و کفشهاش رو میپوشه
کفشهایی که اتفاقاً سفارشی ساخته شدن
تا کمکش کنن تفاوت بین صخره و
شیشه و فولاد رو در این مورد حس کنه
اما بچهها، باز هم بگم که کل چیزی که اون داره همینه؛
شاید یه هدفون؛ شاید بخواد به چیزی گوش بده
اوه، داره آهنگ راک گوش میده؟ اون عاشق گوش دادنه به
سبک «هوی متال»ـه، نه؟ آره، گروه «تول»
احتمالاً انتخابش «تول»ـه. دَمِ «مینارد» گرم
بله. و بچهها، اون یه میکروفون هم به خودش وصل کرده
پس نه تنها در طول کل صعود میتونیم صداش رو بشنویم
بلکه امیدواریم اگه در این صعود پیشرفت کرد
این فرصت رو پیدا کنیم که با خودِ الکس هم صحبت کنیم
دوست دارید وقتی اون بالای ساختمونه، صداش رو بشنوید؟
بسیار خب، فوقالعادهست
و امیلی، دوباره اون رو ببین
داره به بالا نگاه میکنه. الان چه فکری توی سرشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.