The first 200 lines.
میبینم هنوز داری آماده میشی
واسه بازجوییِ بزرگت
فرانکس فکر نمیکنه من آماده باشم
دوتا کلیسا هست
تو کلیسای من چیکار میکنی؟ داری تعقیبم میکنی؟
اون کی بود؟ پسریه که باهاش قرار میذارم
اگه یه بار دیگه اینطوری ولت کنه و بره
پاهاشو قلم میکنم. حالیش میکنم
کسی رو برام سراغ داری؟
نوآ اوکلی به کارت میاد
سالهاست که با هم کار میکنیم
و دیدم که چطور به یه رهبر فوقالعاده تبدیل شد
راستش یه چیزی به ذهنم رسید
یه جایی هست که فکر کنم ازش خوشت بیاد
یه نفری به اسم ایب پروئیت اونجا رو میچرخونه
ما هر کسی که به کار نیاز داشته باشه رو قبول میکنیم
هوی، هوی
خوبی؟ یه کم زیادی جوگیر شد
زنش هم تو تشویق کردنش مقصره
تو هم هیچوقت همچین حسی داشتی؟
انگار دنیا طناب انداخته دور گردنت؟
این بچه حالم رو بد میکنه
میدونم رابطهی راه دور مالِ احمقهاست
نمیخوام کات کنیم
شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
بدترین خماریِ عمرم بود
وقتی بیدار شدم، حتی یادم نمیاومد کجام
اون پسره توی عکس، همونی که داشت میدوید اینور اونور
عین احمقها، شب قبلش
باورم نمیشد اون من بودم
لروی؟
توی وان حموم بیدار شدم
چرا کفشهای منو پوشیدی؟
هیچ ایدهای ندارم
یه تیکههایی از دیشب رو خیلی واضح یادمه
ولی بعدش هم
یه جاهایی خالیه، اما اون تیکههای واضح
آره
ایدهی من بود؟ اه
اون یارو سرِ میز تاس که دندون طلا داشت
تقریباً مطمئنم ایدهی اون بود
میخوای صبحانه سفارش بدیم و بعدش
باطلش کنیم؟
نمیدونم
در مورد صبحانه یا باطل کردن؟
اوه
منظورم اینه که میدونم دیشب یه سخنرانیِ بلندبالا کردی
در مورد اینکه منو برداری و
با هم فرار کنیم
اون رو یادمه
ولی تو هنوز پدرم رو ندیدی
هنوز بهم نگفتیم «دوستت دارم»
کلِ داستان دوران دانشگاهم رو هم نمیدونی. منظورم اینه که
باید باطلش کنیم
مگه نه؟ آره
این صدا توی سرِ منه یا بیرون؟
نه، پیجرمه
دیدیش؟
یادت میاد آخرین بار کجا بود؟
فکر کنم از یه جایی اون دور و برِ گلدون داره میلرزه
اوه. پیداش کردم
داری چی نگاه میکنی؟
صبر کن، انفجار شده؟
مقامات تأیید کردن که مظنون هنوز متواریه
حدود ده نفر با آمبولانس منتقل شدن
که وضعیت دو نفرشون وخیمه. اوه خدای من
باید برگردم
چقدر سریع میتونیم برسیم فرودگاه؟ من زنگ میزنم
اوه، شلوارم کجاست؟ اونجاست؟ ایناهاش، ایناهاش، ایناهاش
لعنتی. برای اولین پرواز بلیط میگیرم
پس کدوم گوریه این شلوارم؟
الان خبر رسیده که ۱۱ نفر مجروح شدن
مرگ دو نفر تأیید شده
بعد از انفجار بمب
توی سینما موویدومِ اوشنساید اواخر دیشب
انگیزه و هویت بمبگذار؟
در حال حاضر هر دو نامشخصه
پلیس از هر کسی که اطلاعاتی دربارهی بمبگذاری داره، میخواد
با کلانتری محل تماس بگیره
راندو، چه خبر؟
نیروهای «ایتیاف» ساختمون رو گشتن
داریم محوطهی اطراف رو پاکسازی میکنیم
کارآموز کجاست؟ سیرک
چی؟ گیل گفت قراره دیر بیاد. ظاهراً
زنگ زده و گفته که توی سیرکه
خیلی خب، من برای همهشون توضیح دادم
که فاصلهی سه مایلی از پندلتون
تهدیدی برای پایگاه محسوب میشه
ایتیاف نمیخواست گوش بده، منم حسابی شستمشون
اشکالی نداره. صبح بخیر. صبح بخیر
دربارهی بمب چی گفتن؟
از کود شیمیایی و بنزین هواپیما ساخته شده
خب، افبیآی هم داره
فیلمهای دوربین مداربستهی سینما رو بررسی میکنه
باید بری اونجا. با مأمور سوانسون کار میکنی
سوانسون؟ پس اوکلی چی شد؟
اوه، اون رفته. ترفیع گرفته
رفته به تیم مشترک اطلاعات جنایی در واشینگتن دیسی
همون جایی نیست که ورا سعی داشت بره؟ چه بد شد
تو و اوکلی از قدیم با هم کار میکردین، نه؟
باید بری اونجا، فقط یه هشداری بدم
جویی سوانسون یه کم وسواسیه، تازه هم ترفیع گرفته
مأمور سوانسون. مایک فرانکس، انآیاس
جوزفین سوانسون. خوشبختم
راندولف هستم. ترفیعتون رو تبریک میگم
اوه
اینا همگانیان؟
ببخشید، میشه اینجا سیگار نکشید؟
آسم دارم
چیزی از فیلما گیرمون اومد؟ فقط همین یه زاویه هست
خوشبختانه اکرانِ نیمهشب بود
سینما تقریباً خالی بود. اوه، بذار من انجامش بدم
باید تا ثانیهی ۱۵.۸ برگرده عقب
بقیه هی فقط تا ۱۵ میبرن عقب
سیرک؟ مثلاً با شیر و دلقک؟
چی؟ گفتی گیبس رفته سیرک
اوه، آره، گیل اینطوری گفت
کی کلهی سحر میره سیرک؟
خب، بفرما
مظنون ساعت ۱۲:۳۲ نیمهشب وارد میشه
بمب رو میذاره زمین
کلید رو میزنه
و از سینما خارج میشه
بزن عقب
نه، خیلی رفت عقب. بذار خودم انجام بدم. بلدم
میدونم دنبال چیام. خودم انجام میدم، خودم انجام میدم
زن، خودم میتونم دکمهها رو بزنم. گفتم که
لطفاً من رو «زن» خطاب نکنید
اوه، اینجا رو ببین، داره به دوربین نگاه میکنه
همینجا نگهش دار
آره
تصویر یه کم تاره
ولی میفرستیمش برای اخبار محلی
تا مردم هم درگیر بشن، کسی چه میدونه؟
چیزی دستگیرت شد رئیس؟ این یارو رو میشناسی؟
مأمور فرانکس، خاموش کردنِ بیسیم
وقتی دارم باهات حرف میزنم، اصلاً قابل قبول نیست
همونطور که داشتم میگفتم، حضور برادرت توی صحنه
تضاد منافعِ شدیده. ایب
من از مدیرِ افبیآی، هارلان اجازه گرفتم
و مأمور ویلر هم تایید کرده که این حمله رو رهبری کنم
ایب، این دروازه رو میارم پایین
برادرم کجاست؟
مأمور فرانکس؟
استنلی ترنر کجاست؟ میسون کجاست؟ حالش خوبه؟
نمیدونم. چه خبره؟
اتاق خوابها از این طرفه، یالا بریم
استنلی ترنر اینجاست؟ کی همهکاره است؟
شوهرم همهکاره است
ولی از دیروز تا حالا استنلی رو ندیدیم
چی...؟
میسون فرانکس. کجاست؟ نمیدونم
کجاست؟ نمیدونم
برو
پاکسازی کنید. چشم قربان. باید برید کنار
تیم براوو
یالا بریم
لطفاً اینجا به صف بشید
کسی میتونه بهم بگه استنلی ترنر
توی ساختمون هست یا نه؟
با من بیا. ایب
هی
برادرم کدوم گوریه؟
اسم استنلی رو از پشت بیسیم شنیدم
گفتن چیکار کرده
مطمئنی کار خودش بوده؟
میسون کجاست؟ رئیس
رئیس، این رو توی اتاق استنلی پیدا کردم
یه مرامنامه است
صفحهی آخرش طرح سینما رو کشیده
افبیآی داره بقیه وسایل رو میبره
از اتاقش به آزمایشگاه ما. مایکی. میسون
این مسخرهبازیها چیه؟
اون بچه، استنلی، یه سینما رو منفجر کرده
چی؟ تو کجا بودی؟
اون پشت، پیش اسبها بودم
پسره اون پشته؟ نه
از دیروز تا حالا ندیدمش
به من نگاه کن
تو چیزی در این مورد نمیدونی، مگه نه؟
مایکی، نه
خیلی خب، گوش کن... فرانکس
خبری از ترنر نیست
توی گلخونه کود پیدا کردیم
احتمالاً با بقایای بمب توی سینما مطابقت داره
دارم همه رو برای بازجویی میبرم
در مورد محلِ استنلی ترنر
این برادرته؟ اون با من میاد
من هم از طرف مدیر افبیآی، هارلان
و هم مأمور ویژه ویلر اجازه دارم... گفتم که اون با من میاد
منم گفتم این یه تضاد منافعِ شدیده
حالا اگه میخوای زنگ بزنم
و رفتارِ تو رو به مافوقهامون گزارش بدم
حتماً این کار رو میکنم
ویلر میگه قبلاً با پروئیت کار کردی
تو این رو بیار، من بقیه رو میبرم
آقای فرانکس، راه بیفتید. بیاید اینجا پیش بقیه. آقای پروئیت
اوه. شما با مأمور فرانکس میرید
نذار حرف از زبونت بکشن
نذار واسه کاری که نکردی بندازنت تو دردسر
No comments yet. Be the first to leave one.