The first 200 lines.
صد بار عشق با تو
من مي تونم درستش کنم
من مي تونم اون صفحه ي گرامافونُ درست کنم
چي؟
پروفسور هُرا به مومو
ياد داد که تنها قلب ارزش زمانُ درک مي کنه
اگر قلب قدر زمانُ ندونه عملا زماني وجود نداره
متاسفم
کنارت
کنارم؟
صبح بخير
صبح قشنگيه نه؟
اگه زيادي استراحت کني وقت دزد مياد و
وقتتُ مي دزده
معذرت ميخوام
.عملا زماني وجود نداره .مومو از پروفسور پرسيد
!بيدارم کن
اگه قلب من
از کار بيفته چي؟
!بالاخره تعطيلات تابستوني رسيد
.نکنه واسه رفتن به انگليس آماده نيستي
چرا نباشم؟
اگه سرِ کلاس بخوابي از کلاس ميندازنت بيرون ميدوني که کالج ها اونجا خيلي سختگيرن
بذار برسم اونجا اون وقت نگران اين چيزا ميشم
.منم همينُ ميگم. بايدم بشي
!واي ساعت يکه؟ بدو بريم
!واي متاسفم
چيزيتون نشد؟ واقعا متاسفم
متاسفم. متشکرم
!يک سال؟ !يعني من يه سالِ تموم نمي بينمش
اونجا دانشجوها هرشب ميرن پارتي روابط اونجا خيلي آزاده
اگه بري ساحل همه لختن
زدي تو خال
...اگه آئويي يه سال اونجا بمونه
يه پسر بلوند جذاب تورش ميکنه
يعني ژاپني ها محبوبن Cool Japan
احتمالا دست آخر با يه خارجي ازدواج ميکنه
پس اين تابستون آخرين فرصتمه
تو دنيا دو نوع مرد وجود داره
اونايي که به هدفشون ميرسن و اونايي که نميرسن
نگران نباش نائويا
چون تو جزو دسته ي اولي
!پس ميتونم
!آره ميتوني
!من ميتونم
چيُ ميتوني؟
!هيچي
بياين شروع کنيم
باز داشتي ايده هاي احمقانه بهش ميدادي؟
نخيرم احمقانه نبود
ريکو کجاست؟
هنوز نيومده. اون هميشه دير ميکنه
من نديدمش. باز تو کتابخونه اس؟
جشنواره آخر هفته اس نه
بعد از اجرامون بياين بريم تولد منُ !جشن بگيريم
عاليه! نه تِتا؟
!بزنين بريم
!وايسا! وايسا! وايسا
جدي باش ديگه
من جديَم
!آخ
تو دست پاچه شون ميکني
دير کردي ريکو
*حتي اگه ازم بپرسي که موضوع چيه؟*
*يه چيزايي هست که نمي تونم بهت بگم*
*من هيچوقت حرف دلمُ بهت نزدم*
*چون نمي دونم کِي وقتشه*
*با تو بودن الان همه ي چيزيه که مي خوام*
*فکر کنم دلم مي خواد بهم نزديکتر بشي*
*اين يه احساس ساده نيست*
*منم مي خوام بهت بگم ولي نمي تونم*
*بايد چيکار کنم؟*
گفتن "دوستت دارم" آسونه* *...ولي هنوزم
من ديگه ميرم
به اين زودي؟
يه کم کار دارم
نائويا تو هميشه قبل از پُلِ دوم گير مي کني تا يکشنبه خوب تمرين کن
اُه پل دوم
تِتا
محکم سنج مي زني
شايد بهتر باشه پايه رو عوض کني
...ريکو با ماشين - نه -
ولي من که هنوز هيچي نگفتم
مي خواي دعوتم کني بريم خريد، درسته؟
.قابل پيش بيني بود. من سرم شلوغه
طرف زنه، نه؟
شايد
طبق معمول حواس جمع و کمال گرا
حالمُ به هم ميزنه
!هِي آئويي
يه چيز بد ازش بگو
!حتما يه دونه هست
مثل اينکه دويدنش خنده داره يا قبلا تو کلاس بالا آورده
اون که تو بودي
يا وقتي استرسي ميشه سکسکه اش مي گيره
هيچي
هيچي؟ - حتي يه دونه؟ -
هوم
اون هميشه همين جوري بوده
هميشه کامل بوده
مکانيک کوانتومي
!بيدار شو! بيدار شو
!آئويي! بيدار شو ديگه! ساعتت خودشُ کشت
ببين باز چه وضعي درست کردي؟
هنوز وسايلتُ جمع نکردي؟
مگه نبايد جلوتر بفرستيشون؟
آخر هواپيما بدون تو مي پره
رفتي خريد؟
يه دفعه اين همه چيز نپرس
بايد چيزايي مثل شامپو و صابونُ برداري
همونجا ميخرم
خودم انجام ميدادم حالا
ولي الان حالشُ ندارم چيزي جمع کنم
مثل بچه ها حرف نزن
مامان سالمون ها داره مي سوزه
دوباره؟
گازُ خاموش کردي؟ - نه -
!خاموشش کن !همش تقصير توئه که بيدار نميشي ها
فقط چيزاي جلوشُ مي بينه
عين خودت
من اينُ قرض مي گيرم
وايسا يوتو! موهات چي شدن؟
!بلوندشون کردي
نه کاري نکردم
نه؟ !موهات مشکي بود حالا بلونده
برو بابا
!بزن بريم
سلام
سلام
شونتارو سان، داري چيکار ميکني؟
سوزن مي پره منم دارم درستش مي کنم
واي اين؟
!آها فکر کنم درست شد
!بازم نشد
!آها راستي ميشه اينا رو برام نصب کني؟
رينا اين آگهي ها رو درست کرده
بهترين نقطه رو ميدم به تو
!واقعا؟ عاليه
شما گروه پنجمين؟ - !آره پنجم! لطفا بيا ديدن اجرامون -
حتما
عمو، چيزي واسه خوردن داريم؟
نون تُست ميخواي؟ - هوم -
تازه بيدار شدي؟ - آره -
تا صبح بيدار بودي نه؟
،طبق معمول صبح تا شب زل زده به کتابا من نمي فهمم واقعا
هنوزم درس مي خوني؟
ولي امتحانا که تموم شده
آ... ريکو من و رينا قراره بيرون تابلو نصب کنيم کمکمون مي کني؟
آره
مي دونستي بُزا اگه کاغذ بخورن از انسداد روده مي ميرن؟
ها؟
پس بزهاي سياه چه جوري از بزهاي سفيد نامه مي گيرن؟
!واقعا که بي خيالي
برو کمکشون کن
هنوز تموم نشده؟ - نوچ -
نه هر چيزي وقتي داره
داداشم فکر مي کنه خيلي باحال شده ولي رنگ موهاش اصلا بهش نمياد
مطمئنم دوست دختر پيدا کرده
تو چي؟ تو با وضع الانت مشکلي نداري؟
ها؟
ريکو رو ميگم
اگه بري تا يه سال نمي بينيش
،يه تابستونُ مثل دوتا دوست گذروندن
با يه تابستونُ مثل دوتا عاشق گذروندن خيلي فرق داره
...ولي
خيلي ترسويي
همه چي همين جوري خوبه
حداقل هرسال برام جشن تولد مي گيره
،خيلي وقت پيش بهم قول داد
تا وقتي صد ساله بشم برام جشن تولد بگيره
واي واي باز شروع شد
من عادت ها و علايقشُ مي دونم مطمئنم سر قولش مي مونه
اون واقعا پسر مهربونيه
يعني تا حالا بهت گفته دوستت داره؟
...نه
شايد فقط خودت فکر مي کني براش خاصي
!هِي
!ببخشيد نمي خواستم بکشم
.ببخشيد من نبودم
بذار ببينم بازم مي توني از اين کارا بکني؟
!وايسا! وايسا
!از دست شما يه وقت کثيفش مي کنين
!دير کردي ريکو
!آفرين رينا! خيلي خوب شده
واقعا؟ - آره -
درباره ي چي حرف مي زدين؟
ها؟ هيچي
!واي! رينا کمکم کن
تابلو! تابلو چي شد؟
چيزيش نشد
ولي ما موش آب کشيده شديم
چرا تو خشکي؟
چون شماها کُندين
بدش به من - باشه -
!مواظب باش سنگينه
...قبل از اينکه
چه خبره؟ نميخواد يه کمکي به ما بکنه؟
دختره کيه؟
يه دانشجوي فارغ التحصيل فيزيکه
احتمالا رفته سراغ يه زن بزرگتر از خودش تا کمکش کنه رشد کنه
No comments yet. Be the first to leave one.