The first 144 lines.
خواهش میکنم کمکم کن از کسایی که دوسشون دارم محافظت کنم
شاهزاده خانوم مجبور میشه به چین بره
انتصاب رسمی شاهزاده به این ازدواج بستگی داره
شاهزاده خانوم
آرزوی شما چیه؟
شاهزاده خانوم آرزوی شمای چیه؟
یه رازه
میتونم برآوردش کنم
میتونم برآوردش کنم
خواهش میکنم بهم بگین
میشه اول آرزوی خودم رو بگم؟
آرزوم اینه که بقیه ی عمرم رو با شما بگذرونم شاهزاده خانوم
خواهش میکنم حرفامو ترجمه کن
چی شده؟
استاد گیون؟ گیون وو؟
اونا رو نمیتونم براتون ترجمه کنم
اون حرفارو
نمیتونم براتون ترجمه کنم
راست میگی
اون حرفا رو خودم باید به شاهزاده خانوم بزنم
شاهزاده خانوم
فعلا آرزوم رو یک راز نگه میدارم
شاهزاده خانوم برید استراحت کنید
برید استراحت کنید شاهزاده خانوم
یه نوشیدنی بخوریم؟
دوست دارم یه ضیافت راه بندازم
به بقیه میگم آماده بشن
میخوام توی ضیافت از شاهزاده خانوم خواستگاری کنم
به کمکت نیاز دارم
میخوام به زبان چوسانی بهشون بگم
نمیتونم اونا رو ترجمه کنم
جانگ دا یون
طاقچه بالا میذاری؟
نباید اینجوری با احساسات کسی بازی کنی
...هر کاری دلش میخواد میکنه
گیون وو؟
عوضی اعصاب خرد کن
به من گیر نده
اگه مستی برو خونه
کجا؟
فکر کردی کجا داری میری؟
آخ آخ درد میگیره
بهت گفتم سر به سرم نذار
فکر میکنی بی خیال میشم؟
نمیتونم بی خیال بشم
هر کاری لازم باشه میکنم
نمیذارم هیچ وقت بیاد پیش تو
استاد گیون
باید چی کار کنم؟
آخرین روز ماه ساعت ۱۱ شب
اگه به بونگاکام بری
میتونی اونجا قاتل مین یو هوان رو پیدا کنی
با دقت مواظب باش
...اگه این اطلاعات درست باشن
قبل از آخرین روز ماه اتفاقی میفته
بله فهمیدم
دوست دارن ضیافتی راه بندازن؟
اون روز پیام مهمی برای اعلام کردن دارن
مایلن همه ی افراد اینجا رو دعوت کنن
به شاهزاده ی چین کمک کنین که توی برگزاری ضیافت هیچ مشکلی نداشته باشن
بله عالیجناب
یه ضیافت غیر منتظره؟
احساس عجیبی دارم
...اه درسته میخوان از شاهزاده خانوم خواستگاری
نه این نیست.. اصلا
هر چیزی که لازم داشتین خبرم کنین
برای شما و شاهزاده خانوم روز خاصی میشه
باید روز بزرگی باشه
میگن اگه چیزی لازم داشتین خبرشون کنین
برای شما و شاهزاده خانوم روز خاصیه
باید روز بزرگی باشه
این روز مخصوص شاهزاده خانومه، میخوام هر جوری شده خوشحالشون کنم
چون این روز مخصوص شاهزاده خانومه، میخوان هر کاری برای خوشحالیشون انجام بدن
باید همه کارها رو مطابق سلیقه ی شاهزاده خانوم انجام بدیم
با نماینده صحبت میکنیم
هر کاری مایلید انجام میدن
پس تمام تلاشتون رو بکنین
ازتون میخوان تمام تلاشتون رو بکنین
بفرمایید اجازه بدید با هم بریم
بله
نمایندتون به نظر میاد خیلی با وزیرها نزدیکه
الان خیلی وقته که نماینده ی چوسانه
آماده ست
که اینطور
این چیه؟
بازش کنین شاهزاده
دوسش دارین؟
چیزایی که دورن میتونن جوری دیده بشن که انگار نزدیکن
قبلا این رو نشون دادین استاد
برام جالب نیست
ناراحتین که خواهرتون به چین میره؟
مادر مرحومم اهل چوسان بود
مادر شاهزاده ی چین هم اهل چوسان بودن
مادرم خیلی دلش برای چوسان تنگ میشد
فکر میکنم به خاطر همین بود که بیشتر وقتا دربارش باهام حرف میزد
این یعنی توی چین خوشحال نبود
پدرم خیلی عاشقش بود برای همین خوشحال بود که اومده
سعی میکنم که همچین شوهری برای شاهزاده خانوم باشم
دوستش خوام داشت و ازش مراقبت میکنم
و همیشه شادش میکنم
حتی اگه ازدواج کنیم، اغلب به چوسان میایم
ایشون رو برای همیشه ازتون دور نمیکنم
پس دیگه عصبانی نباشین
اونا درست بعد از ضیافت میرن
نمیدونم برای جهاز چی باید بفرستم
حالا که وقت رفتنشونه خیلی چیزا رو باید آماده کرد
انگار خیلی چیزا هست که باید نگرانشون باشی
به عنوان مادر این وظیفه ی منه
...اما ملکه بله سرورم
چرا انقدر خوشحالی؟
بقیه فکر میکنن برای فرستادن شاهزاده خانوم دل تو دلت نیست
اینجوری نیست
قلبم داره از غصه پاره پاره میشه
...نمیخوام دخترم توی عروسیش چیزی کم داشته
دیگه کافیه ملکه
بله؟ اگه خیلی ناراحتی
نباید بیخود سوتفاهم ایجاد کنی
معذرت میخوام
راکون پیر
تا شاهزاده خانوم بره باید خیلی مواظب باشین
اصلا خوب نیست پیش ملکه ی مادر بد جلوه کنین
تا کی
تا کی اون پیرزن باید منو بپاد
یه کم دیگه طاقت بیارین بانوی من
...درسته، شاهزاده خانوم
اول از شر اون خلاص شو
بذار آروم آروم پیش بریم
این خیلی خوشگله
خبرها رو شنیدین؟
شاهزاده ی چین داره یه ضیافت راه میندازه
شاهزاده خانوم به زودی به چین میره
شنیدم استاد گیون وو مسئول اقامت شاهزاده ی چینه
خب که چی؟
این حتما قلبش رو میشکونه
باید دوست دخترش رو بفرسته که ازدواج کنه
دوست دختر؟
چند بار باید بگم که برادرم و شاهزاده خانوم واقعا از اون رابطه ها ندارن
..اگه بازم از این حرفای بیخود بزنین
اصلا هم بیخود نیست
هممون دیدیمش
چی دیدین؟
دو تاشون با همدیگه خیلی گرم و دوستانه داشتن به کتابفروشی میرفتن
اشتباه دیدی
نه منم دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.