Diary of a Wimpy Kid

Diary of a Wimpy Kid

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Diary of a Wimpy Kid 2010 1080p BluRay DD5 1 x264-RiCO
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Diary of a Wimpy Kid 2010 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گرگ؟

هوم؟

گرگ؟

ها؟

گرگ! ها؟

چیه؟

داری چی کار می‌کنی؟ پاشو!

مامان و بابا یه ساعته دارن صدات می‌کنن.

داری دیر می‌کنی برای اولین روز مدرسه راهنمایی.

چی؟

وای خدا! چطور شد؟

برو، برو، برو! مامان الانه که از کوره در بره!

اون منو فرستاده دنبالت، خودش تو ماشین منتظره!

چی کار می‌کنی؟ چه خبره؟

دارم آماده می‌شم برای...

مدرسه.

خل شدی؟ مدرسه تا هفته بعد شروع نمی‌شه.

ضمناً، مدرسه ساعت چهار صبح شروع نمی‌شه!

منی رو بیدار کردی. اگه دوباره نخوابه...

صبح بخیر!

عمراً دوباره بخوابه.

من فقط می‌خواستم تا ساعت ۶ بخوابم.

بابای!

برو بخواب. من مواظبشم.

گرگ، تو اینجا چی کار می‌کنی این همه سروصدا راه انداختی؟

رادریک بود! اون منو بیدار کرد!

اون ساعت منو عوض کرد!

ولی قسم می‌خورم اون همین الان...

برو بخواب.

این چه بوییه؟ اصلاً نمی‌تونم تشخیص بدم.

بابای!

تولدت مبارک!

بیا، بابای.

واو! ببین این شعله‌افکن چقدر بزرگه!

خیلی خب، اول از همه بذارید یه چیزی رو روشن کنم.

این یه ژورناله، نه یه دفتر خاطرات.

آره، می‌دونم روی جلدش چی نوشته.

ولی وقتی مامانم رفت که اینو بخره...

من مشخصاً بهش گفتم یه چیزی رو نخره که روش نوشته باشه "دفتر خاطرات".

این فقط ثابت می‌کنه مامان هیچی از بچه‌های هم‌سن من نمی‌فهمه.

ها؟ لوس!

تنها دلیلی که قبول کردم تو این چیز بنویسم اینه که...

وقتی پولدار و مشهور شدم کارهای بهتری برای انجام دادن دارم...

تا اینکه کل روز به سوالات احمقانه مردم جواب بدم.

گرگوری، از دوران کودکیت برامون بگو!

همیشه اینقدر باهوش و خوش‌تیپ بودی؟

اینم ژورنال من. حالا، هیس هیس!

این پسر ماست اون بالا.

چرا اصلاً بهش نه گفتم؟

مامان اینو برام خرید...

که مثلاً احساساتم رو در مورد شروع مدرسه راهنمایی توش بنویسم.

ولی من خوبم.

دوست صمیمیم، رولی جفرسون، اونه که نگرانشم.

اون قطعاً برای مدرسه راهنمایی آماده نیست.

جرونیمو!

اون هنوز مفهوم بزرگ شدن رو درست نفهمیده.

من یه توله سگ می‌خوام، یه بچه گربه، یه دستگاه آدامس‌فروشی.

ولی به هر حال، این در مورد منه، نه رولی.

من همیشه فکر می‌کردم یه فیلم از زندگی من می‌سازن.

ولی فکر نمی‌کردم داستان رو از اینجا شروع کنن.

چون، جدی، کی دلش می‌خواد یه فیلم در مورد یه بچه ببینه...

که تو مدرسه راهنمایی گیر افتاده با یه مشت کله‌پوک؟

سه روزه حموم نرفته. بوی عشق رو حس کن!

ولم کن، رادریک!

بیخیال. داریم یه کم خوش می‌گذرونیم، نه؟

نه، باشه. خب، ببین...

مامان ازم خواست که بهت یه نصیحتایی در مورد مدرسه راهنمایی بکنم.

خیلی ساده‌ست.

با هیچ‌کس حرف نزن. به هیچ‌کس نگاه نکن. هیچ جا نرو.

نشین. دستت رو بلند نکن. دستشویی نرو.

جلب توجه نکن. لاکر اشتباه رو انتخاب نکن. نه...

کی رو دارم گول می‌زنم؟

تا آخر سال، یا مردی یا تو خونه درس می‌خونی، به هر حال.

و با رولی دیده نشو.

منی، بس کن! مامان!

ممنون برای تخم‌مرغ‌ها، مامان.

فرانک؟ گرگ؟

من فکر می‌کنم چندش‌آور و بی‌شأن وایده...

که باید کنارش که رو قایم‌باشکه صبحونه بخورم.

باشه، خب، تقصیر توئه که اون هنوز داره دستشویی رفتن یاد می‌گیره.

پایین رو نگاه نکن، منی.

هیولای قایم‌باشک دوست نداره وقتی بهش نگاه می‌کنی.

من فقط داشتم باهاش شوخی می‌کردم.

باشه. ببوسش که معذرت‌خواهی کنی و بعد بیا بریم.

نمی‌تونیم برای اولین روز مدرسه دیر کنیم.

اجازه بدید همین الان بگم که به نظرم مدرسه راهنمایی ممکنه...

احمقانه‌ترین ایده‌ای باشه که تا حالا اختراع شده.

بچه‌هایی مثل من رو داری که هنوز رشد ناگهانی‌شون رو نکردن...

قاطی شده با گوریل‌هایی که روزی دو بار باید ریش بتراشن.

نوجوان‌های بزهکار و آدمای عجیب و غریب هم هستن.

من از حدود ۹۵ درصد بچه‌های مدرسه‌ام کوچیک‌ترم.

پسش بده! بس کن!

پس خدا رو شکر برای چیراگ گوپتا.

مال منه! بس کن!

می‌تونم کیف رو بگیرم؟

باید بلندتر بپری. مال تو نیست!

اون یه حائل عالیه بین من و این کله‌پوک‌ها.

سلام، گرگ.

سلام رفیق!

جدی می‌گم، نمی‌دونم تابستون چه بلایی سر این بچه‌ها اومده.

مگه حادثه هسته‌ای شده؟

آزمایش علمی خراب شده؟

خدا رو شکر که چند تا آدم عادی هم هستن، وگرنه اینجا کلاً می‌شد سیرک عجایب.

اگه تو هم مثل من سخت‌پسند باشی،

روز اول راهنمایی سخته بدونی کجا بشینی.

یه حرکت اشتباه

و تا آخر سال گیر یه احمق می‌افتی.

گرگ!

یادته گفتم رولی برای راهنمایی آماده نیست؟

خب، اینم از این.

چی پوشیدی؟

خانواده‌ام تازه از گواتمالا برگشتن! اینم سِراپه منه!

قشنگه، نه؟

خیلی خب، بچه‌ها، من خانم فلینت هستم. همگی سر جاهاتون بشینید!

به اولین روزتون در مدرسه راهنمایی خوش آمدید.

جاهاتونو یادتون بمونه. هر روز اینجا میشینید.

رولی، اگه باید میگفتی کجات تو رده‌بندی

از نظر محبوبیت، از یک تا ۲۰۰،

خودتو کجا میذاشتی؟

۲۰۰ خوبه یا بد؟

فکر کنم تو یه چیزی حدود ۱۵۴ باشی.

من خودمو حول و حوش ۱۹ یا ۲۰ می‌ذارم.

شاید حتی تا آخر سال شانس داشته باشم که نفر اول بشم،

اگه اوضاع اون‌جوری پیش بره که من فکر می‌کنم.

خب، کی ته جدوله؟

هی، بچه‌ها، می‌خواید لک و پیس مخفیم رو ببینید؟

فرگلی. حداقل ماهی یه بار به خاطر مشکلات بهداشتی فرستاده می‌شه خونه.

نگاش کن. توش مو داره!

چه رنگیه؟

می‌خوای کمک کنی اسمشو بذاریم؟

خیلی خب، خانوما! جمع شید دور هم!

یالا، اون بافتنی‌هاتونو بذارید زمین! بزن بریم!

خیلی خب، همه!

من کوچ مالون هستم و معلم ورزشتونم.

ورزش بخشی از زندگی منه،

مثل صبح بیدار شدن و رفتن به دستشویی.

من با تربیت بدنی زندگی می‌کنم و نفس می‌کشم.

خب، کی با منه؟

آماده‌اید اون بیرون یه کم خوش بگذرونیم؟

آره!

خیلی خب، عالیه!

خب، قراره شما رو به دو تیم تقسیم کنیم.

خب شما دو نفر، بیاین اینجا. تو، تو، تو، این طرف.

آره، شما سه نفر این سمت. خوبه.

شما می‌شید پیراهن‌ها!

و شما می‌شید برهنه!

چرا ما برهنه ایم؟ از این بدم میاد.

اون فقط می‌خواد بچه‌هایی مثل ما رو اذیت کنه.

منظورت از بچه‌هایی مثل ما چیه؟

من فقط نمی‌خوام آفتاب‌سوخته بشم، درسته رولی؟

اسم من بِل ای. باتن هست.

اسم تو چیه؟

باشه، بیاید با یه بازی کوچیک شروع کنیم که اسمشو گذاشتم گلادیاتور.

این مال منه! نه!

بیا اینم برای تو!

پوششم بده!

اوه خدای من.

خوب نیست!

ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم از دست اینا فرار کنیم!

ما لازم نیست از اونا فرار کنیم!

فقط کافیه از چراغ فرار کنیم!

یه نگاه بنداز، یه نگاه بنداز، یه نگاه بنداز.

به بچه‌های تو خیابون.

نه، اونا هیچ‌وقت از ریتم نمی‌افتن.

هیچ‌وقت از ریتم نمی‌افتن.

هیچ‌وقت از ریتم نمی‌افتن.

هیچ‌وقت از ریتم نمی‌افتن.

هیچ‌وقت از ریتم نمی‌افتن.

فکر می‌کنی ما رو دیدن؟ عمراً!

اونا حواسشون به اون بچه‌ای بود که می‌لنگید.

تا آخر کلاس همین‌جا قایم می‌شیم،

چون من اون بازی رو نمی‌کنم.

این منصفانه نیست.

اون همه نئاندرتال‌ها رو تو یه تیم انداخته.

این وحشیانه است!

کاملاً وحشیانه است.

اینجا یه بیابان فکریه.

ولی، می‌دونی، خوبه که یه نفر رو ملاقات کنی

که بیشتر به مغزش اهمیت می‌ده تا به بدنش.

شما دخترا باید طناب بزنید. اینجا چیکار می‌کنید قایم شدید؟

اجتناب از درد.

همه‌چیز از راهنمایی شروع می‌شه، می‌دونی؟

دیگه بچه نیستی. نازپروردگی تموم شده.

بچه‌ها الان بر اساس هوش جدا می‌شن. ضعیفا مورد آزار قرار می‌گیرن.

و دخترایی که از مهدکودک می‌شناختی دیگه حتی باهات حرفم نمی‌زنن.

باشه، خب، به نظر میاد همه چی رو فهمیدی،

پس برگرد سر کتابت.

اینجا یه بازداشتگاه پرطمطراقه.

تا آخرش! تا آخرش! تو مثل یه ماشینی!

جاییه که بزرگ‌ترها تو رو می‌ذارن

وقتی داری اون گذار ناخوشایند بین بچه بودن و نوجوون شدن رو طی می‌کنی،

که دیگه مجبور نباشن نگاهت کنن.

سلام. من انجی هستم.

داستان عالی بود. ما دیگه میریم.

چرا؟ اینجا جای خوبیه.

یه جای عالیه.

من کل کلاس ششم رو اینجا دووم آوردم.

و از یه هم‌صحبت هم‌فکر خوشحال میشم

که کمکم کنه هفتم رو رد کنم.

اون سوت بود؟ فکر کنم صدای سوت میاد.

More Farsi Persian subtitles for Diary of a Wimpy Kid

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left