The first 200 lines.
آنچه در "همین حالا از قایق پیاده شوید" گذشت
-من مدرسه ی سنت اورلاندو میرم - مدرسه خصوصی
مامانی،میشه سال بعد برم سنت اورلاندو؟
مایکل بولتن بهم پیشنهاد همکاری توی
یه رستوران رو داد و من فکر میکنم باید قبول کنیم
من میخوام خونه ی خودمون رو داشته باشیم و با این معامله بهش میرسیم
راست میگی،ولی قرار نیست این خونه رو بخریم
تو میخوای این خونه رو بخری؟
به یه شرط
پسرمون رو باید بفرستی سنت اورلندو
-چه خبره؟ ما داریم میریم
داری همه ی وسایلت رو میندازی دور؟
نه،پسر.این چمدونمه
داریم میریم اونطرف شهر
عجیبه که سال دیگه قراره
بری یه دبیرستان دیگه
خیلی چیز خاصی نیست
هنوزم میتونیم همش باهم باشیم
من و آلیسون خیلی باهم خوبیم
تازه،کل تابستون رو وقت داریم که ریلکس کنیم
این خونه جدیده جکوزی داره
میشه مثل خونه ی ساحلی MTV
ولی بیل بلامی نداره
حالا میفهمی چی میگم
اصلا واسه چی دارید از اینجا میرید؟
چون یه بنده خدایی میخواد بره مدرسه غیر انتفاعی
خیلی مشتاقم که به خاکی هام معرفیت کنم
چون قراره اتاقای خودمون رو
داشته باشیم باید اینارو تقسیم کنیم
نظرت چیه که تو این حیوونای گیاه خوار رو بگیری
منم وحشی هارو؟
یا میتونیم بر اساس دوره اشون تقسیمشون کنیم
جوراسیک واسه منه
لعنتی اره
اخی،چارت قدی بچه ها. ببین چقدر بزرگ شدن
من حتی یه قرون از پول پیشمون رو از دست نمیدم
انقدرم واینستا خاطره بازی کن
تو این هفته فقط دو روز مرخصی گرفتی تا جابجا بشیم
و کل صبح رو مشغول جمع کردن شلوارات بودی
هر شلواری یه داستان خاص خودشو داره
اون روزی که قفسه های آشپزخونه رو زدم
شلوار سفیدم رو پوشیده بودم
باورش سخته که فقط سه سال پیش بود
ما داریم میریم بالا،لوئیس،مثل جفرسون ها
میدونی من همیشه واسه خودم یه ویزی توانیزی میخواستم
اره دقیقا
خب رفتن از اینجا سخته
هومم.به نفع همه اس
قبل از اینکه بفهمی،خونه ی جدیدم حس یه خونه ی قدیمی رو میده
خیلی راحت
هم،حیاط جدید خوشگله
انگار سنجابای اینجا رفتارشون بهتره
کمتر تو چشمات زل میزنن که خب خوبه
اینجارو ببین!فر دو طبقه برای پاپ تارت داریم
البته بیشتر شبیه اینه که دوبرابر برق مصرف میشه
_
_
ایوان:سلام
نه مامان.سیستم صدای داخلیه
مگه نه،بچه ها؟
به خونه ی جدید هوانگها خوش اومدین
- میتونم سفارشتون رو بگیرم؟ براندا میشه ببینی
که قرارملاقات رو میتونن از 4 بندازن به 5؟
من نقش راننده دارم
اوه،من نقش دستیار دارم
برندا،تماسام رو نگه دار
همه ی پیامام رو نگه دار،برندا پیام گیر بسته اس
برق مصرف میکنه.اگه میخوای ارتباط برقرار کنی،داد بزن
یا بهتر،مثل زندانیا از زیر در نوت بفرست
ارزون و ساکت
یکم زیاده روی نمیکنی؟
اینجور چیزا خیلیم پول نمیخوانا
فکر میکنی دارم زیاده روی میکنم؟
خیلی راحت میشه به اینجا نگاه کرد و فکر کرد که ما الان پولداریم
مثل همون اردک نیمه لختی که شماها دوستش دارین
ولی حقیقت اینه که
فقر دقیقا پشت همین درهای دوجداره ی فرانسویه
گوش کن
چیزی نمیشنوم
دقیقا،چون فقر در سکوت وارد میشه
ما کل پس اندازمون رو خرج کردیم تا اینجارو بخریم
و الان نمیتونیم از پس خرج و مخارج زندگی کردن توش بر بیایم
تاحالا اسم "خونه دار فقیر" شنیدی؟
خب،ما الان اینیم
پس خبری از پیغامگیر نیست،خبری از فر دو طبقه نیست
خبری از گرم کردن جکوزی نیست
من فکر میکردم وضع اقتصادیمون خوبه
مایکل بولتن تازگی توی رستوران شریک شده
اگه این معنای واقعی،"ثبات"" نیست دیگه نمیدونم چی بگم
من حساب کتاب کردم لوئیس
و اعداد دروغ نمیگن
بین پول پیش زیاد و قبض های زیاد و بیمه
و مالیات همین الانشم داریم به فنا میریم
راستش،انقدر مونده که
برسیم به بدترین کابوس من...بی خانمان شدن
_
داری چیکار میکنی؟
دارم پول خشکشویی رو پس انداز میکنم
و یکاری میکنم بلیزم بوی لندن رو بده
میدونم که واسه مدرسه غیرانتفاعی هیجان زده ای
ولی امیدوارم اینکه قراره دور و بر
بچه پولدارا باشی،عوضت نکنه
منظورت چیه؟
مثلا کریس او دانلد توی " بوی زن" رفت
مدرسه ی غیر انتفاعی و داشت درستکاریش رو از دست میداد
هوووها!
هااا!
نمیخواد نگران باشی این بلیزه من رو عوض نمیکنه
ممکنه خیلی بزرگ بنظر بیام ولی همون پسر بچه ی 6 ساله ام
هی،ببین...ساخت چین
یجورایی مثل خانواده امون
امیدوارم مال یه لباسفروشی اجباری نباشه
من داشتم راجع به کودکان کار میخوندم
بعد ازمشاجره ی کیتی لی گیفورد
باید بگی مدرسه ام راجع بهشش تحقیق کنه محض احتیاط
نمیدونم
ایوان،ممکنه یه بچه ای توی یه کارخونه باشه
که روزی 20 ساعت روی این کار کنه
مثلا بچه های همسن بچه های خودمون
اگه پسر خاله هنسی مجبور میشد اینو درست کنه چی؟
باشه،ولی پسرخاله هنسی هیچوقت توی لباسفروش استخدام نمیشد
کارای دستیش رو دیدی؟
افتضاحه
ببخشید نمیتونیم جکوزی رو گرم کنیم
ما خونه دار فقیریم
واسه همین اینهمه راه اومدیم اینجا
من مجبور شدم دوتا اتوبوس سوار شم
یه خانومه 16 تا کوچه نشسته بود روی نصف حوله ام
اخرین تابستون باهم بودنمون داره خیلی بد میگذره
آخرین تابستونمون نیست
خب،من دارم میرم یه مدرسه ی دیگه
اینجوری نیست که دیگه باهم نمیگردیم
و واسه همینم باید هممون تتوی مشترک بزنیم
ناموسا؟
وقتی توی یه اکیپی هستی،تا ابد توی اون اکیپی
پس داری میگیکه باید قیافه های همدیگه رو
پشتمون تتو کنیم
یا مثلا یه چیز دیگه
پیتزا چی؟
هر کسی میتونه یه تیکه رو روی بدنش تتو کنه
و وقتیکه باهم باشیم یه چیز کامل رو تشکیل میدیم
یه اکیپ کامل!
باباها،حواستون به دختراتون باشه
برایان داره تتو دار میشه
مرسی که لامپارو از هال برداشتی ماروین
باید هر جور که میتونیم پول ذخیره کنیم
خب یه جوکی هست که میگه چنتا دندون پزشک
لازمه تا اینکه یه لامپ رو پیچ بدن
ولی به درد خانم ها نمیخوره
اینجا فوق العاده اس،جسیکا
-اره ولی دلمون واست تنگ شده
همه توی محل دلشون تنگ شده
جدی؟حتی دیدر؟
اون تو اخرین میتینگ محلیمون یه دقیقه سکوت اعلام کرد
متاسفم
هر وقت نوترا سوییت میخورم اینجوری میشه
احتمالا فقط باده
به کارول جون میگی؟
از طرف من؟
البته
اوکی،خب،من میرم ببینم که میتونم
این لامپارو برگردونم مغازه
من میبرمت
با ماشین من میریم تا پول بنزین ندی
خیلی خوبه وقتیکه
مجبور نیستم اون چیزیکه میخواستم درخواست کنم،رو درخواست کنم
چند ساعت دیگه برمیگردیم
خدافس
واو!
جکوزی؟
اوه،لوئیس،ای عوضی!
اینو بهم نگفته بودی
هی،نظرت چیه که اینو روشن کنیم
و واسه خودمون یه چیز داغ درست کنیم؟
خیلی دوست دارم،ولی نمیشه
پول نداریم گرمش کنیم
نمیتونی اینکارم نکنی
بیخیال،بیا قبل از اینکه فردا برگردی سرکار از این لذت ببریم
جسیکا هیچوقت نمیفهمه
وقتیکه حساب کتاب کنه پول گاز رو میبینه
خب،به یه راه دیگه برای جبرانش فکر کن
یه هفته با آب یخ دوش بگیر
پول گرما همون میشه
و موی سینه اتم خیلی عالی میشه
لامپ کیلو چنده بابا؟
چجوری میشه یه دندون پزشک رو باز کرد؟
هی،چهارتا از پنج تا بیمار بنظرشون این خنده داره
باید اعتراف کنم که این زمینای گرم فوق العاده ان
اره
یه راه اقتصادی برای اینکه خودتو گرم کنی نه؟
بچرخ!
جسیکا!
زمان از دستمون در رفت
هی!مغازه چطور بود؟
خوب بود.گذاشتن سه تا لامپ رو پس بدم
لوئیس از جکوزی استفاده کردی؟
چی؟برای چی فکر میکنی؟
لوئیس بهت گفتم که
کرم کردن جکوزی خیلی خرج بر میداره
اوه،هی
No comments yet. Be the first to leave one.