The first 200 lines.
من پلیسم، و اومدم که بازداشتت کنم
تو قانون رو شکستی. من قانون رو ننوشتم
حتی ممکنه با اون قانون مخالف باشم، اما اجرایش میکنم
هر چقدر هم که التماس کنی، چاپلوسی کنی، گریه و زاری کنی یا بخوای دلسوزی من رو تحریک کنی
هیچ کدوم از کارات جلوی من رو نمیگیره که نندازمت توی یه قفس فولادی با میلههای خاکستری
اگه فرار کنی، دنبالت میآم
اگه باهام بجنگی، باهات میجنگم
اگه بهم شلیک کنی، بهت شلیک میکنم
طبق قانون، اجازه ندارم ولت کنم و برم
من تقاصم. من اون قبضِ پرداختنشدهام
من سرنوشتم، با یه نشان و یه اسلحه
پشت این نشان، قلبی مثل قلب تو میتپه
منم خون از بدنم میره. منم فکر میکنم
منم عاشق میشم
و آره، منم ممکنه کشته بشم
و با اینکه فقط یک نفرم
هزاران برادر و خواهر دارم که عین خودمن
اونها جونشون رو فدای من میکنن. و من هم فدای اونها
ما با هم نگهبانی میدیم
یه خط باریکِ آبی
که از طعمهها در برابر شکارچیها محافظت میکنه
خوبها در برابر بدها
ما پلیس هستیم
واحد ۱۳-ایکسری-۹ در حال تعقیب یه خودروی کد ۳۷ به سمت غربه در
برو دیگه پدرسوخته. سعی کن فرار کنی. فرار کن دیگه، حرومزاده
نگه دار، نگه دار، نگه دار. به سمت شرق از توی کوچه
بلاکِ دو هزار از سمت هوپر
الان به سمت شرق از توی کوچه، بلاکِ دو هزار از هوپر
اوه، لعنتی! بپیچ. بپیچ، پسر. بپیچ
بپیچ. برو، برو، برو. بپیچ دیگه لعنتی
بکش سمت راست. بکش سمت راست
داداش، این سمت راست بکش نیست
مرتیکهی احمقِ پدرسوخته
پسر، نزدیک بود چپ کنه
بهش ضربه بزن (پیت)، پسر. بزن بهش. بزن بهش
گرفتمش
لعنت بهت
خوبی؟ خوب، خوب، خوب
این مرتیکه کارش تمومه. میرم دستبندش بزنم
همه چی ردیفه
۱۳-ایکسری-۹، وضعیت کد ۴ (امن) اعلام کن
واحد ۱۳-ایکس-۹ درخواست ناظر کمکی داره
به بلاکِ ۴۰۰۰ در نائومی
یا خدا
بسیار خب. این شغل روزانهی منه
خب، بعضی از شما
شرمنده داداش. دارم ضبط میکنم. آره
این شغل روزانهی منه
شاید بعضیهاتون من رو به اسم برایان یا تایلر بشناسید
اما اینجا من افسر پلیس، برایان تایلر هستم
اینجا جاییه که نیروهای خیر
برای نبرد با نیروهای شر آماده میشن
اینم شریکمه، افسر زاوالا
من با زیرپوش و تنبانم، پسر. میدونم داداش. بیخیال
با تنبانم. نه، نه. بیخیال پسر
من ردیفم داداش. ما اینجا توی "نیوتون" گشتزنی عادی انجام میدیم
یکی از سختترین مناطق پلیس لسآنجلس
۱۳ نیوتونِ تیرانداز، ایول. خوششانسهای
۱۹ این اسلحه سازمانیه. گلوک
چاقوی تاکتیکی اسپایدرکو
این فسقلی میتونه شیشههای اینجا رو بشکنه
دو تا دستبند اسمیت و وسون
قوطی اسپری فلفل
دو تا خشاب اضافه
دیگه چی؟ اینم اتیکت اسممه
اوه، کمد کثیف شریکم رو هم میبینید
کمد تو مثل کمد زناست. نگاه کن اینو
این دیگه چیه، نمایشگاه لوازم خونگیه؟
هوی، نمیخوای اون دهنتو ببندی و برای حضور و غیاب آماده شی؟
پسر، فحش نده دیگه. وقتی فحش میدی باید موقع ادیت حذفش کنم
اوه، لعنت. اوه، گندش بزنن پسر
لعنتی
اوکی، حالا به اسپانیایی: پدرسوختهی فلان فلان شده
اوه، هی. بهتون خوش میگذره بچهها؟
اوه، نگاه کن. افسر ونهائوزره
افسرِ رده سه، ونهائوزر
کسی که از نظر اداره غیرقابل ترفیعه
و عصبانیترین پلیسِ دنیا
تایلر، به گروهبان میگم که داری اینجا فیلم میگیری
چی گفتی؟ چی؟
میگم به گروهبان میگم داری اینجا فیلم میگیری
اوه. آره، خب دیگه بهش نمیگن فیلم گرفتن
از کارت حافظه استفاده میکنه، ولی خب واقعاً... نگرانش نباش
لعنت بهش
صبر کن. صبر کن
اینجوری؟ آره
روشنش کن
خب، دارم ازت فیلم میگیرم؟
آره پسر، منم دارم ازت فیلم میگیرم
اوه، چه باحاله پسر
ببین، اون چیزه اونجا... آره
اون لنزه، دقیقاً همونجا
دقیقاً مثل همونه. اینم اینجاست
هی بچهها، ساکت شید
تقصیر من نیست. هیچ زنی توی زندگی من نیست
خیلی خب، آروم باشید. آروم باشید. کاپیتان اومد
میخواد چند کلمه صحبت کنه. ساکت شید
ممنون گروهبان. بعدازظهر بخیر
بذارش زمین. بعدازظهر بخیر
میخوام به زاوالا و تایلر خوشآمد بگم
دادستانی این دو نفر رو بابت تیراندازی ماه پیش تبرئه کرد
معلوم شد که تیراندازی بهجا بوده
من از نزدیک میدونم که شماها چی کشیدید
تجربهی ناخوشایندیه
که آدم اینقدر تحت بازجویی و فشار باشه
اما باید یه چیزی یادتون باشه. تیراندازی حین خدمت
هنوز هم یک قتل محسوب میشه
اصلاً مسیر راحتی نیست
اگه کار درست رو انجام بدید، من همیشه هواتون رو دارم
ولی اگه اشتباه کنید و با من دربیفتید، خودم شخصاً پوستتونو میکنم
روشنه؟ بله قربان
تایلر، روشنه؟ بله قربان
گروهبان، روشنه؟ بله قربان
روز خوبی داشته باشید. ممنون کاپیتان
هی، هی، هی
ساکت شید
اینو میبینید؟ دفترچه جریمهست
توش چیزهایی هست به اسم جریمه
پدرسوخته! میتونید کارهایی بکنید
مثل متوقف کردن رانندهها و نوشتن جریمه برای سرعت غیرمجاز یا رد کردن چراغ قرمز
همهتون باید جریمه بنویسید. گروهبان، ما هر شیفت داریم جریمه مینویسیم
با تو نیستم. با این دو تا احمقم
شریکم یه سوال داره. بله؟
من راستش واقعاً نوشتن بلد نیستم
اما امضا میکنم و نقاشی میکشم
جدی میگم، اگه جریمه نوشتن رو شروع نکنید کاپیتان میرینه به هیکل من
و منم به نوبهی خودم میرینم به هیکل شما. آره
و بهتون قول میدم که از هم جداتون میکنم
انجامش بده گروهبان. اوروزکو و دیویس، ایکس-۲۵
پیترسون و واشینگتن، ایکس-۴۱
زاوالا و تایلر، شما ایکس-۱۳ هستید
ویلیام و چو، ایکس-۸. آلامدا و گرین، ایکس-۲۱
ونهائوزر و سوک، ایکس-۴
آره گروهبان، اونجا منطقهی ما نیست
منطقهی شما نیست؟ نه، ما تو منطقه ۹ کار میکنیم
اوه، شرمنده رفقا. خودت که میدونی گروهبان
اوه نه، راست میگی. شما تو ایکس-۱۳ هستید
ببخشید رفقا. اینجا بازی مونوپولی نیست. نمیتونید محلهتون رو انتخاب کنید
حالا برید. بزنید به چاک
زاوالا، سعی کن تا آخر شیفت کسی رو نکشی
جدی میگی گروهبان؟
گروهبان، اگه توی ایکس-۱۳ کسی رو بکشیم، میتونیم برگردیم به ایکس-۹؟
امروز یه روز جدیده. ماشین رو بردارید
بنزین بزنید، بشوریدش
مطمئن شید که شیفت روز سورپرایزی برامون جا نگذاشته باشه
دنبال اسلحه، مواد، یا استفراغ بگردید
حواستو جمع کن، صفری (پلیس تازهکار). خداحافظ. عجله کن
بله قربان. چطوری ونهائوزر؟
درباره اون مسخرهبازی بهت هشدار داده بودم
با اون اسلحه کجا داری میری، صفری؟
چی؟ چرا اینقدر ترسیدی؟ برو، برو، برو
برو دیگه پسر. ای بابا. یا ابوالفضل
انگار روز اولشه. صفری، با اون اسلحه آرومتر برو
یواشتر
اوروزکو، ورزش میکنی؟
آره، با ننت. چرا داری از همه چی فیلم میگیری؟
برای کلاسشه. فکر کردم داری حقوق میخونی
پیشنیازِ حقوق. یه واحد اختیاریِ هنر لازم داشتم، فیلمسازی برداشتم
خب، از زاویه خوبم بگیر، باشه؟ تو اصلاً زاویه خوب نداری
گوش کن. میدونی که اگه یه اتفاقی بیفته
میتونن این فیلمها رو به عنوان مدرک بکشن بیرون، نه؟
قشنگ فکر کن. دو کلمه: دکمه پاککردن
دو کلمه: فقط چون فکر میکنید الان واسه خودتون تو محله تیرانداز شدید
معنیش این نیست که میتونید ماموریتهاتون رو بیخیال شید
این حداقل بیست و چند کلمه شد
آره خب، من به زور دیپلم گرفتم
پس چه انتظاری داری، پسرِ سفید؟
غیرقابل باوره
راه بیفتید خانومها. خسته شدیم از بس جور شما رو کشیدیم
اعتراف کن. تو هم بدت نمیآد باهاش ردیف شی. با اوروزکو؟
آره. با یه بلوک سیمانی
سقف رو چک کن، صفری. ماشینت کدومه؟
ردبول آوردم، مانستر و
همهشون زدن ۱۳. سقف رو چک کن
ممنون خانوم. سریعتر صفری. بریم
سوار شو! بله قربان
برات کامبوچا گرفتم چون میدونم دوست داری
لعنت به این آشغال
این دیگه چیه؟
پسر، خوبه که برگشتیم، پسر
عیال توی خونه داشت دیوونم میکرد، هی بهم کار میسپرد
اوه، نه! جرئت کرده ازت بخواد توی کارهای خونه کمکش کنی
باورش سخته. وحشتناکه
ببین، فقط چون من شبیه کارگرهای دمِ پلاسکو هستم
معنیش این نیست که کارهایی که اونا میکنن رو انجام میدم
من هیچوقت فکر نمیکردم تو مردی باشی که توی کارهای خونه به زنش کمک میکنه
خفه شو. پسر، من رفیقتم، خب؟
من هیچوقت، هیچوقت همچین کاری نمیکنم
اوه داداش. هوم؟
برادرش همیشه روزها میاومد اینجا که شنا کنه
هر روز. از هر چی که به اون مربوطه متنفرم
بعضی وقتا بوی علف میده. مثلاً نسخهی پزشک داره
پسره میگفت: "نه، همه چی ردیفه."
منم میگفتم: "هر چی. فقط اینو از اینجا ببر بیرون."
به خدا قسم، اون استخر رو با سیمان پر میکنم
البته نه خودت، چون یه کارگر میگیری که اون کار رو انجام بده
لعنت بهت
۱۳-ایکس-۱۳. گزارش نزاع یه مرد در پلاک ۹۷۴۲ مِیپِل
کد ۲. مورد شماره ۴۵۶۲. منطقه ۱۳-۱۳
۱۳-ایکسری-۱۳. مفهوم بود. ما در راهیم
No comments yet. Be the first to leave one.