The first 142 lines.
ميو!
AnimWorld Presents
Ayan0
شركت روزنامه مايهو شصتمين سالگرد مسابقه پيانو
اتاق تمرين موسيقي
مدرسه راهنمایی سومیتانی
!بگیر که اومد
اون اين يكي رو هم زد!
اونجا رو!
*شكست*
اي بابا.
لازم نكرده توئه دماغو ضربه بزني،
برو توپُ بيار، سوباكي.
وااااي!
بازم خرابكاري كرد؟
خدافظ!
خدافظ!
خدا جووون، جســــــد!
*تكون*
*قاپيدن*
بهتره فرار كنم...
اوخ...اوخ...
اه، تويي كوسِي خدارو شكر غريبه نيستی.
ها؟ سوباكي؟ كي اومدي ؟
چـــــــــــي؟ شيشه پنجره شكسته؟ همه جارو قرمز ميبينم.
باز كارِ توئه؟ فقط همين يه پنجره سالم مونده بود
.یه ضربهزن خوب به اندازه پنجره هایی که میشکنه مهارت داره
زيادي محكم ميزني يه خورده آروم بزن!
غير ممكنه، بايد ضربه ام عالي باشه!
،امسال آخرین تابستونم در راهنماییـه !متوجهی؟ میخوام جام قهرمانی رو ببرم
.به هرحال،باید اینجا رو تمیز کنیم
گوشِ ـت با منه؟
خاك انداز...خاك انداز...
یعنی دوباره باید به جات عذرخواهی کنم؟ ... و گزارش خرابکاری رو بدم
بي خيال، خطرناكه!
اگه انگشتِتُ بِبره، چي؟
خوب، كه چي؟
همسايه خونه بقلي، دوستاي دوران كودكي
شما كه هر موقع و هر زمان دنباله هم هستيد يه زوج عاشقيد؟
ما زوج نيستيم.
حالا هرچي، با گوشي چه غلطي مي كردي؟
مگه وسطه تمرين فوتبال نبودي؟
!با اون کفش هات نیا تو، واتاری
. از دست این معاون کچل
.یه ساعت سر دو تیکه شیشه برامون سخنرانی کرد
خب، باز خوبه فقط يه ساعت بود، نه؟
.یه ساعت باید تحملش میکردم ! خودت رو بذار جای من
!اول از همه، ساختمون مدرسه نباید تو مسیر توپ باشه
درست نمیگم؟
.من که مشکلی ندارم. چون بعضی وقتا دخترها از پنچره تشویقم میکنند
!بهله،بهله
پسر ، گرسنمه.
حالا بحث غذا شد؟
ميرم فروشگاه ميايين؟
منم بات ميام.
منم!
چطور ميتوني بي خيال باشي؟
چرا داد زدنش باید سر من باشه؟
وايسا!
بستني! منم ميخوام!
نمي شنوي...
.ای بابا،کوسی، در مورد جریمه شیشه شکستن بگو
نه تنها سرتون داد زدند، تازه دو تا نامه غلط کردم هم نوشتین؟
!چیز خاصی نبود، مثل آب خوردن
از وقتي چشم وا كرده خودم تر و خشكِش كردم ديگه تو خواب هم حواسم بهش هست.
رفته بوديم گردش عملي زد يه پُل معلق رو تركوند.
يه بارم منو از روي تخته ي شنا 10 متری پَرت كرد تو آب...
وقتی کلاس سوم بودین؟
گفتم دَخلم اومده.
خفه شو!
با اينكه من تك فرزندم انگار يه خواهر بزرگتر دارم كه ازم مراقبت ميكنه
تو واقعا پسر خوبي هسي، كوسِي؟
شوخی میکنی دیگه؟
ولي كوسي بهترِ زياد خوب نباشي.
مي دوني واسه چي اينو ميگم... آدماي خوب محكوم به فنا هستن.
هي، يه پيام از كيكو چان!
بچه ها ، يه كاري پيش اومده!
چندمي شه؟
سومي.
چي تو اين آدم مي بينن؟ شبيه احمق هاس.
. اما واتاری پسر خوبیه
!دشمن همهی زن هاس
كوسِي، تو چي؟
ها؟
کسی رو دوست داری؟
چي؟
ميوا ميگه،
وقتي عاشق كسي بشي دنيا واست رنگارنگ ميشه...
كي حاضره عاشق من بشه.
تاريكه!
اصلا چشات برق نميزنه ما چهارده سالمونه، ميفهمي!
خوب چون چشام قهوه ايي تيره اس برق نمیزنه.
! بیا! حرف از قاعده و قانون میزنه منظور منُ که فهمیدی؟
منظورم اونجور برق زدن نيست، ناسلامتي نوجواني بايد چِشاتُ به دنيا روشن كني.
روشن!
باشه.
سوباكي، چشماي تو روشنه!
از چشمای سوباکی، مطمئنم همه چیز رنگارنگه
برعكس من...
بابات كي مياد خونه؟
ممم...يه ماه يا دو ماه ديگه...
پس دقيق نميدوني.
خوب، اين بستگي به خواسته مشتري ـه.
راست ميگي...
هر اتفاقي بيوفته خانواده ات كمك ميكنه.
بعلاوه، خودم به كارام ميرسم.
خيلي خوب، فردا ميبينمت!
باشه! ميبينمت!
هي!
الو؟ هي شرمنده ميخواستم بپرسما فراموش كردم.
باشه، فردا رديفش ميكنم نگران نباش.
اگه ازش بپرسم...باشه، حتما.
پس نگران نباش
من اومدم...
مامان.
ميوا ميگفت،
"لحظه ايي كه اونو ديدم"
زندگيم عوض شد.
همه چي ميديدم و مي شنيدم...
احساس ميكردم...
تمام دنیا واسم ". رنگ گرفته
اما...واسه من...
واسه من همه جا يكنواخته
... درست مثل نت های موسیقی ... درست مثل کیبورد
پاييز يازده سالم بود...من...
.دیگه نتونستم پیانو بزنم
به خودت بيا!
*بنگ*
اي بابا، چقدر خسته كننده ايي.
به خودت ميگي مرد جوان؟
هنوز بهار چهاردهمين سال زندگيمون نشده!
تنهايي تو كلاس نشستي...
چي گوش ميدي؟
يهوي چيزي پَرت نكن.
هی، این آهنگ جدید "میلیونز"ـه؟
!همون که تو رادیو و تلویزیون پخش میشه؟وااای
...ساکت شو
،کوسی فردا شنبه س پس بیکاری؟
!تو از کجا میدونی بیکارم
پس برنامه داری؟
ببين، يه دختر تو كلاسمونه كه ميخواد به واتاري معرفيش كنم!
.فردا میخوایم باهم قرار بذاریم
No comments yet. Be the first to leave one.