The first 129 lines.
تقدیم به تمام فرزندان ایران زمین
ترجمه از جواد افشاری
عاشق بیست ساله یک فیلم کوتاه شاهکار از فرانسیس تروفو
شهر پاریس
صبحگاه، با آواز خواندن بیدار میشوم
شب، رقص کنان به تختخواب میروم
هیچوقت نگرانِ
بمب های بی دفاع نیستم
که یه روزی همه ما مرده ها رو خواهد کشت
!ما آنقدر که باید نگران نیستیم
.آنتوان دوینل حالا بیست سال داره
قبل از اینکه زندان بره .رفتارهای موذیانه اش رو کنار گذاشت
.بعد از فرار از خونه، او احساس آزادی میکنه
.آنتوان بدقت یک زندگی مجردی برای خود ترتیب داده
عاشقِ موسیقی ست،او در یک شرکت ضبط .موسیقی "هاوس" کار پیدا کرد
،او بلاخره رویای خودش رو عملی کرد
،زندگی مجردی همراه با حقوق
.و روی پای خود ایستادن
او عضو انجمن موسیقی جوانان است .و هرگز یک جلسه انجمن هم از دست نمی دهد
او همچنین میدونه چطوری بلیط های رایگان .کنسرت های مهم رو بدست بیاره
،"تنها رفیقش "رِنه بیگِتـه
.او دلال سهام هستش
اوضاع بازار سهام چطوره؟
.خوبه. به زودی کارگزار رسمی میشم
.میخوام برم کنسرت
.دو تا بلیط برای کنسرت امشب "شاپیرو" دارم
یادته توی اتاقم قایم شده بودی که یکدفعه !بابام اومد داخل؟ چقدر دود کرده بودیم
!بابام
!کمکم کن پتوها رو بتکونیم تا دود سیگار بره
!کافیه
!مگه اینجا خونه سیگاری هاست
!قمار خونه ست
!هزینه سه تا سیگار رو از خرجی ات کم میکنم
!بیوسِفلس" جای کُت نیست"
!اون خیلی ارزشمنده .یک اثر هنری ست
.هرگز اونو نمی فروشم
!دیگه از اینکارا نکن و حالا هم بخواب
!شب بخیر
!کم مونده بود منو ببینه
.اون پاهاتو دید ولی چیزی نگفت
.وقتشه برم
!هیچوقت ندیده بودمش. واقعا دوستش دارم. خیلی
تو از دوست اون خوشت میاد؟
!بهم میاین
.من عاشق دختر عموم هستم .او موهای بلندی داره
.او میخواد حسابی موهاشو کوتاه کنه
اون عاشق توئه؟ تو چی گفتی؟
.نمیدونم. هنوز جوابش رو ندادم ،اگه از موهای کوتاهش خوشم اومد
.با نامه بهش میگم - .ماجرا رو برام تعریف کن -
هشت روز بعد
.هفته پیش سه بار دیدمش .باهاش صحبت نکردم، اما منو دید
"سه شنبه هفته پیش توی اجرا "اِرویکا
.پشت سرش نشسته بودم
.شال گردنش رو باز کرد .به موهاش و گردنش نگاه کردم
!تا آخر کنسرت فقط به اون نگاه کردم
تصمیم گرفتم باهاش صحبت کنم ،پس با عجله خارج شدم
.اما او با یکی از دوست هاش بود
.بنابراین رفتم خونه تا بخوابم
.پنج شنبه، زودتر رسیدم تا کنارش بشینم
،هنوز هیچ کس نیامده بود پس تا سالن پر بشه
.یه سیگار کشیدم
.وقتی اومدم داخل، اولش اونو ندیدم
.اما او داشت با یک از دوست هاش حرف میزد
.کنارش نشستم .او سرش رو به نشانه اینکه منو شناخت، تکون داد
!اما او رفت و جایی که کُت اش بود، نشست
.جرائت نکردم صندلی ام رو عوض کنم
.سومین بار هم دیروز بود
،داشت مواد غذایی که خریده بود رو به خونه میبرد
!خونه اش نزدیک منــه
!دیگه مقدمه چینی کافیه. حمله کن
.پییِر شافر" چه چیزی به ما یاد داد؟ خیلی چیزا"
.زمانی که او صرف موسیقی شناسی کرد حیرت آوره
.ایستگاه اتوبوس من "کلیچی" ــه .عجیبه زودتر ندیدمت
بیشتر وقت ها کنسرت میری؟
.بله، یکشنبه صبح ها همه کنسرت های روسیه میرم
!بی مزه
،باعث تاسف است .ما باید زودتر همدیگه رو ملاقات میکردیم
من نزدیک شما زندگی نمیکنم؟ .من شما رو با خریدهاتون دیدم
.من توی لِکلوس زندگی میکنم
شما چیکار میکنید؟
من دانشجو هستم، شما چی؟
.من در یک شرکت ضبط موسیقی کار میکنم - کدوم شرکت؟ -
."شرکت "فیلیپس
.خرج ام رو خودم درمیارم
!خیلی باید قوی باشی تا مستقل زندگی کنی
...بستگی دار، چون
!اون ماشین ناپدریم هست
به سخنرانی "گاوتی" میری؟
.شاید
.اگر نرفتم، حتما شب بعدش یا دو شب دیگه کنسرت میام
باشه، اما شماره تلفنت چنده؟ دوباره میبینمت، درسته؟
.بله، اما عصر زنگ بزن .همیشه خونه نیستم
.شماره 32-08 به نام کولت است
!خیلی خب، من کار دارم
.شب بخیر. میبینمت
آنتوان و کولِت اغلب همدیگه رو ملاقات میکردند و کتاب و نوار رد و بدل میکردند
،درحالی که شربت آبلیمو مینوشیدن ،درباره موسیقی استریو صحبت میکردند
و تا خونه راه میرفتند .و ساعت ها تا دم در صحبت میکردن
.برای کولت،او یک دوست بود .آنتوان متوجه این موضوع نشد، وگرنه خوشحال میشد
.دوستان، این دومین جلسه موسیقی تجربی است
بعد از جلسه اول که درمورد "پییِر شافر" بود
از توجه شما آگاهم
و با توجه به نامه های بسیار شما
!متوجه ام چقدر به این موضوع علاقه داشتید
کولت هست؟ - بله، خودم هستم -
!سرم درد میکنه - دیشب کجا بودی؟ مریض بودی؟ -
!گفتم "شاید" بیام .با دوستام رفتم پارتی
!همه شون دیوونه بودند. مجلس رقص داشتیم
.معرکه بود اما آخرش واقعا دیوونه بازی شد
!ساعت 5 صبح امروز خونه اومدم
میتونم بعد از ظهر امروز ببینمت؟
شاید بیرون برم. با دوستام قرار گذاشتیم .دوباره امروز عصر همدیگه رو ببینیم
!باشه، بعدا میبینمت
.اگر خواستی تو هم بیا
کلوت خونه ست؟
نه، چطور مگه؟ - .کتاباشو پس آوردم -
.بدش به من - .و همینطور این نامه رو -
.همه رو بهش میدم
تو آنتوان هستی؟ - .بله -
!بیشتر اوقات درباره تو میگفت. بیا داخل
کیه؟ - !یکی از دوستای کلوت -
چند دقیقه وقت دارین؟ - .نمیخوام مزاحم بشم -
!ایشون آنتوانــه
همکلاسیش هستی؟
.اونا توی انجمن موسیقی جوانان باهم ملاقات کردند .کلوت که گفت
آنتوان تو یک شرکت ضبط موسیقی کار میکنه، درسته؟
.بله، برای شرکت فیلیپس
!خوبه
.بنظر من هم جوونا باید زودتر کار پیدا کنند
No comments yet. Be the first to leave one.