The first 200 lines.
...یونان باستان
اون چیه؟ اون اون چیه؟
این این چیه؟ - یه هدیه ـست -
واسه منه؟ - چه بازی ای داری درمیاری، متیوس خان؟
بازی؟ اصلا اینطور نیست
فقط میخوام بدونم کی، اینجا، این کادو رو میخواد
اوه، مایا، چیه؟
فکر کردی اگه بی محلی کنی
میدمش به تو؟ - خب آره -
بی محلی، یکی از تیرکمون هایِ توی تیردانِ منه بی محلی، یکی از ویژگی و راه حل های منه
داری قرون وسطایی صحبت میکنی !داری چی به سرم میاری، جیگـــر؟
بفرما رایلی - هووراا -
اسب تروجان" ؟"
سوپرایز - این که کادو نیست -
این یکی از درس های زندگیته که توی یه کلاس درسه
که توی یه جعبه خالی کادوپیچی شده
حالت خوبه، عزیزم؟ - دارم دیوونه میشم -
میدونم
،چونکه ظاهرش خیلی شیک و مجلسی بود
.فکر میکردی درونش هم خوبه
شهر باستانی "تروی" توسط دیوارها محافظت میشد
یونانی ها نمیتونستن وارد شهر بشن
بنابراین یه مجسمه اسب چوبی بزرگ ساختن و پشت .دیوارها گذاشتنش و وانمود کردن که اونجا رو ترک کردن
فکر میکنین تروجان ها (اهالی شهر تروی) چیکار کردن؟
یونانی ها مجسمه رو اونجا ول کردن چون میترسیدن نکنه یه نفر
داره بشون چیزی یاد میده
اهالی شهر تروی اسب رو به عنوان نشان پیروزی به داخل شهر بردن
همون شب، جنگجوهای یونانی از داخل مجسمه اومدن بیرون
و شهر تروی رو تصرف کردن
از این داستان چه نتیجه ای میگیریم؟
آقای فرایر - بر اساس ظاهرِ چیزی که میبینیم -
قضاوت نکنیم؟
رایلی، معذرت میخوام که تو رو مثال زدم
بیا اینم یه هدیه واسه تو - اوووه،... نه -
میخوامش... نه، چه روبان قشنگی... نه
من میخوام ریسک کنم و اون کادو رو باز کنم - نه، لوکاس -
چون اولی خوب نبود، باید این فکر رو بکنی که دومی هم خوب نیست
بم افتخار میکنی، بابا؟ - خیر -
"آزادی از تنبیه" - اوووه، یکی از اونا میخوام -
اونو بم بده، منم تموم هفته پهلوون پنبه" صدات نمیکنم"
بفرما - مرسی، ملوان زبل -
بزار حدس بزنم
پس "ملوان زبل" جای "پهلوون پنبه" رو گرفت؟
تموم هفته و حالا... نوبت توئه
اوه، قراره اتفاقی برام بیوفته؟
همینطوره
کارت رو بخون - چی؟ -
کارت
بگو 'آزادی از تنبیه' بعدش این کارت بی ارزش" رو بده به مایا
"و بعد رقصش روی میز من رو به نظاره بنگر
هیچ وقت قضاوت نکنین
عمیق تر به قضایا نگاه کنین
فقط بخاطر اینکه چیزی به شکل خیلی زیبا کادوپیچی شده
معنیش این نیست که باطنش هم اینطور باشه
تو توی این قضیه نقش داشتی
من ملوان زبل ـم و تموم هفته اینجا تشریف دارم
دختري که با دنيايش ملاقات ميکند :فصـل اول - قسـمت هشتم دیدار با اسمَکِل Hassan Cool :مترجم Instagram: hassan.cool.translator
در انتها عرض کنم که یونیفرم مدرسه، شخصیتِ فردی رو کاهش میده
که اصلا توی دنیای واقعی غیرضروریه
اونم وقتیکه همتون زیردستای منین
مــرسـی، من فارکـل ـم
من مناظره رو درک نمیکنم - من میگم درک میکنی -
اوکی
من مناظره رو دوست دارم یه چیزِ بخصوص از دو منظر بررسی میشه
خوب و بد، روشنایی و تاریکی
همشون درست روبروت ـن
دیگه کجا میتونی همچین چیزایی باهم گیرت بیاد؟
اوه، درست همینجا، خودتو نیگا
و حالا از آکادمی انیشتین
حریف شکست ناپذیرِ فصل"
سی و دو کیلو عقل خالص
کسی که مامانتون آرزو میکنه که ای کاش "اونو بدنیا آورده بود
...یگانه و بی همتا
اسمکل
داری میبازی، قلدرک
پوشیدن یونیفرم، باعث میشه تسلیم رسم و رسوم و عقاید بشیم
و یگانگیِ ما، که با ارزش ترین آزادیِ ماست رو از بین میبره
به کسی اجازه ندین که بتون بگه چی بپوشین
به کسی اجازه ندین که بتون بگه چه کسی باشین
اسمکل، یگانه و بی همتا. تمام
خب، قبل از اینکه برنده رو اعلام کنم
بزارین بتون یادآوری کنم که فینال این فصل از مناظره
هفته آینده درست همینجا برگزار میشه
:که موضوع جنجالی بحثمون اینه
"آیا زیبایی تنها، زیباییِ ظاهریست؟"
خیلی خب، ممنونم
خب برنده ی
امروزِ مناظره
ایزیدورا اسمکل ـــه
آکادمی انیشتین
به نظر میاد تیم مناظره ـمون به کمک نیاز داره
آره، اسمکل خیلی حالیش میشه
اون همیشه فارکل رو شکست میده
فکر میکنی دیگه تا الان به شکست عادت کرده؟
درد داره ه ه ه ه
نوچ، ولی خوبه که ما براش اینجاییم
...پیشِ فارکل بودن، مهمترین کاریه که الان میتونیم انجام بدیـ
توپ خربزه - اوووه -
مثل همیشه تلاش خوبی بود، رقیب سرسخت من
احتمالا یه اسموتی، میتونه برات این سوزش پیروزی من رو آروم کنه
آره، احتمالا درست میگی
میرم ببینم
اسمکل، ای احمق یادت رفت که اون همه چی رو تحت اللفظی برداشت میکنه
فارکل، منظورم این بود که
دوست داری باهم بریم اسموتی بخوریم؟
ایزیدورا، کدوم قسمتِ "رقیب سرسخت" رو نمیفهمی؟
فارکل، شاید باورش برات سخت باشه
اما من یه گوله نمک ـم
میخوای صورت خنده دار و مسخره ـمو ببینی
علاقمندم تماشا کنم
انجام بده - خب دارم انجامش میدم دیگه -
خب فارکل، خیلی باهوش و عالی بودی
مرسی که اومدی رایلی ببخشید که مجبور شدی دوباره باختنمو ببینی
مناظره عالی ای بود فارکل
یه خاطره که با من زندگی میکنه درست تا زمانی که اتفاق بعدی رقم بخوره
خب اسمکل، خیلی باهوش و عالی بودی
من ناراحتم
چی؟
فارکل و من خیلی به هم میایم
چرا اون تو رو ترجیح میده؟ - نمیدونم -
اگه میدونستم، تمومش میکردم
خب، کار دیگه ای از دستم بر نمیاد
جز اینکه تک و تنها یه اسموتی بخورم و به گریه ـم ادامه بدم
الان داری گریه میکنی؟ - آره دیگه -
...فکر نمیکنم که واقعا داری
ببین، من الان خیلی سریع ازت یه چیزی میپرسم
بعدشم پشیمون میشم
میخوای بیای خونمون؟
اووه
آره، خیلی دوست میدارم بیام خونتون
خیلی چیزا هست که میتونم ازت یاد بگیرم
وای نه، من همین الانشم یه دوست عجیب غریب دارم
منظورش منم
آگی؟ - آخه چراااااا؟ -
این حال و روزت ربطی به ... اَخ... آوا داره؟
آوا
حتی وقتی بصورت برعکس به اسمش فکر میکنم
هنوز هم همون "آوا" ـست
خیلی خب، همین الان بم بگو چی شده
بام بهم زد
وای... ایـــول
حتی وقتی بصورت برعکس بش فکر میکنم هنوز هم همون "ایــول" ـه
خیلی خب، بم بگو ... اَخ... آوا چیکار کرده؟
اون...گفت که... ما ممکنه
تا آخر... عمرمون... باهم
نباشیم
خیلی خب، نفس عمیق بکش عزیزم
اون... فکر میکنه که... افراد دیگه ای
هم... وجود دارن
عزیزم، خب معلومه. این خیلی طبیعی ـه
نه اینطور نیست
انسان باید فقط یه نفر رو ببینه و عاشقش بشه
و تا آخر عمر باهاش زندگی کنه
عزیزم، کی این ایده احمقانه رو توی ذهنت کاشته؟
تو و بابایی
متعجبم که چند نفر این ایده کُری و توپانگا رو نابود کردن
یکیشون من
چرا باید من عضوی از گروه شما بشم
و هر نوع جانور جنگلی کوچولو رو همراهی کنم؟
از نظر تو من کدوم جانور جنگلی هستم؟
تو مث یه موش خرمای
کوچولوی درب و داغون میمونی
مایا، اسمکل به کمکمون نیاز داره
آره، میخوام راز زیبا بودن رو بم بگین
چرا؟ - چون اسمکل عاشق فارکل ـه -
چرا؟
ولی اون شما دوتا رو به من ترجیح میده
چون شما خیلی جذاب و زیبا تشریف دارین
از طرف دیگه، من کمتر از شما جذاب و زیبا هستم
ولی از جهات دیگه خیلی هم برتری دارم
خب، داری ازمون میخوای خوشگل ـت کنیم؟
آره، اما ازتون انتظار ندارم که بتونین
یک تریلیون سال تکامل رو توی پنج ثانیه تغییر بدین
چهار ثانیه هم ردیفه
برو که رفتیم
من ... خوشگل ـم الان؟
تو جذاب ترین موش خرما توی کل جنگلی
حالا کی نابغه ـست؟
تو رو خدا خجالتم نده
الان شکل ظاهری من تمایلِ حال حاضرِ
عموم مردم نسبت به زیبایی رو نشون میده
پس چرا هنوز طوری حرف میزنی انگار نمیدونی چه شکلی شدی؟
اوه، حرف زدنم هم باید درست کنم. مثل آب خوردنه
فکر نمیکنم - معرکه -
دوست داشتن، خنده، سوال، وای خدای من داره تلگرافی صحبت میکنه
میشه زیر دیپلم حرف بزنی؟
،"مشاهدات نشون دادن که اگه من از کلمات "معرکه
دوست داشتن" و "وای خدای من" در جملات استفاده کنم" ،و طوری درحالت خنده بیانشون کنم که انگار جملات سوالی هستن
وارد جمع نوجوانان میشم
انقدرا هم آسون نیست اسمکل جان
- E=mc2 منظورت چیه؟ -
E یعنی کاملا مساوی میشه با mc2
وای خدای من، معرکه ـست
- E=mc2 حالا دنیا رو میفهمم -
این تیمِ مناظره ـست؟
نه، کلوب مردای مدل مدرسه ـست
هـِــ - هـِــ -
منم میخوام بیام تو گروهتون
هـِــ
مگه تو الان نباید بری و بیسبال ـتو بازی کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.