The first 200 lines.
ببخشید
پاشو دیگه
سنگینی
خودت نمیتونی بلند شی، چرا منو سرزنش میکنی؟
تازه من که اونقدرام سنگین نیستم
فکر نکنم از خودت خبر داشته باشی
انگار 60 گون هستی
60گون؟
و چرا میگی "گون"؟ چه توهین آمیز
مگه من یه تیکه گوشتم؟
آخ
اه واقعا که
من به زندگی های گذشته اعتقاد ندارم اما فکر کنم الان شروع کنم به اعتقاد بهش
تو و من حتما تو زندگی قبلی بدجور عاشق هم بودیم
چطوریه که هر دفعه از کنار هم رد میشیم یه اتفاقی میوفته؟
چیزی نیست
فکر کردم گفتی سنگینم
خب، حالا که داری تعارف میکنی، منم قبول میکنم
میخوای منو مدل پرنسسی بغل کنی؟
یا کول میگیری؟
کول گرفتن آسونتره، نه؟
پاتو بده بهم
چی؟
گفتم پاتو بده بهم
پامو؟
میدونستم
هر چی باشه 60 گون وزنمه
..اما
چی توی اینه؟
چیه، میترسی توش جسد باشه؟
ای خدا
برو بیمارستان
نه چیزی نیست. خوبم
فقط کمک های اولیه رو انجام دادم. باید بدی درست حسابی معاینش کنن
ببخشید، آقای راننده
چه خبره؟
فکر میکنی این چیه؟
گوشت مرغ
برگرد بخواب
این چیه؟
چی کار داری میکنی؟
اون چیه؟
بابابزرگ
اوه سو رفتارش عجیب غریبه
فکر کنم اینکه مجبورش کردیم کار خانوادگی رو به عهده بگیره ،در حالیکه خودش نمیخواست
باعث شده دیوونه بشه
دارم راستشو میگم
یه کم مواظب کافه باش واسم
فکر کنم اون فرار کرد
این مورد علاقه شماست
چون با دوست پسرت بهم زدی، نصف روز کار کردی
بعد زود رفتی که بری آژانس املاک
بعدش نصف روز کار کردی چون خواهرت تو دردسر افتاده بود
آخه کی میخوای کار کنی؟
ای بابا. این که کاملا درست نیست
به خاطر این نبود که با دوست پسرم بهم زدم
به خاطر این بود که مریض بودم و باید میرفتم اورژانس، باشه؟
میخواستین مریض بیام سر کار و همه جا بالا بیارم؟
این به خاطر این بود که ملاحظه شما رو کردم
همینطور، اون یارو که سعی کرده بپره خودشو بکشه کی بود؟
بپره خودکشی کنه؟ تو رو خدا
یالا، کارتو درست حسابی انجام بده
چشم
خوشمزست
به خاطر اینه که مهارتهای کمکهای اولیش خوب بود
یا چون رفتم بیمارستان؟
آها
60گون چند کیلوئه؟
احتمالا 60کیلو نیست، درسته؟
اِ این چیه
منظورش چیه، 36کیلو؟
اوه، خیلی وقته که انقدر وزنم کم نیست
36کیلو؟ واا
ای خدا
..باید
قویتر بشم
باید..قویتر بشم
باید
آخ
درست انجامش بده، ایش
هی، یالا
ای خدا
شما بچه ها دارین چی کار میکنین؟
وای خدا ترسوندیم
نونا
اینجا چه خبره، ها؟
مجبورم کردن برم براشون نون بگیرم اما خیلی کند بودم
..برای همین گفتن قویتر بشم و
امروز فقط اینو بخورین
و دیگه دوستتون رو نفرستین براتون نون بخره
باشه؟
نمیخوایم
اگه انقدر ناجور دلتون میخواد نون بخورین از پول توجیبی خودتون استفاده کنین
و اگه خودتون پول ندارین، باید از خانوادتون بخواین
اگه این برای شماها یه عادت بشه
وقتی بزرگتر میشین اغلب به آدمایی مثه من برخورد میکنین
پس برای امروز، فقط اینو بخورین
چشم
اِ چه دست و چا چلفتی ام
هی، یالا
خدا
حالا بهتون نشون میدم نون گرفتن واقعی یعنی چی؟
اوه این همش خراب شده. باید بری یه تازشو بخری
آخرشی نونا دمت گرم
چیه، به نظرت این خنده داره؟
هی، پشیمون میشی
این نکبت ها
شما بچه ها حتی نمیتونین دعوا کنین
به همه میگم چی شد
آهای همگی
..داری چه غلطی
هی، هی- احمقا بیاین اینجا-
هی
اوه
هی
..تو
صبر کن ببینم
میدونی اون روز چقدر ناامید بودم؟
اوه به خاطر اون متاسفم
وقتی رسیدم خونه تازه یادم اومد و فهمیدم که تو رفتی
خیلی خوش شانس بودیم که اتفاقی همو دیدیم. چطور تونستی بذاری بری؟
اون روز 3ساعت منتظرت موندم
چی؟ واقعا؟
آره
گردنت چطوره؟ خوبه؟
آره، همینطور که میبینی
هی، صبر کن
قبل از اینکه بریم، بیا اینجا
دستت داره خون میاد
آها
درد میکنه؟
ها؟ این که چیزی نیست
فکر کنم یه ذره درد میکنه
توی این مدرسه به عنوان پرستار مدرسه کار میکنی؟
الان چی گفتی؟
اوه اینجایین آقای معلم؟
اوه سلام
چون اینجا نبودین از یه کم پماد و بانداژ استفاده کردم
پرستار مدرسه واقعی اونه
اوه
..و منم
معلم ورزشم
تموم شد
آها راستی
برای چی اومدی این مدرسه؟
اوه آره. باید معلم مشاور سو جونگ رو ببینم
الان ساعت چنده؟
سو جونگ؟
احیانا..منظورت سو سو جونگه؟
آره
واو، سو یوری
این دیگه برای اتفاقی بودن زیادیه، حتما تقدیره
سلام
من کیم جین وو هستم. معلم مشاور سو جونگ
اوه
اوه
تویی؟
آره
چی شد؟
معلمم یه عالمه چیزای بد درباره من گفت؟
عصبانی هستی؟
..قضیه اینه که من فقط
ببخشید
چی شده، اونی؟
انقدر عصبانی هستی که زده به سرت؟
اینجوریه؟
فقط این دفعه رو میذارم قسر در بری
واقعا؟
بعدا نمیتونی نظرتو عوض کنیا، باشه؟
باشه
پس بیخیال هر کاری که تا الان کردم میشی، درسته؟
حتی اگه بعدا متوجه کارای دیگه ای که کردم بشی؟
اگه به اشتباهاتت اعتراف کنی، مهربونتر هم میشم
باشه
پس میرم خونه و یه لیست درست میکنم
و به همه چیز اعتراف میکنم
ای خدا
معلم چی گفت؟
نگفته با این که دردسرسازم بچه خوبی ام؟
به همین خیال باش
بدو بریم
سلام- سلام-
هی
برین
خداحافظ
روی زنبازها گرده رو استفاده نمیکنم
واو
شبیه یه زوجی ان که 30سال یا بیشتر ازدواج کردن
زیاد نگذشته که زنش بهش یه کلیه داده
و بازم اینجوری رفتار میکنه
اون رو میشناسی؟
پارسال تو بیمارستان خیلی کوتاه باهاش برخورد داشتم
خیلی عجیبه، واقعا تو یادآوری صورت مردم استعداد داری
گریه نکن
خوش اومدین
فقط یه لحظه
یه قهوه میبرم ، لطفا
حتما
الو؟
چرا دوباره اینجوری رفتار میکنی؟ داری معذبم میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.