Vanina Vanini

Vanina Vanini

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Vanina Vanini (1961) DVDRip Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
نکتۀ ضروری اینکه این زیرنویس بطور مطلقاً مستقل تهیه گردیده و متعلق به هیچ گروه تلگرامی، فیسبوکی، اینستاگرامی و یا هرگونه شبکه‌های اجتماعی دیگر از این دست نمی‌باشد. همچنین مخاطبِ هدف این زیرنویس، همچون سایر مجموعه زیرنویس‌های این پروفایل، صرفاً و منحصراً ج

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2020-11-04
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پاپِ بيچاره! ديگه هرگز پاپي .مثلِ ايشون رو نخواهيم ديد

مي‌دونيد چيه؟ اگر «پيوسِ هفتم» نيفتاده بود ... و استخوانِ ران‌ش نشکسته بود

نمي‌مُرد و به‌راحتي .تا صد سال زندگي مي‌کرد

به‌هر‌حال، انتخابِ يک پاپِ جديد .به همين آساني‌ها نخواهد بود

،چرا آسان نباشه؟ چون هر چند يک پاپ‌ـه .ولي او هم مثلِ ما، يک انسانِ معمولي‌ـه

.ديدي؟ کاردينال «لگاته» بود

.حتماً سفرِ دور و درازي داشته

البته. و الان برايِ رسيدن به «رُم» و شرکت در .نشستِ اصحابِ کليسا، دل تويِ دلِ‌ش نيست

شما هم برايِ شرکت در نشستِ اصحابِ کليسا به «رُم» ميريد؟ - .خير -

علاقه‌اي بهش نداريد؟

.نگاه کُنيد .ديگه داريم مي‌رسيم

!گروهبان

موضوعِ خاصي پيش نيومده؟

،بله، يک مسافرِ اضافي همراه‌مونه .«کُنتس «ويته‌لِسکي

،ايشون از «اسپولِتو» با ما همراه هستند .چون کالسکه‌شون دچارِ نقصِ فني شد

.اوه، متوجه شدم

کُنتس «ويته‌لِسکي» شما هستيد؟ - .بله - .بسيار خُب -

و شما؟ - .من حاملِ نامه‌اي از طرفِ اسقفِ «بولونيا» هستم -

.بفرماييد - .لزومي نداره -

و شما؟ - .من برايِ ديدنِ شهر اومدم -

گويا شما در دورانِ «ناپلئون» هم به «رُم» تشريف آورده بوديد؟

،در اون زمان .يک پسربچه بودم

احياناً توصيه‌نامه‌اي از طرفِ يک بانکدار نداريد؟

،بانکدار؟ من با پولِ خودم مسافرت مي‌کُنم .که به‌اندازه‌يِ‌کافي هست

شغل‌تون چيه؟ - .پزشک -

ببخشيد، در کدام شهر طبابت مي‌کُنيد؟ - .«در «فورلي -

فورلي»؟ در «رومانيا»ست، درسته؟» - .بله، در «رومانيا»ست -

ببينيد، آيا در «رُم» کسي رو داريد که بتونه پيشِ ما ضمانت‌تون رو بکُنه؟

چرا؟ مگه مدارکِ من کافي نيستند؟

«ببخشيد، پرسيدم آيا در «رُم کسي هست که شما رو بشناسه؟

.من ايشون رو مي‌شناسم، سرکار

.اوه، بسيار خُب .همين کاملاً کفايت مي‌کُنه

اينها خارجي هستند؟

.بله، البته - .بله، انگليسي هستند. چند توريستِ انگليسي هستند -

.متشکرم، پدرِ روحاني .بسيار خُب، مي‌تونيد عبور کُنيد

.حرکت کُنيد

.متشکرم - .شب‌تون بخير، خانم - .من اسباب‌اثاثيه‌اي همراهم ندارم -

.از اين طرف، لطفاً - .متشکرم - .چمدانم -

.لطفاً صبر کُنيد

!درشکه - .در خدمتم، خانم -

!زود باشيد! من عجله دارم - .بفرماييد سوار بشيد -

.بعداً ميام چمدانم رو مي‌برم - .بسيار خُب -

!آهاي، شما

.اون درشکه رو تعقيب کُنيد

کُنتس! کُنتس! شما به من فرصت نداديد .تا ازتون تشکر کُنم

،اوه نه، چيزي نيست .چيزي نيست

.من رو عفو بفرماييد که تعقيب‌تون کردم - .اشکالي نداره. ولي ديگه بريد -

خيلي محبت کرديد .که ضامنِ من شديد

،اوه، خواهش مي‌کُنم .خواهش مي‌کُنم لطفاً ديگه بريد

،خيلي خوش‌اومديد .«بانو «کُنتس

.فعلاً تنهام بگذار .مي‌خوام کمي استراحت کُنم

تنها هستي، «کُنتس»؟ - .البته -

،پس بالاخره اينجاست !جواهرِ من و زيباترين بانو

ولي موضوع چيه؟ چرا تنها هستي؟

.آخه دچارِ سانحه شديم .چرخِ کالکسه‌مون در مسيرِ «اسپولِتو» شکست

به همين علته که همراه .دليجانِ مسافري اومدم

.ولي لابد يک نفرِ ديگه هم همراهت اومده .چون من 2 درشکه جلويِ درِ منزل ديدم

.نخير، هيچکس

.اوه، بله، يک غريبه من رو تعقيب کرد - !بفرما! ديدي، جواهرِ من؟ -

ببينم، در دليجانِ مسافري چه کسي بود؟

... فقط يک کشيش، 2 نفر انگليسي

و يک مردِ غيرِ‌قابلِ‌تحمل که مدام .حرف مي‌زد و بحث مي‌کرد

مي‌خواست ازت دلبري کُنه؟ - .نه -

اصلاً چي داري ميگي؟ لابد داري شوخي مي‌کُني؟

مي‌دوني، «کاموچيني» به من قول داده .که پرتره‌يِ تو رو نقاشي کُنه

!اوه، چه دوستِ عزيزي داري

!بسيار عزيز و بسيار گرانقيمت .چون هزينه‌يِ چنين کاري، پولِ هنگفتي ميشه

و حالا بايد به شوهرم چي بگم؟ - .بگو که «ساوارولي» پاپ خواهد شد -

چي؟ واقعاً؟

در اون يکي مورد چي بايد بهش بگم؟ - در چه مورد؟ - .در موردِ پرتره ديگه -

«بگو يکي از بزرگ‌ترين نقاشانِ «رُم .ازت درخواست کرده مُدلِ نقاشي‌ش بشي

و به وقتِ مقتضي، خواهيم گفت که ... استعدادِ هنريِ او، من رو تحتِ تأثير قرار داد

و در نتيجه، تابلويِ نقاشي رو .ازش خريدم

پس قصد داري تابلو رو پيشِ خودت نگه‌داري، درسته؟ - .البته -

!نه، خواهش مي‌کُنم نکُن !محضِ رضايِ خدا! من تمايلي ندارم

!ما قبلاً به‌اندازه‌يِ‌کافي گناه کرديم - !اوه، مهربون‌تر باش! بيا -

!نه، نه، خواهش مي‌کُنم

،به‌نظرِ من، انتخابي که قراره انجمنِ کليسا انجام بده .نهايتِ خردمندي و فرزانگي خواهد بود

شايد. ولي اتريش با تمامِ توانش .با اون مخالفت خواهد کرد

،بله، شنيدم اتريش رأي رو وِتو خواهد کرد .و اصلاً سر در نميارم که چرا

چون رأيِ انجمنِ کليسا بايد از رويِ ميانه‌روي باشه، دوستِ من؛ .تا اين ميانه‌روي، به تقويتِ قدرت خدمت کُنه

چه روزِ زيبايي، مگر نه؟ - .بله، ولي چندان به درازا نخواهد کشيد -

ديروز چکاوک‌ها در ارتفاعِ .بسيار پاييني پرواز مي‌کردند

مگه شما کجا رفته بوديد؟ - .«به کنارِ دريا، در «کاپوکوتا -

سرودِ «فرود آي، اي روحِ] [«آفرينش‌گرِ قدسي

فکر مي‌کُنيد عمو‌تون موفق خواهد شد؟

.اميدوارم

!اوناهاش

دخترم هنوز منتظرِ اون .قرقاول‌هايي‌ست که شکار مي‌کُنيد

.نبايد نااميدش کُنيد

ايشون نبايد من رو .يک شکارچيِ بداقبال تصور کُنند

خُب اين به خودِ شما .بستگي داره

.نه، «دون آسدروباله»يِ عزيزِ من .همين حالا تصميم‌تون رو بگيريد

همين حالا؟ در حينِ جلسه‌يِ انجمنِ کليسا؟

بگذار اول ببينيم که آيا بخت‌و‌اقبال .به عمويِ شما لبخند مي‌زنه يا خير

!داري کجا فرار مي‌کُني، شيرينکِ من !بيا همراهم مشروب بنوش

هي، داري چکار مي‌کُني؟ !مگه ديوونه شدي؟ منو بذار زمين

!هي، کجا مي‌خواي در بري، عسلم؟ !بيا در مصاحبتِ من باش

!يارو وحشت کرد

آقا چي ميل دارن؟

يک فنجان قهوه، و يک ليوان آبِ سرد .همراه با ليمو

.اوه، بسيار خُب

عجب داستانيه! با اين همه گدا گشنه‌ها ... و فلک‌زده‌هايي که مشتريِ ما هستن

مطمئنم که هرگز نخواهم تونست يه نشستِ کليسايي !به اين معمولي رو از نزديک ببينم

آره، اينها هميشه ،در حالِ شکايت هستن

در حالي‌که مدام دارن !پول پارو مي‌کُنن

.«لطفاً يه قهوه‌يِ ديگه، «روزاليا - .الساعه ميارم -

اين برايِ اون ياروييه .که اون پُشت نشسته

.بفرماييد، آقا - چند ميشه؟ - .شش سکه -

.اوه، من پولِ خُرد ندارم حالا بايد چکار کُنم؟

.مهم نيست - .آخه شرمنده‌تون ميشم -

درخت پژمرده نميشه .اگه يکي از برگ‌هاش به زمين بيفته

مي‌تونم براتون خُردش کُنم؟ - .البته، متشکرم. بفرماييد -

... حتي اگه درخت خُشک نشه

باز هم لازمه که از ريزشِ سايرِ برگ‌هاش جلوگيري بشه؛ .هر قدر هم که ازشون هدر رفته باشه

.اين هم بقيه‌يِ پول‌تون - .متشکرم - .خواهش مي‌کُنم -

شرابِ معطر آماده‌ست؟ - .الان آماده ميشه -

.فقط چند لحظه صبر کُنيد - .خداحافظ - .خداحافظ -

!سرکار گروهبان، بياييد اينجا

.بياييد داخل. آخه بدجوري داره بارون مي‌باره - .بياييد کمي استراحت کُنيد. بفرماييد داخل -

!«چيچو» - !يه نفر داره مياد بالا -

!مراقب باشيد - !خودشه -

ببخشيد، کبريت همراه‌تون هست؟ - .نه، متأسفم -

شما چطور؟ - .نه -

.اين عموزاده‌يِ «رومانيا»ست - .خيله‌خُب، بياييد داخل -

«بياييد. قرار بود شواليه «برتيني .مراسمِ پذيرشِ يک عضوِ جديد رو برگزار کُنه

.بفرماييد

.لطفاً همراهم بياييد

شما در پيِ چه هستيد، همشهري؟

!نور - .يواش‌تر پاسخ بديد -

... از اين تيشه استفاده خواهد شد

.نه، يواش‌تر لطفاً

از اين تيشه برايِ کُشتنِ تو ... استفاده خواهد شد

اگر به ما خيانت کُني؛ و برايِ کمک به تو .استفاده خواهد شد، اگر حقيقت را بگويي

ساوه‌ريو پونتيني» همين شخصيه» .که جلويِ ماست

شطرنجِ مقدس نشانگرِ چيست؟ - .نشانگرِ گرد بودنِ زمين است -

و رويِ صفحه‌اش چه مي‌بيني؟

روکشِ سفيد، که نشانگرِ .خلوصِ سُننِ ماست

و آب را مي‌بينم .که از تماميِ آلودگي‌ها مبرّاست

برگ‌ها را مي‌بينم که به ما، از چگونگيِ انجامِ .کردارِ نيک و پرهيزگارانه مي‌گويد

نمک را مي‌بينم، که به ما مي‌گويد چگونه آنچنان ... خردمندانه عمل کُنيم که دشمنانِ ما

،در مبارزه برايِ يک کشورِ متحد، به دوستِ ما تبديل شوند .تا آن روزِ فرخنده‌يِ اتحاد هر‌چه‌زودتر از راه برسد

اگه بخواي، مي‌توني اين وظيفه رو .به من محول کُني

.نه، اون کسي که مُرد، اهلِ «رومانيا» بود .ما بايد قوانين رو رعايت کُنيم

پس آيا حاضر هستي که به اين آرمان سوگندِ وفاداري بخوري؟

.چيزي غير از اين نمي‌خواهم - .پس سوگند ياد کُن -

،سوگند ياد مي‌کُنم که خود را به‌تمامي .وقفِ آرمانِ متعاليِ ايتاليا نمايم

به‌نظر مي‌رسه که شما «رُمي»ها .اين مراسم رو چندان جدي نمي‌گيريد

،چون در اين شهرِ مبارک، تنها قانوني که اهميت داره .خودِ برگزاريِ مراسمِ آئيني‌ـه

... و به همين دليله که - .و به همين دليله که تاکنون اين‌همه مراسمِ آئيني داشتيد -

.بله - .که تا ابدالآباد، آزاد، مستقل و متحد زندگي نماييم -

،«عموزادگانِ عزيزِ «کاربوناري ... به سازمان‌هايِ مربوطه‌يِ خودتون اطلاع بديد

،«که «چيرو به‌لي ... دانشجويِ پزشکي رو

،به‌عنوانِ عضوِ جديدِ اين تشکيلاتِ معظم .به رسميت بشناسند

.بريم

عاليجناب، اجازه بديد عموزاده‌يِ خودم ... که اهلِ «رومانيا»ست رو معرفي کُنم

.بسيار خُب - .«پيه‌ترو ميسيريلي» - .خوشوقتم -

.شب بخير - .شب بخير - .شب بخير -

.متشکرم، آقايان - .خدانگهدار، آقايان - .شب بخير - .شب بخير -

.خدانگهدار

من از «رومانيا» به اينجا اومدم .تا با تو حرف بزنم، پسرعمو

دقيقاً با خودِ من؟ - .البته -

.بله. بريم

آماليا» و «آنتونيا» رو مي‌شناسي؟» - .بله -

و «فلوريانا»يِ زيبايِ ما رو چطور؟ - .بله، قبلاً همديگه رو ديديم -

راحت‌تر و امن‌تر نخواهد بود اگه همينجا بمونيم و صحبت کُنيم؟

گوش کُن. من مجبورم تا يک ساعتِ ديگه .شهر رو ترک کُنم

مي‌خواي تا پيشِ درشکه‌ام همراهيم کُني؟

.پس بريم - .بسيار خُب -

ما داريم کجا ميريم؟ - .از اينطرف. بيا -

،برايِ خروجِ شبانه از شهر مجوز يا گذرنامه داري؟

.نگران نباش .راه بيا

!... ولي آخه ببين !صبر کُن

.عجله کُن - صبر کُن ببينم! داريد کجا ميريد؟ -

دوست نداريد مصاحب‌تون بشيم؟ چي شد؟ داريد فرار مي‌کُنيد؟

.شب بخير، خانم‌ها - .شب بخير -

.بيا بريم - !اين دخترهايِ زيبا رو نگاه کُن -

!کجا ميري؟ بيا !به دوستت بگو از پيشمون نره

.يالا ديگه، عجله کُن

ولي آخه تو از من چي مي‌خواي؟

موضوعي هست که لازمه درباره‌اش باهات صحبت کُنم .تا در جريانش باشي

در چه مورده؟

اينجا همون مکاني‌ـه که جاکومو فِرّي» رو اعدام کردند؟»

.بله

او هم اهلِ «رومانيا» بود، مي‌دونستي؟ - .بله -

مي‌شناختيش؟

،بله، به‌گمونم آره. آخه مي‌دوني که .آدم با اشخاصِ زيادي آشنا ميشه

،ولي او الان مُرده، و اگه مي‌شناختيش .پس بايد بخاطر بياريش

.بله، بله، البته .او رو خاطرم هست

.او بهترين نفر در تشکيلاتِ ما بود

.جوانمرد، جسور و باهوش

کسي هست که بدونه کي او رو لو داد؟

هرگز نتونستيم .اين رو بفهميم

ببينم، سکويِ اعدام دقيقاً کجا بود؟

.به‌گمونم اون ته بود

.بريم ببينيمش - .ولي دير شده، آخه تو بايد بري -

.هنوز وقت داريم - .ولي قرار بود درباره‌يِ موضوعي با من صحبت کُني -

.مهم نيست - ... آخه همسرم معمولاً شب‌ها ترس برش مي‌داره -

و خوابش نمي‌بره .تا وقتيکه من به خونه برگردم

جاکومو فِرّي» هم» .همسر داشت

Vanina Vanini subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left