The first 200 lines.
!ايست
ايست و گرنه شليک ميکنيم
!ايست
ايست و گرنه شليک ميکنيم
!ايست
!بدويد,احمقها
!نذاريد در بره
قربان,غيبش زد
امکان نداره، حتما همين طرفاست
يه بار ديگه کلبه رو بگردين
آپو
!در رفتي
تير خوردي؟
بالاخره همينجا تموم ميشه؟
دوباره شکست رو قبول ميکنيم، آپرنا؟
آپو؟
نميذارم از دستت بدم
اونم بعد از اين همه سال تلاش
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: نعيم و سميرا
دنياي ما فرق داشت
هنوز نميدونم چي مارو بهم رسوند
برو اونور
جونکو,نترس
مدارک همرامونه
حرکت کن- کاري نکردم-
با اونا بودي؟ !تکون بخور
!انقلابي نيستم
يه درس حسابي بهت ميدم
انگليسيها- هند رو ترک کنيد-
انگليسيها- هند رو ترک کنيد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
انگليسيها- هند رو ترک کنيد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
...چقدر بهم براي رفتن به
خونه قاضي سخت ميگرفتي...
اما واقعيت اين بود که بهش اعتماد داشتم
به هر چي که ميگفت اعتماد داشتم
سلام,ويلکنسون هستم
اين دي کوچيکه نه بزرگ
بايد دقت کني جونکو
به جانسون بگو دست نگه داره
بله,همين که شنيدي
و بهش بگو به مرکز پليس برگرده
!!!سريع
قربان
آقاي ويلکينسون دستور دادن هيچ اقدامي نکنيم
..براي تو يک رهبر سياسي بود
که روياي بزرگي توي سرش داشت..
!اسلحهها پايين
!گروهان,عقب گرد
!قدم رو
جاتين داس- زنده بــاد-
!جاتين داس- زنده بــاد-
اما مستردا براي من فراتر از اينا بود *مستردا:سوريا سن ملقب به مستردا.استاد*
بهم ياد داده بود درباره هر چيزي سوال کنم
حتي از خودش
جانسون نيست,آقاي فارمرـه
جانسون نيست
نتونستم بيام
يعني بابام اجازه نداد بيام
مگه چيزي ازت پرسيدم؟
برات يه داستان جاسوسي آوردم
بيومکش بخشي- آره-
داخل گذاشتمش
!صد رحمت به سگ
هرجا دلش ميخواد ميره
!برو ديگه,اونا که تورو نميخورن
شوکندو هم همونجاست- بايد جانسون رو فراري بديم-
مشکلي نيست دفعه بعد يه کاري ميکنيم
دفعه بعد؟ الان اينکار رو ميکنيم
با کشتن چند تا انگليسي فکر کردي آزاد ميشي؟
دستگيرش کنيد
گانش گوش
آنانت سينگ
آمبيکا چاکاربارتي
لوکنات بال
نيرمال سن
..و آقاي
سوريا سن
خب چرا يهو به جغرافيا علاقه پيدا کردي؟
اين مناطقيه که شما ازش رد شدين
چرا؟
نقشهت چيه؟
اميدوار بودم که بهم نگي
آقاي سن,بهت يه فرصت ديگه ميدم
نقشهت چيه؟
دوباره بايد امتحان کنيم؟
نقشهت چيه؟
!جانسون
همه اينا بايد يه جا تموم بشه
اما قربان خيلي پيش رفتيم
بذار راهپيمايي کنن
راهپيمايي,قربان؟
بله
ميخوام همه يه جا باشن
جزئيات رو ميخوام
کي رو ميبنن؟
کجا ميرن؟
چيکار ميکنن؟
...بخش نظارت آموزش ديدي
فکر کنم..
سوباش
نميخواي بهم بگي مدرسه چيکار کردي؟
!جونکو,بيا اينجا
بله؟
...لطفا- اين کتاب رو از کجا آوردي؟-
...استاد- ميدوني که داشتن اين کتاب ممنوعه-
!ببين پسرت امروزا چه کتاباي مزخرفي ميخونه
نوشتههاي سارات بابو مزخرفه؟
...منظورم درباره وطنپرستي و
...بابا، نميدونستم- !زبون درازي نکن-
...وکيل نشدم که
فردا روز تورو از زندان بکشم بيرون...
دارم تمام تلاشم رو ميکنم تا پسرم بره انگليس
درهاي خونه آقاي ويلکنسون 24ساعت به روت باز هستن
اونوقت اينجوري ازش تشکر ميکني؟ خجالت نميکشي؟
!گانش,بدو
!سريعتر
بدو
!خيلي بي حيان
...يه روز داشتم ميشاشيدم
درست پشت سرم وايسادن و بهم زل زدن...
گفته بودم,حواست رو جمع کن
از رنگ شاشم معلومه که انقلابي هستم آخه؟
خب چه گزارشي رسيده؟ آمبيکا,نيرمال
چي شده؟
کسي حاضر نيست بهمون کمک کنه
حتما خوب براشون توضيح ندادي؟
کسي باور نداره که همچين اتفاقي مياُفته
نه اينجا نه جاي ديگه
!فقط ميتونه يه رويا باشه
منظورت چيه؟ يعني نقشهمون بدرد نميخوره؟
کي گفته که فقط يک روياست؟
اگه تلاش کنيم ميتونه به واقعيت تبديل بشه
چي داري ميگي,سورجو؟
...کل چيتاگنگ تصرف رو کنيم
...اونم تنها,بدون کمک کسي...
فکرش هم ديوونه کنندهس..
صدرصد!بخاطر همين اينکار رو ميکنيم
چون کسي تصورش رو نميتونه بکنه که قراره اين اتفاق بياُفته
همه فکر ميکنن انگليسيها شکست ناپذيرند
همه جا پيروز ميشن
اما اتفاقي که نيوفتاده چرا الان نميتونه رخ بده؟
اگه...؟
موفق نشيم چي؟..
اگر موفق شديم چي؟
انگليسيها اينقدرا هم که فکر ميکني بد نيستن
نميدونم چجور اينقدر تحملت ميکنم
آپو,تو چي ميگي راهي که استاد ميره درسته؟
!نه!البته که نه
...راه درست رو فقط تو ميتوني نشون بدي
وقتي از آکسفورد برگشتي...
...اگه ميخواي با انگليسيها معامله کني
بايد از هدفشون خبر داشته باشي,مگه نه؟...
همه انگليسيها دست رو دست گذاشتن تا ما به آزادي برسيم
!فقط تورو کم دارن
برو اونور
تو بيا اينور
آفرين- نه,اونجا نه-
از کلکته انتظار کمک نداشته باشيد
اسلحه چي؟
"يه چيزي بگو"
"يه چيزي بگو"
اول به سرش ضربه بزن
بنظرم استاد يه نقشههايي داره
يه نقشههاي بزرگ و مهم "يه چيزي بگو"
هر چي باشه,ميخوام باهاش باشم
نميتوني سر بريدن يه بز رو ببيني اونوقت ميخواي انگليسي بکشي؟
بز که بيگناهست
بريم
"بذار فصلها از خونه بيرون بيان"
پريتي
نيرمال يواشکي بهت زل زده
تو که به عالم و آدم شک داري
بريم
"بذار فصلها شکوفا بشن"
"يه چيزي بگـــو"
"يه چيزي بگو"
"يه چيزي بگو"
"يه چيزي بگو"
بيا داخل
بيا کسي نيست
فقط اومدم ببينم حالتون خوبه؟
ببين,حالم خوب خوبه
فقط با اين ديگه نميتونم بنويسم
بشين
ميشه باند رو درست ببندي؟
با يه دست کارم سخت ميشه
...استاد بنظرت بهتر نبود
...از همه اين دردسرها و درگيريها...
کنار ميکشيدي؟...
واسه همينه که ازت خيلي خوشم مياد
هميشه حرفاي جالبي ميزني
اما استاد,اين اتفاقا ممکن نيست
تا حالا فيل رو توي باغ وحش ديدي؟
آره,چند بار, چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.