Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E39 Finders Keepers 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 39 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 141 lines.

همه الان آماده‌اند، دن دیگو.

گروهبان، اجازه بدید یه پیشنهاد بدم.

هان؟

اگه برناردو انقدر تحت مراقبت نبود، کمتر تو چشم بود.

سرجوخه. لوگو.

نه، نه. تو نه، کوچولو، تو نه.

تو اینجا بمون. واستا.

می‌خوای چیکار کنم؟

مردی رو که بهت شلیک کرد و از دوشیزه دزدی کرد، نشون بده، اگه می‌تونی.

حتماً، گروهبان.

این راهزنه.

واستا، آقا!

کمکم کن!

کمکم کن! دوشیزه، چی شده؟

اون مرد، خواست منو بکشه و ازم دزدی کنه!

ناامیدی شما از خدمتکارتون رو درک می‌کنم، آقای دِ لا وگا.

اما چیز دیگه‌ای نیست که بتونم بهتون بگم.

ظاهراً، گلوله به سرم خورد.

بعدش که به خودم اومدم، داشتن منو می‌بردن.

تلاش کردم خودمو آزاد کنم و بعدش گروهبان گارسیا رسید.

دوشیزه، من می‌فهمم که خدمتکارم برناردو...

شما رو اونجا افتاده پیدا کرده و داشت سعی می‌کرد بهتون کمک کنه.

خب معلومه که اون اینو می‌گه.

می‌گید ازتون دزدی شد؟ بله.

خب، دقیقاً چی برده شد؟

هزار پزو طلا، و پولی که مال کلیسا بود.

گروهبان، می‌تونم پول رو ببینم؟

بهتون گفتیم، دن دیگو، دزدیده شده.

خدمتکارتون اونو برده.

دوشیزه، چقدر بیهوش بودید؟

نمی‌دونم.

فقط یه لحظه به نظر می‌رسید.

اما اونقدر طولانی بود که کسی خدمتکارتون رو بکشه، جسد رو پنهان کنه...

اسب‌ها رو باز کنه، کالسکه رو واژگون کنه، طلا رو ببره.

حتماً همین بود.

و بعد از اینکه راهزن رفت...

برناردو اومد، شما رو پیدا کرد و داشت سعی می‌کرد کمکتون کنه.

گروهبان، ممکنه ما اشتباه وحشتناکی کرده باشیم.

واقعاً؟

خوبه! یعنی پس اون کوچولو این کارو نکرده!

گروهبان، باید اون مرد بیچاره رو همین الان آزاد کنید.

بیا تو.

این همون دوشیزه‌ایه که ازش دزدی شد؟ همه چیز روشن شده، پدر.

دوشیزه ویاگانا حالا می‌فهمه که برناردو فقط داشت سعی می‌کرد کمکش کنه.

یعنی برناردو آزاده؟ اون آزاده، دن آلخاندرو.

داخل شو!

خب، سرجوخه رِیِس، اونجا وای‌نستا و کوچولو رو زهره‌ترک نکن!

برو بیرون! تو هم، لوگو. بیرون، بیرون!

اوه، نه، تو نه، کوچولو. تو نه.

لازم نیست با سربازا بری. تو...

تو آزادی!

بله، کوچولو، بله. تو آزادی.

چطور بهش بگم که پشیمونم؟

فقط لبخند بزن تا بهش نشون بدی دیگه ازش عصبانی نیستی.

اون سنجاق سینه منه!

مطمئنید، دوشیزه؟

خودتون ببینید. هنوز یه تیکه از لباسم روشه.

خب، یه لحظه صبر کنید.

مطمئنم اون می‌تونه اینو توضیح بده.

گروهبان، ظاهراً اشتباه ما این بود که فکر می‌کردیم بی‌گناهه.

تقاضا دارم اونو به جرم سرقت و قتل دستگیر کنید.

امیدوارم این به جایی برسه، دن دیگو.

نمی‌خوام کوچولو رو پای چوبه دار ببینم. اینطور نمیشه. اون کاری نکرده.

من می‌دونم و شما هم می‌دونید اما تمام مدارکی که داریم علیهش هست.

خب، خدمتکار کجاست و چه بلایی سر طلا اومده؟

نمی‌دونم، دن دیگو. به همین دلیل ما اینجاییم.

خب، کوچولو، شروع کن. دقیقاً نشونمون بده چی کار کردی.

می‌خوام که...

لطفاً، شما بهش بگید.

برناردو می‌دونه چی کار کنه. منتظر اشاره‌ست تا شروع کنه.

اونجا باید جایی باشه که اون سنجاق سینه رو پیدا کرد.

ادامه بده. بعدش چی شد؟

اونجا جاییه که اون دوشیزه رو پیدا کرد.

خب، اینم درگیری‌تون، گروهبان.

باعث شد دوشیزه فکر کنه داشت سعی می‌کرد اونو بکشه.

و بعد شما رسیدید.

بله، اما هنوز توضیح نداده چه کسی خدمتکار دوشیزه رو کشته...

و چه کسی طلا رو برده.

نمی‌تونه، چون نمی‌دونه. یکی دیگه این کارو کرده.

چه کسی دیگه، دن دیگو؟ من...

سرجوخه رو تو راه دیدم.

اون به من گفت شما اینجایید. اتفاقی افتاده؟

گروهبان... یه لحظه، سرجوخه.

با دکتر صحبت کردم. بعد از بررسی...

اون اصلاً مطمئن نیست که دوشیزه ویاگانا تیر خورده.

اما تیر خورده بود، دن آلخاندرو. من دیدم، همین اینجا.

اون می‌گه زخم با ضربه‌ای به سر از پشت ایجاد شده.

گروهبان، اینا جواب‌هاتونه.

حالا می‌دونیم چی شده. می‌دونیم؟

اگه دو نفر تو کالسکه باشن و یکی از اونا به سرش ضربه بخوره...

منطقی نیست فرض کنیم اون یکی ضربه رو زده؟

البته، دن دیگو. اون کوچولو نمی‌تونسته این کارو کرده باشه.

البته که نه.

اون تو جاده با یه هفت‌تیر وایساده بود.

نبود. برناردو هیچ ربطی به این قضیه نداشت.

خدمتکار دوشیزه، مونتز، بهش ضربه زده. مرد کلاه‌دار همدستش بوده.

این توضیح می‌ده چطور از هزار پزو خبر داشت.

قرار بود یه راز باشه، یادتونه؟

گروهبان... ساکت شو، سرجوخه.

برای همین نتونستیم جسدش رو پیدا کنیم.

البته که همینطوره.

مردها طلاها رو برداشتن و فرار کردن.

الان احتمالاً صد مایل دورترن، گروهبان.

خیلی خب، سرجوخه، چی شده؟

خدمتکار خانم...

خب اون چی؟

الان توی دفتر شماست. زخمی شده.

چرا نگفتید؟

دن دیگو، اگه خدمتکار فرار نکرده، پس حتماً بی‌گناهه.

و اگه اون بی‌گناهه، پس اون کوچولو حتماً گناهکاره.

متاسفم، آقایان، اما یه دست شکسته می‌تونه حسابی دردناک باشه.

می‌فهمیم، مونتز. لطفاً به قصه‌ت ادامه بده.

متاسفم، اما کُل ماجرا همین بود.

خب، ممکنه دوباره تعریفش کنی؟

دوباره؟

بله، لطفاً. من خیلی برام جالبه. اینطور نیست، گروهبان؟

بله، دن دیگو، اما هر بار که اون تعریف می‌کنه، اون کوچولو بیشتر به دردسر می‌افته.

خب، من داشتم با خانم ویاگرا رانندگی می‌کردم...

که راهزن اومد بیرون و بهم شلیک کرد.

دستت شکست؟

بله، آقا، دستم شکست.

اسب‌ها از جاده خارج شدن.

خانم سرش به کالسکه خورد.

این زخم سر خانم رو توضیح می‌ده.

بله، به نظرم این زخم رو خوب توضیح می‌ده.

کالسکه واژگون شد.

شما خانم رو با وجود دست شکسته‌تون بیرون کشیدید.

بله، آقا. نتونستم مقاومت کنم.

پس وقتی راهزن افتاد دنبالمون، من فرار کردم که کمک بیارم.

و شما اتفاقاً با سینیور لوپز آشنا شدید؟

که اتفاقاً در سن رافائل زندگی می‌کنه، جایی که خانم اتفاقاً اونجا زندگی می‌کنه.

بله، آقا. اون برای کاری داشت می‌رفت لس‌آنجلس.

اون دستم رو برام پانسمان کرد.

بعد برگشتیم سر کالسکه. خانم رفته بود.

لوپز قبلاً اونو به لس‌آنجلس برده بود. اما من خبر نداشتم.

پس من و سینیور لوپز مدتی رو دنبال خانم توی تپه‌ها گشتیم.

بعد اون منو آورد لس‌آنجلس.

اون منتظرتونه اگه خواستید باهاش حرف بزنید.

اوه، یه چیز دیگه، مونتز.

بهم بگو... پول رو کجا قایم کردی؟

من قایمش نکردم. راهزن برش داشت.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left