The first 200 lines.
قول بده کسلر رو سوار سفینه میکنی
مامانم کجاست؟ - الان که سورن روی ریچـه -
کی قراره ازش مراقبت کنه؟
« …آنچه در هـیـلـو گذشت »
بلند شو
گفتی میشه جور دیگهای زندگی کرد
درسته - مثلاً چهجور؟ -
میدونید من چی میبینم؟
یه سری سرباز سرسخت
توی این اتاق شکست رو نمیبینم
تسلیمشدن رو هم نمیبینم
!خیر، قربان
دشمن رسیده بیخ گوشمون
تعدادشون خیلی از ما بیشتره
تاابد نمیتونیم مقاومت کنیم
فرار کنید
میذارن ریچ سقوط کنه؟
از این اتفاق خبر داشتن
،انتظارش رو داشتن محاسباتشون رو انجام داده بودن
تو کِی از د.ا.س جدا شدی، سپهبد؟
هیچوقت جدا نشدی
.فرماندهها فرار کردن .خدمههای ردهبالا رو هم بُردن
مهمترین تسلیحاتمون رو
زرههامونو بُردن
دنیلو کجاست؟
!ریز
اون باهامون نمیاد
…هر سربازی که در کنار ما بایسته
جون سالم به در نمیبره…
فندک نداری؟
جیکوب؟
چون هر لحظهای که دربرابر دشمن مقاومت میکنیم
مردم بیگناه بیشتری میتونن با سفینهها فرار کنن
!چیف - وقتی هم که فرار کردن، میرن و -
داستان امروزتون رو برای همه تعریف میکنن
از شما به عنوان …مردان و زنان شجاعی یاد میشه که
!نــه
از جونشون گذشتن تا…
یه روز بچههامون بتونن
به دور از ترس هیولایی که
اسمش رو جنگ گذاشتیم، زندگی کنن
:دیجیموویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
!جان
!جان
!چیف
!ونک
ونک کجاست؟
!خشابگذاری میکنم، سمت راست - !توی دیدرسمان -
!نمیشه اینجا موند
!اگه گیر بیفتیم، کارمون تمومه
!خودم میدونم
!باید عقبنشینی کنیم
بریم کجا؟
!برو! برو - دارم میرم -
!یالا - !ولم کن -
!میتونم بجنگم - !در حال حرکت -
هنوز تموم نشده
نگاهشون کن
دارن برمیگردن
هدف در تیررسـه
تمام زورتون همین بود؟
گفتم نباید حرفی بزنم ها، منتها زدم
حالا پشیمونم - خواهشاً حرف نزن -
درست مثل قدیمها
!خفه شو
!گوه توش
من زدمش. کار من بود
دیگه عمراً بس کنه
!مسخرهمون کردی؟
!هالزی، پاشو
جان
میشه یه خرده کمک کنید؟
!سوار شید! بیاید بریم
!آوردیمش
!تو راهن! زود باشید
سوار شید. از اینجا خلاصمون کن
ونک
نه
!ریز
…ریز
!نه
!یالا
!ریز
!حرکت کن - !محکم بشینید -
ریز - مجرای تنفسیش رو چک کن -
منم
!جان! جان
…ریز - به من نگاه کن. چشمهاتو نبند -
…نه، ریز - از هوش نرو، جان -
چیف
بیدار شو
حواسم بهش هست. جان. جان؟
جان، بیدار شو - …ریز -
نجاتش بدید
باید پیشم میموندی
ارتباط رو قطع کن
!داره از دست میره
خواهش میکنم
میشه بهش کمک کنی؟
بستگی داره
تو حاضری واسه من چیکار کنی؟
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » ::. Ali99 & Cardinal .::
▷ Instagram: @Aliakbar.1999
با این پیروزی بزرگ مردممون رو سربلند کردی
این پیروزی نبود
ما فقط یکی از سنگکلیدهای مسروقه رو پیدا کردیم
متبرک هم یه بار دیگه جلوی منو گرفت
هر قدم از سفر بزرگمون مکان و زمانی داره
.از موهبتت خسته شدم .همین پیشگوییـه
مرگ اهریمن کلید رستگاری منه
…ولی تو ازش محافظت میکنی
من هیچ حسی به اهریمن ندارم
هدف والاتری دارم. مثل خودت
منو موعظه نکن، انسان
یادت نره که تو فقط به لطف من زندهای
،اگه جونم آزارت میده التماست میکنم بگیرش
این وسیلهی انسانی چه ارزشی داره؟
یهجور حافظهست
چی داخلش هست؟
دانش. دانش بشر
داخلش ننوشته سنگکلیدها رو کجا بُردن؟
.احتمالش هست .اول باید نگاهش کنم
پس نگاه کن
نباید برمیگشت بیاردش
عاقلتر از این حرفهاست - باید استراحت کنی -
زخمهات هنوز خوبِ خوب نشده - زنده میمونه؟ -
.باید عمل بشه .وسایلش اینجا نیست
فکر میکرد باید خودش رو ثابت کنه
من هم با همین ترغیبش کردم
بهخاطر من برگشت
برگشت چون اسپارتانها
همدیگه رو ول نمیکنن
!اسپارتان کجا بود؟
ونک مُرده بود
ریز طبق ارزیابیش از شرایط تصمیم گرفت
این دیگه چهجور تصمیمیـه؟
از کِی تا حالا ما تصمیم میگیریم؟ ما که حق انتخاب نداریم
،تو میگفتی بریم کجا …چطور فکر کنیم و
.حتی کیو بکُشیم .ما هم هر بار همون کارو میکردیم
بدون هیچ سؤالی - شما از دستورات پیروی میکردید -
مثل سرباز - مثل ربات -
تو ربات نیستی
پس چی هستم؟
،نگو انسانم چون آدمها زندگی دارن
خانواده دارن
زندگیشون یکنواخت نیست - تو ناراحتی -
همهمون ناراحتیم - یه نگاه بهش بنداز -
نگاهش کن
بگو چی میبینی - ولم کن -
!بهم بگو چی میبینی
اون یه زنـه یا یه سلاح؟
یه آدم اونجا افتاده
یا یهجور ابزار جنگی که
توی میدون جنگ ولش میکنن و بیخیالش میشن؟
…ولمون کردن اونجا
تا بمیریم
میدونم
نه سفینهی تخلیهای برامون گذاشتن، نه زرهی
د.ا.س میدونست جون سالم بهدر نمیبریم - میدونم -
بقیهی تیمهای توی ریچ چی؟
خبری ازشون نیست؟
کای چی؟
همهجا ریخته بود به هم
شهر سقوط کرد
سفینهها پراکنده شدن
،حتی معلوم نیست چند نفر فرار کردن …چه برسه به اسمهاشون
مگه من چند روز…؟ - باید بیهوشت میکردم -
چند روز؟ - دو روز -
دو روز - دو روز؟ -
باید برگردیم
باید بریم- بس کن، جان -
…بازماندهها - …جان، جان -
مردم ریچ به من نیاز دارن
نه
نه، ندارن
تب داری
حالت خوب نیست
بهشون گفتم چی میشه
بیا - بهشون گفتم -
به اکرسون گفتم
خودشون میدونستن
میدونستن
ولی هیچ کاری نکردن
میتونستم جلوشو بگیرم
اگه… زرهمو داشتم
اگه اون باهام بود
سقوط ریچ اتفاق نبود
یه نقشه بود
ما باید مراقب باشیم
باید مخفی بشیم
متوجهی؟
…پس
حالا «ما»یی در کاره؟
همیشه بوده
میدونم میشنوی
میدونم میبینی
میترسی؟
احضارت میکنم
،از طرف متولیان که فرستادهی خداوندن
احضارت میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.