The first 200 lines.
میدونم اشتباه کردم. ولی اومدم که دوباره برگردیم اوج
با وارث آمریکاییمون آشنا شید
فکر نمیکنی باید معرفی کنیم
این دخترِ نجیبزادهی هنردوست رو به نیکلاس گرافتونِ جوان؟
گور بابای مری. "چهل فیل" همون شبی که مادرش مُرد، تموم شدن
حالا زمینِ خودت رو داری
ولی یادت نره قلبت کجاست، حزقیا
ناتانیل واشینگتن
تا وقتی اینجام، چند تا مبارزهی نمایشی ردیف کردم
که دوست دارم تو هم توشون باشی
اگه با من بیای توی رینگ، همهچی دوباره پاک و خالص میشه
بابت الک واقعاً متاسفم
فهمیدم چه حالی داره وقتی کسی که بهش اعتماد کردی، ناامیدت کنه
و نمیدونم اصلاً میتونم ببخشم یا نه
و میدونم تو هم احتمالاً نمیتونی
خب، پس یه محموله دینامیت داریم که معلوم نیست کجاست
اگه برادرت برات مهمه، دقیقاً بهم میگی مری کار داره چه غلطی میکنه
اخیراً یه آقایی به اسم مورتاگ اومده بود پیشم
خبریه؟ دردسر تو راهه؟
ولی ما یه دشمن مشترک داریم
مورتاگ
شوگر گودسون و اون دار و دستهی لاشخورش
فشار بیار پسر
چی شد پسر؟
فشار بیار. فشار بیار
فقط اینو نگاه کن
آره ایول. اینو از کجا کش رفتی؟
از ارباب هنکی
ولی میدونی که هنکی سر این کارت میکشتت
آره. بدجوری رفتم توی دردسر
توی این جزیرهی کوچیک و وامونده
بیا پیش من
میدونی، فکر کنم دلت میخواد بمیری
خب، اشتباه میکنی
ببین، تازگیها دلم میخواد زنده بمونم
معنیش چیه، حز؟
باید یه جام هم کش میرفتی
ببین، بدون جام، همهچی هدر میره
و یه روز، بالاخره تموم میشه
بشکه خالی میشه و عمرت به سر میرسه
آره، میخوام همون کاری رو بکنم که همیشه میگفتم
از وقتی که بچه بودیم
چی؟
دارم میرم
به لندن. لندن؟
لندن
لندن؟
لندن، جناب
باید در میزدم؟
درِ من برای کاسبی همیشه بازه
اومدم ببینم چی اینقدر سرت رو شلوغ کرده
چون امشب خیلی حساسه و نباید هیچ مشکلی پیش بیاد
به آلیس اعتماد دارم، ولی بقیه رو باید خودت جمع و جور کنی
آدمهای قابلی هستن و توجیه شدن
شنیدم یکی قصد جونت رو کرده بوده
ولی میبینی که، هنوز زندهم
اگه "فیلها" نبودن، حتی خواب اون نقاشی رو هم نمیدیدی
پس تو فقط حواست به کلکهای کوچیکت باشه و کار اصلی رو بسپر به ما
مری، من هم یه روزی جای تو بودم
مادرم بیرحم بود و کاری کرد منم مثل خودش بشم
ولی یه چیزی بهم یاد داد که باعث موفقیتم شد
اینکه نذارم هیچکس سد راهم بشه
حتی خودش
امشب میبینمت
هوی! برگرد اینجا
گوش کن، میدونم عصبانی هستی
ولی نباید توی این قضیهی مورتاگ دخالت کنی
باید بفهمی که دارم ازت محافظت میکنم
از من محافظت میکنی؟
شوگر، من دیگه بچه نیستم
من داشتم همهی اینها رو اداره میکردم
تو
تو یه روزی قراره رئیس این خانواده بشی
باید دستهات رو پاک نگه داری
میفهمی؟
خب؟
باید امنیتت رو حفظ کنم
اون پدرمه
من خودم حساب مورتاگ رو میرسم
پس تو دخالت نمیکنی
خانم
خیلی ممنون
اون شبی که اینجا بودیم رو یادته؟
قبلاً هیچوقت توی همچین جایی نبودم
میدونی الک یه بار چی بهم گفت؟
"به آدمهایی مثل ما شانس دوباره نمیدن."
ولی اگه امشب همون شانس دوبارهی من باشه چی؟
که یادم بیاد اصلاً واسه چی اومدم اینجا؟
امشب خیلی چیزها در خطره
واسه جفتمون
اومدم برات آرزوی موفقیت کنم
و خداحافظی کنم
سرنوشت داره ما رو به راههای مختلفی میبره و وقتشه که بپذیریمش
اینا به خاطر مورتاگه؟
نمیخوام به شوگر تکیه کنم
به نقشهاش اعتماد ندارم
پس وقتی این کار تموم شه، دیگه اینجا نمیمونم
آره، تهدلم
انگار همیشه دلم خوش بود به اینکه این شهر مال توئه
هیچوقت رو موندن من حساب نکن
نه، نه
موفق باشی
همونجا بمون. ولم کن
دیگه خسته شدم. ولم کن. تکون نخور
دستت رو از روم بردار! آروم باشید آقای گودسون
ول کن. بابا
هوی! تکون نخور. بهش دست نزن لعنتی
دست از سرم بردار عوضی
هوی! ولش کن
آروم. هوی، ولش کنید... لعنتی
بابا
ولم کنید. بابا
بابا
حماقت نکن
خیلی خب. آرومم
فکر نمیکنم قبلاً همدیگه رو دیده باشیم
برو به درک. آروم باش
پسر کو ندارد نشان از پدر
اون رو وارد این بازی نکن
مری کار برای آخرین بار قسر در رفت
اون توی فکرته
برای آخرین بار بهت میگم
برادرم بیگناهه
پس، تو
گورت رو گم کن و دست از سرمون بردار
بگیریدش
راه بیفت. نه
نمیتونی این کار رو بکنی. شوگر، جلوشون رو بگیر
شوگر. شوگر
آروم باش، جناب
نه! بابا
ساعت وقت داری مری کار رو شخصاً بهم تحویل بدی ۲۴
وگرنه برادرت بالای دار میره
نگران نباش
درستش میکنم
قول میدم
آه، عصر بخیر. اه، عصر بخیر
ریسک بزرگی کردی که اومدی اینجا
بعضی چیزها ارزش ریسک کردن رو دارن
خانمها و آقایان، مبارزهی نمایشی ما داره شروع میشه
امشب دور هم جمع شدیم برای یه رویداد ورزشی که چیزی فراتر از سرگرمیه
از نیویورک در خدمت شما هستیم با مبارز محترم و شکستناپذیر
ناتانیل واشینگتن
با بازگشت به صحنهی "وست اِند" برای اولین بار بعد از لغو محرومیتش
مبارز مشهوری که امیدوار است شکوه سابقش را دوباره به دست بیاورد
خوشآمد میگم به کسی جز
حزقیا موسکو
هوی! بجنب
آقایان، لطفاً بیایید پای خط
امیدوارم هنوز دود از کنده بلند شه
بهت رحم نمیکنم. هوم
دستکشها رو به هم بزنید
دوشیزه دریک
لرد گرافتون
چه خانهی زیبایی
بودن در اینجا مایهی افتخاره
باعث خوشحالی ماست
یه سورپرایز براتون داریم
کل کلکسیون ما در معرض دیده
باشکوه نیست؟ باورم نمیشه موفق شدی
اینکه یه جواهری رو از چنگ اون قشرِ مالاندوز درآوردی
همه میدونن گرافتون این رو فقط برای به طمع انداختن آمریکاییها نمایش داده
شما خیلی متواضع هستید
این ساخته شده تا دیده بشه
و، اه، این زیبارو کی هستن؟
آه، دوشیزه کرین، ایشون آقای کوئنتین اشمور هستن
از دوستان لرد گرافتون و پسرِ یک
آه، لیتون. ...خانوادهی بانکیِ سرشناس
اوه، گوردون. با اجازهتون
خوشبختم
یالا، مبارزه کن پسر. بجنگ
گاردت رو بگیر! دستهات رو بیار بالا
حز، یالا! بجنب، بجنب، بجنب
حزقیا اگه میخوای بجنگی، پس بجنگ
ادامه بده حز
یالا، حزقیا
یالا
تازه اولشه. یالا
آره! همینه
برو جلو حز
یالا حزقیا. بجنب
وقت تمام
وقت تمام! وقت تمام! آقایان، تمام
وقت تمام، تمام، تمام
باریکلا. اسطوره
این مبارزهی توئه. میتونی از پسش بربیای
تو تمام وجودت رو توی رینگ گذاشتی، قلبت توی رینگه. این مبارزهی توئه
اسمت چیه؟
خب؟
هریت، جناب
با من برقص
اجازه نداره
با تو حرف نمیزدم
عذر میخوام، جناب
برو و دوباره پرش کن
فکر کنم به مشکل خوردیم
جناب کوئنتینِ اشرافی. قبلاً این افتخار رو داشتم که ببینمشون
ولکنِ معامله نیست
من میتونم ردیفش کنم؟ نه
اون اولین عوضیای نیست که باهاش روبرو شدیم، آخرینش هم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.