The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
Episode 13
!متوقفشون کنيد
!کافيه
تو ميدوني که ژاپني ها ميگن
اگر منتظر بموني تا شانس بهت رو کنه مثل اين ميمونه که اول از سقف يري بالا بعد نردبان رو بياري؟
چه احساسي داره که مجبوري از سقف بالا بري
و بدون نردبان مجبور شي که برگردي؟
چيکار ميکنيد ؟
من چيزي رو نشان ميدم که از شما ياد گرفتم
همه شما بدون من متحد شديد تا سعي کنيد منو زمين بزنيد
من متعجبم که چرا من خودم در اين مورد فکري نکردم؟
تمام کاري که ما انجام داديم جمع کردن قدرتها روي هم بود
براي اينکه بتونه مقابلتون وايسه
ميران بيا صادق باشيم
آيا بزرگترين کازينو در جيجو اوني نيست که تو و پدرت دنبالشين؟
گروه ما بقيه نبايد مقابل شما وايستن؟
همه موافقن؟
تا الان همه مالکان کازينو موافق هستن
الان وقتشه که شما تصميم گيريد
اگه به من ملحق بشيد
شما بسيار بيشتر از بهره برداري کازينوتون سود ميکنيد
چيزي که من فهميدم مشکلات زيادي سر راه کار کازينوهاست
هيچ سودي در مقابل ليستهاي حقوقي نيست
من ميتونم قانون رو تغيير بدم تا بشه به شهروندان معمولي اجازه داد تا بتونن وارد کازينوها بشن
و اين تجارت ما رو توسعه ميده تصميم با خودتونه
!اما
اگه به يو کوانگ سو ملحق بشيد ومنو زمين بزنيد
شما رو لحظه اي آسوده نميزارم
شما داريد منو تهديد ميکنيد؟
بله ،کاملا
حرکت اولو شما کرديد
و من واکنش نشون دادم
حالا ...تصميم با شماست
تا بيرون همراهيشون کنيد
بله قربان
از اين طرف ،لطفا
رئيس کيم
مدير لي
آقا ،در مبارزه
آن کسانيکه عادت دارن ببرن پيروز ميشن
...شما
يک بار هم شده که منو ببري؟
ميران
اگه ميخواي کازينوتو نگه داري
...هرگز دوباره يک همچين کاري نکن
من دوست ندارم که بهت صدمه بزنم
بريم
من شنيدم قمار باز خوبي هستي
به نظر مياد اين دور رو از دست دادم
اين حتي يک رقابت هم نبود
به خاطر همکاران شما ،قمار کردن دوباره درمن زنده شد
من براي يک بازي مهم ديگه آماده ميشم
باشه . من مشتاقانه منتظرم
...اما يادتون باشه
اگه اون بازي رو از دست بدي
ضررتون کم نخواهد بود
من از اين بازيها که مجبورم زندگيمو در خطر قرار بدم لذت ميبرم
من فکر ميکنم ما خونه يک زنبور بزرگ رو ويران کرديم
معذرت ميخوام من خيلي بي دقت بودم
من درستش ميکنم
!جانگ وو
!هي ،جانگ وو
چيزي که شده ؟ تو مسئولش هستي ؟
جانگ وو ،چرا تو با اونهايي؟
تو بايد با ما باشي
چيزه بدي حوردي؟
چرا چيزي نميگي؟
!بدو ،يک چيزي بگو
جانگ سه دول ،آروم باش
بزار بشنويم چي ميگه
ولش کن
!ولش کن
بگو
من چيزي ندارم که بگم
من فقط خسته شدم از دست شما
بزاريد هر کدوم به راه خودمون بريم
اينو جدي گفت؟
جدي بود؟
اون چطور تونست اين چيزها رو به ما بگه؟
اون ديوانه است ،جدا ديوانه است
من هر چقدر تلاش کنم اما نميتونم باور کنم
کانگ ري اونو ديد بعد از اينکه همه ما بزرگ شده بوديم
اما من باهاش بزرگ شدم و 25 ساله که ميشناسمش
اين اولين باره که به کسي نامردي ميکنه
من چيز زيادي نميدونم اما جانگ وو هميشه صادقانه
من نميتونم بفهمم کسي مثل اون تونست اين کارو بکنه
من هرگز انتظار نداشتم و من هم متعجبم
بذاريد بعدا بفهميم چرا و الان
فقط روي آتيشي که جلومون هست تمرکز کنيد
من حريفمون رو دست کم گرفتم
من فکر ميکنم بايد بيشتر در مورد اين جانگ مين هو بدونيم
ما ادامه ميديم
...بنابراين اين معني رو ميده آنها در يک گروه يکسان نيستن؟
در راهي که من ميبينم
جانگ وو رفته و نميتونه برگرده
خداي من ،چطور شد اين اتفاق افتاد؟
جانگ وو کسي نيست که اين کار بکنه
اون کاملا متفاوت به نظر مي آمد
حتما يک چيزي شده ،من مطمئنم
چي ميتونه باشه؟
من ميدونم
شايد ... جاه طلبي کورش کرده بود
يا،کسي چيزي بهش داده؟
چي؟
چيزي که ما نميدونيم چيه
شايد اگه از کاراگاه هيون بخوايم
اين معما راحت تر حل بشه
....کاراگاه هيون
هان ،تو شنيدي؟
چيو؟
که شام دعوت شدي با رئيس جانگ
تو ميدوني ،هر کسي شام با رئيس دعوت نميشه
تنها کساني که موفق بودن افتخار غذا خوردن باهاش رو پيدا ميکنن
تبريک ميگم ،مدير هان
چرا داريد اين قضيه رو بزرگ ميکنيد؟
کجا؟
اگر ما ميخوايم مشتري به دست بياريم ما نياز داريم
تا توجه شون رو به هر طريقي جلب کنيم
و دنبال مدل هاي معروف ژاپني و چيني بگرديم و در تبليغات استفاده کنيم
باشه
چطور اگه ... کاري شبيه کاري که در لاس و گاس ميکننن انجام بديم
ما از خواننده هاي معروف براي اجراي برنامه دعوت کنيم؟
از خواننده هاي مشهور و روز و ژاپني استفاده کنيم خوب نيستن؟
نظر خوبيه . بهش رسيدگي کنيد
بله
بله
بله،فهميدم
رئيس امشب شما رو به شام دعوت کرده
اتفاق خاصي افتاده؟
من نميدونم
تو چيکار ميکني اينجا ؟
من اومدم تا رئيس رو ملاقات کنم
دير کرديد
رئيس چند دقيقه ديگه ميان پايين
بيرون چي ميخواد؟
...اون کيم جونگ وو
رئيس باهاش تماس گرفت
چرا ؟
چرا خودتون ازش نمي پرسي؟
رئيس اومدن
بريم
بفرماييد بخوريد
مدير هان
بله رئيس
کارتو خوب انجام دادي و مديريت درستي داشتي
متشکرم قربان
اتفاقي افتاده که من چيزي در موردش نميدونم ؟
چيزي نيست که بهش اهميت بدي فقط به کارت روي کازينو تمرکز کن
بله
کجاست؟
بيرون
بيارش پيش من
بله
مدير هان
بله؟
بذاريد باهاتون کار کنه
بله قربان
برو
بله
دليلتون چيه که اونو قبول کرديد و اين طور ناگهاني بهش علاقه مند شديد؟
اون کار مفيدي براي من انجام داد
من دارم جبران ميکنم
من نميدونم چيه
اما احتمالا با انگيزه ي خاصي انجام داده
...اون قسم خورد
انتقام بگيره از من و شما
اگه واقعا به خاطر اين اومده
بايد اتفاقات رو جالب تر کنه
من کنجکاوم تا بفهمم
هدف واقعيش چيه
من نميدونم پدرم چرا قبولت کرده
اما من نخواستم
تو ميدوني که منظورم چيه
تو که قدرت منو در گروه دي جانگ نداري
من اولين باري که در سئول ديدمتون گفتم که
من پارس ميکنم وقتي بگيد ميخزم وقتي بخوايد
و هر کاري ميکنم اگه شما بخوايد
خودتم گفتي که
من ميتونم ببينم چقدر درونت زننده و خشن هست
منظور اين نيست؟
داري برنامه ريزي ميکني تا الان از همديگه انتقام بگيريم
درسته؟
نه
همه آنها خيالات من بود
من حالا رئيس رو ميشناسم من ميتونم هر کاري بکنم
من بايد چيکار بکنم که به اعتماد کنيد؟
يادت نيست من چي گفتم ؟
من اشتباهي کردم
و به خاطر اون
من احساس دين بهت ميکنم
اما تو خودت باعث شدي که نظرم نسبت به تو عوض شه
...بهت اخطار کردم
به هيچ وجه با سوهيون رابطه نداشته باش
من ميتونم صبور باشم در هر موردي به جز اين
تو احساسم رو در موردش ميدوني و هنوز همون کاري ميکني که قبلا ميکردي؟
...من
هيچ احساسي در موردش ندارم
اگه بگم اون هيچي براي من نيست
No comments yet. Be the first to leave one.