The first 200 lines.
"من این را بدون دوست داشتن انجام میدهم. خواست خدا انجام خواهد شد." الیس پارکر
جمعه
خدایا،از فرزندم آگاه باش
- سلام؟ - چطوری؟
میتونی بزاریش اونجا
میتونم کمکتون کنم،خانم پارکر؟
خانم پارکر؟خانم پارکر؟
میتونم کمکتون کنم،خانم پارکر؟
- همه چی مرتبه؟ - رطوبت منو یکم عجیب غریب میکنه
قبل از اینکه بهتر شه بدتر میشه
قبل از اینکه هوا بدتر شه خرید کن 12 مادر قبل
- مشروب سگی؟ - نه،نمیخوام
- مشروب سگی! - اولین روز اجاره
- مشروب سگی - چای یا شیر؟
درست بعد از این یکشنبه هسش. وقتی روزه میگیریم نمیتونیم غذا بخوریم
نه گوشت،نه میوه نه حتی غلات
شیرتو بخور تا حالت جا بیاد
ما اونو غورت نمیدیم وگرنه بعدش دل درد میگیری
نمیدونم چرا لباسا بیرون آویزونه؟
سر درداش بدتر شدن
امیدوارم بابا اجازه بده بره دکتر
میدونی که بابا بهش چی میگه
آقای پارکر؟آقای پارکر
اینجا بمونین
پدر
بیرون تفش کن
- سلام - سلام،دکتر
شرمنده دیر کردم،جاده خیلی شلوغ پلوغه من دکتر بارو هستم
میدونیم شما برادر کوچولومون روری رو از گرو در آوردین
- روری کوچولو،آره،حالش خوبه؟ - اون الان بزرگ شده
بسیار خوب،پدرتون کجاس؟
نتونست بیاد اون باید میموند
بله بله،یکم سخته
- میگن که اون غرق شده - اول باید معاینش کنم
- منظورت فوضولیه - بله،قانون اینه
شرمندم،ولی این مال خیلی وقت پیشه اسمت یادم نمیاد
- آیریس - و شما؟
- رز - آیریس و رز
یکی از شماها باید شناساییش کنه
من انجام میدم
- من انجامش میدم - باشه،رز،ما الان برمیگردیم
آقای پارکر
اینجا یکم خیسه،آقای پارکر
اینجا الان بهتر شده
گفته شده ما،اما آیا ما باور میکنیم؟
اما پارکر،47 ساله
جگر تازه یکم آهک تو شاهرگ قلبشه
نشونه های ترس
Atrophy in right vastus lateralis -
که مال پارکینسونو نشون میده
با این نصف روز چیکار کنیم،بابا؟
همون کاری که همیشه میکنیم
فردا دوباره زندگی میکنیم
مامان مرده
What?
- مامان مرده - کاری که ما میکنیم ادامه دادنه
آیریس دختر بزرگس الان وظیفه اونه
درخت واژگون شده و تشت غرق شده
- رز،نورو روشن کن - من نشونه میدم(که اینجا اقامتگاهه)
تو که نمیترسی،درسته؟ ترسیدی؟
نترس
یا مسیح اون به زودی میاد
- کی حضرت مسیح میان؟ - زود
پسر بزرگ
بخون
بابا خونس
شنبه
چی پیدا کردی
زود باش
آقا و خانم کیمبل تو اکثر مواقع
یه تلفنیو که کار نمیکنه گم کردن
دخترت احتمالا یه دوسته و به اندازه تو نگرانه
اولین دفعه هسش که خونه نیومده
آره اما راهها بسته شدن سیم کشی قطعه پل ها هم بسته شدن
برا امروز بسه زنگ بزنه یا نه ما بعدا ازش میپرسیم(کجا بوده)
امیلی یه کپی از عکسو بردار و جست و جو رو واسه ولری کریمبل کم کن
درسش میکنم
ممنون.
شرمنده،میدونم راحت نیس اما من اینجا کارم تمومه
هیچ کاری نیسو نصف ناحیه رو سیل شسته
ما داریم میریم جنوب پیش برادرم برای یه شروع تازه
همش همین موفق باشین آقای پارکر
من گشنمه
مشروب سگی!
- این مال توه - نمیفهمم
یه تشکر واسه دیشب
دوستی با مهربونی جبران میشه
- کجا؟تو کتاب مقدس؟ - تو هر لحظه اتفاق میوفته
- ممنون - مراسم امروز بعد از ظهره
- به این زودی؟ - چطوری خوب انجامش بدیم
میخواسم بدونم میشه یه مدت کوتاه مواظب پسرم باشین؟
- هنوز برا این کار کوچیکه - طبیعتا
خیلی دوست دارم،آقای پارکر
کلانتر میکسم پیغام بزارین بعدا جوابتونو میدم
سلام باب،دکتر بارو ام
من امروز صبح یهچیز عجیب پیدا کردم سگم از تو زمین کشید بیرون
میتونم امروزو جواب نگیرم،میشه باهام تماس بگیرین؟
کجایی،دوستم؟
حالا باید مواظبشون باشی میتونی انجامش بدی؟
من بزرگترینشونم،همینه همیشه هم همین طور بوده
عادلانه به نظر نمیاد
مشکل خودمه نه تو
چی میشه اگه بیخیالش شیم و ساکت شیم؟
- اون ما رو مجبور میکنه - من فقط میخوام تموم شه
بعدش یه سال وقت داریم تا با یه چیزی کنار بیایم
- کاش ما هم مثه همه بودیم - حالا که نیس
- داری اینجا چیکار میکنی؟اینجوری نباش - من هیولای پدر رو دیدم
یه روز یاد میگیرین دیگه چطور از تاریکی نترسین باشه؟
- باشه - تا اون موقع لطفا کنار وایسین
از جایی که بهش تعلق ندارین دور بمونین باشه؟
- تو باید جک رو نگه داری - ببخشید بابا.رز گفت خوابیده
رز تصمیم نمیگیره ما فقط همدیگه رو داریم
ما باید به همدیگه بچسبیم،تو هستی؟
تا دانه به درخت تبدیل شه و میوه بده
- و خانوادهای قوی - آمین
وقتی زمین ما را با خودش ببرد we must walk with him.
ما را به جایی بهتر فرا خواهد خواند
بدون عطش و گرسنگی زمینی
اما اگر تصادف و سرنوشت-
تو را به راه چپ راهنمایی کند -
- موجودی بی نام تو را در جایی که انسانی نمی آید شکار میکند -
تا تو را به خدا راهنمایی کند
به عنوان گوسفند خدا ببین که گناهان دنیا را پاک میگرداند
آمین
اون از زمانی که مامان...هیچی نخورده
ببرش خونه و بزار استراحت کنه یه چیز سبک مثه سوپ بده بخوره
- فردا باهات تماس میگیرم - تسلیت،آیریش
ممنون بابت اومدنت،اندرس لطف کردی
نه،اون اصلا رنج نبرد
بابا،ما خونه ایم
اون اولی بود،حالا مال توه
24 ذسامبر 1781
پدر یه خونه جدید واسمون پیدا کرده آروم و زیبا داخل یه دره
جنگل آرومه.هیچ موجود زنده ای هم توش زندگی نمیکنه
پاییز نزدیکه و زمستونم بعدش میاد
مادر غذا برا خودشون برنداشت تا بچه ها بخورن
پدر و عمو بارنت دیروز رفتند شکار
ذعا میکنیم سالم بخونه برگردن از شر بدجنسی های روزگار
سلام،مزاحم نیستم که؟
من میگم که وقتی بابا بمیره
- بودبرا خانواده سخته به خصوص واسه مامان
تو کجا بودی؟ تو تموم تابسون ندیدمت
من تو آکادمی پلیس بودم
اولین تجربم بود
- مجبورت کردن موهاتو اینتوری کنی؟ - قانونا اینطوره
- میخوای بیای داخل؟ - نه،اما...
والریا کیمبل رو یادت میاد؟
اخیرا ندیدیش؟
بعد از اتمام مدرسه نه دختر خوبیه
ناپدید شده درست قبل طوفان ناپدید شده
من فک میکنم که هر روز از جلو اینجا میگذشته -
شاید یکی اینجا دیدتش
از مسافر خونه سوال کنین اما یه دختر جدید رها شده.چیزا داره آروم پیش میره
چطور این همه من اینجا میپرسم
منو گیج نکن اما فکر کنم...
وقتی همه چی آروم شه یه روزی میریم سینما باشه؟
- سینما؟ - بله
یا رستوران یا هر چی ترجیح میدی
- یه موقع دیگه که همو دیدیم ازم بخواه - بله،البته
بله،دوباره همو خواهیم دید امیدوارم
اگه نشد من اول میبینمت
از بچه ها مدرسه بود که دوسش داشتی؟
حالش خوبه
مدل موت قشنگه
نمیدونم چرا اینجایی
میتونی یه تعطیلات داغ و طولانیو داشته باشی
بازنشسته میشم و اونجا میمونم اونم میتونه اینجا بمونه
- نظر تو چیه؟ - قبرستان رو سیل زده
قبرستان پایین طوفان بود و هیچی جون سالم ازش بدر نبرده
- چقدر مطمئنی؟ - مطمئن نیسم
- باید به آلبانی بفرسیمش - تو طوفان نمیتونیم بفرسیمش
الان تو بحرانیم.من میتونم یه پرونده جدید از یه تیکه استخون شروع کنم
- منم نمیخوام - میدونم
- تو میدونی این چیه،جیم - چی؟
- متاسفم - همه چی مونده.احتمالا حق با توه
به اندازه کافی برای بسته بندی میارم
باور کن.وقتی کیمی ناپدید شد ما هر کاری که میتونسیم انجام دادیم
اما رفته،اتفاقیه که افتاده
امیدوارم اتفاق نمیوفتاد اما افتاده
و اون هیولا تو آخر روزش با شادی زندگی کرد
نه،نکرد
- چی؟ - هیولا بد شانسه،جیغ
- منظورت چیه؟ - من تو تالار اصلی شنیدم
انجاس و ناراحت کنندس
دیگه بخواب،شب بخیر
ما خانوم بارنت رو گم کردیم
مادر هر روز ضعیف تر میشه میترسم تو زمستون دوم نیاره
بابا امروز با گوشت تازه برگشت
عمو بارنت به سمت شرق ادامه داد تا به یه چیزی برسه
اون برنگشته، و فک نکنم دیگه هم برگرده
پدر میگه خدا همه چیو میبخشه
پدر
فک کن ما متفاوت بودیم و مثه الان نبودیم
زودباش
ما چی هستیم؟
خدا خواسته که ما همونی که هستیم باشیم
اگه ما همون طوری که میگه نباشیم ما با ظهر مریض میشیم
یکی یکی میمیریم نمیتونی شکتو ازش پنهان کنی
اون همه چیو میدونه و میبینه
دخترم،از اون چیزی که میدونی قوی تری
No comments yet. Be the first to leave one.