The first 200 lines.
.ممنونم که هتل آندرویل رو انتخاب کردید .امیدوارم از اقامتتون لذت برده باشید
،همه کفش هام گم شدن
و یه صدایی از توی تشک زمزمه میکرد که از استخونام خوشش اومده
.و امیدوارم که ازش لذت برده باشید
اینو ببین، گوی برفی نفرین شده
ما چرا پول تو جیبی یکسانی میگیریم درحالی که تو اصن کاری نمیکنی؟
بن، این کار منه
تو پشت میز جات امنه، ولی من در راه رویی هستم که همه چیز از اونجا شروع میشه
جمع آوری و محافظت از هتل .در برابر موجودات ماوراءالطبیعه مثل این
اوه اره، ارزشش رو داره هفته ای چند دلار خرج کنی
.لطفا بس کن
من باید بدونم که شما از مادر خانواده مرتب پول تو جیبی دریافت میکنید؟
چند وقته اینجایی؟ - پنج روز -
مامان، من پول تو جیبی بیشتری میخوام - مامان، منم میخوام پول تو جیبیم بیشتر از بن باشه -
مامان، منم پول تو جیبی میخوام
یک، نه، دو، نه
سه، من مامانت نیستم
و تو پول تو جیبی نمیگیری
روز مرگم مبارک روز مرگم مبارک
روز مرگ نیتن مبارک روز مرگ من مبارک
...و خیلی چیزای دیگه
آه، باورت میشه من یه سال پیش مردم؟ برای جشن گرفتن میخوایم چیکار کنیم؟
چرا باید بدترین روز زندگیم و آخرین روز تورو جشن بگیرم؟
بهش میگن تغییر برند، دخترونه پاپ
همچنین، از آونچه بهم گفتی، من درحال انجام کاری که دوست داشتم مردم
قورت دادن انگور درسته تا جایی که موقع تماشای فیلم کان آیر با یکیشون خفه شدم
پشمام، من هیچوقت یه انگور درسته رو قورت ندادم
بن، این خیلی عالیه، فقط کاش یادم بود اون انگوری که منو گرفت چی بود
تو روزی که مردی رو یادت نمیاد؟ - بیشتر ارواح ها یادشون نمیاد چطوری مردن -
احتمالا یه مکانیسم دفاعی در برابر وحشت عبور از مرز
.به سطح جدیدی از واقعیت
حالا هرچی، روز مرگ مبارک
عاشقشم
بلاخره، یه گوی برفی که صادقانه نشون میده گوی های برفی چقدر ترسناکن
.استر، ممنونم که به مرگ من احترام گذاشتی .اونو یه تکونی بده
گرفتیش - لطفا نکن -
هیچکی روز مرگ رو جشن نمیگیره
قیمت یه کیک چقدره؟ بیست دلار؟ - اوه، پس آسمون داره سیاه میشه -
...من میتونم به مرگت افتخار کنم - هوا بوی گوگرد میده -
...انگور کامل - اون خودش میتونه تصمیم بگیره -
چرا من نمیتونم حقوقی داشته باشم؟
اینجا جمجمه هایی هست که ازشون دود بلند میشه - این کیترین کلاسیکه -
من توی روز تولدت جشن میگیرم
!حمله شیطان
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی»
.عقبو نگاه نکن، فقط بدو
!این برای مچ پام خوب نیست
!برین به اتاق پذیرایی .من میتونم نگهشون دارم
شاید دود اونقدرام بد نباشه
شاید این یه نوع از دود شیطانی عه که فقط میخواد حرف بزنه
.من یه بسته برای بن فریلینگ دارم یه جورایی مثل مانکن؟
پتسچیه الان تبدیل به شیطان شده - قضیه مانکن عه چی بود؟ -
من یه دوست دختر روح دارم !و داریم یه چیزی رو امتحان میکنیم
!تقریبا رسیدیم - دود هم رسیده -
!نگران نباشین، من نگه شون میدارم ارواح، شیاطین رو شکست میدن، یادته؟
!نیتن
!همه چی خوبه
..گرفتمشون
....درست جایی که میخوام
!مامان، بیا داخل
!اونا دارن میرن - اره تونستیم -
تونستیم؟
!استبی
!شمع ها
این یه چالش باحال برای جامعه شکارچیان خواهد بود
هه، باید اون یکی رو هم ببینی
آره، خودشه - این دیگه چیه؟ -
،نمکه، تا وقتی خط شکسته نشه شیاطین نمیتونن ازش عبور کنن
فهمیدم، حالا یه سوال، حتما باید نمک دریایی مورد علاقم باشه؟
...حدس میزدم یه اتفاقی مثل این بلاخره اتفاق میوفته، پس
من اتاق پذیرایی رو به عنوان اتاق وحشت تنظیم کردم
،وسایلی برای مبارزه با خون آشام ها، وندیگو ها، تولپاها، و بن دارم
اه، چرا بن؟ - چون اگه یدفعه ای شیطونت کنی، میفهمم -
من همچنین برای مبارزه با شیاطین، یه کیف کمری با نمک و برای مبارزه با گرسنگی، گرانولا درست کردم
میشه کاری براشون کرد؟
اوه، من این دود هارو به شوخی تبدیل میکنم .فقط چند دقیقه محلت بده
و برای کمک صداتون میزنم - از کی؟ -
اداره پست نه، اون پستچی خیلی سریع تسخیر شد
اورژانس تماس های مارو ماه ها پیش قطع کرد
.برای همین دارم با واتیکان تماس میگیرم اونا پلیس شیاطین هستن، پاپ، لطفا
.من خطوط نمک رو چک میکنم .نیتن مراقب اون شیاطینی باش که میخوان بیان داخل
.همین الان یکیشونو دیدم
.اون بیرون خیلی زیادن
.نمیدونستم که میتونم سوت بزنم - آبادون، اونا دیگه کین؟ -
فکر میکنی اونارو میشناسم؟ چرا؟
چون ما هممون "شیطان" هستیم؟
،پرورش یافته توی خون کهن
،مقدر شده که بشر رو مطیع خود کند هنگامی که نه ستاره صبح در یه صف قرار میگیرن؟
اره؟
،اونا زاده رابیسو هستن یه دیو باستانی آشوری که با من بد رفتاری میکرد
.اونا کاملا واضح احضار شدن
احتمالا با اون یادگار .پوشیده از نماد های آشوری
!استر - اون گفت احتمالا -
!از پسش بر اومدم
.سلام، خونه ما همین الان مورد حمله شیاطین آشوری قرار گرفته
آها، آها
ببخشید، اجازه از کی؟
.فهمیدم .میشه منو وصل کنید؟ عالیه
.اونا دارن منو وصل میکنن
!فهمیدم، طلسم ضد تصرف
!تو یه طلسم ساختی
.من میتونم طلسم بسازم .اگه یه نفر بره وسایلشو برام جور کنه
بیرون از اتاق؟ - .آره -
که نمیتونیم بریم بیرون؟ - آره -
.ما هنوز یه مشکل بزرگ داریم - آره -
چی میشه اگه آبادون وسایل مورد نیاز رو بگیره؟
.آبادون یه شیطانه - .خوبه که یادت اومد -
،یه شیطانی که از این شیاطین بدش میاد
،و دشمن شیطانی دشمن شیطانی من .دوست شیطانی منه
،ولی این دوست شیطانی، نمیتونه بخونه بنویسه، و شباهت هارو بفهمه
.و از زنگوله های بادی وحشت داره
.فقط اونایی که از چوب هستن
.چطور بدون یه لیست، یادش میمونه که استر چی نیاز داره؟
"چطور یادش میمونه؟"
،من آغاز زمان رو به یاد میارم
،آنجا که پرده ماوراء شکافته شد
.و این سیاره مثل ریگی از کفش خدا بیرون ریخت
،شما بهم میگید چی نیاز دارید
و من اونو تا زمانی که جهان نابود بشه .به یاد خواهم داشت
من همچنین یه پول تو جیبی هم میخوام - این فکر خوبیه، کیتی -
اوه، الو؟ ببخشید، فکر کردم صدای یه کلیک شنیدم هنوز دارید منو متصل میکنید؟
.فکر کنم چاره دیگه ای نداریم - آره، آره، اره -
،خیلی خب، من همین الان استخوان موش و خون یه قاتل رو دارم
.من هنوز به پیچ، گشنیز، چوب سرو و سیر نیاز دارم
تو خون یه قاتل رو داری؟
کدوم قاتل؟ - استیون -
.ما یه نقشه داریم
فقط امیدوارم باعث به تعویق افتادن .اون مهمونی های خارق العاده که ممکنه توش آشپزی بکنی نشه
.من شکست نمیخورم، این یه تشبیه بود
!نه نبود
،صحبت از موقعیت های مرگ و زندگی شد
میفهمم چرا .نمیخوای درمورد روز مرگم صحبت کنی
تو هنوز داری بهش فکر میکنی؟
بهت که گفتم، دوست ندارم .درباره روزی که مردی فکر کنم
.مردم و برگشتم - ولی هنوزم باید برای مراسم تشیع جنازه برنامه ریزی میکردم -
،میدونی، تو همیشه نباید .از مسائل سخت دوری کنی
از مسائل سخت دوری کنم؟ من یه هتل تسخیر شده رو اداره میکنم
.من میذارم پسرم با یه روح قرار بذاره
و یه کارایی .با مانکن میکنه که من نمیفهمم
!همین الان که صحبت میکنیم داریم با شیاطین میجنگم
.تو اصن درباره این چیزا حرف نمیزنی .ما هیچوقت درمورد مردن من صحبت نکردیم
.و خب شاید من بخوام
.خب، من نمیخوام
!مامان دستت توی نمکه
!چی؟ اوه
!اوه
!هی، ردیاب های دود کار میکنن
!اوه، بلاخره، سلام - !بن -
ممکنه یه دقیقه من نباشم
!نمک رو بخور
!وای، نه
!استر
!استر اینجا نیست
!منو آزاد کن
خب، نه، درسته؟
!بگیرش - من بنم -
اجازه دارم مچ پاهاتو محکم بگیرم؟
.پشمام، این قدرت اصلیشه
!بیارش پایین - !الان میارم -
.یه جور دیگه بیارش پایین - اوه، یه لحظه وایسا -
.سلام، بله، من مدتیه معطلم، و حالا خواهرم کامل تسخیر شده
،امم، میدونی چیه، از مامانم میپرسم، مامان استر غسل تعمید داده شده یا نه؟
!نه - !فهمیدم -
!نه به این شکل - .بهش بگو ما پذیرایش هستیم -
!هاه
.همم
!هاه
فکر میکنی این منو نگه میداره؟
من قبل از اینکه ستاره .سیاره رقت انگیز شمارو روشن کنه، به دنیا اومدم
.من توی فروشگاه خواربار فروشی بدنیا اومدم - بن، با شیطان حرف نزن -
آیا کسی نگران اینه که اون شخصی که میدونست ،چطور با شیاطین مبارزه کنه
خودش توسط یه شیطان تسخیر شده باشه؟
.من تسخیر نشدم .من مانع تسخیر شدن بن شدم
و به زودی، همه برادران من شمارو .تسخیر کرده و خواهند کشت
.برام مهم نیست چقدر قدرتمندی
.دخترم یه راهی برای مبارزه با شما بهمون داده
،و هر لحظه ممکنه آبادون از اون در بیاد داخل
(با وسایل لازم برای تحقق اون (طلسم
.دکمه هارو گرفتم
آبادون، این دیگه چیه؟
.صد تا دکمه، همونطور که خواسته بودید
،ما پنج چیز رو درخواست کردیم و هیچ کدوم از اونا دکمه نبود
.مم، فکر نکنم
در دفاع از آبادون، اینجا .واقعا دکمه های خوبی هست
.وایسا، آه، بعضی از اینا کشمش هستن
.بن، بلاخره ممکنه به نقشه تو نیاز داشته باشیم
،واقعا؟ چون همین الان تلفنی با کاردینال سیلوری صحبت کردم
و اون گفت اگه مدرکی از تسخیر شدن برات بفرستم، میتونی
نه، نه، نه، نه، نه، نه .منو به عقب وصل نکن
.سلام، کاردینال سیلوری
.یا شایدم بتونیم دوباره آبادون رو بفرستیم
.به سختی دکمه هارو لمس کردی - !چون ما به دکمه نیازی نداریم -
.داره طفره میره .میخواد که تو تسخیر بشی
.تو میخوای ما تسخیر بشیم .این واقعا غیر قابل اعتماده
فکر میکنی من غیر قابل اعتمادم؟ - .از نظر فنی تو طرف مایی -
مطمعنی؟
،آیا کسی که طرف شماست، وقتی خواب هستین سکه توی دهنتون میذاره؟
...ها، باشه، تو نمیتونی همینطوری همه چیو بهم وصل کنی
اون کار تو بود؟ .من فکر کردم که اختلال خواب دارم
.تو چند پنی میگیری؟ هاه، من پنچ سنتی میگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.