The first 200 lines.
بگيرينش... بجنبين
... آماده... حرکت
سَـــلـــام
خيلي معطّل شدي؟
فقط يه کمي
چطور بود؟
! عالي بود
فقط يه کم آتيش بازيش زياد شد
آخه اين مجسمه تو پيدا کردنِ گنجِ هاريمائو" چه کمکي بهمون مي کنه!؟"
... اين خرسِ کوچولوِ نقره اي کليدِ پيدا کردنِ اون گنجينه ست
... هاريمائو" تو زمانِ جنگِ جهانيِ دوم بهترين دزد بود"
اون پوزِ همه يِ دزداي شبه جزيره يِ مالايا" رو به خاک ماليده بود"
کوهي از طلا و ونقره رو از ارتشِ انگليس" و "ژاپن" به جيب زده بود"
تا اون جايي که من مي دونم حدودِ 80 ميليارد دلار دزديده
... از طريقِ سه تا مجسمه يِ خرس ... شاهين و ميمون ، مي تونيم
اون گنجينه رو پيدا کنيم...
ولي بعد از جنگِ جهانيِ دوم ، اين سه تا مجسمه رو به سرتاسرِ دنيا فرستادن
آره
الانم به خاطرِ طرحِ هنري و عَتيقه بودنشون کُلّي مي ارزن
پس شد ، خرس ، شاهين و پليس ها
! گفتم ، ميمون
هِي! اين "گي اُمون" نيست!؟
آره خودشه ، نيمه وقت استخدامش کردم
نيمه وقت
... به نظرت عالي نيست
يه آدم پنجه طلا ، مثه "گي اُمون" همراهيمون کنه ، درضمن انگار دستُ بالِش هم بسته ست
تازه ، ما به يه نيرويِ کمکي هم احتياج داريم ، مگه نه؟
آره خوب ، فکر کنم اگه باهامون بياد بَدک نباشه
... به شرطي که بتونيم ، از عُهدهِ ي دستمزدش بر بيايم
حالا بگو ببينم ، چقدر دستمزد مي خواي؟
ساعتي ، 980 دلار
مُنصفانه ست
"آي ، "لوپن
هي آقايِ نيمه وقت ، ميشه از الان کارتُ شروع کني؟
اِي به چَشم
حالا بايد شاهين و ميمون رو پيدا کنيم هيچ مي دوني اونا کجان؟
فقط يه نفر جاشون رو مي دونه داريم مـــيريـــم پيشِش
هِي جلو پاتُ به پا ، مگه داري سَر مي بري!؟
!خلبان خانوم ، من فقط فکر مي کردم رانندگيشون بَده
يه جور ميگي که انگار تا حالا نديدي؟
... اينجوريش رو نه
باورم نميشه ، يعني دارم درست ميبينم؟
اِي واي ، من اينُ ميشناسم
والتِر پي پي کِي" ، تفنگي که از" زمانِ خدمت عاشقش بودين
آره ، آره اينم يادمه
... اين همون ماشينيِ که در زمانِ
قاچاقِ طلاها ساخته شد...
باور نکردنيِ ، اين موزه شبيهِ فيلم هاي 007 شده
اصلا هم اينطور نيست من خودم مدلِ اون فيلم بودم
فقط بعضي از قسمتهاش شبيه اونه
ولي اين جا داستانِ زندگي منه
درست زماني که تو سازمانِ جاسوسيِ "انگليس" کار مي کردم
! که اينطور
حتما اين قطار هم بهترين خاطراتِ جاسوسي تونه ، مگه نه؟
... براي هر جفتتون
... با همديگه... تو اين کوپه يِ قطار
... به اينکه عاشقِ همديگه اين ، اعتراف کردين
اون فوق العاده زيبا بود ولي قابلِ قياس با زيبايي و دلربايي تو نيست
اَمان از دستِ شما ، دارين دستم ميندازين!؟
اتفاقي افتاده آقاي "لرد آرچر"؟
دخترِ کوچولوم ، برگشته خونه
"اون تو يکي از دانشگاهايِ "لندن باستان شناسي تدريس مي کنه
! اون نوه يِ عزيزِ منه
"به خونه خوش اومدي "ديانا
! سلام پدربزرگ
اونا اسمِ اين کارشون رو "باز پروري" گذاشتن
ولي من که مي دونم چي تو کَلشون ميگذره
اونا با اين چرنديات ، فقط مي خواستن هزينه يِ سفرم رو قطع کنن
ببخشيد آقا ، مگه نمي دونيد روشن کردنِ آتيش تو قطار ، قدغنِ ، فورا خاموشش کنيد
آقايِ نگهبان ، مثه اينکه منُ نشناختي؟
من بازرس "زِنيگاتا" م ، بهترين مامورِ اداره يِ پليسِ بين الملل ، شير فهم شد؟
هرکي هستي واسم مهم نيست مي خواي بازرس باش يا رييس جمهور
وقتي ميگم قدغنِ يعني قدغنِ
پس فقط سه دقيقه صبر کنيد ، سه دقيقه
اگه تونستي ، سه دقيقه صبر کني پس سه ساعت هم مي توني
خطِ "يورو تونِل" تا تنگه يِ "داوِر" ، راه اندازي شده
الان فقط سه ساعت طول مي کشه تا از "لندن" به "پاريس" برسي
چي شد "لوپن" رسيدين؟
آره ، تازه تو راه ، کُلّي کار هم انجام داديم
خب ، شاهين و ميمون چي شدن؟ بالاخره جاشونُ فهميدي؟
يه مقدار زمان ميبره تا بتونم از زيرِ زبونش حرف بِکشم
چي ميگي؟ از يه فسيل حرف کشيدن ، کاري نداره
اون خيلي ثروتمنده ، حتي ميگه ، شخصيتِ جيمز باند" رو از رو اون ساختن"
باور نکن ، دروغ ميگه
چطور مي توني اين حرفُ بزني؟ "من دستم به هيچ کاري نميره ، مگر اينکه تو هم با من باشي"
کي بود اين حرفا رو بهم زد؟ همينطور که داشت هِلِق هِلِق اشک مي ريخت
چرا دروغ ميگي؟
کاري داشتين؟
تو بايد منشيِ پدربزرگم باشي
تو دخترِ خيلي زيبايي هستي ممنونم _
اگه جايِ تو بودم ، خيلي احتياط مي کردم
پدربزرگ ، دستهايِ فِرزي داره
... "خانوم "ديانا
شنيدم ، استادِ باستان شناسيِ "لندن" هستين؟ درسته؟
نه ، من فقط يه مَرمّت کارم
بيشتر مواقع ، به جايِ اينکه تو دانشگاه باشم دارم به خرابه هايِ باستانيِ دنيا سر مي زنم
... ادامه بده
چي. . ؟
چي گفتي؟
چطور اين اتفاق افتاد!؟
پدربزرگ اتفاقي افتاده ؟ چرا عصبي شدي؟
داخلِ "يوروتونل" انفجار شده و تونل ريزش کرده
هشتاد و هفت نفر مُردن و 613 نفر هم مفقود شدن
اين حقيقت نداره ، پدربزرگ
حقيقتِ
کابينه ، جلسه يِ اضطراري برگزار کرده تا ميزانِ خسارت رو بفهمه
... "بايد برم "لندن
تا در موردِ اين حادثه ، با اداره يِ بيمه همفکري کنم
! پدربزرگ
اين فاجعه يه عُمر زحمتم رو به باد ميده و همه يِ اموالم رو به خطر ميندازه
فعلا اوضاع داره بر وفقِ مراد پيش ميره
چطور مگه ؟
اين پيرمرد ، تنها کسيِ که تعهد نامه يِ بيمه يِ "يوروتونل" رو امضا کرده
"حالا بايد بريم "لندن
"لندن"
... بيمه يِ "لويد" ، بزرگترين شرکتِ بيمه ايِ جهانِ که
قدمتش به 300 سال ميرسه...
... همه يِ شرکت هايِ بيمه ايِ جهان
چون مي ترسن ، فاجعه يِ عظيمي اتفاق بيوفته... ... و مجبور ميشن پولِ زيادي بپردازن
با بيمه يِ "لويد" قرارداد ميبندن
در کل ، بيمه يِ "لويد" ، شرکت هايِ ديگر رو هم بيمه مي کنه
فکر کنم يه جورايي مي توني بگي بيمه يِ مادر محسوب ميشه
... و تنها کسي هم که تعهد نامه يِ اين بيمه رو امضا کرده
"پولدارترين و مشهورترين مردِ "انگليسيِ
تا وقتي ، آب از آب تکون نخوره ، خوب پولي به ... جيب مي زنه ، ولي مبادا حادثه اي اتفاق بيوفته
اگه بيوفته چي ميشه؟
خب معلومه ديگه ، اون وقت بايد همه يِ هزينه ها رو تقبّل کنه
اون وقت اگه نتونه چي؟
در اين حالت ، اگه آسمون به زمين بياد ... و حتي لختِ مادرزاد هم بشه
بازم نمي تونه قِسِر در بره...
! شروع شد
... لرد آرچر" شما تنها فردِ حامي"
و متعهدِ بيمه يِ "يورو تونل" هستيد ، درسته؟...
منظورتون اينه که ايشون وَرشکسته شدن؟
حتي اگه همه يِ اموال و دارايي هاتون ... رو به فروش بگذاريد
بازم نمي تونيد تمامِ هزينه ها رو پرداخت کنيد...
هان؟ چي چي چي!؟
چه مرگته!؟
اون دختر خوشگلِ که اونجاست رو شناختيش؟
اون همون دختريِ که مي خواست بزنه به هواپيمامون
بهتره بقيه کار رو بسپاري به من
صد يِن بده آش ، به همين خيال باش
الان مبلغ رو حساب مي کنم
اگه حتي فرض کنيم ، همه يِ ... اموالتون رو با قيمتِ بالا بخرن
بازم هفت ميليارد کم مياريد...
تا الان ، هفت ميليارد ، پول تو جيبيِ ام هم حساب نميشد و فقط همين مبلغ رو تو پوکر بُردم
بيشترين مبلغي رو که از دست دادين ، چقدر بوده؟
تا الان نشده ، حتي يه يِن رو هم از دست داده باشم
پس با اين حساب ، اين اولين بارتونه ، درست مي گم؟
مگه شما وکيلِ شرکتِ "لويد" نيستين؟
مي خواين بگين هيچ نقشه اي ندارين!؟
متاسفانه ، نه
واقعا زِِکاوت تون قابلِ تحسينِ؟
شما لطف داريد
اين به اون معني نيست که آهي تو بَساط نداشته باشم
... اگه چهار تا "شاه" رو کنيد
بازم من 4 تا "آس" رو مي کنم...
... دلم نمي خواست اين کار رو بکنم
ولي تو اين شرايط راهِ ديگه اي ندارم يعني مجبورم اين کار رو بکنم
جنابِ لرد ، مي تونم بپرسم شما چطور مي خواين اين هفت ميليارد رو پوشش بدين؟
گنجينه ، هموني که "هاريمائو" قايم کرده
"هاريمائو"
گفتين "هاريمائو"؟
همون سَرکرده يِ دزدا که زمانِ جنگِ جهانيِ دوم ، قيام کرد ، همينطوره؟
با کمکِ سه تا مجسمه ، مي تونيم گنجينه يِ "هاريمائو" رو پيدا کنيم
... عذر مي خوام
اگه اين سه تا مجسمه رو کنار هم بزارم مي فهمم اون گنجينه کجاست
داستانِ گنجينه يِ "هاريمائو" رو قبلا هم شنيده بودم
ولي فکر مي کردم که فقط در حدّ يه افسانه باشه
من اين عکسُ از خودِ "هاريمائو" گرفتم
فکر کنم ، سرنوشتِ من و "هاريمائو" خيلي شبيهِ همه
... هفت ميليارد که سهلِ ، اگه اون گنجينه رو پيدا کنم
مي تونم همه يِ خسارتتون رو بپردازم...
ولي چند روز پيش ، يکي از مجسمه ها رو از موزه يِ "آلاسکا" دزديدن
خب نظرت چيه؟ آقايِ "راسِل" موافقي؟
"موافقم لرد "آرچر
اگه شما ، همه يِ مسووليتِ اين ... موضوع رو تا آخر به عهده بگيرين
يقين بدونين ، اعتمادِ بيمه يِ "لويد" به شما دو برابر ميشه
پس پيش به سويِ سه تا مجسمه
ازتون مي خوام ، يه مهلتي برايِ پرداختِ هزينه ها ، واسم فراهم کنيد
اين کار رو براتون مي کنم
من هميشه به مجسمه هايِ قديمي خيلي علاقه داشتم ، پدربزرگ
"اين کار با کاوشِ باستان شناسي خيلي فرق داره "ديانا
اثراتِ باستاني هم جزوِ رشته يِ تخصصيِ منه
بسيار خوب ، پس اول ميريم دنبالِ مجسمه يِ شاهين "مقصدمون "آمستردامِ
بي صبرانه منتظرم
فکر کنم سفرِ خيلي خوبي در پيشِ رو داشته باشيم ، مگه نه "جيگن"؟
اگه پاي زن در ميون باشه ، واسه تو همه چي مهيّج ميشه
نه اين حرفُ نزن!!! من داشتم باهات شوخي مي کردم
! برو اونور
آخه آقايِ محترم ، قربونت برم ، من کجام مشکوکِ
کسي که ميگه من کُجام مشکوکه ، اتفاقا از همه مشکوک تره
... اي نامردا
بزارين من رييسِ "اسکاتلند ياردُ" ببينم من بازرس "زِنيگاتا" هستم از اداره ي پليسِ بين الملل
... آخه کدوم بازرس بين المللي رو ديدي
... "که از طريقِ شنا کردن تو آبراهِ "داوِر
قاچاقي واردِ کشور بشه...
از مادر زاييده نشده ، کسي جرات کنه بهم بگه ، احمق تو احمقي
تويِ احمقي که بلد نيستي چطور وظيفهَ ت رو انجام بدي
حالا اگه خودِ رييس جمهور هم بياد وساطت کنه ، فايده نداره
No comments yet. Be the first to leave one.