The first 200 lines.
قرن نهم بعد از ميلاد مسيح
در آدوايتا ودانتا گفته شده که "خداوند و شما در اصل يکي هستين" *از مکاتب فلسفه هندوئيسم*
استادي مذهبي بر منطقهاي کوهستاني نازل شد *حدود 600 مايل دورتر از بدرينات*
آدي شانکاران
پادشاهان زيادي آمادهي همکاري و محافظت از شانکاران شدند
که قصد کرده بود تمام سرزمينهاي رو از هر چهار جهت فتح کنه
با حفاظت اونها
(جاگادگورو (استاد جهان که به دشتهاي شمالي سفر کرده بود
باعث شد بسياري از علماي دين و مردان خدا
تسليم هوش، ذکاوت و خردمندي او شوند
شانکاران براي ايجاد و گسترش مکتب آدويتا
...چندين صومعه، معبد و
تاسيسات آموزشي بنياد نهاد
در طول دورههاي متعدد هزاران نفر از سرزمين شانکاران
به اين مکانهاي آموزشي رفتند
برخيها بازگشتند
و برخي تمام عمر خود را در آنجا سپري کردند
تعداد کمي از اونها
تعداد خيلي کمي
تا نسلها در آنجا باقي ماندند
"اي مادر"
.قدرت جهان در هر روح انساني خفته است .خردمند از آن آگاه باش
بد انديشان ادعا دارند که ميتوانند آن را احضار کنند در تعداد کمي بيدار شده
*دشتهاي شما هند 1992*
تــــيــــان
حدود 600 مايل دورتر از بدرينات* *مسير اتوبوس گاگراوادي-سانکارگات، امـــــروز
"من علاقهاي به اين دنيا ندارم"
"من علاقهاي به اين دنيا ندارم"
"خداوند شهري دارد"
"خداوند شهري دارد که زيبايي مطلق است"
اما نه کسي به آنجا ميرود" "و نه کسي از آنجا ميآيد
اما نه کسي به آنجا ميرود" "و نه کسي از آنجا ميآيد
سلام زنداداش سلام-
سلام آبجي سلام-
هي پسر
اين رو بده اونجا
سلام آبجي سلام-
بفرماييد
پولش رو بعدا ميدم اشکال نداره آبجي، بعدا ميگيرم-
عجب
مغازه هنوز بازه؟
چند بار بايد بهت بگيم؟
نميفهمي؟ نميفهمي؟
حرف تو کلهتون نميره؟
چند بار گفتم که
قراره اينجا معبد لُرد ماهاشي ساخته بشه
چطور ميتونيم همينطور اينجا رو ول کنيم و بريم؟
عمو جيانتان، کُندُر داري بهم بدين لطفا
همهي خانوادهي من اينجان
چند بار گفتيم که بايد اينجا رو خالي کنيد؟
اينجا هر روز از اين اتفاقها مياُفته؟
کُندُر
سريع بده بهش ديگه
حال بچهش خوب نيست سريع راهشون بنداز برن خونه
بياييد بيا عزيزم-
چند تا بسته؟ سه بسته-
امروز هم کلاس داشتي؟
اوه، تابلوي جديد زدين؟
اما نبايد ن-ا-ي-ر نوشته باشه؟ *NAYIR*
پس چرا اينطور نوشته؟
کي ميدونه اونها کي ميان سراغ ما تا اذيتمون کنن
با اين ادعا که اونها بچههاي اين خاک هستن؟
نايار يکي از طبقههاي اجتماعي بالاي پنجاب هستن
اينطور اونها فکر ميکنن ما هم متعلق به اون طبقه هستيم
خفه شو پير مرد اينجا معبد ماهاشي ساخته خواهد شد
خوب گوشهات رو باز کن ببين چي ميگم
براي خالي کردن مغازه پول گيرت مياد
به خاطر خودت اين حرف رو ميزنم يالا از اينجا برو
ما از اينجا نميريم
چرا بايد بريم؟
هي داداش
راجا، بهشون بگو
نصف جمعيت اينجا آدمهاي ما هستن
بگو ديگه هي مالباري-
اين به چه زبوني داره حرف ميزنه؟
اون مشکلش چيه؟
فکر کرده چون موهاي سياه و ريش سفيد داره آميتاب باچانيه براي خودش؟
چه مزخرفي ميگي؟
از اينجا ميري يا نه؟
نه
نميريم
هر کاري ميخواي بکني بکن
از اينجا بريد خانم
سريع بريد
بهتره مغازهت رو خالي کني پيرمرد
وگرنه بلديم چطور با زور خاليش کنيم
فهميدي؟
همهي شما بايد اين منطقه رو خالي کنيد
فکر کنم کارمون ساختهست
چقدر بد سرفه ميکني
وقتي ميگم نرو بيرون که به حرفم گوش نميدي
سلام آبجي سلام-
چقدر گرد و خاکه
سلام آبجي سلام زنداداش-
سلام
کُندُر
"خريدين؟" کُندر خريدين؟-
بله
استاد رفتن؟
اي مادر
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
بيا
اينطور نه
اينطور
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کمک ميخواي؟
نه
اون مرد خوبيه محقق زبان سانسکريتـه
از طبقهي اجتماعي گيريس هستش
يه خونهي بزرگ با انباري و سرداب کنار رود گنگا داره
با شنيدن اينها براي ازدواج آماده شدم
و بعد از اومدن به اينجا؟
بايد بدوني که پدر و مادر من زنده نيستن
فقط يه عموي ناشنوا دارم
اگه اون بيچاره بخواد برادرزادهي عزيزش رو ببينه
تنها ايستگاه راه آهني که که قطار داره صد و پنجاه کيلومتر ازش فاصله داره
اگه بري اون گوشه
و اينطور خوب گوش بدي
اگه خوش شانس باشم و باد خوبي هم بياد ميتونم صداي عمو رو بشنوم
و اون اونجا فقط ميتونه صداي باد رو بشنوه
چند بار ميخواي يه حرف رو تکرار کني آمبا؟
ببين، همهي بدنش رو دود گرفته
شنيدم چندين سال از تعمير اون لولهي کارخونه گذشته
مگه بارها بهت نگفتم؟
حداقل نبايد براي اين کلاسها اونجا ميفرستاديش
خيلي خوبه
فقط به خاطر اينکه فرستادمش ... کلاس توي دورهي تعطيلات
حداقل الان حروف الفبا رو بلده
اگه هي بهش سانسکريت ياد بدي و در مقابل دود و بخار و سرفه ازش مراقبت کني
اونوقت دخترت همينجا مينشست و آيکيوش پايين ميموند
انسان بيشتر از آيکيو به
دبليوکيو نياز داره
دبليو کيو؟ *WQ*
اون ديگه چيه؟
قدرت خِرَد
سرافرازي خِرَد
اين تنها چيزيه که اين کشور به دنيا هديه کرده
"همونطور که دود آتش رو احاطه ميکنه"
"همونطور که گرد و خاک روي آيينه ميشينه"
"همونطور که رَحِم جنين رو در برميگيره"
"جهل و ناداني هم خِرَد رو ميپوشونه" *از بين ميبره*
تکرار کن
"همونطور که دود آتش رو احاطه ميکنه"
اينطور نبايد تلفظ کني اِلِن
کتاب گيتا پر از آموزههاي مختلفه
اين تلفظ براي خوندنش خوبه
اما تو اومدي اينجا تا ريشهي مانتراها رو ياد بگيري *آموزهها و جملات معنوي*
براي انجام اين کار اينطور ادامه دادن کافي نيست
طرز بيان سانسکريت
تلفظ و لحن بايد درست باشه
تمام مانتراهاي سانسکريت
تمام آيههاي سانسکريت
همهشون به صدا و نوسان صدا بستگش دارن
...معناي حقيقي اون
فقط توي ذهن شکل ميگيره
به خاطر همين ازت خواستم که به زبان مالايالام صحبت کني اِلِن
مالايالام از سانسکريت مشتق شده
دارم تلاشم رو ميکنم استاد
اون اين همه بلا سر پدر من آورد و شماها فقط نگاه کردين؟
حالا به اون حرومزادهها نشون ميدم بيا سليم
بله داداش امروز کارشون رو تموم ميکنم-
نريد، اونها آدمهاي خوبي نيستن
سليم، جلوي داداشت رو بگير
کي پدر من رو زده؟
بيا تا بهت بگم
حرومزادهها رو بزنيد
بزنيدش
هيچ پليس و سرباز و وزيري نميتونه نجاتتون بده
فهميدين؟
فهميدين حرومزادهها؟ يالا بزنيد به چاک
گيري سوامي
سلام آقاي پانديت سلام-
سلام
گيري سوامي
فکر کنم همه چي داره از دستمون خارج ميشه
تا ديروز ازمون درخواست ميکردن که تخليه کنيم
اما امروز رفتارشون کاملا تغيير کرده
فکر ميکردم با چند تا تهديد بيخيال ميشن
اما
...اين
ببينيد آقا
مگه ما چه کار اشتباهي انجام داديم؟
هر روز ميومديم اينجا تا براي خانوادمون روزي ببريم
آخه کجا بريم؟
اونها من رو هم تهديد کردن
ميگن که بايد اونجا رو تخليه کنم
و پول خوبي هم براي اين کار ميدن
آقاي پانديت
نه نگيد
...بين ما
فقط شما ميتونيد با اونها صحبت کنيد
باشه
چند نفر از شما اسناد اصلي زمينتون رو دارين؟
خيلي خب
هر کسي که سند و مدرک داره
من حاضرم به خاطرشون با اونها صحبت کنم
ما کسب و کارمون اينجاست
خانوادمون اينجاست اما سند نداريم
چه بلايي سر ما مياد؟
بذاريد اول مشکل اونهايي که سند دارن رو حل کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.