The first 145 lines.
اوه اوه! پلوور جديدي که مادربزرگم برام گرفته رو ببينيد
اوه، مادربزرگت حتما ازت متنفره
مثل اين ميمونه که تنها چيزي که از خودت ميپرسي، وقتي همجين چيزي رو ميپوشي
اينه که سوراخ گردن داره؟
عشقم، بايد راه بيفتيم، فيلم جديد جيمز باند تا 20 دقيقه ديگه شروع ميشه. حاضري؟
يه لحظه
وايسا..وايسا
و..
حاضرم!
جاستين...
اين ديگه چه کوفتي بود؟
شايد زبون اشاره است براي: انقدر به من زل نزن اسگل!
هاهاها، دني، نه
زبون اشاره درست براي: انقدر به من زل نزن اسگل،اينه...
و من اينو ميدونم به خاطر اين که بيشتر زمان سال اول دبيرستان
يه پسر ناشنوا اذيتم ميکرد
از قضا،اين يعني
اين پول ناهارمه، بگيرش و ديگه کتکم نزن، لطفا
ببين، مايک به من علامت داد چون
ميخواست من بهت خبراي مهم رو بدم
مايک ميخواد از لزلي خواستگاري کنه
نه! - چي؟! -
برسک، حالت خوبه؟ - اوه، آره.. -
من الان با کارليام، برا همين مشکلي ندارم
من فقط يه لحظه ميرم بيرون هوا بخورم
نـــــــــه!
من خيلي دوستش دارم. لزلي،اون لزلي منه!
پس براي چي مايک ميخواست.. - لزلي! -
چرا مايک ميخواست ما بدونيم؟
خب، ما مهمترين آدماي زندگي لزلي ايم
ميخواد ما هم توي خواستگاري درگير باشيم
آوو! من نيستم
دني، مايک داره ازت ميخواد که توي خواستگاري خواهرت کمکش کني.چرا قبول نميکني؟
نه، نه، نه. ببين من قطعا ميدونم چي گفتي
ببين، ايده خوبي نيست. لزلي متنفره از وقتايي که من خودمو قاطي
روابطش ميکنم،خب؟ هميشه اينجوري بوده
هنوز منو براي خراب کردن رقص فارغ التحصيليش مقصر ميدونه
لزلي با هافبک وسط تيم استار قرار ميگذاشت
جويي فوتبال. اسمشه واقعا به هرحال، روز قبل از مجلس رقص،
من با جويي شرط بستم که نميتونه از پشت بوم خونه ما بپره
روي يه شاخه که بالاي گاراژ آويزون بود
و من شرطو بردم
جويي فوتبال الان کجاست؟ - خب.. -
نميتونست بورسيه فوتبالشو ادامه بده. ميدوني به خاطر صدمه اي که ديد
ولي خب، همين اطراف موند، يه خونه خريد و..
شغل تازه پيدا کرد. الان همه بهش ميگن، جويي باغ زيتون
پس دني فکر ميکنه نميخواد تو خواستگاري خواهرش کمک کنه
بگذار ببينيم اين نظرتو عوض ميکنه
ميدونين وقتي لزلي و مارک رفتن سر اولين
قرارشون، فکر ميکردن دارن ميرن نمايش ببينن
ولي معلوم شد نمايش عروسکي بوده
براي همين،براي خواستگاري، مايک داده اينا رو براي ما ساختن
بووم!
ووه! - امکان نداره! -
اوه خدا، خيلي باحاله! يه عروسک کنديس!
کنديس امروز خوشگل شدي اوه، خجالت کشيد!
هي، ميخواي بعدا نعشه کنيم؟
اوه، ما بهترين رفيقاي هم ميشيم!
مطمئني اين مال منه؟ فکر نميکنم همجنس گرا باشه
اوه آره، منم همينطور
هي، برا منم عروسک درست کردين؟ - اوه اوه، وايسا ببينم،نه، نه -
اوه، نميدونم دني، تو خواستگاري لزلي کمک ميکني؟
اوه، عاليه!
ميدوني اگه اين دوتا عروسک با هم
يه سيتکام داشتن و کنسل ميشد..
اين يکي مشکلي نداشت، جون به حورايي اولاي کارشه،ولي،
شغل اين يکي تموم ميشد چون اونوقت دوتا سيتکام کنسل شده داشت!
حداقل توي يه آپارتمان کثيف توي والي زندگي نميکرد
خيلي خوشتيپه..
ما جدا مثل دوقلوهاييم هي رفيق، ميخواي خوش بگذروني؟
بزن بريمو خداحافظ بچه ها
خيلي خب خيلي خب دني و لزلي تو راهن
آروم باشين، تمرکز! مايک، بيا برو دفتر من من مجردت ميکنم، نه علامت ميدم، هول شدم
من ميتونم يه علامت ضايع مثل صداي پرنده بدم!
يا ميتونم يه آهنگ باحال و زيبا با اسمت بخونم
ماااااااايک! - قطعا صداي پرنده -
هنوز نميدونم ازت خوشم مياد يا نه، مايک
تو عالي اي عشقم!
من از وقتي که انبيسي اعلام کرد ميخواد نسخه موزيکال زنده ويز رو بسازه
نديدم انقدر هيجان زده باشه
ميدوني اونا هنوز شير ترسو رو فيلم برداري نکردن؟
کل گروهشون سياهپوستن، دنبال کسي هستن که توي برنامه زنده تجربه داشته باشه،نميدونم کيو ميخوان؟
هي! هي! هي! دارن ميان! همه سرجاشون!
برو که رفتيم
اوه لز، بايد بهت بگم، از بين همه کسايي که باهاشون قرار گذاشتي
قطعا مايک از همه بهتره
آره! عاليه، بامزه است، مهربونه، ديوونه منه..
فقط کاش منم همين حسو بهش داشتم.
من خيلي با زن هاي ميانسال تجربه ندارم
اين چيزيه که درست قبل..
اينکه بگي طرف کسيه که شريک زندگيته ميگي؟
چي؟ نه دني، رابطمون عاديه مقلا من کمتر پيش مياد بيارمش اينجا
اونم کمتر منو ميبره پيش دوستاش
فکر کنم نظر جفتمون يکيه
آره، يا نظرات جداگونه..
تو دوتا جهان متفاوت، ولي آره، آره
آره، يعني فقط ته قلبم ميدونم که مايک نيمه گمشده ام نيست
ولش، من گشنگي دارم ميميرم، بيا بريم پيتزا بخوريم، بيا
اون نه! چي؟
چرا شماها همتون پشت بار قايم شدين؟
چون داشتيم شيطوني ميکرديم و بطري بازي ميکرديم
اوه نگاه، من به شلي افتادم
چرا آلتت بيرونه؟
هي هي..هاهاها
چه فکري کردي؟ نميتونين برين يادته قراره لوله کش بياد؟
با حلقه؟ تا توالت رو تعمير کنه - اوه آره، خب -
شايد توالت نميخواد درست بشه، ميدوني؟
مطمئني؟ تو کاملا مطمئني؟ چون به نظرم..
آرزوي هر توالتيه که يه روز تعمير بشه
من با توالت حرف زدم
توالت باهات حرف زد؟
هه، ميدونم مسخره به نظر مياد، ولي ازين توالت هاي مدل آينده ژاپنيه
که باهات حرف ميزنه.. ميدوني مثل..
ازدواج نه، خواستگاري نه، خواستگاري رو ول کن
خدا، کنديس، نجاتم بده
اوه، آره، ميتونيم بلوبري بگيريم و
پاي درست کنيم و باهم بخوريمش
و رازامون رو به هم بگيم
دترويت..
هي بچه ها، لزلي هنوز نيومده؟ من وقت دارم برم دستشويي؟
هي، اوه، نميدونم چجوري بهت بگم، مايک توالت رفته
ميخواست خواستگاري کنه؟!
آره، و به عنوان مغز متفکر خواستگاري بايد بگم که
رومانتيک بود، سکسي بود و توش عروسک داشت
خيلي خب،هيچ چيز سکسي درباره عروسک ها نيست
درواقع اين حرفت درست نيست،
شلي و عروسکش ديشب يه سه نفره داشتن
عروسک شلي تنها کسي نبود که يه دست توي کونش بود!
بگذريم،باشه؟ مهم نيست، چون من قضيه رو درست کردم
همين که شما رفتين، من به مايک گفتم که زحمت خواستگاري به خودش نده
چون تو بله رو نميگفتي
جايزه بهترين برادر، دستاتو بيار بالا بغلو بده بياد
چرا اينکارو کردي؟ کنديس تو طرف مني ديگه؟
آره حتما، طرف توام
فقط نميدونم از چي عصباني اي
فرقي نميکنه، دربارش حرف زده بوديم دخترا بايد هواي همديگه رو داشته باشن
اوه آره، خواهرا قبل پسرا. دني، انقدر عوضي نباش
من بايد کسي ميبودم که با مايک حرف ميزنه
ببين،توي زندگي همه لحظه هاي مهمي هست که همه بايد
بگذرونيم، حالا چه شکسته شدن قلب باشه چه شکستن قلب کس ديگه
اين لحظه هان که شخصيت مارو شکل ميدن
اوه، باشه، الان فهميدم
آره، حق باتوئه دختر
ميخواي بدوني من چه فکري ميکنم؟ من فکر ميکنم..
نه،نه،نه،نه. تو پرسيدي: ميخواي بدوني من چه فکري ميکنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.