Release info

🌻 Woori the Virgin E06 HDTV sunflowermag 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2022-05-24
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رابطه ما دیگه تمومه

واقعا میگم

وو ری

میگی رابطه مون تمومه

و داری ازم دورتر میشی

ولی به نظر میرسه نمیتونم جلوتو بگیرم

فقط دور شدنت رو تماشا میکنم

رافائل چی؟- آها-

من باید چیزارو جمع و جور میکردم- باشه-

باید به عنوان خواننده شروع به کار کنی- عالی نبود؟-

واقعا - کارم خوب بود؟-

بریم کارائوکه؟- به نظر خوب میاد-

به نظر عالی میاد نه؟- حتما-

معلومه به مادرت رفتی خواننده خوبی هستی

چه فکر خوبی

راستی گرسنه‌ات نیست؟

!هی، اوپا

هی- کانگ جه -

خوشحالم کانگ‌ جه هم تونست بیاد

منم همینطور

کارم دیر تر از اونی که فکر میکردم تموم شد

وو ری، میشه ویدیو رو نشون منم بدی؟

حتما

حتما درست کردنش خیلی سخت بوده

نه، من کار خاصی نکردم

خوشحالم رافائل کمکم کرد درستش کنم

وو ری، خیلی بخور

...چون گوشت برای زن های باردار خوبه

رافائل میخواست بیاد اینجا

خیلی بخورین

جا رزرو کردن توی این رستوران خیلی سخته

ولی به لطف پارتی هام تونستم یه میز گیر بیارم

داره تو دهنم آب میشه

گوشت گرونیه

جلو جلو بیشتر سفارش بدم؟ فیله گاو چطوره؟

یه چند پرس سفارش بدیم ببینیم چه مزه یه؟

حتما- اره-

بیاین همین کارو بکنیم- عالی-

خیلی بخور مامان- باشه-

خیلی خوبه- رافائل-

رافائل پول غذارو دادی؟

معلومه. خودم اینجا دعوتتون کردم

!چرا اینکارو کردی؟ من باید حساب میکردم

غذای خانوادگی بود

خدایا، قابل نداره

خانم اوه و بچه غذارو خوردن

ممنون برای غذا

خانم اوه دفعه بعد باید غذای دریایی بخوریم

غدای دریایی هم برای زن های باردار عالیه

یه آشپز عالی میشناسم که غذاهای ژاپنی عالی درست میکنه

واقعا؟ رستورانش کجاست؟

گانگنام؟ از همین الانش خوشمزه به نظر میاد

اون وقت مهمون من- نه مهمون منین-

دعوا نکنین- باشه-

حتما- خدایا-

فقط یه تاریخ تعیین کنین- حتما-

تو

حرفم رو واضح گفتم. جواب من نه ئه

چیو میگین بعد از اینکه یهویی اومدین اینجا؟

طلاق بی طلاق

خدایا. پدر

هرکاری تا حالا کرده رو بهتون بگم؟

خودش همه‌ چیزو بهم گفته

نو مان چول داشت بهش نخ میداد

چون خیلی خوشگله چنین عوضیایی میخوان مخش رو بزنن

همش این نیست

!نزدیک بود ازم شکایت کنه

اونو هم بهم گفت

ببین چقدر ناچار بوده که مجبور شده اینکارو بکنه!

واقعا؟

هرکاری بکنه طرفش رو میگیرین؟

چرا انقدر باهاش با ملایمت رفتار میکنین؟

ساختمان کافه ستاره توی نون هیون دونگ

قباله رو میزنم به اسمش

چی؟ چرا یهویی؟

اگه حواست بهش نباشه

من هست

دیوونه شدین؟

چرا کسی رو دوست دارین که بهم خیانت و ازم شکایت کرده؟

معلومه که دوسش دارم

خیلی بیشتر از تو اونو دوست دارم

تا حالا کسی رو انقدر توی عمرم دوست نداشتم

پس چرا شما باهاش زندگی نمیکنی؟

...ای

!عوضی قدرنشناس

قضاوت افتضاحی توی شخصیت آدما داری

فکر کردی کجا میتونیم یه چنین دختر خوشگلی پیدا کنیم؟

خوشگل و مهربونه

...عوضی شبیه تو لیاقت

طلاق بی طلاق

میدونی الان چی شد؟

!خدایا.‌عالیه

فکر کنم یه راهی برای بیرون رفتن از دردسر هست

مامان؟

الو؟

میخوام بیای خونه

الان؟ چرا؟

چیزی شده؟

داری چیکار میکنی؟ دیوونه شدی؟

مال جا

درست رفتار کن

شوهرت اومده به مادر زن عزیزش عرض ادب بکنه

گوش کن. میخواستم بابت بلائی که سر پاهاش آوردم ...معذرت خواهی کنم

و اینکه باعث شدی ۳ سال اون تو بپوسم ازم معذرت بخواد

...شوهر فعلیت باید اینجا باشه

تا شاهد این لحظه تاثیرگذار باشه

مگه نه؟

!قبل از اینکه زنگ بزنم پلیس برو بیرون

پس باید قبلا اینکارو میکردی تو نمیتونی زنگ‌ بزنی پلیس

اگه زنگ بزنی این کلاه برداری کوچولوت از هم میپاشه

خیلی خب. باشه

بیا همش رو تموم کنیم

این پایان هردو ماست

!تو

لعنتی

!ایش

واقعا که

بطری دارو رو سر صحنه پیدا کردیم

گزارش کالبد شکافی میگه نشونه ای از قتل وجود نداره

...شین می یونگ به خاطر کشتن نو مان چول

و عذاب وجدان خودکشی کرده

پرونده رو با همه اینا مختومه میکنیم مشکل چیه؟

کاپیتان

من داشتم فکر میکردم

...ولی حرفی که درست قبل از مردن زد

...بیمارستان

...رئیس کیم

...فکر کنم سعی داشت بهمون بگه که

رئیس کیم توی بنیاد پزشکی الماس بود

تو بنا به نظرات خودت تحقیق و بازجویی میکنی؟

سر صحنه گفتی که مطمئن نیستی

کاپیتان

...نه، هیونگ

...حتی کوچکترین احتمال رو در نظر بگیر

و اجازه بده روی بنیاد پزشکی الماس تحقیق کنم

...فکر میکنی با تحقیق کردن روی یه بیمارستان غیر مرتبط

میتونی رئیس کیم رو پیدا کنی؟

...هی، مشخصه که

اونو به خاطر پول مسموم کرده و بعدم خودشو کشت

اینکه خلاف این فکر کنی غیر طبیعیه

درباره اتفاقی که برای خانم شین می یونگ افتاد متاسفم

شما حتما خیلی حالتون بده

تق، تق

سلام

خانوم یو یه لحظه رفتن بیرون

اومدم دخترم رو ببینم

بفرمایید

این عکس رو برای یه صحنه تو فیلم گرفتم

و صورتت رو فتوشاپ کردم

ممنون

میبرمش خونه

برای همین اومدین؟

نه

وو ری

... من نمیگم الان با زندگیت

چیکار کنی

مخصوصا در مورد بارداری و زایمانت

فهمیدم حتما خیلی فکر کردی تا همچین تصمیمی بگیری

اما به هرحال

اما میشه دوباره در مورد شکایت علیه بیمارستان حرف بزنیم؟

بیا هروقت وقت داشتیم، رافائل رو ببینیم، باشه؟

بارداری، زایمان، رافائل و شکایت؟

سونگ ایل، در مورد چی حرف میزنی؟

هیچی

حتما اشتباه شنیدی

مزخرفه، من همه چی رو شنیدم

خیلی حرف زدم، نه؟

همش مزاحمت میشم

خداحافظ، دخترم

!کارت عالیه، اما باید شرایط رو هم درک کنی

! سونگ ایل

! بابای وو ری

میدونم نمیتونی درکم کنی، این تصمیم منه

پس لطفا سعی نکن منصرفم کنی

درموردش مطمئنی؟

مادر و مادربزرگت در این مورد موافقن؟

اولش نمیتونستن درکم کنن

اما الان درکم و حمایتم میکنن

فکر نمیکنم هیچ وقت بتونم درکت کنم

کانگ جه چی؟ اون چی گفت؟

اون گفت از تصمیم من حمایت میکنه

اما باز هم

به تصمیم دوست دخترش احترام گذاشت و ازش دوری کرد

اما اون بچه ی یه مرد دیگه رو باردار شده

و همش پدر بچه رو دور و بر دوست دخترش میدیده

خدایا، حتما کانگ جه خیلی نا امید شده

هی- منو ترسوندی-

اون‌چی بود؟

منو ترسوندی، کارت تموم شد؟

آره، اون چی بود؟

حتی نفهمیدی که دارم میام سمتت

یه سرنخه که نتونستم بفهمم

چیه؟- یه مدرک برای یه پرونده اس-

اما نمیتونم این عدد هارو بفهمم

منم نمیفهمم

اگه فهمیدم چیه، بهت میگم- باشه-

اوپا- بله-

این شرایط برات سخته، نه؟

خدایا، انقدر معلوم بود؟

با پرونده ای که الان دستمه، یکم به مشکل خوردم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left