Louie

Louie

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Louie-S02-E1-8
A Commentary by king_sina
Just Uploading..../IMDB-DL.in هماهنگ با نسخه موجود در سایت

Tags

other
Published on: 2013-01-26
Downloads: 42
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 166 lines.

اوه ببخشيد

بابايي ، ميشه ازت يه چيزي بپرسم؟ اول مسواك زدنت رو تموم كنيم

.بابايي ، اما من واقعا مي خوام الان ازت يه سوال بپرسم

خب چي مي خواي بپرسي؟

كي دوباره مي ريم پيش مامان؟

فردا من مي برمت مدرسه .و مامان مياد مي بردتون

چند روزي پيش اون هستيد و دوباره ميايد اينجا

خيلي خب

.پيش مامان بودن رو بيشتر دوست دارم

پيش مامان بودن رو بيشتر دوست دارم .چون غذاهاي خوبي درست مي كنه

بيشتر هم دوستش دارم .و به خاطر همين مي خوام پيشش باشم

.باشه ، عزيزم

اينجا بودنم دوست دارم

.اما خب مامان بهتره

خيلي خب

بذار دهنت رو بشوريم ، باشه؟

باشه ، برو دستشوئيت رو هم بكن

!باشه ، عزيزم

=- Reza15043 -=-

دو تا بچه دارم 5و 9 ساله

و دوست دارم .دوست دارم بچه داشته باشم اما سخته

.مي تونه خيلي سخت باشه

.يكي از چيزايي كه سخته اينه كه سن هاي مختلفي هستند 5و9ساله

.توي مرحله هاي متفاوت رشدي هستند

وقتي موقعش باشه پيشم هستند

من و زن سابقم حضانتشون رو قسمت كرديم .نصف هفته پيش من هستن

.بايد كارهايي رو پيدا كنم كه هر سه تامون بتونيم انجام بديم

دختر 9 ساله ام خيلي كارها مي تونه بكنه

مهارت هاي زيادي داره .خيلي كارها مي تونه بكنه

.دختر 5 سالم تقريبا توي هيچ كاري خوب نيست

نمي گم كه تحقيرش كنم ، 5 سالشه

.اما همه كارها رو به گند مي كشه

.نمي تونيم كارهايي بكنيم كه اون نمي تونه انجام بده

.پس بايد كارهامون رو به اندازه توانايي هاي مزخرف اون پايين بياريم

اساسا مثل 3 تا آدم 5 ساله .توي اندازه هاي مختلف مي مونيم

چون هيچ كاري مثلا بيايد بريم دوچرخه سواري كنار دريا

.من روي دوچرخه خيلي راحت نيستم خيلي خب بيايد بشينيم و ورق بازي كنيم

!جوري كه هيچ كس نبازه

يه بار سه تايي رفتيم شنا .فاجعه بود

چون توي استخر بوديم قسمت كم عمق و عميق داشت

بزرگتره توي استخر عميقه بود دختر 9 ساله ام يه توپ دستش گرفته

اما تنهاست كيه كه بخواد تنهايي شنا كنه؟

توي استخر عميق تر است و داره پشتك مي زنه " ميگه: " بابايي ، بيا باهام شنا كن

!نمي تونم

چون زير دوش با دختر كوچيكم هستم كه پاهام رو چسبيده

ترسيده و ميگه " منو توي آب نذار "

اين... نهايتش تا سينه هات مي رسه

فقط توش وايستا .مشكلي نداره

نه ، غرق ميشم !كوسه داره

چرا بايد بهت دروغ بگم؟

جدا مي ذارمت توي آب و ميگم " ها ها ، داري غرق ميشي "

" بهت كلك زدم تا بميري؟ "

جدا همچين كاري مي كنم؟

اگه مي خواستم بكشمت صبر مي كردم خوابت ببره

و همچين كاري رو 4 ثانيه انجام مي دادم .تموم مي شد

فهميدي؟ !ايتقدر كُشتنت راحته

.هر روزي كه زنده از خواب پا ميشي بايد ازم تشكر كني

!اينقدر راحته كُشتنت

!مي دونم چه جوري بايد ازت مراقبت كنم

!كارم رو بلدم !هنوز نمُردي

ليلي ›› تكاليفت رو انجام بده ››

.خواهشا كتاب خوندن رو تمومش كن و تكاليفت رو انجام بده

لعنتي ، چقدر از بي توجهي متنفرم .واقعا ميگم ، خيلي بدم مياد

.لطفا تكاليفت رو انجام بده

ببخشيد بابايي .اشكال نداره ، خيلي ممنون

بفرما ممنون بابايي

.خواهش مي كنم

مي تونم انبه بخورم؟

.نه ، فقط يكي بود

.عادلانه نيست

عادلانه نيست ، بابايي چي؟

.به ‹‹ ليلي ›› يه دونه انبه رسيد اما به من هيچي

آره

.خب اين عادلانه نيست

من حتي نمي دونم اين يعني چي

چرا به اون يكي رسيد اما به من نه؟ .چون اون يه آدم مستقل از توه

هيچ وقت همون چيزايي كه بقيه مي گيرند رو نمي توني بگيري .هيچ وقت مساوات برقرار نميشه

توي هيچ دوره از زندگيت همچين اتفاقي نمي افته از الان بايد اينو ياد بگيري ، فهميدي؟

.خب پس من يه چيز خوشمزه ديگه مي گيرم

يه چيز ديگه مي گيرم منظورت چيه كه ميگي مي گيرم؟

يه چيز خوشمزه ديگه نصيبم ميشه نه ، هيچ كس

.هيچ كس هيچي گيرش نمياد

اون يه چيزي گرفت .يه انبه قسمتش شد

خب اين بار اون خوش شانسي آورد

.و تو هم مشخصا خوش شانس نبودي

.شايد دفعه ديگه تو خوش شانسي بياري

!اما اين اصلا عادلانه نيست

...فقط بايد نگران اين باشي كه

!عادلانه نيست

الان بهت ميگم ...تو بايد فقط نگران چيزايي باشي كه

!تو عادل نيستي

تنها وقتي به ظرف بغل دستي هات مي توني نگاه كني كه

.بخواي ببيني اونا به اندازه كافي چيزي دارند يا نه

به ظرف بغل دستي هات نگاه نمي كني كه ببيني

كه مطمئن بشي

تو هم به اندازه اونا داري ...فقط بايد مطمئن بشي كه اونا

مي تونم لطفا يه كم شكلات كلسيم دار بخورم؟ .آره ، مي توني شكلات كلسيم دار بخوري

.حتما يكيش رو هم بده به خواهرت

ممنون بابايي .خواهش مي كنم

!اي خدا

...مادر ق .بيا بغلم برادر كوچولو

!خدا

اون بوگندو ها كجان؟ !دخترا

!سلام !دخترا

عمه گرِچِن ›› اومده ››

!ايول !اي خدا

دلم مي خواد هر دوتون رو بكشم ازتون خيلي بيزارم

اينجا چي كار مي كني؟ .نيومدم بمونم

اومدم شهر فردا نوبت بگيرم ، توي هتل مي مونم .نه ، اينجا مي موني

رفيق ، اونجا راحتم .خفه شو

همينجا مي موني .فقط مي خواستم غافلگيرت كنم

يالا ، برو داخل

باشه

بريم داخل

خوابيدند

ساعت هشته ، فوق العاده اي .شام هم خوب بود

.واقعا داري براشون پدري مي كني

...خب

جدي ميگم لوئي خيلي هامون فكر نمي كرديم حتي حاضر به همچين كاري بشي

مي دونم ، خودمم فكرش رو نمي كردم .اما داري واقعا انجامش ميدي

تو از اين پدرهاي مزخرفي نيستي كه آخر هفته ميان و به بچه هاشون يه سري مي زنند

.داري دخترهات رو بزرگشون مي كني

خب خيلي چيزها به منم مي رسه

دوست دارم كه پيشم باشند .منو مشغول نگه مي دارند

آره خسته كننده هم نيست

.خب وقتايي ميشه كه آرزو مي كنم اي كاش زنده نبودند

آره

گاهي وقتا سخت ميشه .كلا سخته

خب شوخي نيست .اونا هم بهش احتياج دارند ، اونام پدرشون رو مي خوان

مخصوصا وقتي مادرشون همچين آدم گنديه

خواهشا اينجوري نگو اون گُه و بدبختي همراه خودش مياره

گوش كن ، بايد باهاش خوب باشم

منظورم اينه كه پدر و مادر اون هم احتمالا همين چيزا رو راجع به من ميگن

مطمئنم ميگن !خب گاييدمشون ، زنتم گاييدم

.مي دونم تو اين حرفا رو نمي زني اما من بايد حرفم رو بزنم

مجبور بودم به اون عروسي مسخره بيام و تظاهر كنم .ديگه از اين خبرا نيست

خواهشا بس كن باشه اما منظورت اينه كه ادامه بده ، هان؟

مي دونم .مادر بچه هاته

اما تو اين كار رو كردي و اونو انتخابش كردي

.بايد باهاش كنار بياي اما من مجبور نيستم

پس بايد بگم

اون جنده چشم مشكي آفريقايي !با اون سينه هاي خرس و وارفته اش مي تونه بياد اينو بخوره

!اوه ، يا خدا !اين ديگه خيلي بد بود

خيلي خب

كي فارغ ميشي؟ 2ماه ديگه

شايد شايد؟

خب از وقتي بچه قبلي مُرد .ديگه هيچ كدوم از حرفاشون رو قبول ندارم

...خب پدرش كيه؟

خب سوال جالبيه كيه كه اهميت بده؟

باشه نه ، پدري در كار نيست

پدري نيست؟

.اهداكننده شماره 647

آهان ، خيلي خب

.من و ‹‹ كارلوس ›› هم ديگه با هم نيستيم

...از وقتي بچه آخري مُرد

.معذرت مي خوام

.گندش بزنن

...وقتي آخري مُرد

.خيلي مصيبت كشيديم

خيلي بدجور شد

اونم گذاشت رفت

منم يه نيگا به زندگيم انداختم و

" گفتم " گور باباش

چهل سال رو رد كردم و مثل چي چاق شدم

مرد نمي خوام .مي خوام مادر باشم

مامان تنها كسيه كه هميشه تحسينش كردم ، مي دوني كه؟

More Farsi Persian subtitles for Louie

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left