Alfred Hitchcock Presents

Alfred Hitchcock Presents

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Alfred Hitchcock Presents - S01 E19 - The Derelicts
A Commentary by mohaMax

Tags

TS
Published on: 2023-01-08
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

شب بخیر.

امیدوارم ناراحت نشید آخه امشب می خوام در حین کار غذا بخورم.

بدجوری سرمون شلوغ ـه.

اما مهم نیست چقدر گرفتاریم ...

دیگه حداقل باید بتونیم لباسِ مرتب بپوشیم.

اسم نمایش امشبمون هست:

بی سرپرستان

حرف دیگه ای برای گفتن نیست.

طبیعتاً ما باید

صحنه مون رو با چند تا خلافکار پر کنیم.

خرگوش ـه. می تونستم از این کلاه بیارمش بیرون.

بی سرپرستان.

من باز می کنم، عزیزم.

تشکر.

- کی بود؟ - نامه رسان.

- چی آورده بود؟ - اینو.

اوه رالف، تا حالا چیزی به این قشنگی دیده بودی؟

یا خدا، هرتا، حتماً 1000 دلار قیمتش ـه.

17000 دلار و 65 سنت.

- 17000 هزار دلار ... - بدون مالیات

مالیات های: محلی، فدرال، اجناس لوکس و مالیات فروش.

مگه عقل نداری؟

قبلاً هم بهت گفتم. پول خرج کردن تو خیلی سریعتر از پول درآوردن من ـه.

خُب پس بیشتر دربیار. یا بیشتر وسیله بفروش یا قیمت ها رو ببر بالا یا هر کار دیگه ای که لازم ـه.

تا جایی که بشه دارم اونو می چلونم تا ازش پول دربیارم.

اون موقع که با من آشنا شدی خیلی دست و دل باز بودی.

حالا یه دفعه، باید صرفه جویی کنیم.

ببین عزیزم، خودت هم می دونی که هر چی نیازته، می تونی بگیری.

اما همین چند ماه پیش بود که یه شال خریدی.

اگه خیال می کنی من اون شال روباه دمده رو برای باشگاه سیصد می پوشم،

- باشه، اصلن بهترـه که نریم. - خیلی خُب، بمونیم خونه.

خودت به گرونهرتس زنگ بزن بگون نمی تونیم بیایم.

ببین رالف، من می خوام برم، اما اگه تو می خوای بدخلقی کنی ...

بهترـه که بمونی خونه.

- ببین ... - رالف، من بهت هشدار داده بودم که آدم پرخرجیم.

اگه نمی تونی از پس خرج من بر بیای، مشکل خودته.

عزیزم، اینجوری حرف نزن.

مگه من هر چی خواستی برات نخریدم؟

آره رالف، تو فقط برام یه شال رنگ و رو رفته خریدی.

- بله؟ - رالف.

سلام آقای اسلون.

رالف، پسرم، تو که امروز رو فراموش نکردی؟

درست یه سال ـه که داریم تدارک این شراکتمون رو می بینیم.

معلومه که یادمه، قربان.

پس طبق قرارمون

همون جای همیشگی، یک ساعت دیگه هم دیگه رو می بینیم، باشه؟

بله قربان.

و رالف، یادت نرـه دسته چکت رو بیاری؟

من یه رهگذر پارک بودم و تو

یه فروشنده دوره گرد که نتونسته بودی هیچ فروشی داشته باشی.

با این حال، من یه نوع جدیدی از فروشندگی رو ابداع کردم.

و یه ابزار فوق العاده ساختی، پسرم. توی همه مغازه ها هستش.

بهم گفتن برای خط تولید بعدی فروش سه برابر می شه.

من امسال خیلی سخت کار کردم.

می دونم که سخت کار کردی.

و حالا هم نتیجه اش رو می بینیم.

به خاطر همین ازت خواستم دسته چکت رو همراهت بیاری.

بیا یه قدمی بزنیم، پسرم.

رسیدهایی که به من دادی ...

رو همراهم آورده ام.

بله آقا.

من بهت 10 هزار دلار به علاوه 50 درصد فروش، بدهکارم.

بهت اجازه می دم که اون رو پس بگیری، پسرم.

من راهت انداختم، اما تو هم خوب کارت رو انجام دادی.

حالا لیاقتش رو داری که مستقل بشی.

شاید سال دیگه، آقای اسلونی.

چرا الان نه؟

سهمت از سود اون قدر زیاد می شه که ندونی باهاش چه کار کنی.

باشه برای سال بعد.

خُب پس ...

فقط چک سهم من رو از سود بده تا بعداً دربارة این قضیه صحبت کنیم.

خُب رالف؟

معذرت می خوام آقای اسلون برای چکتون باید یه خورده منتظر بمونید.

من پولی ندارم.

متوجه نمی شم.

فروش که کلی رونق گرفته.

درسته، اما من کلی خرج کردم. مهمونی های کاری.

ملاقات با آدم های مهم، و از این جور کارها.

همه اش کاری بوده؟

مطمئنی که توی زندگی ات خیلی ولخرجی نمی کنی؟

حتی اگه سهم بیشتری از سود نصیبم بشه، ولخرجی نمی کنم.

گذشته از اینها من خط تولید رو ساختم.

تمام کار رو من انجام می دم. من مستحق بیشتر از اینها هستم.

وقتی برای شروع از من پول قرض گرفتی، با این لحن صحبت نمی کردی.

اون روز خیلی گیج بودم، 90 درصد سود رو دادم به شما.

من که نمی خواستم قبول کنم.

50 درصد عادلانه بود و الان هم هست.

شاید روش کارم عجیب باشه، اما برای من معامله، معامله است.

بفرما این خط تولید شما.

اگه نمی خوای سهم من رو بدی ...

پس باید موضوع رو با وکیلم در میون بذارم.

اما من همة پول رو خرج کردم.

پس متأسفم.

شب بخیر رالف.

- آقای اسلون. - بله پسرم.

دربارة قراردادمون با وکیلت صبحت کردی؟

با هیچ کس صحبت نکردم.

از اولش این یه قرارداد خصوصی بودـه.

و امدیوارم همیشه خصوصی بمونه.

شب بخیر.

شب بخیر.

اینجانب متعهد می شوم به پرداخت

10 هزار دلار و 50 درصد از کل سود، به آلفرد اسلون.

مچکرم.

جسد آلفرد اسلون، ثروتمند عجیب و غریب،

شب گذشته در پارک واشینگتن پیدا شد.

او را خفه کرده و از او سرقت شده است.

تحقیقات پلیس احتمال می دهد

او قربانی گروهی از اوباش شده است.

تاکسی می خواین آقا؟

آپارتمان اسپارک.

- تو دیگه کی هستی؟ - من پیتر جی. گودفلو هستم.

بذار ببینم کارتم همرام هست.

این جعبه سیگار رو از کجا گرفتی؟

از یه آقای سالخورده ای که توی پارک دیدمش به من ارث رسیده.

بیچاره، توی آخرین شب عمرش سرش رو زیر آب کردن.

اینجانب خودم شاهد این ماجرای تکان دهنده بودم.

مردی که این کار رو کرد دیدی؟

بله، به همین واضحی که الان دارم شما رو می بینم.

فقط گرفتاریم این ـه که با این سند بدهکاری که پیدا کردم، چکار کنم؟

این سند توسط شخصی به نام رالف کاوِل امضاء شده.

اونجا پیداش نمی کنی. قبلا عقلم رسیده که از اونجا برش دارم.

آقای کاول.

عجب چیز باارزشی ـه اون سند بدهکاری.

پس این یه اخاذی ـه، درسته؟

بی خیال، مگه مجبوریم اینجوری صداش کنیم؟

به خاطر حماقت های خودم

وضعیتم به این حالت درب و داغون رسیده.

مشروب، زن و آواز.

الان صدام به جایی نمی رسه.

اما با ضمانت این فرصتی که پیش اومده

می تونم مثل قناری بخونم.

چقدر می خوای؟

چرا که نه، من مطمئنم که می تونیم به یه رقم توافقی برسیم.

می تونیم همدیگر رو در آپارتمان شما رأس ساعت 9 شب ملاقات کینم؟

- خونة من نه. - چرا، خونة شما.

من این طوری ترجیح می دم.

مچکرم، راننده.

عزیزم، آماده نیستی؟

- چی؟ - تو رو خدا رالف.

خودت خوب می دونی که قرار بود آخر هفته بریم خونة خانوادة فِرلاین.

متأسفم، من نمی تونم بیام. یه قرار کاری دارم.

توی این ساعت؟

ببین اگه بخوام تمام صورت حساب های مخارج تو رو بپردازم.

مجبورم شب و روز کار کنم.

عزیزم، تو خیلی سخت کار می کنی.

اما مگه نمی خوای خودم رو به خاطرت خوشگل کنم؟ نمی خوای؟

می خوای زنگ بزنم به فِرلاین ها بگم نمی تونیم بیایم؟

نه این کار رو نکن.

بهت می گم چه کار کنی. تو ماشین رو بردار و برو.

من با قطار می رم.

باشه عزیزم. فقط سریع خودت رو برسون.

- به محض اینکه کارم تموم شد، خودم رو می رسونم. - باشه.

سلام رفیق خودم.

شب دلپذیری برای شما آرزومندم.

چی شده؟ مگه ساعت 9 قرار نذاشتیم.

دیدم خانم خونه رفتند.

گفتم دیگه دلیلی برای معطلی وجود ندارـه.

این دیگه کی ـه؟

اجازه می خوام معرفی کنم دوست قدیمی و همکارم آقای فنتون شنکس.

از دیدار شما خوشوقتم.

گودفلو از موفقیت های شما برام تعریف کردـه.

عجب خونة خوبی داری.

فنتون مشاور مالی بنده هستند.

مثل یه نوکر وفادار در رقابت پادشاهان ...

ایشون استعداد شگرفی در محاسبة احتمالات دارن.

روش من در هفته قبل 17 بار موفقیت کسب کرد.

متأسفانه همه شون شرطبندی های روی کاغذ بودند

متوجه منظورم که هستید

چه آدم با ملاحظه ای هستید، چه پسری! تنها چیزی ـه که الان می خواستم.

به سلامتی شما.

فنتون متأسفانه طرفدار منع مصرف مشروبات الکلی ـه.

ایشون علاقة زیادی به گوشزد کردن ضعف های بنده دارـه.

به هیچ وجه گودفلو. من هم ضعف های خودم رو دارم.

این که واقعیت هر سه نفرمون ـه. نقطه ضعف من، این ـه.

برای فنتون، تب قمار ـه.

و برای شما، آقای کاول ...

مهم نیست. بهترـه بریم سر اصل مطلب.

چقدر بابت اون سند می خوای؟

خُب، بذار ببینم.

1000 دلار. خوش آهنگ نیست؟

- گوش نوازـه. - پس تأیید شد.

1000 دلار در ماه.

دیوونه شدی؟ من از این جور پول ها ندارم.

آروم، تو که صاحب یه کسب و کار پر سودی.

و دیگه شریکی هم برای تقسیم کردن سودش نداری.

اما 1000 دلار در ماه. چطوری آخه.

به راه های دیگه هم فکر کن، آقای کاول.

قتل در جامعه کنونی هنوز هم ناپسندـه.

فقط چطور از پرداخت های منظم مطمئن بشیم؟

اگه مرغ تخم طلای ما یه دفعه پر کشید ...

فکر تغییر مکان رو هم فراموش نکن.

پسر عزیزم، دست روی نکتة مهمی گذاشتی.

راه حل شما چی ـه؟

Alfred Hitchcock Presents subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Alfred Hitchcock Presents

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left