The first 200 lines.
وودوال نيست که قراره بياد سراغمون
...کار شان کاهيل ـه
به کميسيون بورس و اوراق بهادار جديد خوش اومدين
هدف ما شرکت هاي حقوقي هستن
آقاي فورستمن - نه -
فرصت ضربه شست نشون دادن به هاروي اسپکتر رو از دست ميدين
تمام 230 ميليون دلارم رو ميدم دستت
،به محض اينکه معامله بسته شد سيدول رو دک ميکني
پس اون "اگه تو بموني من ميرم" چي شد؟
اون مال قبل اين بود
که بفهمم داري به سيدول خيانت ميکني
فورتسمن پول رو نميده بدون اينکه
انتظار يه چيزي در ازاش رو داشته باشه
!من چاره ي ديگه اي ندارم
پس يعني قراره همينطوري هي فقط بهمديگه لطف کنيم؟
وکيلم هستي يا نه؟
جدي ميگم راشل، بدون تو از پس اين کار بر نميومدم
لوگان، من بايد برم
Arian Drama, Mani Vampire, Hypnos مترجمين
مايک؟
اينجام
زنگ ساعتم رو خاموش کردي؟ - آره -
ساعت از 9 گذشته
...من الان تقريبا
شيش ساعت ميشه که خوابيدي
ميدونم
و حقيقت اينه که بيشتر از اينا به خواب نياز داري
چرا اينکارو ميکني؟
راشل، تو داشتي مدام بين دانشکده و
شرکت مثل يه ديوونه سگ دو ميزدي
ديگه حتي آخرين شبي که درست حسابي
خوابيدي رو يادم هم نمياد
بازم دليل نميشه همچين کاري بکني
بعلاوه، هاروي من رو ميکشه - باهاش کنار مياد -
بعلاوه سه تا گزارش بايد بنويسم
يه فرم ضرردهي آماده کنم
و امتحان قراردادي فردا هم که هست
وقت خوابيدن رو ندارم
پس بايد از هاروي بخواي اين هفته يه روز بهت مرخصي بده
تا حالا شده براي اينکه بيش از حد کار ميکني بهت مرخصي بده؟
نه - همين ديگه -
منم نميخوام تافته جدا بافته باشم
آقاي جيمسون، شما بدينوسيله به زندان
دنبري، کنتيکت محکوم ميشويد
اگه خواستي ميتوني براي حق استيناف با من تماس بگيري
وکيل عام به چشم پوشي از قوانين معروفه
تو بايد "هاري اسپکتر" معروف و منفور باشي
و تو بايد همون موجودي باشي که اريک وودوال
سراغ من فرستادش
موجود فاميل مادريمه
کاهيل" رو ترجيح ميدم"
و منم ترجيح ميدم که تو مزخرف بازي رو بذاري کنار و
سعي نکني موکل هام رو ضد من بکني
شرمنده من توي اين کارا نيستم
من فقط يه خدمتکار مدني فروتن هستم
و اگه تو به همون مقدار که ادعا ميکني قانوني باشي
موکل هات چيزي براي گفتن به ما ندارن
مگر اينکه مجبورشون کني يه چيزايي رو از خودشون بسازن
نه ببين اشتباه گرفتي
چون اين کاريه که از پس تو بر مياد
،نکته اينه، شان که تو يه نقشه ي مرموز کوچيک داشتي
و منم عنصر غافلگيريش رو ازت گرفتم
جدا؟
شايد بدوني که ميام سراغت
ولي ميدوني کجا يا کي؟
پس وقتي که تو فکر ميکني ،هيچ خطري تهديدت نميکنه
من شايد هنوز وارد عمل نشده باشم
ولي قبل اينکه متوجه بشي ضربه رو بهت ميزنم
چه جالب
من بيشتر اهل يا بزن يا بسوز بودم
پس فکر ميکني ميتوني دماغم رو به خاک بمالوني هاروي؟
ميدونم که ميتونم، چون که اريک وودوال رو اخراج کردم
پس نزديک موکل هام نشو
وگرنه يه آينده ي شغلي مشابه رو براي تو هم درست ميکنم
توي دک کردن اريک مشکلي نداشتي
ولي با من به مشکل ميخوري
هاروي
ميخواي راجع بهش صحبت کني؟
راجع به چي؟
اوه ده تُن وزني که روي شونه هاته؟
مايک، اگه الان احساساتت اينطوريه
وقتي که عذر سيدول رو بخواي چجوري ميشي؟
اگه عذرش رو بخوام
منظورت چيه؟
بهش فکر کردم
حقيقتش هنوز پول فورتسمن رو نگرفتم
اگه بتونم يه کاري کنم که هاروي قبل من بکشه کنار
شايد حتي اصلا نيازي هم به اين پول نداشته باشم
ميخواي از ايده ي داشتن پول فورتسمن استفاده کني
تا يه قرار رو جوش بدي
ولي مايک، اونا هم پول دارن
آره، پولي که تا وقتي تاريخ ضبط شدنش تموم نشه نميتونن خرج کنن
آره ولي اين تاريخ مال هفته ي آينده ست و اينطوري هم نيست
که الان سهام هاي بزرگي هم در دسترس باشن
وکسلر ميخواد دو تا از سرمايه هاشون رو باهمديگه ادغام کنه
خب که چي؟
براي همين پارامترهاي سرمايه گذاريشون
بهشون اجازه نميده بيشتر از چهار درصد توي هر نوع
صنعتي، سرمايه گذاري کنن
بالاخره بايد سهام يه چيزي رو بفروشن
ولي از کجا ميدوني که اين قراره صنايع "گيليس" باشه؟
.چون حساب کتابش رو کردم کار من همينه
فکر ميکني هاروي گول ميخوره؟
فقط يه راه براي پي بردن بهش هست
هي، من الان پولي همراهم نيست
ولي اگه ميخواي چمدون هام رو بياري بالا
وقتي داشتم برميگشتم بهت پولت رو ميدم
نه ميدوني چيه؟ مشکلي نيست
نيازي به انعام نيست، به خصوص حالا که به اندازه ي کافي براي
خريدن کل ساختمونت هم پول دارم
آره، اينجا چکار ميکني مايک؟
خب، اومدي که بهم يه سري پيشنهادهاي دوستانه بدي
گفتم که منم اين لطفت رو جبران کنم
يادم نمياد ازت خواسته باشم
منم همينطور
بکش کنار، هاروي
ببخشيد؟
شکست ميخوري
اگه فکر ميکني با همين وام گرفتنت ميتوني جلوم رو بگيري
پس يعني به اندازه کافي بهت چيز ياد ندادم
اين يه وام کوچيک نيستش
يکي از بزرگترين بازيکناي دنيا الان
پشت منه
که براي چاقو زدن به پشتت هم
دقيقا بايد همونجا باشه
خب، هرجايي که ايستاده
اين چيزيه که من حاضرم به لوگان سندرز پيشنهاد بدم
ميدونم لازم نيست بهت يادآوري کنم
که از لحاظ قانوني موظفي اين رو به اطلاع موکلت برسوني
همين الان به اطلاعش رسوندم
خبري از معامله نيست - هاروي -
تو هنوز پول فورتسمن رو نگرفتي
اون يه جورايي داره بهت فشار مياره
و تو هم فقط ميخواي سعي کني از همين وعده ي پولي که داده بعنوان
يه اهرم عليه من استفاده کني
اين بلوف نيست، هاروي
اومدم اينجا تا يه راه خروج بهت نشون بدم
مزخرفه
اومدي اينجا تا براي خودت يه راه فرار درست کني
ولي من از پشت کوه نيومدم و خام نميشم
امروز صبح رفتي دادگاه سراغ شان کاهيل؟
حوصله ي سخنراني ندارم
.سخنراني نميکنم يه سوال ازت پرسيدم
،آره رفتم و قبل اينکه بهم بگي بگم
که "مالون" رو هم براي ...همين آورديم
نميخوام اين رو بهت بگم
...خوبه چونکه
حالا کاهيل مستقيما مياد دنبال خودت
دقيقا
و الانم داري ميري
به مالون بگي که يه چيزي سرهم کنه
تا بتونيم قانونا اون سهام وکسلر رو بگيريم
مشخصه روزنامه ها رو خوندي
فقط من نيستم که روزنامه خوندم، هاروي
.تو هم ميتوني مايک راس هم همينطور
ميره دنبال اون سهام ها
همين الانشم هست - چي داري ميگي؟ -
سعي کرد ما رو بخره - و تو جواب رد بهش دادي -
آره، براي همينم هست که الان دارم ميرم سراغ مالون
نخيرم - ...جسيکا، ما بايد -
نميگم نبايد بريم
ولي دارم ميگم که خودم باهاش صحبت کنم
ميدوني که از اين کار خوشش نمياد
مجبور نيست خوشش بياد
بايد انجامش بده
در نتيجه خود را براي بريدن گوشت آماده کن
نه خون بريز و نه بيشتر يا کمتر گوشت را ببر
...ولي فقط يک نيم کيلوگرم گوشت را
لوئيس، چند وقته اينجا وايستادي؟
اونقدر بود که جزوي از خودت بشم
خيلي خب، ميدوني چيه؟
الان وقت چندش بودنت رو ندارم
پس اين يعني اينکه دوباره وارد کار تئاتر شدي؟
قراره نقش "پورشا" رو توي نمايشنامه ي تاجر ونيزي بازي کنم
...حالا اگه ميشه بذار که
،لعنتي، دانا اين يه نقش بزرگه
آره، 588 تا ديالوگ داره که بايد حفظشون کنم
صبرکن
پس مرخصي نيستي؟
لوئيس، اگه مرخصي بودم
توي اتاق کپي
با يه نمايشنامه تو دستم قدم ميزدم؟
خيلي خب، آروم باش
لازم نيست مضطرب بشي
نمايش کي اجرا ميشه؟ - امشب -
امشب و اونوقت مرخصي نيستي الان؟
چه مرگت شده دانا؟
خيلي خب، اين که کمک نيست - ببخشيد -
...نميخواستم که - ميدونستم -
لقمه بزرگتر از دهنم برداشتم
نه، نه، نه آروم باش. باشه؟
حتي اگه تمام روز طول بکشه هم برام مهم نيست
با همديگه اين خط ها رو حفظ ميکنيم
مرسي لوئيس - خواهش ميکنم -
چرا که انسان نميتواند با دل پر
از زندگي لذت ببرد
از نمايشنامه "بارد" بود؟
"نه، "ليت
،و بدجوري هم ترجمه شده يعني اينکه
وقتي کارمون تموم شد، دهن شکسپير رو سرويس ميکني
No comments yet. Be the first to leave one.