ã‹ã—ã¾ã— ~ガール・ミーツ・ガール~
The first 184 lines.
انجمن دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
! برادر خواهر
! چقدر نرمی
! اینجا هم خیلی نرمه
! خیلی خوبه
! نه ! صبر کن
الان یه دختری چه حسی داره ؟
. سلام
. سلام
چی ؟
. خوبه . اینجوری که معلومه همه چی خوبه
تو دیگه کی هستی ؟
نمیتونی حدس بزنی ؟
... این صدا رو قبلا شنیدم
. دقیقا ، من یه ضفایی هستم
. و این جان پو هست . اون کشتیفصاییه
!چی؟
! منم با خودت ببر! منم با خودت ببر
... اون میخواست با من بیاد
پس با الگوبرداری از داده های تو اون رو به شکل یک واحد پایانهٔ حیات ساختمش.
! پو
درست مثل توعه ، درسته ؟
! پو
ولی چرا اومدین اینجا ؟
. ما کارهای نا تمام داریم
. ما درحال مطالعه کردن درباره شما زمینی ها هستیم
چی ؟
چی ؟
قلب هازوما ، قلب یاسونا
. صبح بخیر خواهر برادر
... صـ ــ صبح بخیر
وایسا کجا داری میری ؟
... من گرسنمه
! صبر کن ! الان برات غذا میارم
... پو
... چیکار باید بکنم
... نمیتونم به اونا نشونشون بدم
. اگر والدینم بفهمن دیوونه میشن
... صبح بخیر
شما تخم مرغ دوست دارین ، آقای فضایی ؟
. بله ، لطفا
. بیا هازوما ، صبحانه بخور
... مامان
! پو-پو
! صبح بخیر جان پو
! خوبه ! مادر من میخوام غذا بخورم
. همین الان
... مثل اینکه اونا قبلا رفتن دیدنشون
. خوشحالم که ازش خوشت اومده
. هازوما ، اینا باید دوست های تو باشن
! چی ؟ الان وقت ندارم
! ببخشید ! من خیلی زیاد خوابیدم
! سریع میام
! سیـ ــ سیـ ــ سینه هات
! هازوما
! معذرت میخوام
! این صدای دانش آموز منه
من نامیکو تسوکی ، که تمام عمرم رو ... وقف درس دادن به دانش آموزام کردم
! میرم برای کمک
ماشین حمل زباله
! من وقت ندارم ! دانش آموزم دچار مشکل شده
! چه خوشتیپه
. نیازی به مشاهده این یکی نیست
کجا رفت ؟
... این میتونه باشه
یعنی این واقعا عشق منه ؟
! افتضاح بود
! گزارشگرها محاصرم کردن
! من نمیدونستم کجا برم که بکدفعه توماری-چان ضاهر شد
! دست هاش رو اینجوری کرده بود و میگفت نیاین نزدیک هازوما
! همشون رو پرت کرد اینور و اونور
. داری زیاده روی میکنی
آه ، توماری-چان کارت تموم شد ؟
اره ، اینجا چیکار میکنی ؟
. به اونا این چیزای عجیب رو نگو
، تو هم انقدر لاف نزن
! نه ! من واقعا میخوام
! تو خیلی عالی بودی
. من واقعا میتونم درکتون بکنم
. توماری واقعا شجاعه
... شماها نمیدونین
. من یه رازی را به همه میگم
توماری اخیرا یه نامه عاشقانه . از این دختره دریافت کرده
! آیوکی
. این عالیه توماری-چان
! نه ! این بیشتر شبیه یه نامه (تشکر)بود
... ولی تو اون نامه را گرفتی
! تو شاهزاده ما هستی
! فکر کنم منم عاشقت شدم
مرد
! خیلی شجاعی
! من یه دخترم
نه ، من نمیخوام ! تو دختر باشی توماری
! من دوست دارم پسر باشی توماری
! این حرفا رو تمام کنین
چی شده آیوکی-چان ؟
... یاسونا-چان
... اون باغچه
. آره
من اینجا برای یاسونا-چان . گل کاشتم
. که اینطور
اونا اینجا هردوشون . خیلی زیبا بودن
. الان نمیتونی کاری انجام بدی
... آیوکی-چان
فقط اعتراف کردن . به عشقت کافی نیست
! بعد از من تکرار کنید
! من عاشقتم
! من عاشقتم
! عاشق شدن
! عاشق شدن
... من ، نامیکو تسوکی
... من ، نامیکو تسوکی
من 35 سالمه و ... هیچ دوست پسری نداشتم
من 35 سالمه و ... هیچ دوست پسری نداشتم
... این کلمات کجان
هی ، کدوم صفحه هستیم ؟
... این کلمات کجان
. نمیدونم
. آهــ
. آهــ
! خواهر بردادر
! چان پو ؟ نباید بیای اینجا
! من باید بیشتر تو را احساس کنم
! مشکلی نیست
. بقیه مردم نمیتونن ما را ببینند ! فقط تو میتونی ما را ببینی
ولی چرا شماها اومدین اینجا ؟
. من نیاز دارم چیزای زیادی را ببینم
... عشق خیلی
! خیلی نرمه
! پو پو
این همون حسیه که امروز ... صبح داشتم
اینا فقط تصورات من هستن ؟
اینا فقط تصورات من هستن ؟
استاد نامیکو دوباره از ! پنجره افتاد بیرون
بازم ؟
نمیتونه من رو ببینه ، ولی . حضور من رو احساس میکنه
به نظر میرسه . احساسات خیلی راحت به انژی تبدیل میشند
! یاسونا
پسرا میپرسن که میتونند باهامون تمرین کنند
... خب
... معذرت میخوام ، من
... کامیزومی ! اجازه بده باهاتون تمرین کنیم
باشه ، کامیزومی ؟
یاسونا ؟ چی شده ؟
... اوه
... معذرت میخوام . من نمیتونم
... که اینطور
اگر این کارا ادامه بدی . دوستات رو از دست میدی
تو درست میگی ولی من تنهایی . تمرین کردم را ترجیح میدم
. که اینطور
. فعلا
من یکم بهت آب میدم ، باشه ؟
بخورید ( بنوشید ) باشه ؟
! آب بخورید ! آب بخورید
... بخورید
این مال توعه ، کامیزومی ، و این . مال من
. باشه . باید حتما بهشون آب بدیم
واقعا ؟ اگر بخوای میتونم . این کار رو برات انجام بدم
. من میخوام این کار رو باهات انجام بدم
... یاسونا-چان
یاسونا ! میخوای رایگان بیای ؟
چی ؟
همگی بعد از این . میخوایم بریم کارائوکه
کارائوکه ؟
برو بخون . اینجوری میتونی . کمی از استرست هم برطرف کنی
تو میای ؟
. حتما
. یاناگیموتو سنپای هم میاد
یاناگیموتو سنپای ؟
. تو نمیدونی ، اون خیلی باحاله
... اه
. اون خیلی جیگره
! این یه فرصت برای توعه
. من فراموش کردم ! چندتا کار دارم باید انجام بدم
... یاسونا
. من یه وقت دیگه باهاتون میام
! روبانت کج شده
! فعلا
! یه دقیقه صبر کن ، یاسونا
... همه میرن کارائوکه
یاسونا-چان ، یه دقیقه وقت داری ؟
... هازوما-کون
No comments yet. Be the first to leave one.