The first 200 lines.
= قسمت 18 =-
خوشگل شدم
سلام یونگ جو
جی وان الان من رسیدم جلوی شرکت تون
کجای باید ببینمت؟
الان زمان خوبی نیست
چی؟
اما من الان جلوی شرکت وایسادم
باید یه نفرو ببرم دکتر
متاسفم که نتو نستم سر قولم بمونم
بذار یه وقت دیگه همدیگرو ببینیم
!اما
این دیگه چی بود؟
اون خودش خواست من بیام
برای چی حتی عذر خواهی نکرد؟
یه مقدار فرنی جلوی خونه تون گذتشتم
داروها و فرنی رو فراموش نکنید
خانم می جین چطوره؟
بعد از اینکه یه کم استراحت کنه بهتر می شه
خوشحالم که بردیش دکتر
باید به من می گفتی
بعد از اینکه از شرکت ناپدید شد
اون جلسه لغو شد
و کارشم نصف کاره موند
گزارش دادن به من فکر نمی کنم کار زیاد سختی بوده باشه
فقط چند دقیقه طول می کشید
متاسفم
حتما بار دیگه این کار می کنم
و برای کسی مشکل درست نمی کنم
خوبه می تونی بری
آقای یون
اون فقط به موقع همکار بیمارش رو رسونده بیمارستان
فکر نمی کنید زیادی بهش سخت می گیرین
آقای هیون دو این دفتر
از نطر تو یه مرکز رفاه عمومیه؟
اینجا باید کار کرد
به عنوان مسئول این قسمت نمی تونم تذکر بدم؟
من باید از مادرم بپرسم
هیون دو
می خوای برات قهوه بیارم؟
بریم
چه نوع قهوه ای دوست داری
بیا
مامان ، دوباره نه
فکر کردی من ول کردم؟
تو به اندازه کافی بهم اعتبار نمی دی
بهت گفتم من قصد ندارم برم سر ملاقات خواستگاری
مگر اینکه کارت و ماشین منو بهم برگردونی
اگه نخوای بری سر قرار ازدواج
برو بیرون
داری جدی می گی؟ - بله -
یا برو بیرون یا برو سر قرار ازدواج
پس فقط باید برم سر قرار ازدواج؟
اما اگه این زنها منو دوست نداشتن چی؟
برای چی دوستشون نداشته باشی؟
تو خوش تیپ و خوش اخلاق و پولداری
هیچ زنی نیست که تو رو دوست نداشته باشه
اما من که هیچ پولی ندارم
زنها وقتی میان سر قرار از مردها بی پول متنفرن
جدی؟
از یه نظرم حق با توئه
اگه بخوبی سر یه قرار بری
می تونم با پدرت حرف بزنم و
ازش کارت اعتباریت رو پس بگیرم
داری راست می گی مامان؟
نمی تونم بخوابم ، نمی تونم
اون زن دیگه کیه؟
نمی تونه دوست دختر جی وان باشه
جی وان
حالت خوبه؟
حالا که تو اینجایی خوبم
مریض نشو
وقتی اینطوری می بینمت خیلی ناراحت می شم
!نـه
!نـه
نـه !نـه
دیونه شدم دیونه شدم
الان دارم چی تصور می کنم؟
نه نمی تونه این باشه
مطمئنم اون فقط همکارش ـه
...فقط یه همکار
آقای جی وان می خوای با هم بریم قهوه بخوریم؟
دارم کار می کنم
و در ضمن با هر زنی قهوه نمی خورم
! همینه
اون فقط یه همکاره
فقط همکار
اوه واقعا که
اون زن کی بود؟
زود اومدین
بله سلام
مثل اینکه حالت بهتر شده
همونطور که می گین حالم خوبه
اینو بخورین
این چیه؟
این جای زنجبیل ـه برای سرماخوردگی خوب ـه
جی وان
برای فرنی ممنونم
چیزی نبود
سه دقیقه دیگه وقت داریم
تو باعث شدی ببازیم
اوه آقای چا
به شماره سه نگاه کن
یک محصول با طراحی منحصر به فرد
این برای شرکت مابهترین ـه
طرحی برا استفاده نسل بعدی
درست می گی
به شماره سه رای بده
چرا؟ برای چی به شماره 3 رای ندادی
من کارعملی می خوام
ای که عملی تره
در مورد چی حرف میزنی؟
اما من فکر می کنم طرح شماره یک رو قبلا دیدم
دیدی ؟ واقعا؟
کجا؟ - نمی دونم -
شاید چون بهترین ـه به نظرم آشنا میاد
واقعا که
چهار تا رای جلوییم
شماره 3 جلو تره
4 ربطه جلوتره
چند دقیقه دیگه مونده؟
یه دقیقه
هیچ کس دیگه نمونده
حتی اگه کسی هم بیاد
چیزی تغییر نمی کنه
سلام آقا
سلام
همگی خسته نباشید
قربان به شماره 3 نگاه کنید
اوه رنگ شماره یک خیلی خوب ـه
به نظر شما این خوبه
این که رنگش بهتره مثل شرک می مونه
یه نگاه به این بندازین
چطوری می تونین بدون نگاه کردن رای بدین
یه نگاه به این بندازین
شما باید به طراحی دقت کنید
! درست ـه
...وایسا
شماره 3 رو نمی بینیند؟
ما با توجه به مدیر گروه رای می دیم
اینها چرا نگاه نمی کنن؟
رای دادی؟
خسته نباشید
...واقعا که
الان دو تا امتیاز عقبیم
شماره یک جلو افتاد
نـه !نـه
دیگه هیچ کس نیست که رای بده
ببخشید شما رای دادی؟ شما چطور
ساعت 3 شد
وقت تمومه
نه نمی تونی - ببخشید -
ما باختیم
اگه تو هم رای داده بودی
بازم کم میاوردیم
می دونم
یون سوی بیچاره
یون سوی بیچاره
برای چی اینقدر هوای خواهر منو داری؟
برای اینکه اون خواهر دوستمه
اون خواهر دوستم جی وان ـه
برای همین بهش اهمیت می دم
ممنونم
این حرفها چیه
مشکلی نیست
جتی اگه برنده می شد
فقط برای چند ماه بود
راست می گی
جی وان اصلا شبیه حر فه ای ها نیست
باید من بیشتر اینطوری لباس بپوشم
شایدم باید کمد لباسهام رو به روز کنم
مامان می شه یه کم بهم پول قرض بدی؟
!مـامـان
بله ؟
چی شده؟
هیچی
دارم میرم
باشه بعدا می بینمت
سعی کردم هزینه هارو کم کنم
اما هنوزم خیلی پول لازم داریم
الان دیگه اینجا دیگه ناراحتی نداره
مین جی نمی تونه از زیرش در بری
مین جا ، چه عجب از این طرفها
بله این رستوران خیلی بزرگ ـه
ولی برای چی اینقدر کمک کم داری؟
باد یه سر دیگه رو استخدام کنم
بله باید آدمهای بیشتری استخدام کنی
نگاه کن اونها چقدر بی تجربه اند
می خوای منم بهت کمک کنم
چی؟
نه اینطوری درست نیست
برای چی من اینجا بهت کمک نکنم؟
اینکه تمام روز توی خونه باشی آدم رو خسته می کنه
اگه اینجا کار کنم می تونم با تو هم حرف بزنم
کلی بهم خوش می گذره ، هان؟
شوهرت در موردش می دونه؟
اگه در این مورد می دونست
حسابی داد و بی داد راه می نداخت
راستش
من از خونه موندن خیلی حوصله ام سر رفته
No comments yet. Be the first to leave one.