The first 200 lines.
"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"
"پرنده ی کوچک را فرستادند"
"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"
"بر فراز جزایر پرواز میکند"
"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"
"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"
"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"
"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"
"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"
"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"
"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"
"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"
"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"
"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"
"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"
"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"
"وقتی احساس کردی عاشق شدی"
"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"بال های تنهام در نهایت"
"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"
"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"
"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"
"انتظار در پکن"
"اپیزود 9"
ترجمه اختصاصی سایت دراما دی ال کانال سایت @DramaDLL
کسی ندونه فکر میکنه به پوستم کلاژن تزریق کردم
!چه پوستی دارم من
الو؟
شو تیان دستگاه تهویه هوام خراب شده بیا درستش کن
تو این هوا دستگاه تهویه هوا میخوای چیکار؟
نمیخوام بمونم تا هوا گرم شه بعد درستش کنم
هوا که گرم شد یه کاریش میکنیم
نه امروز باید بیای درستش کنی
بچه پر رو
خوب بهشون نگاه کن
اگه بتونی " کوکی " رو بینشون پیدا کنی بهت پول میدم
پیداش کردی؟
این یکیه
مطمئنی؟
مطمئنم سگی که توی این
عکسه همون "کوکی" ه
میتونی بری
چرا ؟
حتما خوب نگاه نکردم
بزار ایندفعه خوب نگاه کنم
...توی فیلمای ترسناک همیشه اون شخصیت هایی که
یه چیز رو به خاطر میارن چشماشون به سمت چپ کشیده میشه
ولی وقتی دارن دروغ میگن چشماشون رو مرتب میچرخونن
حتی گاهی پیش میاد که ابروهاشونم بالا میکشن
چه برسه به اینکه طرف به موی سگ هم حساسیت داشته باشه
بیخیال اصلا مهم نیست
بزار کوکی... همینطوری بیخانمان بمونه
الو؟
چی؟
بازم باید برای خانم جونز پول پرداخت کنم؟
داره بدتر میشه؟
چقدر دیگه؟
بزارید ببینم چیکار میتونم بکنم
طراح مورد علاقش، استفن به خاطر دزدی هنری ازش شکایت کرده میخوام که این پرونده رو ببازه
اگه شنگ شیا این پرونده رو ببازه همه چیزش رو از دست میده
"اگه اون متهم بشه؛"
"دیگه نمیتونه امیدی به بازگشت به این حرفه داشته باشه"
"اگه توی این پرونده شکست بخوره، دیگه نمیتونه به کار کردن ادامه بده"
"اینطوری دست از ، طراحی لباس ، میکشه"
اگه این کار رو نکنم چی؟
"تا اونجایی که میدونم"
"خانم جونز اصلا دوست نداره آرامشش به هم بخوره"
"اگه میخوای اون توی شرایط بهتری باشه"
"باید دنبال کارای دیگه ای باشی
"چی باعث میشه که دو تا آدم با هم راه بیان و حرفاشون رو به هم بزنن؟"
"ممکنه به خاطر این باشه که فقط تو توی دنیاشون حضور داری؟"
"یا شایدم به خاطر این باشه که توی بدترین شرایط همراهشون بودی؟"
اومدی؟
"وقتی مشکلی، جواب مشخصی نداره شاید باید از شخص دیگه ای کمک بخوای"
اومدم
واقعا اومدی؟
"تنها چیزی که میتونی ازش مطمئن باشی اینه که" آره واقعا اومدم
"باید یه راهی پیدا کنی"
اگه میخوای چیزی بگی سریع تر بگو . وقت ندارم "مهم ترین چیز همینه
نگران نباش واسه ی هر دقیقش بهت پول میدم
واقعا میخوای ازم کمک بگیری؟
مگه تو وکیل نیستی؟ بیا با هم قرارداد ببندیم
بزار یه سوالی ازت بپرسم تو اون لباس رو فروختی؟
مهم نیست کی فروخته همه اینا بخاطر من شروع شد
مسئولیتش رو قبول میکنم
این قرارداده خوب بخونش
چقدر گرونه
ازونجایی که با هم دوستیم بهت تخفیف میدم
واقعا؟
معلومه
واقعا با مرامی
اگه چیزی که میخوام رو بگی؛
میتونم رایگان وکیلت بشم
چرا انقدر خشنی؟
گفتی بهم تخفیف میدی نمیتونی زیر حرفت بزنی
باشه من دیگه برم
!وایسا
دیگه چیه؟ کلی کار دارم باید برم
بشین
بیا روراست باشیم ...امکان بردن این پرونده
در حده صفره
اگه بخوایم این پرونده رو ببریم باید توی دادگاه ناگهانی حمله کنیم
برای اینکار باید تموم کارایی که تا الان توی این کشور کردی رو بدونم
وقتت باید به من تعلق داشته باشه
...اما هیچ "اما"یی نداریم
همین الان قرارداد رو امضا کردی انتخاب دیگه نداری
باید به حرفام گوش بدی
!بیشتر خودم رو توب دردسر انداختم
اگه میخوای این پرونده رو ببری باید یه کاری کنی که هیئت منصفه باهات همدردی کنن
باید کاری کنی که دلشون برات بسوزه
بخوام ساده تر بگم؛
باید برات دلسوزی کنن
اینا اطلاعاته مربوط به پرونده اتن یه نگاهی بهشون بنداز
مگه هیئت منصفه با احساساتشون رای دادگاه رو میدن؟
دقیقا بخاطر این قضیه که هیئت منصفه بر اساس منطق تصمیمی گیری میکنن
باید یه فرصتی پیدا کنیم تا اونا رو تحت تاثیر قرار بدیم
اگه بتونیم چنین فرصتی رو بدست بیاریم شاید شانسی داشته باشیم
چطوری بدست بیاریم؟
بنظرت اینکار واقعا خوبه؟
تو نگران این موضوع نباش
میخوام ازت یه چیزی بپرسم
بیخیال
چی رو میخوای بپرسی؟
پس من میتونم ازت یه سوال بپرسم؟
میخوام نقد باشه
میخواستم ازت بپرسم چقدر بهم تخفیف میدی؟
استخون شکسته ("گو جه "به معنای استخون شکسته اس ولی شنگ شیا اون رو با " وو جه" که به معنای 50 هست، اشتباه میگیره)
!50درصد؟
اندازه یه تیکه استخون شکسته تخفیف نمیدم
واقعا نامردی
!بیا دیگه
رسیدیم
اینجا مدرسه ی طراحی "پارسونز" ه
یکی از بهترین ها توی جهان
بهترین طراح های لباس ازینجا فاغ التحصیل شدن مثل الکساندر وانگ و آنا سو
و همینطور الگوی من "استفن"
چیزی که گفتم رو شنیدی؟
دارم باهات حرف میزنما
چرا انقدر کوچیکه؟
اصلا به چیزایی که گفتم گوش دادی؟
فهمیدم بابا الگوت استفن از اینجا فارغ التحصیل شده
مگه گفتم از اینجا فارغ التحصیل شده؟
نگفتی؟
فکر کردی خیلی باهوشی
فارغ التحصیل نشده؟واقعا؟
شده یا نشده؟
آره
دانشکده تون خیلی خوشانسه چنین دانشجو هایی داشته
وقتی ازینجا فارغ التحصیل شدم فکر میکردم زندگی فوق العاده ای در پیش دارم
ولی هیچ چیز ساده و آسون بدست نمیاد
وقتی به همه تلاشایی که کردم فکر میکنم خیلی عصبانی میشم
بدست آوردن هر چیزی از اول تا آخرش سخته
نگران نباش هنوز راه سخت رو در پیش داری
چرا گفتی بیایم اینجا؟
مثلا میخوای بهم دلداری بدی؟
چرا باید همچین کاری کنم؟
بیا بریم پایین یه نگاه بندازیم
بیا دیگه
باشه
گفته باشم شو تیان بخاطر این دو ساعت یه سنت هم بهت نمیدم
شروع نکرده میخوای زیر قراردادمون بزنی؟
میخواستی بیای اینجا که با محل درس خوندنم آشنا بشی
نه اینکه فقط به دخترا نگاه کنی
برای اینکه تو رو بشناسم باید با محیط اطرافت هم آشنا بشم
یکم بهش فکر کن
تو توی چین جزو بهترین دانشجوها بودی
...به عنوان یه فرد
مشکلی نداری
همینطور توی دوربین خوب به نظر میای ولی وقتی خیلی ناگهانی وارد این محیط شدی
فهمیدی که آدمای بااستعداد تر؛ توانا تر و زیباتر از تو هم هست
برای همینه که یکم احساس کمبود کردی نه؟
من اصلا همچین فکری نمیکنم
اگه این واقعیت رو قبول میکردی الان انقدر ناامید نمیشدی
منظورت چیه؟
جوونای خیلی زیادی هستن که فکر میکنن میتونن دنیا رو تغییر بدن
ولی بعدا متوجه شدن نمیتونن همچین کاری کنن
بنابراین سعی کردن یه زندگی خوب داشته باشن
میدونم منظورت چیه ولی من نمیخوام از آرزوم دست بکشم
من نمیخوام دنیا رو تغییر بدم ولی نمیزارم دنیا من رو هم تغییر بده
به خاطر همینه که تحسینت میکنم
دوباره داری چاپلوسی میکنی؟
باید یه مبلغی هم بابت چاپلوسی اضافه کنم
رو اعصاب
یعنی واقعا نظرات صادقانه من ارزش یه وعده غذا رو ندارن؟
باشه ولی نباید بیشتر از 10 دلار بشه
با 10 دلار چی مشه خرید؟
خوردن یا نخوردنش بستگی به خودت داره
من قبلنا خیلی میومدن اینجا و آدما رو تماشا میکردم
ببخشید میشه بیاید
حالت چطوره؟
2تا چیز برگر و 2 تا کولا
ممنون
چیز دیگه ای نیاز ندارید؟ نه ممنون
باشه
میشه یه دستمال بهم بدی؟
حتما ممنون
بفرما نوش جان
No comments yet. Be the first to leave one.