The first 200 lines.
يکي ديگه، يکي ديگه
عالي بود
يک بار گوش بده يک بار
يک بار راجو دوستهاش رو براي شام خونه دعوت ميکنه
وقتي داشتن غذا ميخوردن :خواهرهاي راجو ميان داخل و ميگن
"عه، شما که چيزي نخوردين"
پس خواهرهاي راجو هر کدوم يه ران مرغ توي بشقابشون ميذارن
ران مرغ؟
روز بعد راجو از دوستهاش ميپرسه "هي، غذا چطور بود؟"
دوستاش ميگن
بگو ديگه، چي گفتن؟
دوستاش گفتن
بگو ديگه
مسترجي
مسترجي
مسترجي
دوستها چي گفتن؟
اونهايي که براي شام رفته بودن خونهي راجو؟
چي گفتن؟
دوستاش گفتن
"غذا که خوب بود"
"اما اينکه ديديم خواهرهات اون رانها رو برداشتن"
"خيلي خوشمون اومد"
دنـــيـــاي تــبــهکــــاران
الو، آرو؟
سانجيو؟ اين شمارهي جديدته؟ آره-
آره، فکر کنم شمارهي قبليم شنود ميشد
اين کشور داره به فنا ميره گوش کن-
همهي ما مثل گوري لانکش يک بار مصرف هستيم
اوه، راستي...شنيدي؟
کاپور دنبال اينه که توي يه رسانه سرمايه گذاري کنه
کي؟
ويکرام کاپور ديگه همون محافظ کلاهبردارت
باورت ميشه؟ ببخشيد؟-
الو، هستي؟ آرو، يک لحظه صبر کن--
دالي، دالي...بعدا هم ميتونيم اين کار رو بکنيم
متاسفم، متاسفم تقريبا ديگه کارمون تمومه
حالا ديگه جامون امنه سانجيو
الو؟ آره...آره آرو- آره-
آرو، گوش کن من کمک لازم دارم
البته
روزنامه نگار خوبي توي چيتراکوت که راجع به جرم و جنايت بنويسه سراغ نداري؟
کسي که مصمم و با پشتکار باشه
ها توکاس، بگو
زنده باد هند قربان زنده باد هند-
الههي رودخانه به دعاهاي ما جواب داد
يه موبايل زرد از توي آب پيدا شده
همون موبايله؟ مال تاپ سينگ؟
به نظر مياد همون باشه قربان
خب، فرستاديش آزمايشگاه؟
بله قربان، گفتن که يکي دو روز طول ميکشه ريکاوريش کنن
خوبه
شما دو نفر دارين چه غلطي ميکنين؟
برو اونجا
عجله کنيد يالا
بايد امروز کار رو تموم کني بجنب
اومدم اينجا رئيس ايستگاه رو ببينم
کارتون رو بگيد
بازرس هاتي رام چودري هستم از پليس دهلي
قربان
رئيس ايستگاه براي يه مراسمي رفتن جايي
دستشويي کدوم طرفه؟ برم دست و صورتم رو بشورم
دستشويي ما بوي تعفن ميده قربان
اما همين بغل رستوران جيجي هستش
کارت شناسايي پليستون رو بهشون نشون بدين صبحانهي رايگان هم بهتون ميدن
بشينيد
گوش کنيد
خونهي ماهيپال سينگ کجاست؟
ماهيپال سينگ عموي تاپ سينگ
داري دربارهي "چاقو" حرف ميزني؟
اون از طبقهي مانجار جامعهست اما چند تا از پسرهاي طبقهي بالاي جامعه رو با چاقو زد
با چاقوش تيکه تيکهشون کرد
از بالا به پايين از راست به چپ
***مادر
دربارهي تاپ سينگ صحبت ميکنيد؟
توي روستا خون جاري شد
آره، تيکه تيکهشون کرد
عموش، ماهيپال سينگ رو کجا ميتونم پيدا کنم؟
عجله کنيد بچهها
دنبال بيبي نگردين
اونها به دست بازندهها نمياُفتن
مادر***، پس چطور زن گرفتي؟
بفرما
حالا بگو ببينم، بيبي مال کيه؟
ما ماهيپالـه
ماهيپال سينگ؟
حالا اين ديگه کي ميتونه باشه؟
اون خيلي خوب کار ميکنه توي دهلي براي يه شرکت بزرگ کار ميکنه
واقعا ما رو سربلند کرده
منم اومدم تا بفهمم اون کجا کار ميکنه
کدوم شرکت بهش پول ميده تا آدم بکُشه؟
دربارهي چي حرف ميزنيد آقا؟
فکر کنم اشتباه ميکنيد آقا
اوه واقعا؟ پس اون موقع که سه نفر رو توي اين روستا تيکه تيکه کرد چي؟
حتما کار اين روستاييهاست که اين مزخرفات رو براتون گفتن
برادرزادهي من بيگناهه
بياييد اين گفتگو رو توي ايستگاه پليس ادامه بديم
قربان، شما ميتونيد هر کاري که ميخوايد با من بکنيد
کتکم بزنيد قربان
اما به يک حرفم گوش بدين قربان
اون مقصر نبود
من اينجا بازندهام همه چي تقصير منه
من باعث شدم اين کار رو بکنه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
هيچ مشکلي براي يه بچه مانجار توي اين روستاي شرور وجود نداره
توي خونه، با خشم يه پدر مست روبهرويي
و بيرون هم اين بچههاي طبقهي بالاي جامعه زندگيت رو جهنم ميکنن
متاسفم رفيق
دفعهي بعد جمع ميشيم با کمربند بابات يه کتک مفصل به خودش ميزنيم
تاپ، گوش ميکني چي دارم ميگم؟
اونها مثل گُه هستن" "و بوي گُه ميدن
!مانجارن
"يه سکه بنداز جلوش مياد و بران *** ميزنه"
!مانجاره
خجالت بکشيد، گمشيد
"خجالت بکشيد"
"گمشيد"
اوه عموهاي مانجارا رو ببين بريم-
تاپ سينگ، با عموي سوسولت چيکار ميکني؟
آلتت رو بهمون نشون بده ببينيم تاپ سينگ
اندازهي خمپارهست يا فشنگ؟
فرار کرد حرومزاده
بريم
اون حرومزاده بگيريدش بچهها-
!هي ميکُشمت بچه مانجارا ***مادر
اونجا
لعنتي
***مادر
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
وقتي کسي راه نجاتي نداره توي سکوت همه چي رو تحمل ميکنه
اما وقتي يک ذره اميد بهش نشون بدين
اميد اميد يه هرزهي عوضيه
توي روستاتون راهپيماييه و شما اينجا نشستين؟
تسبت به جامعهتون احساس مسئوليت نميکنيد؟
قرنها ما رو سرکوب کردن حالا وقتشه که براي حقمون بلند شيم
چه خبر بچه؟ من رو يادته؟
سوکا؟
کدوم سوکا؟
اسم جديدم مانجار خطرناکـه
و حالا قراره حسابشون رو برسم
!مانجارهاي متحد ميشوند عليه ظلم طبقههاي بالا-
"دستهام که به زنجير بودن حالا آزاد شدن"
"دستهايي که کتکم ميزدن رو شکستم"
"ببين کي اون گوشه وايساده"
"منم، هموني که يه روز بهش آسيب زدي"
"سيستم طبقهي اجتماعيتون بره به جهنم"
من اينجام که اين حصارها" "و استخون شما رو بشکنم
"با تموم قدرت فرار کن"
"چرا که پدرت داره پشت سرت مياد هرزه"
اون زمون که من فرار ميکردم گذشته" "حالا استخونهات رو ميشکونم
"حالا نوبت شماست که فرار کنيد"
اون زمون که من فرار ميکردم گذشته" "حالا استخونهات رو ميشکونم
"حالا نوبت شماست که وحشت کنيد"
اون زمون که من فرار ميکردم گذشته" "حالا استخونهات رو ميشکونم
"حالا نوبت شماست که فرار کنيد"
اون زمون که من فرار ميکردم گذشته" "حالا استخونهات رو ميشکونم
"حالا نوبت شماست که وحشت کنيد"
من يه روح کوچک گمشده بودم" "کبوتري بين شما گربهها
اما حالا من مثل يه صخره" "و تيز مثل لبهي چاقو هستم
"حالا ديگه اسمتون روي سنگ قبر حکاکي شده"
حالا مرگ روبروتون وايساده" "و وقتي عدالت اجرا بشه
تمام ميخهايي که بدنتون رو" "سوراخ ميکنن رو حس خواهيد کرد
توي روياتون شکارتون ميکنم" "و چاقوي من روحتون رو خواهد شکافت
"الان شما اون سگه گمشده هستين"
من بچهي خيابونم" "حالا ديگه دردي حس نميکنم
وقتي لحظهي مرگتون برسه" "عجلهاي نخواهد داشت *مرگ سختي در انتظارتونه*
"قول ميدم که با آرامش اين کار رو خواهم کرد"
"بيا بيرون و با من روبرو شو هرزه"
" منتظر طوفان من باش"
طوفان من در سکوتي مرگ بار" "از راه خواهد رسيد
" بعد اين جهنم رو پشت سر ميذارم"
"من يه فراري ميشم"
"اگر اين سزاي کُشتن شماست"
"آره، من خوشحال ميشم يه فراري باشم"
خودش نه، بلکه دستهاش باعث ميشن خيلي خشن باشه
باعث ميشن حس کنه شکست ناپذيره
و فکر ميکنه که ميتونه همه چي رو تغيير بده
تا ديگه چيزي که هميشه بودن نباشن
شنيدم اين روزها مثل شيرها رفتار ميکني دُم درآوردي
بيشتر شبيه يه ببره بيخايهست
کي حاضره شرط ببنده؟ من ميگم اين ببر آلت نداره
من ميبندم
من که ميگم داره
اما بزرگتر از انگشت کوچيکهي من هم نيست
خيلي خب مانجار لخت شو
يالا، بذار ببينيم
اوه، داره در مياره
يالا
يه سکه بنداز جلوشون ميان برت ***ميزنن
خيلي خب ولگرد يه آلت گرزي مانجار اينجاست
مادر*** حرومزاده
بابام بالبير سينگ، ترتيب مادرت رو ميده
چيکار کردي؟ تو چيکار کردي احمق؟ها؟
ميدوني چه گُهي خوردي؟ ميدوني؟
فرار کن، اگه پيدات کنن ميکَشنت برو، فرار کن
و ديگه هيچوقت برنگرد
No comments yet. Be the first to leave one.