ã‹ã—ã¾ã— ~ガール・ミーツ・ガール~
The first 152 lines.
انجمن دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
کوه کیساما جاده کوه کیساما
... توماری
. تو همیشه با من بودی
. از بچگی
. همه جا
. همیشه درکم کردی
. توماری ف دوستت دارم
... یاسونا
... من واقعا بهت نیاز دارم . به خاطر تو تنها زندگی کردم
. عشق اول من
... یاسونا
. دوست دارم
... من
. من تورو جدی نگرفتم ... چون دختر شدم
. اما الان برای همه بده
... چقدر سخته دوست داشتن
... عشق
این چیه ... ؟
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
. تابستون تموم شد
عشق به سراغ ما میاد
ها ؟ کجا ؟
... آره
. خیلی ممنون
! توماری
. اوه ، سلام
چی شده ؟
... اومدم ببینمت . گفتن تو مدرسه ای
... منم میخواستم ببینمت . انگار دلشون برات تنگ شده بود
، خونه نبودی . اومدم اینجا
. باید صحبت کنیم
درمورد چی ؟
. درمورد همه چی
. توماری
چیه ؟
. منم میخوام صحبت کنم باهات
گوش میدی ؟
. البته
... به طور کلی ، من
تو چی ؟
... خب ، من
... بگو دیگه
! الان
! نمیتونم تصمیم بگیرم ! الان میگم صبر کن
... هازومو
... خیلی فکر کردم
. درمورد اینکه الان چی میخوام
. تصمیم گیری خیلی سخت بود ... خیلی
. اما تصمیمو گرفتم
. من ... با یاسونا میمونم
. که اینطور
! متاسفم
. میدونم دوستم داری
... اما
. آخ ، ببخشید حواسم نبود
! توماری
، همه چیو شنیدم . و همشو میفهمم
... اما
! یه دقیقه صبر کن ! جدی میگم
. واقعا درک میکنم
... میدونم که من الان باهات این کارو کردم
میدونی ؟
تو چیکار میکنی ؟
! این کاریه که میکنم
! بس کن
! بگیر ، بگیر ! همش مال تو
! نوبت منه
... هازومو
! هی ، هوا سرده
! چیزی نیست
! ها
! نه نه
! بگیر که اومد
! نه نه نه
! انتقام میگیرم
! بسه بسه ، تسلیمم
نتونستی تحمل کنی ؟
. نمیدونم چرا اینجوری کردی
. خورشید خیلی گرمه
. آره
یادداشت مترجم : فوتون یه جور تشک ژاپنیه درواقع ترکیبی از تشک و ملحفه هست
یادته چجوری توی فوتون هایی که توی آفتاب درحال خشک شدن بودن بازی میکردی ؟
چجوری زیرشون قایم میشدیم ؟
بعدشم مامانت دعوامون میکرد ؟
. اونا رو خراب کردیم ... بعد مامانت تنبیهت کرد
. آره اون موقع تنبیهم کرد
. آره خب این فکر تو بود . پس برای همین اینکارو کرد
. تو هم ناراحت نبودی
... آره
. خیلی گرم بود ، خوب و دنج
. همیشه زیرشون میخوابیدیم
راستی ، میخواستی درمورد چی حرف بزنی ؟
. فعلا درمورد هیچی
واقعا ؟
بیا برای آخرین بار باهم باشیم بعد از هم جدا بشیم
... توماری
. اما تو از من جلوتر بودی
. همین بود ، من میرم خونه
! توماری ، صبر کن
! یکم دیگه بمون
... هازومو
چه آرزویی کردی ؟
چرا انقدر میپرسی ؟
. فقط تعجب کردم
. فقط بعد تو
بعد من چی ؟
. آره ، نمیخوای صحبت کنی
. خب ، بزار بهت بگم
. من آرزو کردم یاسونا بهتر بشه
. میدونم نباید میگفتم
تو چی ؟
. نمیگم
! عادلانه نیست ! من بهت گفتم
... به طور کلی ، منم
تو هم چی ؟
. منم همین آرزو رو کردم
بریم یه جای دیگه ؟
... برگردیم
! با سنگ کاغذ قیچی ! سنگ ، کاغذ ، قیچی
!شـ-کـ-لا-ت
! هنوز ! سنگ کاغذ قیچی
! آنـ-نا-ناس
! توماری
... آخرش میتونم بپرسم
... همه چی خوبه
. باشه خداحافظ
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
دوچرخه هازومو ؟
. خیلی وقته اینجوری نرفتیم
واقعا ؟
. قبلا خیلی اینکارو انجام میدادیم
. تو فقط نمیدونی چجوری انجامش بدی
. پس هنوزم تو بهتری
. معمولی پسرا دخترارو میبرن
! خب منم الان یه دخترم
... سو استفاده نکن
! سریعتر برو توماری
! باشه
! برو ، برو ، برو
! عالیه ! خیلی سریعه
! پیش به سوی دریا
دریا ؟
... آره عالی میشه
یه جای خیلی دور ، مگه نه ؟
... توماری
. گریه نکن
! توماری
منطقه حفاظت شده عبور مجاز است
چیکار میکنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.