Specials

Release info

Arang and the Magistrate E13 720p-Baros Forum KoreanDream in srt
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیر نویس : شهــــره

Tags

720p
720
Published on: 2012-09-29
Downloads: 40
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 13 سريال آرانگ و دادرس

. دادرس

بيرون چيکار مي کني ؟

. نتونستم بخوابم

شما چرا بيروني ، دادرس ؟

. منم نتونستم بخوابم

. قابل درکه که دول سائه چنين رفتاري انجام بده

. بهمين خاطر زياد بهش سخت نگير و بهش چيزي نگو

. باعث شگفتي هست که غش نکرده

به نظرم اينطور مي رسه که زندگي براي .اطرافيانم به خاطر من هرروز سخت تر ميشه

فکر کنم که اگه همه چيز زودتر .تموم بشه و سريعتر اينجا رو ترک کنم ، بهتر باشه

. خوب حالا ديگه دارم ميرم

، آرانگ

من نمي دونم که چرا دارم اينطوري رفتار مي کنم اما

. براي خودم هم جاي تعجبه که چرا اينطوري شدم

، بازم

الانم دلم مي خواد همينطوري رفتار کنم بعدا وقت زيادي دارم که به اين رفتارم فکر کنم

... بهم گفتي که دوست نداشته باشم اما

! دادرس

... اما من

! خواهش مي کنم اينکارو نکن

. تصميم دارم که دوست داشته باشم ، آرانگ

.تو ... بهم گفته بودي که يه آدم رو راستي

خودت گفته بودي که دنبال احساسات ، واقعي ات و افکارت مي ري

... برات هم مهم نيست که ديگران چي ميگن

ديگه براي ما دوتا ، الان گفتن اين چيزا چه فايده اي داره؟

پس حالا مي خواي بدوني که احساس واقعي ام چي هست؟

. بدون اينکه چيزي رو دور سرم بچرخونم ، بهت ميگم

.من ... احساسي رو که تو داري رو ندارم

. به همين خاطر نبايد اينطوري رفتار کني

، براي آخرين بار

اينا واقعا احساس واقعي تو نسبت به منه ؟

. بله

. پس اينطوري به نظر مي رسه که

. مي تونم احساسي رو که داري ، درک کنم

. برو داخل

دوست داشتن و متنفر بودن از همديگه چرا اين چيزاي معمولي انقدر برامون سخت شده ؟ ?

? چرا رابطه ما هميشه محکوم به نابودي و فناشدنه ؟

? به همين خاطره که قلبم بيشتر و بيشتر درد مي گيره و عشقم منو ديوونه مي کنه

? وقتي که من احساس مي کنم که دارم ميميرم تويي که در کنار من در حال لبخند زدن هستي

? چقدر ديگه من فقط بايد تو رو بخوام و عاشقت باشم ؟

? مثل حالا ، مثل حالا چرا نمي توني حرفاي قلبم رو بفهمي ؟

? انقدر بزرگ شده که ديگه با کلمات نمي شه پرش کرد کلماتي مثل " دوست دارم

? بيشتر از سرنوشت ، اين عشقه که سرنوشت و مقصد آدمهاست

? بيشتر از سرنوشت ، اين عشقه که سرنوشت و مقصد آدمهاست

. دادرس ازت ممنونم

" گشت زن هاي فوري نياز هست " ... اين دستور از مقامات بالاست

. کفش براي حراج

واي خداي من ، واي خداي من شما دادرس شهر نيستيد ؟

. ممنونم دادرس

چي ؟

با تشکر از شما آقا ، قلب مردم اين .شهر خيلي از قبلش مهربون تر شده است

فقط با تقسيم کردن يه مقدار مواد غذايي ؟

. واقعا سطحي فکر مي کنن

! اين فقط به خاطر اون قضيه نبوده

ما داريم به دادرس به عنوان يه تکيه گاه . که بتونيم بهش تکيه کنيم ، فکر مي کنيم

بعلاوه که ما اين شانسو داريم که در مواردي -اعلام نارضايتي کنيم و شما هم بهشون گوش بديد

. يه سري حرف اضافه و بدون استفاده زدم

. اينا رو بهم بده

. بله

امکان نداره که ديشب نصفه شب رفته باشه بيرون و تا الان برنگشته باشه ، درسته ؟

داري چيکار ميکني ؟ بيرون اتاق ... يه نفر ديگه ايستادي

. بيا بگير

رفته بودم بيرون و اينا رو برات خريدم . اين دومين کاري بود که امروز صبح کردم

. پس بيا اينجا

. کاملا اندازه هستن

همونطوري که انتظار داشتم ، من . چشماي خوبي براي اين چيزا دارم

.چشماي من خيلي خوب زيبايي رو تشخيص مي دن

نتونستم ببينم که تو کفش هاي قديمي . ساخته شده از ني رو مي پوشي

چطور به نظر مي رسن ؟

ازشون خوشت مياد ؟

. آرانگ ، نترس

.خودت رو با مسائل بي مورد نگران نکن . مي دونم که الان داري به چي فکر مي کني

.بهت گفته بودم که به بهشت مي فرستمت

. اين همه کاري هست که قراره انجام بدم

. بلند شو

. اومم ، خيلي خوبه . کارم تموم شد

خيلي ها هستن که ميگن : کامل شدن . لباس ، با کفش مناسب هست

ما بايد تو رو اينطوري لباس بپوشونيم اينطوري هست که مي توني زيبا به بهشت وارد بشي . تو موافق نيستي ؟

هرچيزي رو که مي خواي بخوري ، بپوشي .و يا انجام بدي رو بهم بگو ، قبل از اينکه بخواي بري

، اين برادر بزرگتر همه شونو برات انجام ميده

جدي داري مي گي ؟

. بله ، فقط از کلمات استفاده کن

براي شروع مطمئن شو که هيچ وقت . هلو هامون تموم نمي شه

. اين چيز زيادي نيست

به من سه وعده غذاي کامل بده .وقتي که غذا نميخوري ، آخرش منم گرسنه مي مونم

باشه ، ديگه چي ؟

. چيز ديگه اي نيست

چي ؟ همه خواسته هات به غذا ربط دارن ؟

اينطوري نيست که يه روح که مي خواد غذا بخوره رنگ چهره خوبي نداشته باشه ؟

نگران اين موضوع نباش . بيا بريم ببينيم .که چيز تازه اي در مورد اون طلسم پيدا شده

. اوه ... پيداش کردم . پيداش کردم

متاسفم . من از روي اشتباه به . دول سائه قضيه رو گفتم

. فراموشش کن

. در اين مورد نمي شه کاري کرد

همه اينا مال گذشته بوده ، الان ديگه ما مي تونيم براي اين قضيه کاري کنيم؟

اين طلسمي نيست که ارواح رو محاصره کنه ؟

اين طلسم ارواح رو محاصره مي کنه ، اما

.کارش فقط محاصره کردن ارواح نيست

به همين خاطره که هدف اصلي اش . محاصره کردن ارواح نيست

از اونجايي که اين يه طلسم خيلي غير معمول هست سخته که باور کنيد اما

.هدف واقعي اين طلسم محاصره کردن بهشته

و در اين بين روحها هم قادر نيستن از . اين طلسم رد بشن

از اون جايي که اين طلسم خيلي قديمي هست .به همين خاطر کتاب مرجعي براش موجود نيست

. واقعا من همه تلاشم رو براي اين مورد کردم

منظورت از اينکه داري بهشت رو محاصره مي کنه چي هست ؟

بنابراين ، ما مي تونيم به اين بگيم ايجاد " يک فضاي بسته "

يک فضاي بسته ؟

. بله ، فضاي بسته

چي ؟

اون ديگه چي بود ؟

. يک روح شيطاني

مطمئن نيستم که چند تا روح ديگه در اينجا اسير شدن

از اونجايي که براي يه مدت طولاني اونا بالغ شدن ، حالا حتي مي تونن سحر و جادو هم بکنن

چي ؟

خيلي قبل تر هم ، ارواح اون ها مهر و موم شده بود به همين خاطر ما هم درموردشون نمي دونستيم

. حتي در اين مورد چيزي نمي دونستيم

حدس مي زنم به همين خاطر بود که . ارواح شيطاني در اون غار بودن

. مو يئون هم ، همينو گفت

اونجا مهرو موم شده بوده به همينخاطر .ارواح نمي تونستن بيرون برن و بالغ شدن

، بله

. يه روح نه مي تونه وارد بشه نه خارج بشه

. بايد همينطوري باشه

اما توي خونه ي لرد چويي هيچ روحي . وجود نداشت

بر اساس حرفهايي که تو مي زني .بعضي از روح ها نمي تونستن اونجا رو ترک کنن

پس ، حدس مي زنم که خودشون مراقب . اين مورد بودن

توسط کي ؟

توسط کي ...؟

توسط همون فردي که اون مکان . بسته رو به وجود آورده

اما ، چرا بايد يه انسان نه حتي يه روح احتياج به يه مکان بسته داشته باشه و اونجا بشينه؟

اونا حتي به اندازه ي مدفوع موش هم ارزش ندارن چه طوري جرات کردن منو بازي بدن ؟

بايد با اونا چيکار کنم ؟

چيکار بايد بکنم که در آن واحد بتونم همشون رو از سر راهم بر دارم ؟

همشون ، هونگ ريئون ، اون زنيکه .زيرک . من نبايد همينطوري بشينم و تماشا کنم

بايد چيکار کنم ؟

.بايد قبل از هرکاري براش برنامه بريزم

. حتي انگشتم رو هم روي اون دختر قرار نده

حتي اگرم بهش دست بزني ! نميزارم به همين راحتي در بري

چرا بايد يه همچين چيزي بگه ؟

اون به طور کامل از اتفاقي که افتاده . بوده ، خبر دار بوده

چرا نبايد دستم رو روي دختري دراز نکنم که تا الان مرده ، هان ؟

... امکان داره که

حتي اگرم کسي تا حالا اينو نديده باشه يا نداشته باشه

. من باورش مي کنم

اگه بتونم اونو مال خودم بکنم

. مي تونم براي هميشه زندگي کنم

. بهم فرمان بديد

، هرچي که شما بخواين

. همش رو براتون انجام ميدم

. گئو دئول

گئو دئول بيرون هستي ؟

اون زنده است ؟

.نمي دونم که چطوري اين اتفاق افتاده

... خودت با چشمام ديدم که با شمشير گردنشو زدن

. حتي چک کردم که اون نفس نمي کشه

. نمي دونم که چطوري اين اتفاقا افتاده

اما چيز عجيب و غريب تر اينه که اون . خيلي به نظرم آشنا مياد

قبلا دقيقا کجا ديده بودمش ؟

بانوي جوان ، دارم مي گم که هنوز ارباب جوان نرسيده است

. اونجاست

. همونجايي که بايد مي بوده

.بله . اون دوباره به همونجا برگشته

.به همين خاطر بود که انقدر عجيب بودن

چه چيز بيشتر هست که بايد براتون پيدا کنم ؟

. خوبه

يه نفر مثل تو ، هرچقدر هم که برگردي . بازم چيز بيشتري پيدا نمي کني

... اومم

اما ، وقتي که داشتم از دفتر رد مي شدم . ارباب جوان رو اونجا ديدم

چي ؟

برام جاي تعجب داشت که ايشون .عاشق اون دختر عجيب و غريب شدن

. اون حتي جون دختر رو نجات داده بوده

جو وال هم يه مرد شده و هم .به نظر مي رسه عاشقه يه دختر شده

اوه ، تقريبا دو ساعتي مي شه که . اينجا وايستاده ، درسته

. اون همه چنان به ايستادن ادامه ميده

. با اين حال که مي دونه آرانگ داخل اتاق نيست

پس اون قصد داره چيکار کنه ؟

آرانگ متعلق به دادرسه ، اما . ارباب جوان هم اون رو انتخاب کرده

... پس ، از اونجايي که ما با آرانگ بديم

...نمي تونيم در آينده از ارباب جوان چيزي بخوايم اينطوري نيست ؟

خوب، ما با دول سائه خيلي بديم .اما با آرانگ انقدرها هم بد نيستيم

... مي خواي خودت تنهايي زندگي کني

نگاه کن ، داري مي گي بين دادرس و !ارباب جوان ، ما بايد طرف يکي رو بگيريم

! اوه

. حالا ديگه نشست

.انگاه که تا رسيدن آرانگ مي خواد منتظر بمونه

پس ، ما بايد چيکار کنيم ؟ مي خواي يکم آبميوه خنک سيب براش ببريم؟

حقيقت در مورد مرگم

.حالا ديگه داره برام ترسناک مي شه

. چيزي نيست که ازش بترسي

حقيقت هر چي که باشه ، تو بازم .به بهشت مي ري ، فقط و فقط بهشت

. گفتم که به بهشت مي فرستمت

من بايد طلسمو بنويسم ؟

چقدر زمان مي بره ؟

. اگه بخوام سريع آماده اش کنم سخت ميشه

به خاطر اينکه طلسمي که بهم داديد . خيلي خيلي قوي هست

. من زماني براي منتظر موندن ، ندارم

خودت گفتي که خيلي خوب مي توني بپا باشي و مراقب باشي ، درسته ؟

هان ؟

.بله

. حرفات درست بودن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left