The first 200 lines.
گفتم اون لباسه رو تنش نکن
چشه مگه؟
حتی اکه جونشو نجات داده باشی می زندت
تو هم باید مراقب باشی، خب؟
چیزه، خوبی؟
نباید تکون بخوری
رشته ش پرستاریه
برات دارو آورد و زخمت رو بخیه زد
بهتره یه سر بری بیمارستان
اینجا کجاست؟
خونه ی من
کجا؟ حتی نمی تونی درست راه بری
خیلی زمان گذشته هان ته سول رو حتما گرفتن
نه
آقای هان
از دیروز تا حالا این تو اخباره
(رئیس شرکت کوانتوم و زمان به زودی به دفترش بر می گردد)
انگار حالش خوبه
... شماره مشترک مورد نظر
برو کنار - گفت نباید حرکت کنی -
حداقل واسه نجات دادن جونت ازمون تشکر کن
ممنون برو کنار
بیا، مزه بکن بیا جلو تر
! مامان - ! سوهه اومدی -
بوی چیزای خوشمزه میاد چی درست می کنی؟
گشنته؟
آره - سوسیس با سبزیجات -
امتحانش کن
خوشمزه ست، نه؟
زیاد نخوریا - باشه -
بیدار شدی؟ بیا غذا بخور
چیه؟ بیا بشین
شماهام بشینین اون طرف بشین
فکر کنم داداشم خیلی ازت خوشش میاد
تمام مدت همش مراقبت بود کثافت اصلا از این کارا نمی کرد
ای وای از دست تو
تو همش نشستی کوفت می کنی یه کمکم به من نمی کنی
اصلا ازدواج نکنیا نمی خوام پسر مردم سختی بکشه
مامان واقعا که مادر واقعیمی؟
نگران نباش من ضد ازدواجم
هیچ وقت ازدواج نمی کنم و تا آخر عمر پیشت می مونم
ضد ازدواج چیه؟
یعنی به ازدواج اعتقاد ندارم
تو هم ضد ازدواجی؟
دیدی؟ هیچ کس این روزا ازدواج نمی کنه
چون کسی نمی گیردت اینو میگی
دیگ به دیگ میگه روت سیاه
بسه دیگه غذاتونو بخورین
مامان هر روز برام غذا می پزی دیگه؟
فکر کردی آشپز خصوصیتم؟
چرا خب؟ دست پخت تو فقط خوشمزه ست
از اپ آشپزی یاد گرفتم
اصلا پاکش کن فقط واسه من درست کن
عمرا - می خوای کمکت کنم؟ مامان -
کی هستی؟ برو کنار - ظرفا؟ -
مامان ! منکه خیلی کمکت می کنم
ای بابا - فقط هر روز برام غذا درست کن -
ای بابا
از دخترمون خوب مراقبت کن
مامان ! نه
! مامان
! مامان
! مامان
بیا
به جاش چای لیمو بگیرم؟
حالت بهتره؟
آره ، مرسی - خوبه -
آها، من لاتاریو بردم با اون شماره ای که بهم دادی
اون روز یهویی غیبت زد
چاره ای جز برگشتن به خونه با پای خالی نداشتم
ولی دیدم آقای موک مُرده
صاحب رستورانمون
گفتن خودکشی بوده
ولی هیچ وقت همچین کاری نمی کنه
حس بدی بهم دست داد
اون موقع دیدمشون همونایی که اومدن اتاقم
آدمای مرکز نظارت
تا دیدم فهمیدم
دنبال من بودن
می خواستن منو بکشن
اگه هان ته سول چمدون رو باز کنه می کشنش
واسه همین رفتم یه جای شلوغ و قایم شدم و روی زمین نشستم
اون موقع خیلی ازت کینه به دل گرفته بودم
فکر کردم آخه چطور به پستت خوردم
تو هم زندگیمو خراب کردی گفتم دیگه کارم تمومه
ولی همون موقع پیداش کردم
شماره لاتاری ای که بهم دادی
از مرکز نظارت می ترسیدم
یه لحظه دست دست کردم
ولی بازم رفتم بلیط خریدم گفتم منکه هیچی ندارم از دست بدم
ها؟ ای وای چیکار کنیم؟
دستگاهمون خرابه - چی؟ -
دستگاه لاتاریتون کار می کنه؟
بله - خداروشکر -
دیوونه شدم
گرفتمش ! گرفتم
درسته، هزار وونه
بفرمایید - مرسی -
بودجه جمع آوری شده برای امور مختلف رفاهی
و پروژه های خدمات عمومی برای خانواده های کم درآمد
و مستضعفین استفاه می شه
توپارو هم می زنیم
اولین شماره شانس چی می تونه باشه
21.
ببینیم شماره بعدی 21 چیه
شماره های بعدی 27 و 37 ان
و پنجمی
شماره یکه
شماره بعدی چی می تونه باشه؟
هفت
تروخدا هفت بیاد
! هفت - هفته؟ -
هفت؟
حالا توپ هارو برای جایزه دوم می چرخونیم
اینجوری لاتاریو بردم
دو میلیارد و هشتصد وون
قرضامو دادم ماشین و خونه خریدم
ولی حس خوبی نداشتم
... یه هفته ای می شه که
رئیس کوانتوم و زمان تیر خورده
ولی پلیس هنوز نتونسته
مظنون رو شناسایی کنه فکر کردم اگه هنوز پیداش نکرده باشن -
تو میای پیداش می کنی
ولی رفتم بیمارستانی که هان ته سول بستری بود
سه روزی اونجا چتر شدم
ولی هیچ کس نیومد
چه خونه بزرگیه
نه تو بیمارستانه نه تو خونه
کجان یعنی؟
از اون روز به بعد
به جز موقع هایی که دستشویی رفتم جلوی خونه ش منتظر بودم
ها؟
چیکار می کنن؟
تو و هان ته سول انگاری خوب با هم عشق می کردین
واسه همین نمی خواستم کمکت کنم
واسه همین گفتم باید لطفت رو جبران کنم
واسه همین دنبالت کردم
! سوار شو
ماشینم خفن بود، نه؟
می تونه تو 4.4 ثانیه از یک تا صد بره
! اینجوری ازشون در رفتیم
آها، اینو نشد تو خونه بهت برگردونم
مامور مخفی ای؟
نه
چطوری شماره لاتاریو گفتی؟ یعنی همونطور که میگن می شه تقلب کرد؟
لازم نیست بدونی
هان ته سول اون چش شد؟
اونم نیاز نیست بدونی
همش همینو میگی
باید بدونم چه خبره تا کمکت کنم
چیزی نیست کمک نیاز ندارم
چیزه من هیچی درباره ت نمی دونم
پس اسمت کانگ سوهه ست؟
اسمت قشنگه پس بهت بگم سوهه؟
نه
پس بهت میگم نونا
چرا؟ - چون تو ازم بزرگ تری -
من متولد 1997 ام
من 2012 به دنیا اومدم
جان؟
هیچی ولش کن کلا صدام نزن
چرا؟ - چون قرار نیست دیگه منو ببینی -
ببین آخه چرا همه چیو تنهایی پیش خودت نگه می داری؟
نمی خوام به خاطر من کسی تو خاطر بیفته
میگن کسی می تونه کمک کنه که طرفشم بپذیره
شنیدی دیگه؟ - نشنیدم -
حتی نمی تونی درست راه بری
بهت کمک می کنم
تو - گیرم تو راست میگی -
اگه هان ته سول رو می گرفتن
چطوری می خوای تنهایی نجاتش بدی؟
خودم یه کاریش می کنم
میرم خونه
ببین، درسته که دست رد به سینه م می زنی
ولی باز کمکت می کنم
اوکی، نونا؟
هی - راستی -
روی مچت جای زخم دیدم
با این بپوشونش هر وقتم دیدیش یاد من بیفت
خیلی ممنون که خانوادمو نجات دادی
تا آخر عمرم مدیونتم
شماره مو سیو کن
اگه چیزی شد بهم زنگ بزن باشه؟
اوهوم
الو؟
مامان؟
بله؟ الو؟
حرف بزنین
مزاحم بود؟
شاید اشتباه گرفته بوده
مامان، چرا گریه می کنی؟
چی؟ چیزی تو چشمم رفت؟
عجیبه چم شده؟
! بابایی اومده
! بابا
ای جان، سوهه
دیر اومدی - آره -
بابا، اینو ببین
من کشیدمش
بذار ببینمش ! وای چی کشیده
No comments yet. Be the first to leave one.