The first 200 lines.
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
تا سه روز دیگه تولد وزیر انگلیسه
لی وان ایک هم دعوت شده
روز موعوده
!سوشی و کیک
عالیه، موسیو
...چه خانم های زیبایی. مادمازل
بله، ممنون آقای هایاشی
بابت این مهمونی ازتون ممنونم
خواهش می کنم
تولد بهترین دوستمه
غذا و نوشیدنی کافی داریم
پس لطفاً از خودتون پذیرایی کنید
دوست؟
می بینم که اهالی دوتا جزیره با هم همدست شدین
خب، موفق باشین
کمی صبور باشیم
روس های خونخوار
تنها چیزی که بلدن، ودکا خوردنه
!از ادب بویی نبردن
انگلیسی حرف می زنی؟
چی گفتی؟
باید انگلیسی حرف بزنی
با این تلفظ افتضاحت نمی فهمم چی میگی
احمق بی نزاکت
بهتره
سربازاتو از سونگ آمپو ببری
اگه انقدر وقت داری که اینجا تلف کنی
تا محوت نکردیم
می دونیم قراره تو چوسون جاسوسی کنین
با چین توافقنامه امضا کردیم
ژاپن نمی تونه کاری کنه
اگه بگیم نه چیکار می خواین بکنین؟
می خوای جنگ راه بندازی؟
می تونی ببری؟
با این وضعیت اقتصادی؟
!حرومزاده
آروم- آره-
بیخیال، روز خوبی داشتیم
بس کنید و بیاین درمورد اوضاع حرف بزنیم
وقتی شانگهای بودم دو تا وزیر امور خارجه چوسون مردن؟
ازم پرسید
که اینجا خونه گو سوهونگه یا نه
مشتاق دیدار، قربان
هرچند اوضاع تو چوسون وخیمه
ولی انگار همیشه به شما خوش می گذره
فکر کنم تو مهمونی بیشتر از عذا
چیزی عاید آدم میشه
این احول پرسی طولانی برای چیه؟
یه مزدور، تاجر شده؟
می ترسم یهو شمشیرم از دستم در بره
خارجی های شرقی و غربی
جمع شدن تا به سرنوشت چوسون فکر کنن
فکر کنم به این میگیم صلح
بفرمایید. طبقه دومه
لازم نیست
وقتی آلن برای دستشویی از اتاق بره بیرون
بیارش پیش من
گیشا نمی خواد بیاری
یه اتاق بیشتر یعنی تجارت بهتر
حالا که اینطور شده، یه اتاق آروم دارم که کاملاً مناسب شماست
اتاق قرمز رو نشونش بده
بله قربان
فرداشب
نیم ساعت سر نگهبانای خونه ی لی وان ایک رو گرم کن
اینجوری می تونی کار دفعه پیشم رو جبران کنی
و هیچ سوالی نپرس
باشه
...افراد خونه ی لی وان ایکو
ببر شام
برای حدود نیم ساعت
چشم رئیس
چیزی که دنبالشم، اونه
چیزی که می خوام، اونه
معاوضه کنیم؟
فکر کنم از بحث کردن، بهتره
سر هردوتامون شلوغه
پس بذارش برای یه وقت دیگه
بیا هتل من
طرفای ظهر
تو نونوایی جینگوگه منو ببین
کی هستی؟
چرا از اونجا میای بیرون؟
نگهبانا کجا رفتن؟
یه زن؟
!گفتم کی هستی
این طرف
وقتی تعقیبت می کنن، بهتره بری یه جای روشن تر و شلوغ تر
اونجا چرا بودی؟
دلم آروم نمی گرفت
به خاطر قرضی که بهت داشت
و به خاطر عصبانیتت
خیلی خوشتیپ تر از اونم که ازم متنفر بشی
ولی تو هم همینی
فکر کن قرضمو دوبرابر جبران کردم
از اینجا به بعد تنها بری، برات امن تره
برو
می ذاری برم؟
باهات چیکار کنم؟
ترجیح میدم جایی باشم که می خواستم برم
کجا؟ نظمیه؟
میخونه
زمان نمی گذره
و دو هفته خیلی زیاده
اینجا تنها میخونه ی هانسونگه؟
تنها جاییه که تا این وقت شب بازه
فقط این صندلی خالیه
نه
صندلی پشت پیشخون
اینم از نوشیدنیتون
رئیس، غذای همیشگیتونو می خواین؟
هیچی نمیخوام
مزاحم نشو
چشم قربان
درمورد اتفاق تو هتل شنیدم
اتاقت رو گشتن و نزدیک بود بمیری
حتماً ناامید شدی که اونطور که می خواستی نشد
یکم ناامید شدم
از خوش شانسیته؟
نه، کارم خوبه
هرکه بامش بیش، برفش بیشتر
می دونی چرا نزدیک بود
بمیری؟
دنبالشم که بفهمم چرا- بهتره عجله کنی-
وزیر آلن یا هرکی که هست
در حال حاضر داره با لی وان ایک نوشیدنی می خوره
بهت توصیه می کنم با لی وان ایک، درگیر نشی
چوسونی نیست
ژاپنیه
وقتی این حرفا رو از تو می شنوم
نمی تونم جدیش بگیرم
جدیداً
یه مهندس راه آهن آمریکایی به خاطر کارم بهم پول داد
یعنی الان امریکاییم
ممنون خبر دادی
بخور. مهمون من
اینجا- بله؟-
یه بشقاب بزرگ ساشیمی
الساعه
نه، بکنش یه بشقاب کوچیک
وعده های اینجا خیلی بزرگه
هرچی تو کشو بود، نیست
بین چیزایی که گرفتن، تناقضه
دوتا دزد بودن
یا دنبال دو تا چیز متفاوت بودن؟
اون موقع نگهبانا سر پستشون نبودن
باید ازشون بازجویی کنین، قربان
ولشون کن
گو دونگمه داره قبر خودشو می کنه
ضرری نداره
گردنت چی شده؟
متأسفم قربان
با کیم یونگ جو چیکار کنیم؟
معلوم نیست
وقتی اثر مواد از بین بره تو سفارت آمریکا، چیا بگه
به زودی میاد بیرون
همین که اومد، ببرش امن ترین جای ممکن
یعنی کجا؟
زندان نظمیه ی چوسون
بله قربان
ولی
نامه ها رو برای چی بردن؟
هنوز نخونده بودمشون
منم مثل گل زندگی می کنم
تنها فرقمون اینه که
من می خوام شعله باشم
عالیجناب لی وان ایک؟
لی وان ایک چجور مردیه؟ هرچی می دونی بگو
یعنی لی وان ایک همونیه که می خواست شما رو بکشه؟
چجوری از کیم یونگ جو به لی وان ایک رسیدیم؟
لی دوک مون، مراقب اون تریاکی بود
و لی دوک مون، زیر دست لی وان ایک کار می کنه
به هم ربط دارن
ولی چرا عالیجناب لی می خواست شما رو بکشه؟
فکر نکنم قصدش کشدنم بوده باشه
اگه هدفش این بود، یه تک تیرانداز استخدام می کرد
لازم نبود کسی رو به اتاقم بفرسته
پس برای احوال پرسی بود؟
تو همین مایه ها
می خواسته منو بترسونه
البته نمی دونم از چی
فعلاً، منتظر حرکت بعدیشم
ولی چیز زیادی درباره اش نمی دونم
طبق شایعات، لی وان ایک از طرف هیروبومی حمایت میشه
برای همین، اگه دربار
لی وان ایک رو تو قصر بپذیره
مثل اینه که هیروبومی رو بپذیره
برای همینم قبول نمی کنن
ولی از اون موقع
چپ و راست، وزرای امور خارجه می میرن
و لی وان ایک اونا رو کشته
لی وان ایک اونا رو کشته؟
ادامه بده
یه چیز عجیب تو استان هامگیونگ دیدم
یه اعلامیه گمشدن از زنش بود
احتمالاً زن اولشه
زن اولش؟- آره-
تا جایی که می دونم
تو ژاپن دوباره ازدواج کرد
پس یعنی خودش دنبالش نیست
No comments yet. Be the first to leave one.