The first 200 lines.
!دراکن کون
آمادهای؟
.آره
.به لطف اون یارو، همچیمو ازدست دادم
!کیوماسا کون؟
.خودم کلک دراکن رو میکَنَم
.یه آدم جالبی رو پیدا کردم
!ولم کن
.سپر بلای من باش وقتی همه چی تموم شد
!تاکمیچی کون
.ببخشید تنهات گذاشتم
ها؟
.عجب بازندهایم من
...تاکمیچی کون
!ولی بازم، هیچی عوض نشد! نتونستم کسیو نجات یدم
.معلومه که نمیشه
.یه بدبخت بازندهای مثل من میخواسته کسیو نجات بده
چطور میتونم اینقدر احمق باشم؟
.اینطور نیست
!تنهام بزار
.من فقط یه بیمصرفم
.بوسه اولم بود
...چرا
.چون واسم خاصی بهت دادمش
.تو دراکن کون نیستی. مایکی کون هم نیستی
.تو خودتی، تاکمیچی کون
.بخاطر بقیه گریه میکنی
.بخاطر بقیه دلسوزی میکنی
.تو همچین کسی هستی
.هیچکس به خفنیـه تو نیست
.ممنون، هینا
.کاری نکردم که
...من
!نگران نباش
.میدونم که از پسش برمیای، تاکمیچی کون
.باید برم
.اینبار جلوی کیموماسا کون رو میگیرم
.و این ضربهروحیای که تمام زندگیم باهام بوده رو تمومش میکنم
!خبرای بدی دارم، میتسویا کون! میخوان به دراکن کون حمله کنن
.آره، خبر دارم
!کیوماسا کون
پهیان، نه؟
ها؟
چی؟
.بارون شدیده، احتمالاً رفته باشه خونه
!دراکن
چی شده، په؟ اون کمربند چیه دور خودت پیچیدی؟
.پهیان متقاعده که تومآنن پاه چین رو ول کرده
.ولی اینکه حقیقت نداره
پهیان با چندتا از اعضای باقی مونده مبیوس دور هم جمع شدن
.و گفت که خودش میخواد کلک دراکن رو بکنه
...ولی اون که
.میخواد دراکن رو بکشه
خیلی قیافت جدی شده. چت شده، پهیان؟
...اما
.اینو بگیر و برو اونور
.په، گمونم بخاطر اتفاقی که افتاده راضی نیستی
.احتمالاً از دستم عصبی هستی
میخوای بجنگیم؟
.قبوله
!دراکن
#9 شورش
!باید بریم به دراکن کون بگیم
.چون موتور پهیان اونجا بود، احتمالاً تا الان کارشو شروع کرده
،در سوم آگوست 2005
،داخل پارکینگ معبد موساشی، در بخش شیبویا توکیو
...مردی بعد از خوردن و فرار به فروشگاه باز میگردد به کارمندان حمله میکند
.دانش آموز راهنمایی بعد از درگیری در مبارزه میمیرد درگیری 50 عضو گنگ موتورسواران
.پنجاه عضو یک گنگ موتورسوار درگیر میشن
مرد جوانی که سال سوم راهنمایی بوده مورد ضرب و شتم قرار میگیره و به شکمش چاقو میزنن
.و میمیره
.درگیری در مبارزه میمیرد
محوطه پارکینگ
.این دانشآموز راهنمایی ریوگوجیـه
!میتسویا کون
...محوطه پارکینگ
یه محوطه پارکینگ جز اونی که الان اونجا بودیم هم هست؟
.فکر کنم اون پشت یکی باشه
!پس همونجاست
!هی
!لطفاً سر وقت برسیم
تاکمیچی کون؟
.همین گوشَست
!فهمیدم
!اونا از مبیوسن
!دراکن کون
.هی، میتسویا... تاکهمیتچی
!تاکهمیتچی! میتسویا
...اما چان
!پهیان، حرومی
!چرا با مبیوس داری همکاری میکنی؟
.خفه شو، میتسویا. تورو هم میزنم میکشم
ها؟
.اون کاپیتان دسته دوم، میتسویاس
.قویه
!پهیان، ترسو! یهویی اومدین و از پشت با چوب زدین تو سرش
!واین همه آدم با خودت برداشتی آوردی؟
!اونوقت به خودت میگی مرد؟
.آه... خستمه
دراکن کون، خوبی؟
...آره
.به حدم رسیدم
.بقیش با خودت، میتسویا
.اوکی
.خدایا، سرم درد میکنه
شما توله سگا جدی فکر کردین میتونین حریفمون بشین؟
.ببند دهنتو، شل مغز
.کیوماسا کون رو نمیبینم
!لعنتی، نمیدونم از کجا میخواد حمله کنه
چطوری میتونیم با این همه آدمی که محاصرمون کردن ازشون محافظت کنیم؟
چیکار کنیم؟
.هر سه تاشون رو بکشین
!آره
!بریم نفلشون کنیم
.بالاخره اومد
...اون صدای اگزوز
.مایکیـهCB250Tاون
.موتور هوندا مدل 1978:CB250T
...هی، اون
!بیخیال ناموساً
.کسی نگفت که میاد
...مایکی
!مایکی کون
.خداروشکر، دیگه جلوی پهیان گرفته میشه
.که اینطوریاست
دلیل اینکه بهم گفتن برم یه جا دیگه .بخاطر این بود که بتونی به کن چین حمله کنی
چی؟
اینم نقشه کسی بوده؟
.و میخواستی تقصیرارو بندازی گردن من و تومآن رو از هم نصف کنی
_من اینو بخاطر پاه چین
.این طرز کار تو نیست
کی گولت زد که همچین کاری بکنی؟
پس... یه مغز متفکری داره پهیان رو کنترل میکنه؟
.همش جزئی از نقشه اش بود
راجب هرکی که داشت حرف میزده ،قصد داشته که تومآن از هم جدا بشه
.و اوسانای هم بازیچه دستش بوده
وایسا ببینم... کیوماسا کون هم همینطور؟
.هه، تحت تاثیر قرار گرفتم
.گمونم فقط زور بازو نداشته باشی
گناه
تو کدوم خری هستی؟
این یارو دیگه کیه؟
گناه
.پسر، خستم شد دیگه
.واقعاً مهم نیست من کی باشم
.ولی یه جورایی الان من مبیوس رو میگردونم
.اسمم هانماـه
فرمانده «موقتی» مبیوس هانما شوجی
پس اون کثافتی که تمام این نقشه هارو میکشه تویی؟
خودمونیما، عجب دردسری هستی، مایکی
گناه
...آخ
!لگد مایکی رو متوقف کرد؟
.اینقدر عجول نباش، مایکی
.هدفمون نابود کردن تومآنه
.ولی به دردسرش نمیارزه، واسه همین میخواستیم که باهم درگیر شین
.منظورم اینه که، بالا برین پایین بیاین نتیجه همونه
این یعنی اینکه
!میتونم مایکی شکست ناپذیر رو با دوتا دست خودم بکشم
مجازات
این یارو پشت همچیزه؟
!مبیوس 100 نفر داره! و تومآن فقط چهارتا
!اگه تخم دارین اینبار ترسو بازی دربیارین، عوضیا
.من مثل اوسانای دل رحم نیستم
!چشم، قربان
،اگه هرکدومتون فرار کنین
میوفتم دنبالتون و میگیرم اینقدر میزنمتون !که تمام دندوناتون از دهن کوفتیتون بریزه بیرون
!چشم، قربان
...مایکی و دراکن
♥ خدا بیامرزتون
چه خبره آخه؟
.نائوتو اینارو بهم نگفت
.درگیری داخلی تا الان باید برطرف میشد
.ولی الان یه درگیری دیگه داره اتفاق میوفته
وایسا، نکنه این تقصیر منه؟
تاریخ داره سمت اشتباهی پیش میره؟
!الان دیگه متوقف کردن کیوماسا کون هم فایده نداره
چیکار کنم؟
.سر وقت اومدن
ها؟
...پسر
.این گندکاریو ببین
فرمانده دسته پنجم میوتو یاسوهیرو
.با مبارزه تن به تن زیاد حال نمیکنم
فرمانده دسته چهارم کاواتا ناهویا
!ولی اگه با مبیوس باشه میتونیم هرجوری دلمون بخواد مبارزه کنیم
فرمانده دسته یکم باجی کیسکه
.یعنی درگیری نهایی همین امشبه
...شماها
!توکیو مانجی گنگ اینجاس، احمقا
کی میخواد اول بمیره؟
!په! اولین نفر خودتو میکشم
مجازات
!مهمونی داره شروع میشه
.لعنتی
.مغزم تاب نمیده بفهمم چقدر آدم اینجاست
...یه بزن بزن تو روز فستیوال
.حس میکنم خونم داره به جوش میاد
نه، مایکی؟
.آره، کن چین
No comments yet. Be the first to leave one.