The first 200 lines.
آنــچــه گــذشــت
حال همسر سابقت چطوره، کاراگاه احمق؟
این دعواییه که میخوای؟
تو خودت رو واسه پرونده پالمتو در خطر انداختی
ببین تو رو کجا کشونده - باشه -
کلویی، تو چیزی میگی
که اصلا امکان نداره
باید یه توضیحی برای
چیزی که دیدم باشه، دن
!باید باشه
کلویی، این میتونه دلایل زیادی داشته باشه
این یعنی یه پلیس میدونسته
که این راه مخفی وجود داره، دن
اون چیه؟ - یه کلید 999 -
.پلیس لس آنجلس صادرش کرده حق با من بود
این وظیفه منه تا بال ها رو برگردونم به جایی که بهشون متعلق هستند
...بخشی از وجودت نمی خواد که برگردی؟
راستش نه
من صلاح لوسیفر رو می خوام
پس یه چیزی بهم بگو که
بتونه علیه لوسیفر استفاده کنم ...و مطمئن بشم که
هردوتون به جایی که بهش تعلق دارین برگردین
مشکل همینه
اون دیگه بهم اعتماد نداره
ولی یکی هست که باهاش حرف میزنه
یه دکتر
سلام همسایه
راستش یکی رو لازم دارم که درمورد یه بیمار
باهاش درد دل کنم
...و گوش کن ...اگه تو هم بیماری داشتی که
...بخوای درموردش حرف بزنی
فکرشم نمی تونی بکنی
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
ماشالا. ممنون دخترا
.
بعداً امتحانش می کنیم
!برایان! به سلامتی
میز، بهم نگفتی تولدت مبارک
شیطان روز تولد نداره
خب، الان که دارم
من بالهام رو سوزوندم
احساس می کنم دوباره متولد شدم
این پارتی تولد دوباره منه
تولد دوباره؟ به عنوان کی؟
هر کی که می خوام باشم
هیجانانگیزه، مگه نه؟
.
به سلامتی شروع جدید
تولدم مبارک
چه خوب
اون واسه قرار اومده
"تو که گفتی "مستی با چند تا دوست
خب، میدونی، اوضاع از کنترل خارج شد
درست همونطوری شد که دوست دارم
یه کادوی تولد برات آوردیم
این ما که گفتی مای شاهانه بود؟
ویسکی با یه عصاره خیارشور
توی ادارهمون اینطوری تولد میگیریم
چه عالی! مگه میشه قبول نکنم؟
میشه قبول نکنم؟
معلومه که میتونی
همیشه تو رو بدبخت فرض میکنیم
به سلامتی یه سفر دیگه زیر آفتاب
نوش
.
بدک نبود، نه؟
!شور بود
بزار مِیز رو پیدا کنم
باید این معجون عجیب رو بچشه
اون عاشق مزهی شور بعد از عشق و حاله
نه. فقط خواستیم یه سر بزنیم و بریم
یه کار مربوط به اداره داریم که باید بهش برسیم
بعضی از ما واسه زندگی کردن باید یه لقمه نون در بیاریم
خب، اینم از شانس بد ماست، نه؟
بیخیال، پارتی هنوز شروع هم نشده
تولدت مبارک، لوسیفر
مطمئنی میخوای اینجا باشی؟
نمیشه که تنها آدمایی باشیم که
جشن برگشتن مالکوم رو از دست میدیم
...اگه بخوایم یه پلیس کثیف پیدا کنیم
باید مثل همکارها رفتار کنیم
!کلویی دکر
شروع شد
من و تو باید صحبت کنیم
چرا که نه، مالکوم
برگشتی پیش این بابا؟
.
مگه چه مدت من نبودم؟
مگه عقل از سرت پریده، دکر؟
...ما فقط، ما فقط - . ..میدونی، ما -
ریلکس باشین بچهها
فقط خواستم اذیتتون کنم
بالاخره حس شوخطبعیت برگشت
آره، داره زود خوب میشه
دکتر گفت که میتونه چند روز دیگه
از شر این صندلی خلاص بشه
از هل دادنم خسته شدی، پائولوچی؟
ببینش
همکاری که نمیمیره
به گمونم بهشت اون رو نمیخواسته
و جهنم هم نتونسته نگهش داره
فکرشم نمیتونی بکنی
...خب، شاید من
آخرین بار که اینجا بودم پا از گلیمم فراتر گذاشته باشم
اما به جاش گل فرستادم
و شکلات
حالا هم خودم رو آوردم، تا بهترین کادو آخر کار تقدیمت بشه
کافی نیست؟ نه؟
میتونی یه دوست هم دعوت کنی
چرا فکر کردی که ناراحت میشم؟
به خاطر این کارت؟
به نظر معمولاً زنها
خوششون نمیاد یه مرد با مشت چیزا رو سوراخ کنه، بله
لوسیفر، آخرین جلسهمون پیشرفت غیرمنتظرهای داشت
واقعاً؟
بالاخره احساساتت دارن روی تو تأثیر میزارن
اجازه میدی ارتباطاتت با بقیه آدما بهبود پیدا کنن
میدونی، مشکل این بخش قضیهست
البته میخوام مثل سابق بشه
چرا؟
...خب، چون این احساسات
.به شدت ناراحت کننده هستن، برای همین
الان چی ناراحتت میکنه؟
...خب
الان دارم یه احساس عجیب و غریب رو تجربه میکنم
...انگار یه
انگاز یه آدم گنده نشسته باشه روی سینهام
ولی نه جوری که خوش بگذره
کِی اینطوری میشه؟
...خب
وقتی پیش کلویی هستی؟
بله
خب، راستش این روزا هم وقتی با دن بوده
شوهر سابقش
البته، بگی نگی
نمیدونم توی اون کلهخر چی دیده
...لوسیفر
تو حسودی
شیطان حسودی نمیکنه
من کسی هستم که شهوت رو به بقیه القاء میکنم
...آخه
خودت که میدونی
اصلاً
ممنون
جواب به جایی بود
وایسا ببینم، شاید مشکل از من نیست
مشکل از اونه
تو میتونی کاراگاه رو درست کنی
چطور این کارو بکنم؟
خب معلومه، احمق گرایی اونو درست کنه
اونوقت دیگه از شوهر سابقش دور میشه
بعدش همکارم رو پس میگیرم
معالجه اینطوریا نیست
ما با مشکلات تو سر و کله میزنیم
نه مشکلات بقیه
خدای بزرگ! جلسهش بد پیش رفته
ممنون که با قدم فرماییتون ما رو منوّر فرمودین
بله، یه کار به خصوصی داشتم
دوبار درمان توی یه روز. خوش به حالم
دکتر برنی شاو، دیشب به قتل رسیده
کسی به زور وارد نشده
قاتل به احتمال زیاد قربانی رو میشناخته
اسلحه، فقط کاربرد دفاع از خود داشته
به نظر یه جرم خشونت آمیز بوده
صحیح. آره
تا حالا رفتی پیش روانشناس؟
میدونی، به خاطر خشم سرکوب شده و مشکلات اعتماد نداشتنت
و جاذبه تو به مردای خیلی احمق
بیا فقط روی پرونده تمرکز کنیم، باشه؟
خب، وقتی پرونده جالب باشه، چرا که نه
اینجا رو باش
"جالبه... "روانشناس خیانتکار
آره، اون زوجها رو تشویق میکرد که برای نجات ازدواجشون خیانت کنن
تصور کن چند نفر از مردم میخوان اونو بکشن
.راستش نمیتونم تصور کنم به نظر فکر عالیایه
نمیشه که آدم با خوابیدن با بقیه ازدواجش رو نجات بده
امتحان کردنش ضرری نداره
کاملاً مطمئنم که ضرر داره
این زنش، الکساندرا ست
...اون بیرون از شهر بوده و تا برگشته
دیده که شوهرش مرده
زن بیچاره
!بخشید
شوهرتون همون روانشانس خیانتکار بود
دقیقاً تو رو نمیشناسم
ولی الان وقت خوبی برای قضاوت درباره مردم نیست
چی؟ قضاوتی نکردم، آقای سنگ صبور
!به نظرم کار شوهرشون واقعاً عالی بود
من کاراگاه دکر هستم
ایشون همکار من، جناب مورنینگ استار هستن
آره، آره
جاناتان مدینا
همکار دکتر شاو هستم
...شهوت نباید سرکوب بشه این کار غیر طبعیه
شوهرت این موضوع رو درک کرد
برنی فقط میخواست به مردم کمک کنه
اون زندگیش رو وقفِ بقیه کرد
آخه کی همچین کاری میکنه؟
به زودی میفهمیم، خانم شاو
No comments yet. Be the first to leave one.