The first 200 lines.
♥•° ترجمه اختصاصی °•♥ ♥ • °• SARA_FIRSTSUB • °•♥
≡ قـاره دولـو ≡
≡ قسمت سوم ≡
... راستش
هیچوقت ندیدمش
واسه همین نمیدونم چه حسی نسبت بهش دارم
ولی اینُ میدونم که پدرم خیلی غُصه میخوره
وگرنه هیچوقت دائم الخمر نمیشد
من فکر میکنم
مادرم یه زن خیلی خیلی مهربون بوده
واسه همینه که پدرم نتونسته فراموشش کنه
تموم شد
فقط نمیدونم چرا دارم اینا رو به تو میگم
به عنوان یه درُ دل درنظر بگیر
گریه نکن
من کِی گریه کردم؟
دا مینگ بهم گفت
یه روزی همه میمیرن
میتونی اونُ توی قلبت حفظش کنی اینجوری میتونی باهاش زندگی کنی
فکر کنم مامانت تو قلب پدرته
اونا هیچوقت از هم جدا نمیشن
استاد.
چی شد؟
کل خوابگاهُ زیرُ رو کردم
انگار آب شده رفته تو زمین
واقعاً همه جارُ گشتم
پس بهتره همینجا منتظرش بمونیم
بالاخره که گرسنه میشه
یه دقیقه گوش بدین
من هیچ رابطه ای باهاش ندارم
بنظرم دختر خوبُ مهربونیه
روحیه لطیفی هم داره
اما من و اون باهم هیچ رابطه ای نداریم
اون مثل ...
مثل یه بچه میمونه
درکت میکنم
اصلاً بما ربطی نداره
هی شما...
ما باهم رابطه نداریم
داداش سان درکت میکنیم
نگران نباش ما به کسی چیزی نمیگیم
داداش وانگ!
خواهر وو تو دردسر افتاده
واقعاً منُ یادت نیست؟
همین دیروز همدیگرُ ملاقات کردیم
شیائو وو
تنگ سان
اومدی؟
اونا گفتن غذای اینجا رایگانِ
برادر تنگ چه تصادفی
شیائو وو این آقا رو میشناسی؟
میگه دیروز همدیگرُ ملاقات کردیم
منکه چیزی یادم نمیاد
تو شیائو وو یی؟
تو خوابگاه پسرا چیکار میکنی؟
من رئیسشونم
تو رئیس اونایی؟
آره.
چقدر شوخ طبعی
اتفاقاً کاملاً جدیم
رفتم خوابگاهُ تک تکشونُ شکست دادم
حرف دیگه ـیم هست؟
گرسنه ام
بیا بریم یه چیزی بخوریم
دوباره چی شد؟
غذای اینجا بی کیفیت
اما غذاخوری انجمن فرق میکنه غذاهاش فوق العاده ـس
میتونی هرچی که بخوای سفارش بدی
من پسر فرماندارم.
میتونم تو ـرم همراه خودم ببرم
اما نمیدونم این افتخار نصیبم میشه یا ...
پدرت فرمانداره ؟
آره.
فکر کردم از خانواده شیائویی.
منظورت چیه؟
ببین
پدرت فرمانداره یعنی از خاندانِ وی چنگِ.
توام شیائویی
اصلاً جور در نمیاد
عجب دختر زبون درازی هستی
چطور جرات میکنی با پسر فرماندار اینجوری صحبت کنی؟
منظورش چیه؟
منظورم چیه؟
استاد لطف کرده و این افتخارُ بهت داده که باهاش ناهار بخوری
بیا ببینم.
برادر تنگ
فکر نمیکنم ربطی به تو داشته باشه
شیائو وو
میخوای باهاش بری؟
توام میای؟
من عضو انجمن نیستم
من نمیرم
پس منم نمیرم
شنیدی؟
گفت نمیاد
ای نمک نشناس
خیلی ضعیفی
من یه فرصت دوباره بهت دادم
اما ناامیدم کردی
نمیخواستم ناامیدت کنم
پس یه فرصت دیگه بهت میدم
برو کنار
بهت گفتم برو کنار
بهتره خوب فکراتُ کنی
دایی من مدیر این آکادمیِ
از خانواده چنگِ؟
حرفات تموم شد؟
میخوایم بریم ناهار بخوریم
شیائو وو
بریم ناهار بخوریم
باشه.
وانگ شنگ بیا بریم
ولش کن
بده ببینم
میگم ولش کن
بس کنین
چطور جرات میکنین تقلب کنین؟
وانگ شنگ مشکلت چیه؟
مگه نگفتم جواب سوالُ نمیدونم؟
چرا برگه رو از زیر دستم کشیدی؟
من...
-چرا دروغ میگی؟ -تو...
چی میگی تو؟
استاد
آره تقصیر منه
تقصیر منه که نتونستم جلوشُ بگیرم
لطفاً منُ مجازات کنید
تو برگه رو از زیر دستم کشیدی
چی داری میگی؟
استاد
اون برگه رو از زیر دستش کشید
منم دیدم
انگار تنتون میخاره
چیکار میکنین؟
وانگ شنگ و لیو لانگ نمره ی هردوتون صفره
برید بیرون
استاد ، من ...
بقیه ـم بنشینن امتحانشونُ بدن
روح مبارزه نعمتی نیست که هرکس از داشتنش برخوردار باشه
یه مهارت منحصر بفرده
هرچی سطحتون بالاتر بره میزان توانایی و قدرتتونم افزایش پیدا میکنه
برای همین تصمیم گرفتم به صورت گروهی آموزشتون بدم
الان
شیائو چن یو
قدرتشُ نشونتون میده
خوب توجه کنید
برای این مبارزه به حریف نیاز دارم
تنگ سان حریف خوبیِ.
تنگ سان
لطفاً با شیائو چن یو همکاری کن.
بله استاد.
تنگ سان موفق باشی
موفق باشی
موفق باشی
اگه از شیائو وو دوری کنی ،
بهت رحم میکنم
حداقل تو جمع شرمنده نمیشی
بهتره شروع کنیم
بچه ها راضی بودین؟
نه نبودیم بهتره تکرار کنی
آره.
تکرار کن
نشونمون بده
پس خوب دقت کنید
قدرت ژوان تیان!
استاد اونا دارن تقلب میکنن
کـافـیـه
ولش کنین
فنون رزمی بخشی از این فعالیتهاست
حالا همه ـتون به کیسه های روبروتون ضربه بزنید
باید با روح مبارزتون اینکارُ کنید
باید روحتونُ تقویت کنید
فقط از این راه میتونین
پله پله رشد کنید
باید از تمام قدرتتون استفاده کنید
از دستها و پاهاتون کمک بگیرید
فقط یه جفت گوش داری!؟
چیز دیگه ای نداری؟
همین یه جفت گوش سرعتمُ دوبرابر کرده
پس روح مبارزت خرگوشه
واسه همین به این آکادمی اومدم
میخوام قدرتمُ چندبرابر کنم تازه یه اسم مستعارم دارم
اسم مستعارم خرگوش کوچولوی بانمکِ
چطوره؟
بانمکـه
کنترل اژدها!
خودت شروع کردی
ببین چیکار کردی؟
شما اول شروع کردین
لیو لانگ لباسهای شیائو چن خیس شده
کمکش کن لباسهاشُ عوض کنه
بله
دارم برات
شیائو چن یو بدجوری قلدری میکنه
باورم نمیشه استاد هیچی بهش نگفت
در ظاهر هردوشونُ مجازات کرد
اما با اینکارش
جلوی شیائو چن یو رو گرفت اون میخواست به تنگ سان آسیب برسونه
هیچکس از اون خوشش نمیاد
خواهر وو ،
No comments yet. Be the first to leave one.