The Promotion

The Promotion

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Promotion 2008 All WEB-DL Source
The Promotion 2008 1080p WEB-DL
The Promotion 2008 720p WEB-DL
A Commentary by IranFilm Official
► برگردان به اس ار تی | IranFilm.Net

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Published on: 2016-12-17
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام . من داگ استابر هستم .

من معاون فروشگاه دونالدسون هستم .

اولين جايي که مشتريان ميان حتي مشتريهاي ديوانه .

- آقاي استابر . - ميتونم کمکتون کنم؟

اين يارو از تدي گراهام شکايت داره .

اسنک گندم شيرين .

باشه - اون به يه زبان ديگه حرف ميزنه -

اين اسپانيايي نيست داداش . نميدونم چه زبونيه .

باشه، بيا بريم .

نه -

من نميدونم رفيق

- لعنت ! - تو دونالدسون . . .

معاون به شکايات مشتريها رسيدگي ميکنه .

چه مرگشه؟

محافظت از اينجا شغل منه .

يکم سخته منظورم اينه که از اين کار زياد خوشم نمياد .

بيرون هم مشکل ارازل رو داريم . ما دوتا مامور امنيتي چهارده ساله داريم .

که تا اونجايي که ميتونند دور از مغازه ميايستند .

و پايان هر روز من به انتقادات و پيشنهادات مشتريها رسيدگي ميکنم .

نظرات اونا براي ما مهمه .

من وقتي از مغازه برگشتم . .. سه تا بچه سياه رو ديدم

که رو ماشينم نشسته بودند و اسنک ميخوردند .

اونا آخرش رفتند ولي دوست دارن منو با کلماتي مثل خوشمزه

آبنبات و پستون گنده صدا کنند .

من بايد اين نامه ها رو بدم به مدير اصلي .

که معمولا داره از سينما بر ميگرده .

چه خبر؟ سلام -

- نامه هاي جديده؟ - آره .

کدوم هاش خوبه؟

اين خوبه . '' ابنبات ليسي '' ''پستون گنده''

من ميخوام برم .

شغل من خيلي چالش داره .

خب من اينجا بخاطر اينکه هميشه شاد هستم لبخند نميزنم .

من لبخند ميزنم چون مطمئنم که مديرم .. .

هميشه انتظار داره که من شاد باشم .

و من ميخوام پيشرفت کنم و به شغل خوب داشته باشم .

من با دست راستم استخوان چرخان رو ميگيرم .

و دست ديگه ام، درست روي حفره سينشه

خب، الان من دارم قلبش رو ماساژ ميدم فکر ميکردم اون ميخواد بميره .

- چطور تونستي اونو برگردوني؟ - غريزه .

- سلام، جن . - سلام داگ مارک تيمس رو يادته .

- آره، سلام - سلام .

داشتيم درباره اين صحبت ميکرديم که مارک چطور جون يه دختر دو ساله رو نجات داده .

کارت خوب بوده .

- اوه ، از تدي گراهام به مارک بگو . - مشکلي نيست .

- مسخرست - چي؟

- اين اسنک تدي گراهام . - اسنک؟

- اون بخاطرش به دعوا افتاد . - چي شده؟ به من بگو .

- بهش بگو . - مشکلي نيست، نه .

نه, زودباش, رفيق من ميخوام بدونم، يالا .

و از من درخواست شد که داستان اسنک گرا هام رو به رئيس همسرم بگم . .

- کسيکه هيچوقت اسم من يادش نمياد . - خيلي خوب .

و اسم من رو سمت راست پيرهنم هست, درست اين گوشه

فکر کنم فقط اسم کوچک من خواستم بنويسم آقاي استابر ولي بخاطرش توبيخ شدم .

جالبه، اون يه طفل رو نجات داده عاليه .

اگر آموزش نجات کودک رو ميديدم، من هم احتمالا ميتونستم اينکارو بکنم .

بعضي روزها، فکر نميکردم کسي من رو آقا صدا کنه .

من فقط ''داگ'' بودم .

تو قبول ميشي، پسر .

- جدي؟ - جدي .

ميدوني اصطلاح قبول ميشي از کجا اومده؟

نه -

اهالي روم ازش استفاده ميکردند .

من بيشترين شانس قبول شدن رو دارم .

- تو بيشترين شانس رو داري . - آره .

بيا اينجا خوش شانس عرقي

- من واقعا خيس عرقم . - مهم نيست. بيا .

اوه، چه بوي گندي ميدي !

- ميرم دوش بگيرم . - باشه .

ميتوني به شب ما رو بيخيال بشي؟

والدينم دارن ميان .

- من بايد اين جا رو آماده کنم . - ما ميخوايم . . .

شام بخوريم .

فکر کنم تو الان خيس عرقي .

من همه چيز رو ميفهمم .

- اين هنوز فروشيه؟ - آره .

ما اين هفته بايد بريم اون خونه رو بگيريم .

چون من ميخوام برم سر اون کار ، و احساس ميکنم همه چيز درست ميشه

من هم همينطور . ولي شايد بايد يکم صبر کنيم .

من قبول ميشم و بايد اون خونه رو بگيريم .

- تو قبول ميشي؟ . - آره .

باشه، بيا انجامش بديم .

اون درست همونجايي بود . که ما براش کار ميکرديم

بعد، اون يارو از کانادا اومد .

ماشين بارگيري رو ببر اونجا .

- اون فقط براي مواد آبي هست . - باشه .

- اونو مستقيم از اينجا دور کن . - مواد آبي .

بايد قبل از هشت و نيم صبح کارو تموم کني

- اون رو ببر بالا بذار تو سکوي اول . - باشه .

از اين طرف, اون بزودي برميگرده برگرد بذارش اون پشت .

ما نقل مکان کرديم همسرم انتقالي گرفت و الان اينجاييم .

ريچارد ولنر، از کوبک .

و تقريبا همه چيز از اينجا شروع شد .

يه دلقک از کانادا اومده . ..

از يه شرکت همکار که من حتي . نميدونستم همچين شرکتي هم داريم

موقعيت خوبيه .

آر ه

- اين بزرگتره؟ - چي؟

- در اندازه کامله؟ - انداز ه کامل .

اينجا نقشه اش کشيده ميشه . تا غرب ديگه هيچ فروشگاهي وجود نداره .

من ميخوام تو اين فروشگاه استخدام بشم به عنوان مديرکل .

آره، منم همينطور .

- بعدا ميبينمت . - بعدا ميبينمت .

بزن قدش .

اريکسون شرکت همکار ماست .

باشه

اونا تو سراسر کانادا هستند . ولنر شش سال اونجا بوده .

ولي شانس قبولي هنوز با منه، درسته؟

نميدونم . ولنر از اون ادمهاييکه هميشه يه برگ برنده دارن

سابقه شغلي اون عاليه .

من اصلا چيزي در مورد قبولي . تو مصاحبه هاي شغلي نميدونم

خب، يک ميکروچيپ تو چرخ جلو سمت راست هست که يک حسگر داره . . .

که مانع ها رو تشخيص ميده، و يک سيستم ترمز خودکار داره .

پس ديگه به درها خراش نميندازه .

خب، ببينيم .

بايد بهش بگم که من شانس قبولي ندارم . .

و شايد ديگه نتونيم اون خونه رو داشته باشيم . واوو -

اينجوري تار نميزنند .

- من تمام سعيم رو ميکنم . - نه نميکني، چون منو دوست نداري .

- من خيلي دوست دارم . - پس نشونم بده . . .

- با بهتر تار زدن . - باشه .

بعدش با سکس بهم نشون بده .

رويا يا واقعيت؟

- واقعيت - اه خدا ي من .

فصل دو .

ا هميت شناختن فرصتها رو ياد ميگيريم . .

که بتونيم شغلمون رو تحمل کنيم .و به سلامتي از مشکلات عبور کنيم .

همچنين ياد ميگيريم که آدم . ترسو هيچوقت موفق نميشه

ولي برا ي کساني مثل ريچارد ولنر

که باعث ميشه همه اتفاقها بيفته .

خوبه وقتي که دخترهاي کوچکت رو مياري اينجا

که براشون کيک بخري لغت ''کير'' رو ياد بگيرن .. .

- ممنون دونالدسون . - لعنت -

- هي، چيز خوبي داريم؟ - نه -

- خب، مشکل چيه؟ ما باهم روش کار ميکنيم . - اين جعبه جاش بده .

- درست جلوي يه گروه ديوونه . - خب، ولي چه ربطي به اونا داره؟ .

واقعا ديوانه کنندست، همش نامه هاي بد .

اسکات، اينا اينجا چکار ميکنند؟

اونا ميخوان موادمون روببرن به يه مغازه جديد تو آگوستا. و يک ليست از جنسهامون ميخوان

خوشحال ميشم که ببينمشون .

منم همينطور .

از دونالدسون ميشنويد، بهترين بهترينها . .

اگر برا ي صبح دوشنبه شيريني ميخريد يا برا ي شام يکشنبه

هي، اين انبر ها رو بذار سر جاش .

- من دارم اينا رو دسته بندي ميکنم . - باشه خودم ميکنم، ولي بايد برم ماشينم رو بشورم .

- خب، کي پشت دخله؟ - ريچارد .

- از ريچارد بخواه . - اون پيش يکي از مديرن شرکت پپسيه .

اونا ميخوان يه محصول جديد بيارن . با کمک ريچارد .

- با کمک اون؟ - آره .

چند هفته هست که دارن باهم کار ميکنند و سرانجام .

ميتوني اينا رو ببري بيرون؟

ببين اين چند روز نامه هاي بدي تو صندوق داشتيم اعضاي هيئت هم که اينجااند .

فردا ميبرمت داخل .

از دونالدسون ميشنويد، بهترين بهترينها . .

دونالدسون بيشترين انتخاب رو به شما ميده .

- شما تقريبا هرکاري که بخوا هيد ميتونيد بکنيد . - هر چي؟

آره، رفيق . منظورم اين نبود .

نه، جدي . اگر کل اين بخش رو ميخواي .. .

اينجا بخش پپسيه، درسته؟

نه، ما اينجا کلي اتاق داريم اگر خواستي کارت رو گسترش بدي . ..

اگر بيشتر خواستي من در خدمتم .

اون يه کس چاق داشت منظورم راننده ماشيم شيري هست .

و يه کون گنده داشت فکر کن تو خونه باهاش تنها باشي .

- عاليه! - بيايد بچه ها .

نميخوايد از اينجا بريد؟

باشه

- هي، ديگه نميتوني ما رو بپيچوني - خفه شو گنده بگ .

- لعنتي، تو به من ميگي گنده بگ . - آروم باشيد .

من يه آدامس چارلزتون خريدم . ميتوني ازش بپرسي .

- خب، پس کو؟ - خوردمش، من يه آدامس چارلزتون نخريدم عوضي؟

اسم شما استابر هست، درسته؟

آر ه

- اون آدامس چارلزتون خريده؟ - تقريبا ساعت دو

امروز بعد از ظهر اون آدامس چارلزتون خريده؟ يالا استابر .

- آره . - باشه .

- پس اون به مشتريه، استابر - من مشتري ام، هر روز آدامس ميخرم

همتون خوش آمديد .

تو برخورد بدي داشتي، استابر .

اين چه کاري بود که کردي؟

بايد بريم درستش کنيم . بيا .

برو .

ببخشيد ، آقاي جوان

تقديم به شما

ميخوام يه آدامس چارلزتون توت فرنگي عالي بهتون تقديم کنم

من طعم توت فرنگي بهش دادم .

ممنون، آشغال توت فرنگي .

من آقاي توت فرنگي مسخره ام .

و من اون روز ميخواستم برم به قسمت داخلي نه تو بخش آدامس فروشي .

- کِو ، تو کارت عاليه . - از ملاقاتت خوشحال شدم .

من بهت افتخار ميکنم .

همونطور که گفتم اگر فضاي بيشتري تو قفسه ها خواستي . .

من ميتونم يکم جا برات باز کنم .

هي، تو ژيمناست نبود ي؟

من ژيمناست بودم؟

تو المپيک نوجوانان تو ژيمناست نبودي؟ رويز دنبالت ميگشت

اون ميگفت تو تو المپيک . نوجوانان ژيمناست بودي

نه، من تو المپيک نوجوانان ژيمناست نبودم .

اکتاويو، بيخيال .

اون يه شوخيه، برا ي دلگرمي

ولنر چيزي نگفت . اون امروز تو بخش داخلي بود .

More Farsi Persian subtitles for The Promotion

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left