The Hunting Party

The Hunting Party

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Hunting Party S02E06 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-03-06
Downloads: 37
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «گروه شکار» گذشت...

‫بهش میگن گودال.

‫اینجا خونه‌ی خطرناک‌ترین ‫و خشن‌ترین مجرم‌های

‫تاریخه، که همه دنیا فکر می‌کنن مُردن.

‫یا حداقل تا قبل از اون انفجار این‌طور بود.

‫حق شین بود که حقیقت رو بدونه.

‫می‌خوای بهش چی بگی؟

‫هی، مامان قاتل سریالی‌ت رو پیدا کردیم،

‫و از قضا رئیسمون هم هست؟

‫نمی‌دونم، اما کلمات ‫مناسبش رو پیدا می‌کنم.

‫کارت خیلی چشمگیر بود.

‫ممنونم قربان.

‫راستی، اسمم جانه.

‫جاناتان میچل پک.

‫پرونده‌ت رو خوندم.

‫خیلی به اون موضوع فکر کردم،

‫و اصلاً نباید این قضیه رو ‫از تو یا بقیه تیم مخفی می‌کردم.

‫من دیگه دنبالش نمی‌گردم.

‫نمی‌خوای مادرت رو پیدا کنی؟

‫خوش اومدین.

‫اسم من نوآ سایرسه.

‫اوه، صبر کن.

‫میشه از اون طرح‌های قلبی درست کنی؟

‫می‌خوام پستش کنم.

‫شاید هم ستاره.

‫نه وایسا، یه گل، مثل ارکیده.

‫راستش اینا رو به ما یاد نمیدن.

‫می‌تونم یه طرح مارپیچ بزنم.

‫اون که خیلی پیش‌پاافتاده‌ست.

‫همون گل رو امتحان کن.

‫الان نصفش مارپیچ شده.

‫منظورم اینه که اگه مجبوری یه ‫جدید درست کنی، اصلاً مشکلی نیست.

‫پولش رو میدم.

‫حواست هست؟

‫بقیه هم تو صفن.

‫اوه، لعنتی.

‫وای خدای من، یادم رفت ‫یه ربع دیگه هات‌یوگا دارم.

‫ولی نگران نباش.

‫وقتی اینو پست کنم، کاری می‌کنم که

‫کافه‌ت حسابی بترکونه.

‫ببخشید بابت اون. چی میل دارین؟

‫سلام. قهوه دمی، لطفاً.

‫توتس‌تینا اینجاست.

‫و وقتشه جدیدترین عضو

‫لیست «کمترین‌ها برای تحت‌تاثیر ‫قرار دادن تینا» رو بهتون معرفی کنم.

‫اول از همه، ازتون می‌خوام برین...

‫نه، نرین، بدوین...

‫سمت کیوت‌ترین کافی‌شاپ ‫جدیدی که تازه پیدا کردم،

‫قهوه برنیس.

‫نه جدی میگم بچه‌ها، این ‫بهترین لاته با شیر جودوسریه

‫که تو کل امسال خوردم.

‫هر کی احساس خوشبختی می‌کنه بگه «خوشبختم».

‫در ضمن، این برق‌لب تمشکی جدید، وای،

‫باعث میشه لب‌هام یه حسی داشته باشه که...

‫هی، پک بهت گفت قضیه از چه قراره؟

‫امم، نه، ولی وقتی بهم زنگ ‫می‌زنن که بیام مرکز فرماندهی،

‫معمولاً واسه صبحونه خوردن نیست.

‫درسته، ولی وقتی پای یه زندانی وسطه،

‫همیشه از قبل بهم خبر میدن.

‫بهت خبر ندادن؟

‫همون‌طور که مامور حسنی توضیح میده،

‫ما یه مشکل داریم.

‫دیشب، کاروانی

‫که داشت نوآ سایرس رو منتقل ‫می‌کرد، مورد حمله قرار گرفت.

‫همه، از جمله خود سایرس، کشته شدن.

‫می‌دونیم کار کی بوده؟

‫چرا یکی باید همچین کاری بکنه؟

‫ممکنه کار یکی از پیروان سایرس باشه

‫که ما از وجودش خبر نداشتیم؟

‫این کار برای کسی از گروه ‫«ساعت سیزدهم» خیلی پیچیده‌ست.

‫دیگه کی از کاروان‌ها خبر داره؟

‫فقط آدم‌های من تو سازمان سیا.

‫خب، کاملاً مشخصه که اشتباه می‌کنی.

‫یه نفر خارج از این فرماندهی

‫دقیقاً می‌دونسته کِی و کجا باید ‫برای یه ماشین حمل زندانیِ مخفی

‫کمین کنه.

‫پس یا یکی از اعضای تیمت داره دهن‌لقی می‌کنه

‫یا یکی از شماها.

‫سرهنگ...

‫با شرایط فعلی، پنتاگون اصرار داره

‫که یه تعادل قدرت مشخصی

‫تو عملیات‌های بازیابی وجود داشته باشه.

‫پس این یعنی، مامور حسنی،

‫جابه‌جایی و انتقال زندانی‌ها فعلاً

‫زیر نظر شما باقی می‌مونه.

‫فکر نمی‌کنم لازم باشه به همه‌تون

‫جدیت این شکست عملیاتی رو گوشزد کنم.

‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم سرهنگ.

‫همین الان یه رد از یه ‫زندانی دیگه پیدا کردیم.

‫دیگه اشتباهی در کار نباشه.

‫ازتون توقع بی‌نقصی دارم.

‫مرخصین.

‫زندانی اچ۸۹، لو کاپلان.

‫معروف به قاتل سلفی‌بگیرها.

‫نمی‌خوام پز بدم، اما بین خودمون باشه،

‫یه برنامه نوشتم که بهم خبر ‫بده اگه هر کدوم از زندانی‌ها،

‫وارد حساب‌های غیرفعال ‫شبکه‌های اجتماعی‌شون بشن.

‫واو، خیلی هوشمندانه‌ست.

‫ممنون.

‫این برنامه از یه بدافزار که خودم طراحی کردم ‫برای دور زدن وی‌پی‌ان‌ها استفاده می‌کنه.

‫به نظر میاد لو همین الان وارد

‫اکانت قدیمی اسنپ‌مکسش شده، ‫اونم برای اولین بار از سال ۲۰۱۹

‫توی میدتاون منهتن.

‫انگار حتی زندانی‌های گودال هم ‫نمی‌تونن از شبکه‌های اجتماعی دل بکنن.

‫اسنپ‌مکس، همون برنامه‌ست که انگار

‫اینستاگرام و تیک‌تاک با هم بچه‌دار شدن، نه؟

‫خب، نمی‌دونم.

‫ما تو خونه‌مون قانون سفت و سختی برای ‫استفاده نکردن از شبکه‌های اجتماعی داریم.

‫چه باحال.

‫اینجا نوشته لو یه برنامه‌نویس نابغه

‫و یکی از طراح‌های ‫نرم‌افزاری اولیه اسنپ‌مکس بوده.

‫اون یه سری آرمان‌های خیلی ‫بلندپروازانه درباره اینکه شبکه‌های اجتماعی

‫باعث ایجاد همدلی و حس ‫جامعه‌سازی میشن، داشته.

‫حس می‌کنم قراره یه گندی بالا بیاد.

‫خب، اون می‌خواست تکنولوژیش

‫آدم‌ها رو دور هم جمع کنه.

‫ولی به جاش، به گفته‌ی ‫خودش، برنامه، نقل‌قول می‌کنم،

‫«تبدیل شد به یه محل پرورش ‫برای غرور، کینه‌توزی،

‫و رفتارهای انزواطلبانه.»

‫پس حدس می‌زنم لقب «قاتل سلفی‌بگیرها»

‫استعاره نیست.

‫شیوه کارش جالبه.

‫با وجود اینکه اون با دقت انتخاب می‌کرده

‫و بعدش روزها این ‫قربانی‌ها رو تعقیب می‌کرده،

‫خود قتل‌ها تا حدودی بداهه

‫و همیشه تو ملاءعام بودن.

‫مثلاً این یکی رو موقعی که داشت لایو می‌گرفت،

‫پرت کرده جلوی ماشین‌های تو خیابون.

‫و یکی دیگه رو هم، اون‌قدر زد تا کشت

‫تو پارک پراسپکت با ‫استفاده از سه‌پایه خود طرف.

‫اون ادعا می‌کرد که ‫شش تا قتلش یه پیام بوده،

‫یه راه برای بیدار کردن دنیا نسبت به خطرات

‫شبکه‌های اجتماعی.

‫روزنامه پست یه مقاله ‫افشاگرانه کامل در موردش نوشت،

‫و خودش رو تبدیل به یه پدیده ‫تو شبکه‌های اجتماعی کرد،

‫یه نماد طعنه‌آمیز برای هنجارشکنی.

‫حتی تو زمان دادگاهش، بیرون ساختمان دادگاه،

‫محصولاتی با عکس صورتش می‌فروختن.

‫- چندش‌آوره. - چندش‌آوره.

‫- چندش‌آوره. - آره.

‫اگه همین الان دوباره وارد اسنپ‌مکس شده،

‫احتمالاً داره قربانی‌هاش رو تعقیب می‌کنه.

‫بیاین راه بیفتیم.

‫خب، وقت درخشیدنه.

‫فقط یادت باشه، پرانرژی باش.

‫جسور باش.

‫بکی باش.

‫سلام به هم‌صنفی‌های شیرینی‌پز.

‫دوست شما اینجاست، شیرینی‌پزی با بکی.

‫و امروز یه سورپرایز ویژه براتون دارم.

‫می‌خوایم مافین گردویی موزی درست کنیم.

‫حالا،

‫می‌دونم اینا یه کم بیش ‫از حد رسیده به نظر میان.

‫ولی نگران نباشین.

‫راز خوشمزگیش همینه.

‫اما قبل از اینکه شروع ‫کنیم، می‌خوام مطمئن بشم

‫دکمه سابسکرایب رو می‌زنین تا از

‫بهترین دستورپخت‌های جدیدم باخبر بشین.

‫خیلی خب، وقت شیرینی‌پزیه.

‫حالا، اول از همه باید...

‫با دو پیمانه ‫آرد همه‌منظوره.

‫بعدش، قراره دو تا ‫تخم‌مرغ بشکونیم.

‫لعنتی.

‫برداشت هفتم.

‫بچه‌ها شما هم حس می‌کنین ‫لازاروس در مورد حمله به این کاروان،

‫بیشتر از اون چیزی که نشون میده می‌دونه؟

‫خب، اینکه انگشت اتهامش رو ‫گرفته سمت ما که قطعاً فیلمشه.

‫اون یه چیزی می‌دونه.

‫منم همین‌طور.

‫کاروان سایرس دیشب از مسیر ‫تعیین‌شده‌اش منحرف شده بود.

‫شاید فهمیده بودن قراره بهشون حمله بشه؟

‫خب، قبل از درگیری مسلحانه ‫هیچ گزارشی مبنی بر تماس ثبت نشده.

‫اوکی، پس الان دو تا معما داریم...

‫کی به کاروان حمله کرده

‫و اصلاً از اول چطوری از مسیر منحرف شده.

‫مرحله بعد چیه؟

‫تخم‌مرغ‌ها؟

‫پس چرا داری به من نگاه می‌کنی؟

‫تخم‌مرغ‌ها رو بشکون.

‫آفرین.

‫خب، حالا بگو.

‫آه!

‫بکی،

‫بگو.

‫باشه.

‫سلام به همه.

‫این قراره آخرین پست من باشه.

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی توسط

✦ @ LuminoxSub | Amir Luminox ترجمه از ✦

« گـــروه شـــکـــار »

‫می‌خوام سعی کنم اینو جوری بگم

‫که آدم ساده‌لوحی مثل تو بتونه بفهمه.

‫من بزرگ‌ترین شرکت‌های ‫تکنولوژی تو کل دنیا رو داشتم

‫که برای استخدامم تو تیم‌هاشون ‫داشتن سر و دست می‌شکستن، خب؟

‫ولی من اسنپ‌مکس رو انتخاب کردم،

‫یه استارتاپ بی‌نام‌ونشون،

‫چون به هدفشون ایمان داشتم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left