The first 200 lines.
من همجنسگرا به دنیا اومدم
هیچ شکی توش نیست
و بعداً، وقتی با دخترا تجربه پیدا کردم
حتی بیشتر همجنسگرا شدم
خوشم اومد
زنها رو خیلی دوست دارم
خیلی زیاد
دوست دارم با زنها عشقبازی کنم
تو دوست نداری؟
وقتی به من فکر میکنی، دلورس
وقتی دیگه نیستم
منو اینطوری یادت میآد، شناور
شناور، شناور
پسر! تو اورژانس! کمکم کن!
باید برم دفتر تا نقشهها رو بررسی کنم
میتونی تنها بری؟ من بعداً بهت میرسم
بچهام منو بغل میکنه
کی بیگناهه؟
هیچکس
اگه بدترین قسمت تموم شده، چرا من میترسم؟
میخوام دنیا وایسه
میخوام همه چیز یخ بزنه
مرگ بزرگترین خیانت خداست
سلام
چطوری؟
فعلاً خوبه
تو چمدون منو برداشتی
من مال تو رو دارم
اوه، خب. کی میای؟
شاید فردا... به محض اینکه کارم تموم بشه
سوخته
سوخته؟
تو موتور رو سوزوندی
من کجا میتونم اینجا شب رو بگذرونم؟
همه جا پُره
اما یه هتل نزدیک اینجاست
سراغ مارگو رو بگیر
شاید کمکت کنه
میتونم برسونمت
اگه خیلی دور نیست، ترجیح میدم پیاده برم
اون جاده رو برو
آخرش بپیچ به چپ
ممنون
کجا فرستادیش؟
پیش مارگو
خدا نگهدارت
خداحافظ! خداحافظ!
به زودی میبینمت!
خداحافظ!
سلام. سلام
میتونم برای یک شب یه اتاق اجاره کنم؟
متاسفم، اتاقی نداریم
ماشینم خراب شده و مکانیک گفت شما بهم کمک میکنید
اسمت چیه؟ اوا
یک شب
بله، یک شب
سلام
من خوبم
یه مشکلی با موتور پیش اومده
به لوس خوانس نرسیدم
من تو یه هتل دیگه هستم
حالت خوبه؟
تو منو بردی، اما مُردی!
میخوای؟
ببین چقدر چاقی، خوک کوچولو
حالت چطوره عزیزم؟
خوبم، مامان
دیشب از فکر تو خوابم نبرد
نمیدونم چرا رفتی اون ساحل
پدرت میگه
برام مهم نیست چی میگه
لطفاً باهاش حرف بزن
به خاطر من این کارو بکن
به خاطر تو؟
بیا ببینم، مامان
نمیتونم
یک، دو، سه، چهار
یه روز بیشتر، یه روز کمتر
چند تا دیگه مونده؟
سی تا؟
چهل تا؟
پنجاه تا؟
خدا وجود نداره، اما اعداد وجود دارن
اونها بینهاین، هیچوقت تموم نمیشن
چرا من تموم میشم؟
دیوونه شدی؟
دوست داری آروم آروم بمیری؟
اینجا چیکار میکنی؟ اینجا ملک شخصیه
مال توئه؟ با مارگو حرف بزن. اون اتاق رو به من اجاره داده
تو تو یه قصه پریان زندگی میکنی، نه؟
چقدر اوریجینال. شوهرم همیشه بهم اینو میگه
میبینی؟
شوهرها برای همینن، برای عاقل بودن
کجاست؟
تو کاراکاس
اوه، وای
میخوای با ما شام بخوری؟
ماهی داریم، اما من نکشتمش
اینجا گرمازدگی آدمو میکشه
بریم، لولا
کجا بودی؟ ماهیگیری.
با مهمون اون کلبه صورتیه؟
داری منو دید میزنی؟ ازش خوشت اومد؟
تیپ من نیست.
خب تیپ تو چیه؟ من؟
دولورس دوست منه، پس گمشو!
نمیدونستم تو هم عضو اوپوس دئی هستی.
چت شده؟
به یه زن عادی اتاق دادی؟
عادی؟
دعوتش کردم شام بخوره.
دیوونه شدی؟ ما اینجا اومدیم واسه خلوت خودمون.
کی میدونه اون چه جوریه؟
ممکنه نظرشو عوض کنی. مگه کار تو همین نیست؟
تو یه روز؟
آدما میتونن تو ۲۴ ساعت عوض شن.
برو بابا! تحریکش نکن، اَنی!
داری منو امتحان میکنی. ۲۴ ساعت؟
۱۴۴۴ دقیقه؟
سه روز و اون تو تخت منه.
سر چی شرط میبندی؟
یه بطری وو کلیگو.
اون زنو ولش کن.
حسودی میکنی؟ چرا باید حسودی کنم؟
من تو این کشور معروفم. نمیخوام اون حرف بزنه...
...چرت و پرت.
همجنسگرا بودن بده؟
تو این کشور آره.
و منو معرفی میکنی به عنوان منشی شخصیات.
اونقدر شخصی که حتی تو تخت هم با هم کار میکنن.
چطوره بگی دخترخالهام یا دخترعمو؟ که یه کم فرق کنه؟
به سلامتی! به سلامتی!
سه روز.
نه ممنون.
دلت میخواد یه بچه دیگه داشته باشیم؟
یکی که مال تو و مال من باشه.
و کی بچه رو به دنیا میاره؟ تو یا من؟
میتونی منو با یه شکم گنده تصور کنی؟
خیلی خوشگل میشی.
باشه، بهش فکر میکنم.
در ضمن...
چرا تمرین رو شروع نکنیم؟
چون باید شام واسه مهمون لیز درست کنم.
چطور دلش اومد؟
راستی لیز عجیب رفتار نمیکنه؟
عزیزم، لیز خودش عجیبه.
منظورم اون نیست. منظورم اینه...
خیلی دفاعیه، فاصله گرفته.
انگار داره چیزی رو از من پنهان میکنه.
تو فکر میکنی لیز عجیب شده؟
همهمون عجیبیم.
حتی اون خانم ماهیفروش که وارونه سیگار میکشه.
پاشنه بلند تو ساحل، کوکی؟
پاشنه بلند راه موفقیتا.
اگه اول صورتت به زمین نخوره!
اینا دوستای منن، الکس و اَنی.
سلام. سلام.
خوش آمدید.
اونم کوکیه.
و اون یکی که عینک آفتابی زده، دالیه.
نوشیدنی میخوای؟
هی، امشب من صاحب این بارم.
ویسکی، ودکا، آبجو، رام؟
آدم باید وقتی تو تعطیلاتا جشن بگیره.
واسه جشن گرفتن به بهونه نیاز نداری.
من با مسئولیتپذیری نوشیدم و بدون احساس گناه.
به قول دکتر یان بزرگ.
شما دکتر یان هستین؟
نویسنده؟
از آشناییتون خوشبختم.
لطفاً اینقدر رسمی نباشید. باعث میشه احساس پیری کنم.
شما چیکارهاید؟
من تو یه انتشارات کتاب کودک کار میکنم.
شوهرم سرش شلوغه اما به زودی میرسه.
شما ازدواج کردین؟
من تا حالا ازدواج نکردم.
من کردم، ولی حتی یادم نمیاد.
من با یه پیرمرد ازدواج کردم تا از کوبا برم بیرون.
طلاق گرفتم، با دو تا بچه که با باباشون تو تعطیلاتان.
در غیر این صورت، با ما زندگی میکنن.
و تو لیز؟ من؟
اینقدر ازدواج کردم که از دستم در رفته.
شنیدی دولورس؟ تو حساب نیستی!
اونا دو سال با هم ازدواج کرده بودن.
و وقتی لیز ولش کرد، نزدیک بود خودشو بکشه.
اوه، لعنتی، گند زدم.
حماقت جرم نیست.
لطفاً، اون عادیه نه احمق.
ما اینجا نیستیم که قایم بشیم. بیرون به اندازه کافی این کارو میکنیم.
ببخشید.
بوگا چیه؟
برعکسِ همجنسگرا.
سیاه یا سفید. عادی یا همجنسگرا.
طیفهای خاکستری هم هستن، ولی انگار اونا به حساب نمیان.
در مورد دولورس یان برام بگو.
اون یه آدم واقعا خاصیه.
ما با هم بودیم.
بهش خیانت کردم و اون هیچ وقت منو نبخشید.
این قابل درکه.
نه.
No comments yet. Be the first to leave one.