The first 200 lines.
* شمشیر وودانگ *
پدربزرگ
!گم شو
مادربزرگ
مادربزرگ
مادربزرگ
مادربزرگ لطفا یکم آب بخورید
الان داروتون رو آماده می کنم
بانو شوی لینگ، چه خوب که اینجایید
دارویی که دفعهی قبل بهم دادید، خیلی خوب بود
شما طبیب ناجیِ شن نونگ جیای ما هستین
فکر کنم یه پاکت از این دارو، این بار واسهام کافی باشه
ایناهاش
... و
ممنون- دارو رو طی سه روز مصرف کنید-
ممنونم
چشم
مواظب خودتون باشید
خواهر شوی لینگ، برادر لیانگ کجاست؟
برادر لیانگ؟
اونجاست
برادر لیانگ
برادر لیانگ، چی کار داری می کنی؟
شیائو فو زی
ببین چی درست کردم
شمشیر چوبی! واسه منه؟
ازش خوشت اومد؟
!آره
!دوستش دارم
!بدش من! بدش من
خیلی خب، بفرما
مادربزرگ، بفرمایید یکم آب بخورید
!برادر لیانگ، حواست به حملهام باشه
اين واسه شماست
ممنونم
!شیائو فو زی، معرکهست
برادر لیانگ میرم بیرون بازی کنم
ندو، مراقب باش نیفتی
باشه
ندو
می تونم یکم اینو قرض کنم؟
!موش کوچولو، بدش من !بدش من
پیرمرد دیوونه، شمشیرمو برگردون
این یه شمشیر فوقالعادهست
!خدافظ
!پيرمرد بد !شمشیرمو پس بده
!از برادر لیانگ می خوام، یه درس درست حسابی بهت بده
به خان حمله کردن و بدجور زخمی شد
ایشون به این زودیها خوب نمیشن
بنابراین تا اون موقع، دربارهی امور نظامی من به جاشون تصمیم گیری می کنم
... زخم خان، خیلی عمیقه
خدا حفظشون کنه
کار کی بود؟
قاتل کشته شده
مرگ اون آدمکش، کمکی به ما نمی کنه
فهمیدید کی اجیرش کرده؟
هنوز در حال تحقیق هستیم
!بی مصرف
نخبههای تالار لینگ شوئهی تو
همشون این قدر بی عرضهان؟
سرپرست تالار جین
خان در حال درمانه
و اوضاع نامشخص و مبهمه
برای این که این اتفاق روی روحیهی افراد، تاثیر منفی نذاره
لطفا تمام شاهزاده و اربابانی که اینجا حضور دارن
این موضوع رو مخفی نگه دارید
این خبر نباید فاش بشه
حقیقت دیر یا زود افشا میشه
اگه می خواید روحیهی افراد محکم و ثابت باشه
پس باید از روشهای ديگهای استفاده کنید
ما باید در این برههی زمانی
یه شهر دیگه از سلسلهی دا مینگ رو فتح کنیم
خب جناب ژان کی باید این حمله رو فرماندهی کنه؟
سرپرست تالار جین، نظر شما چیه؟
جناب ژان
فتح کردن یه شهر کار سادهای نیست
بدون اینکه یه نقشهی حساب شدهای داشته باشیم
فقط بریم و حمله کنیم؟
این کار فقط منجر میشه خسارات زیادی بدیم در حالی که هدف خاصی هم محقق نشده
یه شتر لاغر بازم از اسب بزرگتره
جنگیدن تو خط مقدم جبهه
کار سختیه
به هر حال می تونیم با یه فرماندهی زیرک و نخبهای از نیروهای زبده، ترتیب یه حمله رو بدیم
نقشهی هوشمندانهایه
تو این زمان کم
از کجا همچین فرمانده و سربازایی
پیدا کنیم؟
به نظرم
شاهزاده آ مین تو امور نظامی، دانش و قدرت بی نظیری داره
اون مناسبترین شخص
برای فرماندهی یه حملهی غافلگیر کنندهست
جناب ژان، شما معمولا فردی کم حرف
اما متفکر و اندیشمندی هستید
اگه این حمله با موفقیت به سرانجام برسه
می بایست به فرماندهاش، اعتبار و پاداش زیادی داده بشه
یه جورایی منم از این اتفاق سود می برم، مگه نه؟
همگی گوش کنید
این نقشه خیلی مهمه
اجازه بدید خان رو در جریان بذاریم و منتظر تصمیم ایشون بمونیم
شیائو فو زی
کی شمشیرت رو برد؟
واسهات پسش می گیرم، باشه؟
اون پیرمرد دیوونهست
بهم بگو، کدوم پيرمرد دیوونه؟
اون پیرمرد دیوونه خیلی ترسناکه
من می ترسم
شیائو فو زی
مگه من بهت هنرهای رزمی یاد ندادم؟
چرا هنوز می ترسی؟
چرا! اما برادر لیانگ
هنرهای رزمی تو خیلی خوبه
لطفا واسه خاطر من
یه درس درست و حسابی به این پيرمرد بده
خیلی خب
عمو
پدر!؟
!پدر
!پدر
من لیانگم
چرا شما اینجایید؟
بریم خونه اینو ول کنید
من دیگه میرم
... بریم، پدر
چی کار می کنی؟
!پدر، من لیانگم
من لیانگم
!ولش کن! برادر لیانگ رو ول کن
!یه وارث
!فرقهی کونلون یه وارث داره
شیائو فو زی، برو دنبالش
!پدر
خان
تموم شاهزادهها و اربابان
نگران سلامتی شما هستن
عقاید شاهزاده آ مین با سرپرست تالار جین کاملاً متفاوته
جناب ژان، یه نقشهای مطرح کرد
پیشنهاد داد که با یک حملهی غافلگیر کننده، شهر رو فتح کنیم
جناب ژان
خیلی کم حرف
و همیشه ساکته
چرا امروز خیلی فعال و پر تکاپو شده؟
جناب ژان پیشنهاد کرد که شاهزاده آ مین
عالیترین نیروهای تالار لینگ شوئه رو برای حمله به شهر، فرماندهی و
شهر رو فتح کنه
و این طوری، تا زمان بهبودی شما
روحیهی افراد بالا می مونه
جناب ژان خیلی اندیشمند و با تفکره
اما فکر می کنم این نقشه، خیلی پر مخاطرهست
و در این اوضاع مناسب نیست
اگه این نقشه جواب بده، روحیهی افراد و محکم استوار می مونه
اون وقت مطمئنا
مقداری از این اعتبار، به جناب ژان می رسه
اما اگه نقشه شکست بخوره
هم شاهزاده آ مین و هم تالار لینگ شوئه
تضعیف میشن
در حالی که جناب ژان، بدون هیچ هزینهای احترام کسب می کنه
اما به نظرم
شاهزاده آ مین و سرپرست تالار جین
چندان با جناب ژان هم عقیده نیستن
این مهم نیست
به محض طرح این نقشه
قطعا افراد باهوش، مقصود و نیتش از این کارو متوجه شدن
منظورتون اینه که
هدف جناب ژان از مطرح کردن همچین نقشهای اینه که به افراد خیانتکار
بفهمونه، می خواد دست به یه کاری بزنه
کم حرف بودن، بیشتر از
غرغرهای یه فرد احمق
به چشم میاد، مگه نه؟
!شما خیلی خردمندین
غذای دارویی خیلی تلخه
غذا، غذاست و دارو داروئه
ترکیب کردن این دو تا با هم، مزهشون رو افتضاح می کنه
باید تو تفکیک کردنشون بهم کمک کنی
ببین کدوم دارو تلخه
و کدوم غذا خوشمزهست
حتما، از هیچ کوششی دریغ نمی کنم
پدر لطفا یکم غذا بخورین
پدربزرگ کلی غذای خوشمزه رو میز هست
چرا نمی خوری؟ یکم بخور
شیائو فو زی
بیا تو حمل سطل آب کمکم کن
باشه
بریم
... تمرین هنرهای رزمی شگفتانگیز
پدر، لطفا بشینید
حالتون خوبه؟
پدر یکم غذا بخورید
مضطرب نباش
!ما تو یه ماموریت رسمی هستیم
طبق تجربیات من
انتظار واسه فرصتهای غیر منتظره و باد آورده احمقانهترین کاره
تقریبا محاله که دشمن اشتباه کنه
و تو بتونی از این اشتباهش سود ببری
اگه خستهای، به خوابت ادامه بده
می دونی وقتی منتظر یه فرصت بادآورده هستی
مهمترین چیز، چیه؟
صبره
!شانسه
این حرفتم درسته
پس
No comments yet. Be the first to leave one.